کشته شدن کولبران مرزی در سایه بیتوجهی دولت و مجلس
چکیده : نتیجه آن که بسیاری از آنان با وجود داشتن تحصیلات دانشگاهی میان مرزها در عبورند تا مرگ غیرطبیعی به سراغشان بیاید. سقوط بهمن یا شلیک گلوله نیروی انتظامی یا مینهای برچیده نشده جنگ ...
کلمه – گروه اجتماعی:
هنوز داغ پلاسکو تازه بود که مرگ کولبران سردشتی زیر بهمن، نبض خبری جامعه را در زمستان گذشته تند کرد. مجلس خیلی زود به ماجرا ورود کرد و کمیته حقیقتیاب تشکیل داد و هنوز سال به آخر نرسیده بود که طرح دو فوریتی بیمه کولبران را به تصویب رساند. دولت هم متعهد شد از نیمه فروردین بیمهها جاری شود.
خرداد ۹۶ به پایان نرسیده که دوباره کولبران خبرساز شدند. اما این بار نه زیر بهمن رفتند و نه نامه در حمایت کاندیدایی نوشتند، عکس خونین کولبری جوان شبکههای اجتماعی را پر کرد.
این بار حتی رسانهها هم خبر واقعی را مخابره نکردند و فقط نوشتند: «مرگِ کولبر جوانِ سردشتی بر اثر حادثه غیرطبیعی». این حادثه غیرطبیعی، شلیک گلولهای از سوی نیروی انتظامی به سینه کولبر جوان بود.
منابع خبری ایلنا فقط گزارش دادند که «این کولبر سیروان عزیزی، اهل دولتانچک سردشت بوده و متوفی پدر دو فرزند بودهاست. این کولبر حامل چندین کارتن سیگار بوده و در منطقه بیتوش از توابع سردشت دچار حادثه شدهاست؛ جنازه این کولبر مدتی بعد به وسیله دیگر کولبران و اهالی منطقه از کوهستان به پزشکی قانونی سردشت منتقل شده است.»
اما این بار نه مجلس و نه دولت به مرگ غیرطبیعی این کولبر واکنش ندادند، همانطور که هیچ کدام به تعهدات خود در قبال این کارگران مرزی عمل نکردند.
این اولین شلیک به سوی کولبران نبود فقط در سال گذشته دستکم ۴۰ کولبر با تیراندازی مستقیم کشته شدند، ۱۱ کولبر جانباختند،۳۰ کولبر زخمی شدند. از این تعداد ۶۴ درصدشان ۲۰ تا ۳۰ ساله بودند.
یک روز پس از این حادثه نیز کولبر دیگری بر روی مین رفت و از ناحیه مچ پا به شدت زخمی شد. این خبر حتی در شبکههای اجتماعی نیز منعکس نشد.
چارهای جز کولبری نیست
یک سوال وجود دارد آیا مشکل کولبران با بیمه (همان که حتی اجرا هم نشد) حل میشود؟ پاسخ قطعا منفی است. زیرا آنچه در کردستان روی میدهد فاجعهای است به نام بیکاری.
درست یک سال پیش، مرکز ملی آمار ایران نتایج آمارگیری نیروی کار کشور در زمستان ۹۴ را منتشر کرد که بررسی اجمالی گزارش منتشره نشان میداد نام کردستان در میان سه استانی است که بالاترین نرخ بیکاری را به نام خود ثبت کرده است.
طبق آنچه در بخش شاخصهای عمده نیروی کار در جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر گزارش اخیر مرکز ملی آمار آمده بود نرخ بیکاری افراد ۱۵ تا ۲۴ ساله (مرد و زن) در کشور ۲۸٫۶ درصد و در کردستان ۵۰٫۱ درصد یعنی ۲۱٫۵ درصد بالاتر از میانگین کشوری و نرخ بیکاری افراد ۱۵ تا ۲۹ سال در کشور ۲۴٫۸ درصد و در کردستان ۴۳٫۳ درصد یعنی ۱۸٫۵ درصد بالاتر از میانگین کشوری است!
در دنباله همین بخش آمده بود که نرخ بیکاری مردان ۱۵ تا ۲۴ ساله در کردستان ۴۶٫۵ درصد و نرخ بیکاری مردان ۱۵ تا ۲۹ ساله ۳۹٫۱ درصد و نرخ بیکاری زنان ۱۵ تا ۲۴ ساله ۶۰٫۸ درصد و نرخ بیکاری زنان ۱۵ تا ۲۹ ساله هم ۵۸٫۷ درصد است که این دادهها به روشنی وضعیت اسفبار اشتغال جوانان در کردستان را تبیین میکند.
بخش دیگری از گزارش مرکز ملی آمار مشخص میکرد که نرخ بیکاری افراد ۱۵ تا ۲۴ ساله (مرد و زن) در نقاط شهری کردستان ۴۹٫۲ درصد و در نقاط روستایی ۵۱٫۴ درصد و نرخ بیکاری افراد ۱۵ تا ۲۹ ساله (مرد و زن) هم در نقاط شهری ۳۹٫۸ و در نقاط روستایی ۵۱ درصد است.
نرخ بیکاری مردان شهرنشین ۱۵ تا ۲۴ ساله کردستان هم ۴۱٫۹ درصد و نرخ بیکاری مردان روستایی در همین رنج سنی ۵۲٫۶ درصد است؛ نرخ بیکاری مردان شهرنشین ۱۵ تا ۲۹ ساله هم ۳۳٫۲ درصد و نرخ بیکاری مردان روستایی در همین محدوده سنی ۵۱٫۲ درصد است.
این آمار تاسفبار را باید گذاشت کنار مقایسهٔ شاخصهای توسعه اقتصادی در کردستان. وجود نابرابری در امر سرمایهگذاری در این استان مانند دیگر استانهای مرزی یکی از مواردی است که مرزنشینان را به سوی مشاغلی سوق میدهند که به عنوان قاچاق تنه میزند.
نتیجه آن که بسیاری از آنان با وجود داشتن تحصیلات دانشگاهی میان مرزها در عبورند تا مرگ غیرطبیعی به سراغشان بیاید. سقوط بهمن یا شلیک گلوله نیروی انتظامی یا مینهای برچیده نشده جنگ.













