نظام پارلمانتاریسم؛ ایدهای برای تشکیل مجلس فرمایشی و تحت فرمان؟
چکیده :با توجه به وضعیت احزاب در ایران و محدودیت فعالیت سیاسی بسیاری از کارشناسان سیاسی نگران تغییر سیستم سیاسی ایران هستند. با توجه به نظارت استصوابی شورای نگهبان و ردصلاحیتهای گستردهی این نهاد مشخص نیست ترکیب مجلس چطور خواهد شد و آیا مجلسی تحت امر سپاه و نهادهای وابسته به قدرت شکل خواهد گرفت و یا مجلسی مردمی با نمایندههای واقعی مردم؟ قطعا اگر شکل اول باشد کمااینکه چند مجلس اخیر آن را دیده و در مجلس کنونی نیز شورای نگهبان تاجایی که توانست نیروهای تاثیر گذار را حذف کرد، مجلسی شکل خواهد گرفت که هرچه به آن دستور دهند را انجام خواهد داد و در آن صورت مشخص نخواهد بود بر سر جمهوریت نظامی که حاصل فداکاریهای بسیار است چه خواهد آمد؟...
کلمه – نرگس مستوفی: عزت الله یوسفیان مولا رئیس کمیسیون تدوین آئیننامه داخلی مجلس ایران از احتمال ارسال نامه نمایندگان به آیتالله خامنه ای، جهت بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی خبر داد.
به گفتهی این نمایندگان مجلس اگر انتخابات پارلمانی داشته باشیم، سیستم نخست وزیری و پارلمانی احیا میشود، مسالهای که به نظر نمایندگان به نفع کشور و لازمه آن تغییر قانون اساسی است.پیش از این و در دوره ریاست جمهوری محمود احمدینژاد؛ رهبری این مساله را قابل بحث عنوان کرد.
این اظهار نظر نمایندهی مجلس منجر به واکنشهایی در فضای مجازی شد. آذر منصوری عضو شورای مرکزی حزب اتحاد در این باره در توییتر خود نوشت: ” تغییر #نظام_ریاستی به #نظام_پارلمانی مقدماتی داردکه هیچیک در ایران امروز فراهم نیست. بدون این مقدمات عملا یکی از اجزاء مهم دموکراسى حذف میشود.”
مصطفی تاجزاده فعال سیاسی اصلاح طلب نیز با کنایه به صدور حکمهای اخیر برای فعالین اصلاح طلب در این باره در توییتر نوشت: “محکومیت دو نایب رئیس مجلس و روسای فراکسیون اکثریت و کمیسیون بودجه آن همزمان با طرح انتخاب رئیس جمهور توسط #مجلس بجای مردم به چه معناست؟”
منتقدین، وضعیت کنونی احزاب را دلیلی بر عدم موفقیت نظام پارلمانی در ایران میدانند. در حال حاضر جز چند حزب تاثیر گذار در دو جریان سیاسی کشور احزاب فعالی نداریم که بتوانند پارلمان قوی مبتنی بر ساز و کارهای دموکراتیک تشکیل داده تا نخست وزیر از دل چنین نظامی بیرون آید.
در سالهای اخیر به دلیل سرکوبهای اعمال شده، جریان اصلاح طلبی دچار محدودیتهای بسیاری شده است. احزاب تاثیر گذار این جریان به طور غیر قانونی منحل و یا محدود شده و اعضای حزب تازه تاسیسی چون اتحاد ملت نیز با محدودیتها و احکام جدیدی مواجه شدهاند. بسیاری از فعالین و چهرههای سرشناس این جریان زیر فشار امنیتی شدید قرار دارند و نمی توانند فعالیت موثر حزبی داشته باشند و حتی برای نوشتهها و سخنرانیهایشان نیز مرتب توسط اطلاعا سپاه احضار شده و فعالیتهای سیاسیشان محدود تر از قبل میشود. هرچند که آنها وقعی به این محدودیتها نمی نهند اما با توجه به فشارهای امنیتی، در فضای رسمی سیاسی نمیتوانند به ایفای نقش بپردازند.
از آن سو جریان اصول گرا نیز تهی از حزبی تاثیر گذار است. احزابی چون موتلفه سالهاست از سوی جریان تندرو و پایداری کنار گذاشته شده و رای و نحوهی حضور میرسلیم نشان داد که این حزب دیگر دیگر تاثیر گذاری گذشته را ندارد. آخرین تلاش این جریان برای جمع شدن و تشکیل یک جبههی فراگیر به نام جمنا نیز با شکست مواجه شد و حضور ابراهیم رییسی بدون اجماع نهایی پیش از انتخابات این جریان را از هم پاشاند. باوجود آنکه انتظار میرفت پس از انتخابات رییسی بتواند با رای کسب کرده این جریان را جمع کند و جریان جدیدی بوجود آورد اما فعالیتهای رسانهای آنان کمامان حاکمی از تشتت و سردرگمی در جریان اصول گرایی است. خصوصا که با وجود جبههی پایداری و تندروهای وابسته به نهادهای امنیتی که به هرصورت با کمک این نهادها در ارکان قدرت حفظ میشوند، به نظر نمیرسد که اصول گرایان شانسی برای تشکیل حزبی قوی و منجسم داشته باشند.
از این رو با توجه به وضعیت احزاب در ایران و محدودیت فعالیت سیاسی بسیاری از کارشناسان سیاسی نگران تغییر سیستم سیاسی ایران هستند. با توجه به نظارت استصوابی شورای نگهبان و ردصلاحیتهای گستردهی این نهاد مشخص نیست ترکیب مجلس چطور خواهد شد و آیا مجلسی تحت امر سپاه و نهادهای وابسته به قدرت شکل خواهد گرفت و یا مجلسی مردمی با نمایندههای واقعی مردم؟ قطعا اگر شکل اول باشد کمااینکه چند مجلس اخیر آن را دیده و در مجلس کنونی نیز شورای نگهبان تاجایی که توانست نیروهای تاثیر گذار را حذف کرد، مجلسی شکل خواهد گرفت که هرچه به آن دستور دهند را انجام خواهد داد و در آن صورت مشخص نخواهد بود بر سر جمهوریت نظامی که حاصل فداکاریهای بسیار است چه خواهد آمد؟













