جهانگیری: در این انتخابات معلوم شد که سخن شخصیتهایی که برایشان محدودیت ایجاد شده چقدر در میان مردم مؤثر است
چکیده :جهانگیری در این گفت و گو دربارهی حضور حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ و دغدغه رد صلاحیت رییس جمهور مستقر توضیح میدهد: تردیدی نیست که آقای دکتر روحانی نیز همچون آیتالله هاشمی رفسنجانی مخالفان جدی و پای کاری داشته و دارد. این مخالفتها تا حدی در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بروز داده شد. قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری مخالفتها به این جدیت نبود، حتی در انتخابات ۹۲ هم مخالفتها به این اندازه نبود که البته این موضوع دلایل خاص خود را دارد اما در این دوره مخالفتها قدری آشکار...
اسحاق جهانگیری در گفت و گو با روزنامهی ایران از ماههای پیش از انتخابات تا رایزنیها برای شکلگیری کابینه دوازدهم و دشواریها و دستاوردهای دولت یازدهم گفتهاست. جهانگیری در این گفت و گو تصریح میکند که نه روحانی و نه حلقه نخست اطرافیان رئیس جمهوری هیچ گاه دغدغه ردصلاحیت او را نداشتهاند و تنها کسی که این دغدغه را داشته آیت الله هاشمی رفسنجانی بوده است. او درباره کابینه دوازدهم نیز ضمن رد شایعه استعفای خود، تأکید کرد که تیم هماهنگ با افراد کمتر شاخص، بهتر است تا یک تیم ناهماهنگ اما با افراد شاخص.
به گزارش کلمه جهانگیری در این گفت و گو دربارهی حضور حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ و دغدغه رد صلاحیت رییس جمهور مستقر توضیح میدهد: تردیدی نیست که آقای دکتر روحانی نیز همچون آیتالله هاشمی رفسنجانی مخالفان جدی و پای کاری داشته و دارد. این مخالفتها تا حدی در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بروز داده شد. قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری مخالفتها به این جدیت نبود، حتی در انتخابات ۹۲ هم مخالفتها به این اندازه نبود که البته این موضوع دلایل خاص خود را دارد اما در این دوره مخالفتها قدری آشکار بود.
معاون اول رییس جمهور در ادامه می گوید: با آیتالله هاشمی رفسنجانی دو بار در این باره گفتوگو شد، ایشان بهدلیل تجربه انتخابات خود نگرانیهایی داشت. باید پذیرفت که آیتالله هاشمی رفسنجانی در همه دوران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، رکن مهم نظام بود. من هم در سال ۹۲ رئیس ستاد انتخاباتی ایشان بودم. در جلسه بعد از رد صلاحیت که قرار شد کار ستادها تعطیل شود، جملهای گفتیم که ما در این انتخابات به وقوع هر چیزی فکر میکردیم، الا اینکه شما را ردصلاحیت کنند. به باور من، آیتالله هاشمی رفسنجانی به دلیل شناختی که از دستگاههای رسمی و غیررسمی داشت، قدری نگران بود و این نگرانی را در جلسات خصوصی مطرح میکرد. اما ایشان بسیار مصمم بود که آقای روحانی حتماً باید نامزد شود و نباید در این باره به خود تردیدی راه بدهد و اصلاً نباید به این موضوع فکر کرد.
