آنکه آگاهی ندارد میبازد
چکیده : وقتی به تصاویر این تروریستهای مزدور که به مردم حمله کردند نگاه میکنم. بیشتر به حال آنها دلم میسوزد. همه میدانیم که هیچکس تا به یک باور قلبی نرسیده باشد حاضر نیست بیهوده جانش را فدا کند. بسیار دیده شده که پسر و دختری همدیگر را تا پای جان دوست داشتند و وقتی پدر و مادر هر دو طرف از ازدواج آنها جلوگیری به عمل آوردند برخی از آنها دست به خودکشی زدهاند تا حرفشان را به کرسی بنشانند ...
فریدصلواتی:
چندی قبل افطار دعوت بودم. قبل از افطار نماز جماعت برقرار شد و اتفاقا بیشتر افراد از طلاب و روحانیون بودند.
در حین نماز جماعت متوجه شدم تعدادی از روحانیون نماز جماعت را به فرادا میخوانند. این حرکت فکرم را مشغول کرد. بعد از نماز، به پدر گفتم وقتی این روحانیون که لباس پیغمبر را پوشیده و بعضا برخی از آنها حتی خود را نشانههای خدا بر روی زمین میدانند همکاران خود را قبول ندارند چگونه میخواهند که حرفشان در مردم اثر کند؟
وقتی به تصاویر این تروریستهای مزدور که به مردم حمله کردند نگاه میکنم. بیشتر به حال آنها دلم میسوزد. همه میدانیم که هیچکس تا به یک باور قلبی نرسیده باشد حاضر نیست بیهوده جانش را فدا کند. بسیار دیده شده که پسر و دختری همدیگر را تا پای جان دوست داشتند و وقتی پدر و مادر هر دو طرف از ازدواج آنها جلوگیری به عمل آوردند برخی از آنها دست به خودکشی زدهاند تا حرفشان را به کرسی بنشانند.
عملیاتهای انتحاری بیشتر حول محور باورهای دینیست. و آنها که این عملیاتها را انجام میدهند آنقدر باید به باورهای دینی که درون فکرشان جا خوش کرده است ایمان داشته باشند که حاضر باشند خود و بسیاری را قتل عام کنند.
بسیاری از این داوطلبان انتحاری جوان و حتی نوجوان هستند. و ذهن های پاکشان بسیار برای اندیشه های خالص و ناخالص جای دارد.
و پر کردن این اندیشه ها صد درصد توسط روشنفکران، هنرمندان، پزشکان، مهندسان و … نیست. بلکه توسط روحانیون دینیشان پرورش داده میشوند.
روحانیون و مبلغان داعش و طالبان، بوکوحرام مریدان خود را اینگونه آموزش دینی داده اند که:
تنها ما خدا را در این جهان شناختیم و هر کس غیر ما بیندیشد جانش را باید گرفت. و باید به جهنم فرستادشان.
جالب است برخی از همین بزرگان دینی با خاندان خود در بهترین مکانهای دنیا زندگی کرده و به عیش و عشرت مشغول هستند و سه سال قبل بود که در خبرها شنیدیم سقوط جت خصوصی برخی از اعضای خانواده بن لادن در جنوب غربی لندن نام اسامه بن لادن را در صدر اخبار جهان قرار داد. و آنوقت مریدانشان همان موقع برای شناساندن خدا به دیگران خود را در بین مردم بی پناه منفجر میکردند و بزرگان دینیشان همراه با خانواده و با هواپیماهای شخصی به عشق و حال مشغول بودند.
در بین علمای شیعی ما و مریدانشان هم بعضا از اینگونه رفتارها نه به آن شدت که افراد عملیات انتحاری انجام دهند بلکه به گونهای دیگر دیده شده است که به دستور افرادی خاص و با حرکات بچهگانه افرادی جوان و کم تجربه به دفتر فلان مرجع عالیقدر حمله کرده و دفتر و خانههای آن مراجع را به هم ریختند و هدفشان این است که چون مانند ما فکر نمیکند و دین و سیاست را چون ما نمیشناسند باید اینگونه با آنها رفتار کرد.
جالب است که برخی از همان افراد خاص به همان سرنوشت برخی مراجعی که به آنها آزار و اذیت رساندند دچار شدند و هیچگاه فکر نمیکردند روزی آسیاب به نوبت است و نوبت خودشان هم فرا میرسد.
همیشه این کوته فکران و متعصبین خشک مذهبی بودند که قربانی اهداف افراد خاص شدند.
مولا علی (ع) چه از دست خوارج و متعصبین خشک مذهبی کشید که سر را درون چاه کرد و اشک ریخت. چه دردناک است که معاویه قرآن بر سر نیزه می کند و به یاران علی (ع) درس دینداری میدهد. و آنها که آگاهیشان ضعیف است همواره می بازند. و معاویه را به علی ترجیح میدهند.
همیشه تاریخ از این وقایع بسیار داشته است.
مطلبم را با این لطیفه تمام می کنم.
روزی اسکیمویی از یک پدر روحانی پرسید: من اگر چیزی از خدا و گناه ندانم به جهنم میروم؟
پدر روحانی: نه، اگر ندانی نمیروی.
اسکیمو: پس چرا میخواهی با زور به من بگویی؟













