هشت سال پیش چنین شبی
چکیده :در ۲۹خرداد، آنکس که «نسبت خلاف» داد و میخواست «کارنامهی جعلی» درست کند نه «فلان مرجع صهیونیستی» بود نه رقیبانش. کارنامهی جعلی، خطبهی کسی بود که میخواست از یک شخصیت دروغگو و فاسد، چهرهای راستگو و درستکار نشان دهد....
محمدجواد اکبرین
هشت سال پیش چنین شبی، شبی از قصههای پرغصهی این خاکِ بلادیده بود.
ظهرش هنوز بسیاری چشم و گوش به خطبهی جمعهی رهبری بسته بودند تا شاید سخنی از سر صدق و بزرگی بگوید و آتشِ آن همه اعتراض را فروبنشاند.
او هم برای اینکه به مردم اطمینان دهد دروغ نمیگوید نخست گفت که «بنده اینجا در منبر نماز جمعه، در خطبهای که در حکم نماز است، حقایق را باید بیان کنم». اما در همان خطبهای که به قولِ خود او مثل نماز قداست داشت نیز راست نگفت؛ ادعا کرد که به احمدینژاد «نسبتهای خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغگوئی متهم کردند… کارنامههای جعلی برای دولت درست کردند… اینکه ما بیائیم به استناد گزارش فلان مرجع صهیونیستی، نظام را و کشور را متهم کنیم به فساد، این مطلقاً درست نیست».
در سالهای بعد وقتی احمدینژاد از چشمِ اصولگرایان افتاد نزدیکترین دوستان آیتالله خامنهای هم فاش کردند که «رئیس جمهور مملکت» همواره یک دروغگوی حرفهای بود. وزیرخودش (پرویز کاظمی) فاش کرد که «او حتی وقتی میگفت برای انجام مسئولیتی به اصفهان رفته هم دروغ میگفت و در تهران بود».
در ۲۹خرداد، آنکس که «نسبت خلاف» داد و میخواست «کارنامهی جعلی» درست کند نه «فلان مرجع صهیونیستی» بود نه رقیبانش. کارنامهی جعلی، خطبهی کسی بود که میخواست از یک شخصیت دروغگو و فاسد، چهرهای راستگو و درستکار نشان دهد.
در بخشی دیگر گفت: «شورای محترم نگهبان هم همین را قبول دارند باید حتماً رسیدگی بشود؛ البته از مجاری قانونی… بنده زیر بار بدعتهای غیرقانونی نخواهم رفت». اما «بدعتِ غیرقانونی» اعتراض خیابانیِ معترضان نبود بلکه سپردن متخلفانِ انتخابات به متقلبانِ آن بود و سپردنِ شکایت به داوری که خودش طرفِ دعوا بود. غیرقانونی بودنِ این راهحل را میرحسین موسوی هم در دیدار حضوری و هم در بیانیهاش به او نشان داد. مرحوم هاشمی رفسنجانی هم با توجه به نقض بیطرفی شورای نگهبان، پیشنهاد«شورای حکمیّت مرضیالطرفین» را مطرح کرد اما رهبری نپذیرفت.
در پایان خطبه برای برانگیختن احساساتِ مخاطبانش گفت: «من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم…» اما مگر «جسم ناقص» عیب و شرم است که به زبان آورده شود؟ آن هم نقصی افتخارآمیز که حاصل کینهی اصحابِ ترور بود؛ نه! آنچه که او میخواست با اشاره به «جسم ناقص» آن را بپوشاند نقصِ ایمانی بود که جواز «خونها و خشونتها» را صادر کرد.
۸سال پیش چنین شبی و پس از آن، چراغ خیلی از خانهها خاموش شد؛ شام غریبانِ شهدایی که با جواز رهبری و به دست فرزندان انقلابیاش جان دادند.