جهانگیری درباره نامزد پوششی که از سوی اصلاح طلبان مطرح شد نیز می گوید: با تعابیر نامزد پوششی یا امثال آن چندان موافق نیستم و درست نمیدانم. اما اگر منظور شما این است که چرا من در انتخابات ثبتنام کردم، این دغدغه، میان دوستان اصلاحطلب بسیار پررنگ شده بود و آیتالله هاشمی رفسنجانی هم جزو کسانی بود که بسیار به این موضوع باور داشت که افراد دیگری هم بهعنوان نامزد در انتخابات حضور داشته باشند. دغدغه هم این بود که در انتخابات شاهد یک تهاجم جدی به دولت خواهیم بود، بهویژه که نشانههای چنین هجمهای، در ماههای پیش از انتخابات، به وضوح دیده میشد. فشار رسانهای زیادی علیه دولت بود؛ رسانههای مخالف دولت؛ قدرت مالی و سیاسی بسیار زیادی داشتند و از مصونیت بالایی هم برخوردار بودند. ضمن اینکه تریبونهای رسمی و عمومی نیز به کمک این رسانهها میآمدند. دولت برای گزارش دستاوردها و موفقیتهای خود به مردم در شرایط سختی قرار داشت. بنابراین پیشبینی میشد در صحنه انتخابات، با وضعیت نامتوازن و دشواری رو به رو خواهیم بود. همچنین پیشبینی میشد نامزدهای پرشماری از جریان مخالف حضور یابند و بخواهند به طور گسترده دستاوردهای دولت را زیر سؤال ببرند. من، شخصاً معتقد بودم در چنین شرایطی، کسی که میتواند به خوبی از دولت دفاع کند، اشکالات دولت قبل را نیز به خوبی میشناسد و میتواند بدون مشکل آنها را بیان کند و نمیتوانند علیه او مطلبی بیان کنند، خودم هستم. بنابراین همواره مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس میکردم و همواره آماده بودم اگر چنین وضعیتی شکل گرفت، باید در صحنه حاضر شوم و بنا به مسئولیت خود حقایق را به مردم بگویم تا آنان بدانند کشور تا پیش از دولت یازدهم در چه شرایطی قرار داشت و در دولت یازدهم چه وضعیتی پیدا کرده است. شاید این شرایط باعث شد وقتی از نامزدی صحبت میشد که باید در صحنه حضور یابد و از دولت دفاع کند، نخستین اسمی که مطرح میشد، من بودم. هرچند شاید برخی ملاحظات دیگری هم داشتند، اما آنچه برای من مهم بود و احساس وظیفه میکردم تا در نهایت، ثبتنام در انتخابات را بپذیرم، همین مسأله بود.
جهانگیری در ادامه توضیح میدهد: من با این موضوع که چند نامزد همجهت در انتخابات باشند مخالفت چندانی نداشتم، حتی میگفتم تعدادی نامزد شوند اما پیششرط این موضوع این بود که این نامزدها حتما میبایست از میان کسانی باشند که با آقای دکتر روحانی هماهنگ و ایشان به آنان اعتماد کامل داشته باشند.هیچ وقت موافق نبودم شخص خودم به صحنه انتخابات بیایم. نه تنها انتخابات بلکه اساساً رویکرد من این گونه است که هیچ گاه در فضای مبهم حرکت نمیکنم.
جهانگیری در باره رویکرد روحانی به حضورش در انتخابات نیز میگوید: ایشان موافق نبودند. دوبار با من صحبت کردند و گفتند که بیشتر روی این موضوع فکر کن و با هم صحبت کنیم. این موضوع از سوی دوستان اصلاحطلب با ایشان مطرح میشد و ایشان هم نمیخواستند نظری برخلاف نظر دوستان اصلاحطلب مطرح کنند.
