خون نورچشمیها رنگینتر است
چکیده : ما که فراموش نکردهایم چندین و چند دانشجو در آن هشت سال محروم از تحصیل شدند، ما که فراموش نکردیم اعتراض به برخوردهای امنیتی تضعیف نظام بود و بازی در زمین دشمن، ما که فراموش نکردیم که شما هیچ وقت دغدغه آزادی بیان و انتقاد نداشتید و امروز هم ندارید و کارتان هم نقد نیست که اگر بود آن زمان به جای هلهله و شادی و پرونده سازیهای مضاعف همین سوالهای این روزها را مطرح و یا حداقل سکوت میکردید. راستی کارها و حرفها و اعتراضهای امروزتان بازی در زمین دشمن نیست؟...
ریحانه طباطبایی:
سال ۹۱؛ بزرگی اراده کرد و ۱۷ خبرنگار یک شبه بازداشت شدند، اتهام مندرج در بیانیههای چندگانه وزارت اطلاعات ارتباط با سرویسهای بیگانه از جمله بیبیسی بود.
ما ۱۷ نفر هرکدام یک ماه کمتر یا بیشتر روزگار را در ۲۰۹ سپری کردیم، سرجمع بازجوییها هم ۳ روز بیشتر برای هر کداممان نبود، هیچ اتهامی مبنی بر همکاری با سرویسهای بیگانه نه در بازجوییها و نه در پرونده درج نشد و نهایت پروندههایی باز برای روز مبادا ماند تا کی به کارشان آید.
آن روزها که ما را گرفتند آنهایی که امروز فریاد وا قانونا و وا آزادی بیان سر دادهاند و منتقدهای تازه از راه رسیده شدهاند، هیچکدام نگفتند شاید که وزارت اطلاعات اشتباه کرده، یا با هماهنگی و اجازه قوه قضاییه بود یا خیر؟ هیچ کدام نگفتند اینها واقعا چه کار کردند؟ گناهکار بودند و یا نبودند؟ اصلن آزادی بیان و حقوق اولیه اینها چه شد و … اما تا دلتان بخواهد جشن و هلهله و پایکوبی به راه انداختند و داستانها نوشتند از این جاسوسان!!
در تمام این سالها افراد زیادی بودند که بیدلیل بازداشت شدند و آنهایی که امروز وزارت اطلاعات دولت روحانی را زیر سوال می برند و هشتک آزادش کنید میزنند و از آزادی بیان میگویند، یک کلام نگفتند چرا؟ نه تنها نگفتند چرا که در رسانههایشان اتهاماتی بر اتهامات ما اضافه کردند. جاسوس و وطن فروش و زندانی امنیتی و برانداز و … خواندنمان. اسفند سال ۹۱ وقتی از ۲۰۹ آزاد شدم، مادر گزارش مشرق نیوز را نشانم داد که چه پروندهای ساخته بود و چقدر باعث ترسش شده بود که با این کیفرخواست رسانهی امنیتی چه بلایی سر دخترش خواهد آمد؟
سال ۹۳ را به یاددارم، پس از بازداشت حسین نورانی نژاد همین مشرق نیوز در باره او چهها که ننوشت و چه کیفر خواستی که صادر نکرد. دادگاههای سال ۸۸ و مطالب فارس و رجا نیوز و غیره نیز دریادها زندهاست.
در تمام این سالها تسنیم و فارس و مشرق و رجا و جهان نیوز و جوان و باشگاه خبرنگاران جوان وغیره چه کیفرخواستهایی که عیله ما صادر نکردند، چه مطالبی که ننوشتند و چه اتهامهایی که نزدند که کاش همهاش سیاسی بود و دیگر کاری به مسائل شخصی و خانوادگی نداشتند.
حال همه ی اینها مدعیان آزادی خواهی شدهاند و معترض هستند به دو روز احضار حامد طالبی و تا جایی پیش رفتهاند که حتی وزارت اطلاعات را زیر سوال میبرند که به چه حق و قانونی، بدون اجازه قوه قضاییه او را هر روز برای بازجویی می خواهند؟
شما اگر عادت ندارید ما به پرایوت نامبرها عادت داریم که زنگ میزنند و میگوید باید بیای و باید برویم و ساعتها سوال جوابهای تکراری را پاسخ دهیم و تکرار و تکرار…
می نویسند که اجازه تکرار دیکتاتوی عصر سازندگی را نمیدهند و مینویسند که در مقابل احمدینژاد عکسش را پاره کردند و هیچ نشد و حالا به مداح منتقد حمله میکنند؟
نمیدانم این برادران اصول گرا حافظه ی مارا چه فرض کردهاند؟ اما اگر فکر کردهاند که ما ماهی هستیم و فراموش میکنیم سخت در اشتباهند.
ما که فراموش نکردهایم چندین و چند دانشجو در آن هشت سال محروم از تحصیل شدند، ما که فراموش نکردیم اعتراض به برخوردهای امنیتی تضعیف نظام بود و بازی در زمین دشمن، ما که فراموش نکردیم که شما هیچ وقت دغدغه آزادی بیان و انتقاد نداشتید و امروز هم ندارید و کارتان هم نقد نیست که اگر بود آن زمان به جای هلهله و شادی و پرونده سازیهای مضاعف همین سوالهای این روزها را مطرح و یا حداقل سکوت میکردید.
راستی کارها و حرفها و اعتراضهای امروزتان بازی در زمین دشمن نیست؟













