انتصابهای مجمع تشخیص؛ از ردصلاحیتشدگان تا ناکامان در انتخابات
چکیده : این نخستین بار نیست که خواست و رای مردم نادیده گرفته میشود. آنها در خرداد ۸۸ دیدند که چطور خواستهشان با خشونت پاسخ داده شد و امروز نیز میبینند در حالیکه مطالبه رفع حصر را مطرح میکنند و خواستار رفع ممنوع التصویری سید محمد خاتمی هستند، مطالباتشان نادیده گرفته میشود. صدای اکثریت بارها به گوش مسوولان عالی ربته نظام رسیده است و مردم بارها از طرق مختلف پیام خود را رساندهاند اما گویا ارادهای وجود دارد تا به مردم ثابت کند صدا و پیامشان شنیده نمیشود....
کلمه – نرگس مستوفی: صبح دیروز آیت الله خامنهای در حکمی اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام را منصوب کرد. بر اساس این حکم، آیت الله شاهرودی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام شد، انتصابی که بیشتر تحلیل گران سیاسی در چند هفتهی اخیر آن را پیش بینی کرده بودند.
فارغ از انتخاب هاشمی شاهرودی به ریاست مجمعی که اکبرهاشمی رفسنجانی از سال ۷۶ تا لحظه ی فوت ریاست آن را برعهده داشت دیگر انتصابهای روز گذشتهی آیت الله خامنهای باعث بروز واکنشهای و اعتراضاتی در فضای مجازی شد.
در واقع سه انتخاب او به عنوان عضو در مجمع تشخیص مصلحت نظام پیش از مابقی انتخابات با واکنش مواجه شد. باقر قالیاف، ابراهیم رییسی و محمود احمدی نژاد سه منصوب رهبری در مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند که انتصاب آنها اعتراضاتی را به همراه داشت که دست مایه طنز کاربران فضای مجازی نیز قرار گرفت
مخالفت با حضور محمود احمدی نژاد دارای دو بعد است. یک بخش آن باز به تخلفات میلیاردی مطرح شده توسط دادستان بازرسی کل کشور باز میگردد. در واقع با این انتصاب این سوال مطرح میشود که اگر محمود احمدی نژاد تخلفات مالی به این گستردگی دارد چرا باید به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآید و اگر به خاطر این تخلفات بنای برخورد قضایی با او باشد با این سمت چقدر امکان پیگیری وجود دارد؟
اما بخش دیگر ماجرا به اظهارات اخیر محمود احمدی نژاد، رحیم مشایی و بقایی باز میگردد. به محمود احمدی نژاد در پشت بلندگو گفته شد که در انتخابات شرکت نکند، اما نه تنها خودش که حمید بقایی هم با او آمد، در تمام طول انتخابات تهدید کرد و سخنان هنجارشکنانهای حداقل از نگاه رسمی حکومت مطرح کرد. چند هفتهی پیش نیز پس از آزادی بقایی از زندان، خبر از سرنگونی داد و اظهاراتی را بیان کرد که باعث تعجب همگان شد، سخنانی که اگر اصلاح طلبان و تحول خواهان بر زبان رانده بودند هم اکنون در اتاق های بازجویی بودند.
اما برخلاف تصور همگان احمدی نژاد نهتنها به مراسم تنفیذ دعوت شد که مجددا حکم او برای مجمع تشیخص مصلحت نظا نیز صادر شد. هرچند که فرید حداد عادل در توییتر در مورد این انتصاب نوشت که این شانس آخر او هست نه چشم پوشی از خطاهای گذشته. اما به نظر می رسد این فرصت آخر نیست و احمدی نژاد ذخیرهای برای این روزهایش در نظر گرفته که سبب میشود طرف مقابلش کوتاه بیاید.
اما دو انتصاب دیگر دیروز، باقر قالیباف و ابراهیم رییسی بودند. در مورد باقر قالیباف نیز گفته میشود که دارای فساد اقتصادی در شهرداری تهران است به طوریکه میرسلیم بارها در توییتر خود و حتی مصاحبههایش از فساد قالیباف گفته و نوشته و حتی تاکید کرده که باید همه جا مراقب او بود و احمد توکلی نیز در خصوص فساد باقر قالیباف هشدار داده بوده است. از سوی دیگر مساله املاک نجومی هنوز حل نشده و پیگیریهای قضایی آن ادامه دارد و امروز نیز رحمتالله حافظی خبر داد که در روزهای اخیر ۲۸ میلیارد از حساب های سازمان بازنشستگی شهرداری تهران خارج شده است.
انتظار عمومی آن است که به جای دادن پست جدید به باقر قالیباف نخست تخلفاتی که هر دو جناح سیاسی کشور بارها در خصوص آن صحبت کردهاند و دارای پروندههای باز قضایی است رسیدگی شود و سپس به شهردار تهران سمت جدیدی داده شود.
اما فقط مساله این نیست؛ قالیباف در دو انتخابات از مردم نه شنید و ابراهیم رییسی هم در انتخابات اخیر. باقر قالیباف در سه دوره انتخابات شکست خورد، در دو دوره رای کسب نکرد و در دوره اخیر نیز از سوی سوی همفکرانش کنار گذاشته شد. ابراهیم رییسی نیز با وجود همه برنامهریزیهای انتخاباتی و عکسهای گرفته شده و سرزدنهای یکباره نتوانست نظر مردم را جلب کند.
امروز بسیاری معترض شده اند که چرا به رای مردم انقدر بیتوجهی شده و هرکس که از مردم پاسخ نه گرفته است توسط رهبری در جای دیگر منصوب می شود. به طوریکه عطالله مهاجرانی در توییتر نوشته است: “ترکیب کهنه/نو أعضاء مجمع تشخیص مصلحت نظام نشان میدهد، آیهالله خامنه اى در کنار ١۶ میلیون راى ایستادند و ٢۴ میلیون راى را از یاد برده اند.”
منتقدان بر این باور هستند که به هرکس که رای نمیدهند نظام او را در جای دیگر منصوب میکند و حتی به طنز عنوان کردهاند: “عملا اعضای مجمع تشخیص هم با رای ما انتخاب میشن، به هرکی رای نمیدی اتوماتیک میذارنش اونجا.”
از سوی دیگر منتقدین این نحوه انتصاب را نه به نفع جریان اصول گرایی که به ضرر این جریان میدانند که هیچ گاه با مفهوم شکست و بازسازی خود آشنا نخواهند شد چرا که همیشه مطمئن هستند جایی در مناسب انتصابی نظام خواهند داشت. منتقدین این نوع چیدمان را دوپینگ سیاسی خوانده اند که مانع از رشد این جریان خواهد و از سوی دیگر نشان دهنده این است که رای مردم اهمیتی ندارد و نظر حاکمیت با نظر اکثریت متفاوت است.
هرچند که این نخستین بار نیست خواست و رای مردم نادیده گرفته میشود. آنها در خرداد ۸۸ دیدند که چطور خواستهشان با خشونت پاسخ داده شد و امروز نیز میبینند در حالیکه مطالبه رفع حصر را مطرح میکنند و خواستار رفع ممنوع التصویری سید محمد خاتمی شدهاند، مطالباتشان نادیده گرفته میشود. صدای اکثریت بارها به گوش مسوولان عالی ربته نظام رسیده است و مردم بارها از طرق مختلف پیام خود را رساندهاند اما گویا ارادهای وجود دارد تا به مردم ثابت کند صدا و پیامشان شنیده نمیشود.