معاون اول دولت توضیح میدهد: روند این گونه بود که آقای روحانی پیش از فرارسیدن روز آخر ثبتنام نامزدها، دوبار با من صحبت کردند و هر دو بار در عین اینکه موافق نبودند، از من خواستند ثبتنام کنم اما من قبول نمیکردم، ایشان هم تأکید داشت این طور با قطعیت نفی و رد نکن و بیشتر روی موضوع تأمل کن تا بعد با هم صحبت کنیم. در چند جلسه بعدی که داشتیم، این موضع هم مجدد، مطرح میشد. تا در نهایت شنبه، یعنی روز پایانی مهلت ثبتنام نامزدها فرارسید. ساعت ۴ عصر آن روز در این باره با هم صحبت کردیم. ایشان در خاتمه این گفتوگو از من خواستند با آقای خاتمی صحبت کنم و ایشان را برای ثبتنام نکردن خودم، قانع کنم. این فرایند، آنقدر طول کشید که نیمساعت آخر زمان قانونی ثبتنامها فرا رسید. در این هنگام، حس کردم اگر خدایی نکرده نتیجه انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد، ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرم و دیگران بگویند به شما گفتیم و از شما خواستیم، ثبتنام کنید اما شما استبداد رأی داشتید و با ترجیح منافع شخصی، در انتخابات ثبتنام نکردید و در ناکامی انتخابات تأثیرگذار بودید. به این جمعبندی که رسیدم، دیگر درنگ نکردم، در همان نیم ساعت پایانی مهلت قانونی ثبتنام نامزدها، با خدای خود معامله کردم و برای حضور رسمی در عرصه رقابتهای انتخاباتی، راهی ساختمان وزارت کشور شدم.
جهانگیری در پاسخ به این سوال که “گویا رئیس دولت اصلاحات در آخرین مکالمه، خطاب به شما گفتهاند خودتان نامزد شوید و پس از اعلام نظرمنفی شما، تأکید کردهاند که اگر نمیآیید، آقای ظریف را مجاب کنید در انتخابات ثبتنام کند. این نقل قول را تأیید میکنید؟” پاسخ می دهد: در آخرین ساعتهای مهلت قانونی ثبتنامها، دیگر فرصت نبود تا به جماران بروم و به صورت حضوری با آقای خاتمی گفتوگو کنم؛ لذا تلفنی با ایشان صحبت کرده و همه مسائل را مفصل با ایشان مطرح کردم. ایشان در این تماس گفتند مسئولیت حضور نیافتن با خود شماست اما باید آقای ظریف را مجاب کنید که در انتخابات ثبتنام کند. در فرصت باقیمانده، نه میشد آقای ظریف را پیدا کرد و نه حتی در صورت پیداکردن، مجالی باقی مانده بود که بتوانم ایشان را مجاب کنم. در نتیجه، برخی مشورتهای دیگر هم انجام شد و در نهایت در انتخابات ثبتنام کردم.
جهانگیری در بارهی دلایل پیروزی روحانی در انتخابات نیز می گوید: معتقدم مردم ایران در سال ۹۲ یک تصمیم معنادار گرفتند و در سال ۹۶ هم روی تصمیم خود ایستادگی کردند. گذشته از این موضوع، اساسا ریاست جمهوری در ایران دو دورهای است، تاکنون که این طور بوده است و رئیس جمهوری در دور دوم نیز انتخاب شده است. به نظر میرسد مردم ایران دریافتهاند که رئیسجمهوری نمیتواند در ۴ سال کارهای مهمی برای کشور انجام دهد، بلکه باید یک دوره هشت ساله در مسئولیت باشد تا بتواند کارهای خود برای کشور را تکمیل کند. به ویژه اینکه در ۴ سال نخست دولت، زمان زیادی صرف حل مشکلات شد.
معاون اول روحانی در باره نقش خود روحانی در پیروزی در انتخابات نیز توضیح میدهد: از سوی دیگر، آقای روحانی نیز بهشخصه سخنور هستند و بیان بسیار قوی و محکمی دارند و در طرح موضوعات نیز از شجاعت خاصی برخوردارند؛ چنانکه دیدیم ایشان میتوانند کلیدواژههای تأثیرگذاری انتخاب کنند. کلیدواژه ایشان در سال ۹۲ هنوز سر زبانهاست. اینها واقعیتهایی است که سبب پیروزی آقای روحانی شد. گذشته از همه اینها، همان طور که اشاره کردم، شخصیت آقای روحانی در طرح مباحث بسیار تأثیرگذار بود. ایشان در گفتوگو با نخبگان و مردم و سخنرانیها بسیار موفق ظاهر شدند. ضمن اینکه برخلاف فضای رسانهای که علیه دولت ایجاد شده بود، دولت در ۴ سال گذشته دستاوردهای بسیار خوبی داشت. جملهای از من همچنان میان مردم تکرار میشود که «مردم یادتان هست»؛ واقعاً مردم یادشان بود که وضع کشور تا پیش از دولت یازدهم بسیار بد بود. نباید بگذاریم آن شرایط را فراموش کنند؛ تلاطم و به همریختگی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی. معتقدم شرایط کشور تا پیش از دولت یازدهم استثنایی بود.
او همچنان در باره نقش فضای مجازی در پیروزی انتخاباتی روحانی نیز خاطر نشان میکند: عالی بود. به قول معروف این بار فضای مجازی ترکاند (با خنده). فضای مجازی بود که توانست برخی از کمبودهای ما در رساندن پیام دولت به مردم را جبران کند. به همین دلیل در انتخابات، اگر همه تریبونها مخالف آقای روحانی بودند، فضای مجازی به تنهایی این کمبودها را جبران کرد.
جهانگیری چند نکته را در انتخابات عجیب میداند و میگوید: یکی حضور مردم بود. در فاصله دو روز آخر مانده به انتخابات به هفت استان سفر کردم. گاهی در این سفرها زمانهایی برای سخنرانی اعلام میشد که انتظار نمیرفت کسی حاضر شود. قبل از آن که مقام اداری بودیم، بهطور طبیعی سالن پر میشد و مخاطبان ما مشخص بودند اما در یک سفر به دوستان گفتم مگر میشود ساعت ۱۰ صبح کسی بیاید و به سخنرانی انتخاباتی ما گوش دهد؟ اما دیدیم، واقعاً همراهی مردم بینظیر بود. یا در یکی از سفرها یک مجری مراسم که زن هم بود، شعارهایی را مطرح میکرد، از او خواستم این شعارها را مطرح نکند. او در پاسخ گفت که دانشجو هست و دو ماه است که کلاس و درس و همه چیز را رها کردیم و به روستاها میرویم تا مردم را تشویق کنیم تا در انتخابات رأی بدهند. اینها شرایطی است که نه تنها نباید به سادگی از کنار آن گذشت، بلکه مسئولیت ما را در قبال مردم سنگینتر میکند. علاوه بر این، نباید تأثیر شخصیتهای مؤثر و نخبگان کشور را نادیده گرفت، بهویژه شخصیتهایی که محدودیتهایی هم برایشان ایجاد شده است اما در این انتخابات معلوم شد که سخن این شخصیتها چقدر در میان مردم مؤثر است.
این فعال سیاسی اصلاح طلب در بارهی کارنامه منتقدان دولت در انتخابات نیز میگوید: منتقدان هم بیشترین انتقادها از دولت را مطرح کردند و گاه از حد انتقاد هم فراتر رفتند اما ما با سعه صدر کامل آنها را تحمل کردیم.
جهانگیری در مورد گفت و گوی ملی نیز توضیح میدهد: گفتوگوی ملی باید با این هدف صورت بگیرد که در کشور اجماع ملی ایجاد شود و همه نهادها، شخصیتها و جریانهای سیاسی در یک مسیر قرار بگیرند و آن مسیر هم چیزی جز پیشرفت کشور نیست. این امر پیشنیاز عبور از چالشهاست و باید اتفاق بیفتد. ما بهعنوان دولت، بیش از بقیه مسئولیت داریم که در این مسیر قرار بگیریم اما این نافی مسئولیت دیگران نیست. اما نکتهای که درباره اصولگرایان گفتید که ممکن است نوع دیگر آن درباره اصلاحطلبان گفته شود، اتفاقاً یکی از مسائلی که حتماً باید به آن پرداخته شود، ساماندهی جریانهای سیاسی اصلی کشور است. این مسألهای است که به عهده دولت نیست، بلکه به عهده جریانهای سیاسی است. امروز در جریان اصولگرایی شخصیتهایی که از ابتدای انقلاب در این جریان تأثیرگذار بودند، متأسفانه کنار گذاشته شدند و به این ترتیب، میبینیم که هر بار جمعی مسئولیت اصولگرایی را به عهده میگیرند. از آن سو در میان اصلاحطلبان نیز مشکلات دیگری وجود دارد. به هر رو، جریانهای سیاسی نیازمند ساماندهی مناسب هستند. به این منظور، شخصیتهایی باید بانی گفتوگو برای این ساماندهی شوند. این گفتوگوها باید ابتدا و درون جریانهای سیاسی اتفاق بیفتد.
معاون اول دولت حسن روحانی درباره دیدارهایش با رهبری نیز میگوید: معتقدم این مسیر باید ادامه پیدا کند. در دورهای، مشکلی میان جریان اصلاحات و مجموعه نظام به وجود آمد که باید ترمیم شود. یعنی جریان اصلاحات باید بتواند در داخل نظام حضور داشته و ایفای نقش کند. جهتگیریهای رهبر معظم انقلاب نیز همین است. ایشان حتی در آن جلسه، با نام بردن از فردی، اشاره کردند که من پذیرفتم افرادی از اصلاحطلبان بتوانند نامزد انتخابات شوند که چه بسا اگر رئیسجمهوری میشدند، کابینهای مطابق نظرات خودشان انتخاب میکردند. یعنی گفتند که از این نظر محدودیت ندارند. حتی تعبیرشان این بود که با کسی به صرف اصلاحطلببودن مخالفت نشده است. اگر مخالفتی بوده، به خاطر اتفاقی بوده که افتاد یا کاری که انجام شده است و در موارد مشابه، اگر یک اصولگرا هم میبود، شاید همین طور برخورد میشد. بنابراین، تردیدی در این نیست که این مسائل باید به طور کامل حل و فصل شود تا اصلاحطلبان بتوانند نقش خود را در نظام ایفا کنند. من باید پیگیریهای خود را انجام دهم، دوستان دیگر هم باید پیگیری کنند. در این فاصله گفتوگوهایی با سران جریان اصلاحطلب شده که محدودهها و خطوط قرمزی که وجود دارد باید رعایت شود که به فضل الهی، رعایت هم میشود. از سوی دیگر، لازم بود گفتوگوهایی با برخی از شخصیتهای مؤثر که اکنون در نظام حضور دارند و منتسب به جریان اصولگرایی هستند انجام شود که این گفتوگوها هم صورت گرفته است.
او اضافه میکند: الان هم بین شخصیتهای میانهرو اصولگرا با جریان اصلاحات ارتباط مستقیم برقرار است. آقایان ناطق نوری و لاریجانی شخصیتهایی هستند که از قدیم با جریان اصلاحات رابطه داشتند و نیازی به گفتوگوی مجزا نیست.من با شخصیتهای دیگری هم صحبت کردهام. میبایست با شخصیتهای نظام گفتوگو شود تا ذهنیتی که برایشان ایجاد شده، اصلاح شود. خوشبختانه همه این شخصیتها علاقهمند هستند که مسائل کشور حل شود.
جهانگیری در باره نقش خود در این مذاکرات و ارتباطش با اصلاح طلبان نیز می گوید: اصولا من یا کاری را به عهده نمیگیرم یا اگر پذیرفتم، تا آخر پیش میروم. به صورت هفتگی، یا اگر طولانی شود، هر ماه یک بار با رئیس دولت اصلاحات جلسه داریم و یکدیگر را ملاقات میکنیم.
جهانگیری در بخش دیگری از این گفت و گو درباره تیم اقتصادی دولت نیز توضیح میدهد: درباره تیم اقتصادی دولت دو تعبیر وجود دارد. در یکی از تعابیر، منظور از تیم اقتصادی دولت، مقامهایی هستند که از آنان بهعنوان «ستاد اقتصاد» دولت یاد میشود که شامل وزیر اقتصاد، رئیس سازمان برنامه و بودجه و رئیس کل بانک مرکزی است. منظور از وزیران اقتصادی نیز وزیران نفت، نیرو، راه و شهرسازی، صنعت، معدن و تجارت و کشاورزی است. اما به طور کلی، تیم اقتصادی دولت به معنای عملکرد این بخشها، با هم هماهنگ عمل کردهاند. جلسات شورای اقتصاد و شورای آب با حضور من برگزار میشود. میبینم که انسجام و هماهنگی بسیاری برای پیشرفت کارها وجود دارد.
او درباره اختلافات نیز توضیح میدهد: این اختلاف نظرها را نباید به اختلاف نظر ستاد اقتصادی دولت تعبیرکرد. تیم اقتصادی دولت به معنای مجموعه وزیران وزارتخانههای اقتصادی، عملکرد آنان مثبت بوده است. اما آیا این به این معنی است که در تیم ستاد اقتصادی دولت یعنی سازمان برنامه، وزارت اقتصاد و بانک مرکزی، هیچ اختلاف نظری وجود نداشته است؟ این طور نیست. در همه دورهها اختلاف نظر بوده است، در یکی از سالهای فعالیت دولت آقای خاتمی که وزیر صنایع بودم، در نخستین روزهای کاری، ایشان، من و چند عضو دیگر دولت را فراخواندند و گفتند اختلافات ستاد اقتصادی دولت دیگر قابل تحمل نیست. بحثها درنهایت منجر به اصلاحاتی در ستاد اقتصادی دولت شد. بنابراین، چنین اتفاقاتی طبیعی است، به این علت که این سه بخش موتور حرکت دولت هستند. به این معنی که اگر در پی تحرک و تغییری در بخش مسکن هستیم، این امر فقط به وزیر مسکن منحصر نیست، بلکه تیم ستاد اقتصادی دولت باید سیاستهایی را که در پیش بگیرند؛ ممکن است یکی از این سه مسئول بگوید این سیاستها منجر به تورم می شود یا دیگری بگوید به رونق منجر میشود. بنابراین، اختلافات نظری و کارشناسی بروز میکند که گاهی رسانهای میشود. این اختلافات در دولت یازدهم در حداقل بوده است و این طور نبوده که این مسئولان رو در روی هم قرار بگیرند. و در مجموع، ثبات خوبی که در اقتصاد کشور حاکم شده است، ناشی از عملکرد همین تیم اقتصادی است.
معاون اول حسن روحانی درباره چینش کابینه نیز می گوید: از چند جای دیگر هم پیشنهاد خواستند. این امر هم طبیعی است زیرا مسئول تعیین کابینه و انتخاب وزیران به عهده شخص رئیس جمهوری است، حق هم همین است. ممکن است رئیس جمهوری به دلیل شرایط کشور، ملاحظاتی داشته باشد و تقریباً همه میدانند رئیس جمهوری باید چه ملاحظاتی را رعایت کند. رئیس جمهوری باید با ارکان نظام مشورت کند، یا مثلاً انتخاب وزیر دادگستری باید با نظر رئیس قوه قضائیه باشد، رئیس جمهوری باید براساس شناختی که از ترکیب مجلس دارد، به چینش کابینه فکر کند و در نهایت اینکه باید برای هماهنگی کابینه هم تدبیر کند. منظور از هماهنگی کابینه این است که ممکن است سه عضو ستاد اقتصادی کابینه، هر کدام به تنهایی آدمهای شاخصی باشند، اما یک تیم هماهنگ، اما مثلاً در یک موضوعی ضعیف تر، از یک تیم ناهماهنگ، اما با شخصیتهای قویتر، بازدهی به مراتب بیشتری خواهد داشت. لذا رئیس جمهوری مجبور است به هماهنگی درونی ۳۰ نفری که در هیأت وزیران دور یک میز مینشینند هم فکر کند. یا اینکه رئیس جمهوری به جریانهای سیاسی کشور هم نظر دارد که هنگام معرفی کابینه این تلقی ایجاد نشود که یک جریان به طور کامل در دولت باشد و جریان دیگر به طور کامل بیرون بماند.
او درباره شایعاتی درباره استعفایش و سن کابینه نیز میگوید: تعبیر استعفا که بهکار برده شد، به هیچ وجه درست نبود. به طور طبیعی ۱۲ مرداد برای همه اعضای دولت پایان دوره است، در این صورت کسی که ۴ سال کار کرده است، چرا باید برای ۱۰ روز استعفا بدهد؟ معلوم است که این موضوع از اصل درست نیست و برخی از پیش خود چیزهایی را مطرح میکنند. کابینه یازدهم میبایست کابینه با تجربهای میبود زیرا شرایط کشور واقعاً سخت بود. اصلا جزو الزامات انتخاب اعضای دولت یازدهم بود. بهعنوان مثال، باید وزیر صنعتی انتخاب میشد که از لحظه حضور در اتاق کار خود، بداند که چه تصمیمی باید بگیرد، بداند تیم کاری او چه کسانی هستند و چه باید بکند. اما اکنون شرایط کشور از ثبات برخوردار است. رئیس جمهوری هم به مردم قول دادند که به سمت جوانتر کردن سن کابینه حرکت میکنند.
جهانگیری در پاسخ به این سوال که گفته میشود فشارهایی بر روی رییس جمهور در خصوص کابینه وجود دارد نیز توضیح میدهد: من احساس نمیکنم که کسی از بیرون به رئیس جمهوری فشار میآورد تا کاری غیر از آنچه خودشان مد نظر دارند، انجام بدهند. کسانی که با شخصیت آقای روحانی آشنا هستند، میدانند که نمیتوانند با این گونه فشارها مواضع و نظرات ایشان را عوض کنند. اگر کسی میخواهد در تصمیمهای رئیس جمهوری تأثیری داشته باشد، باید با ایشان گفتوگو و ایشان را مجاب کند. ایشان هم گوش شنوایی برای نظرات دیگران دارند اما تصمیم گیر نهایی، خودشان هستند.
او درباره حضور زنان در کابینه نیز میگوید: به باور من در همه سطوح مدیریتی کشور باید شرایطی فراهم کرد تا زنان هم بتوانند حضور داشته باشند. در سفر اخیر به کرمانشاه این مطلب را بیان کردم و به آن باور هم دارم که اگر شرایط برای حضور زنان فراهم نشود، با مشکلات عدیدهای رو به رو خواهیم شد زیرا نمیتوانیم نسبت به مطالبات نیمی از جامعه که اتفاقاً سهمشان در دانشگاه و میان قشر تحصیلکرده کشور رو به فزونی است، بیتوجه باشیم. لذا در جلسه اخیر شورای عالی اداری تصمیم گرفتیم اگر در یک پست مدیریتی، در مقایسه، شایستگی یک مدیر زن بیشتر از یک مدیر مرد است، نباید تنها به دلیل زن بودن از حق خود محروم شود. این وضعیت زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست. به همین منظور، در این شورا تصمیم گرفتیم که نخست؛ سهم مدیریت زنان ۳۰ درصد افزایش یابد، دیگر اینکه تا پایان برنامه ششم توسعه سن مدیران کشور ۸ سال کاهش یابد. سازمان امور اداری استخدامی کشور مسئولیت دارد این اهداف را پیگیری کند.
جهانگیری درباره وزیر زن میگوید: در کابینه حتماً زنان حضور خواهند داشت، هرچند ممکن است برخی جابهجا شوند اما حضور سه زن در کابینه کف مسأله است و نمیشود که در دولت دوازدهم تعداد زنان کمتر از دولت یازدهم باشد. اما اینکه معاون رئیس جمهوری باشند یا وزیر، باید به شرایط توجه کرد.













