١٣ خرداد ٨٨؛ روزی که یک رئیسجمهور دروغ گفت
چکیده : امروز پس از سالها که موسوی، بیدفاع در حصر و بند قرار گرفت و فرصت هرگونه دفاع و پاسخی از او دریغ شد و آن دروغگوی هتاک آزادانه و در حاشیه امنیت همچنان در انحراف غوطهور بود و بیادبیها و هتاکیها و دروغهای بزرگتری را مرتکب شد و کشور را به لبه پرتگاهی هولناک کشاند، اثبات شد که پیشبینیهای مهندس موسوی درست بوده...
علیرضا کفایی:
روزی که یک رئیسجمهور دروغ گفت! روزی که هوچیگران بیتمدن و بیفرهنگ، اخلاق و ادب و فرهنگ و تمدن بزرگ ایرانی و اسلامی را در هم فرو کوفتند.!
این روز یکی از شومترین روزهای ایران بود و تا همیشه لکه ننگ دروغگویی یک رئیسجمهور رسماً در تاریخ ثبتشده است.
آنسوی میز مناظره اما کسی بود که سلاحی جز تقوا و ادب و دیانت نداشت و حامل ارزشها و آرمانهای بلند اسلام و انقلاب و افتخارات هزاران ساله ایران بود. آیینه ادب و اخلاص بود مهندس میرحسین موسوی.
برخی شعارها بیخودی و یا بیمعنا پدید نمیآیند؛ شعار ارزشی «یا حسین؛ میرحسین» برخاسته از شعور ملت ایران و بازگوکننده و حامل وجدان و انسانیت و مقام ادب و تربیت دینی است که مردم سالهاست فریاد میکنند، پاسخی است به هتاکان و دروغگویان که از دین حق منحرفشدهاند.
شاید در آن مناظره برخی منتظر بودند و یا میپسندیدند که مهندس موسوی با همان روش احمدینژاد، پاسخ گوید اما ایمان درونی و تقوای الهی و وجدان انسانی مهندس موسوی در آن لحظههای نفس گیر که خود و همسرش مورد تهمت و افترا قرار گرفتند حکم میکرد که «ادب مرد به از دولت اوست» و امروز پس از سالها که موسوی، بیدفاع در حصر و بند قرار گرفت و فرصت هرگونه دفاع و پاسخی از او دریغ شد و آن دروغگوی هتاک آزادانه و در حاشیه امنیت همچنان در انحراف غوطهور بود و بیادبیها و هتاکیها و دروغهای بزرگتری را مرتکب شد و کشور را به لبه پرتگاهی هولناک کشاند، اثبات شد که پیشبینیهای مهندس موسوی درست بوده و از صبوری و متانت وی تقدیر میکنند که میرحسین به زیبایی میگفت «ما بهاندازهای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوششهایمان نتیجه میگیریم و اگر بهسوی تندرویهای بیدلیل بلغزیم چهبسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما ازآنرو خود را شایسته رفتارهایی مناسبتر از سوی حاکمان میبینند که هوشیار و خردمندند، و خردمند کسی است که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد.»
در آن مناظره؛ زمانی که میرحسین موسوی به نقل از رئیسجمهور سوئیس پیغام احمدینژاد مبنی بر مذاکره سریعتر با امریکا را مطرح کرد مشایی با اخم خم شد و به ثمره هاشمی و کلهر نگاه کرد و سری تکان داد. و امروز آنان که از مذاکره با آمریکا دلواپس شدهاند چه خوب است کارنامه خود را مروری کنند و ببینند چه التماسهایی میکردند و چه باجهایی دادند تا شاید بتوانند مذاکره کنند.!
دکتر سید علیرضا بهشتی شیرازی که در آن مناظره همراه مهندس موسوی به استودیو رفته بود میگوید: «همه ما و شما که دیشب پای دستگاههای تلویزیون نشسته بودیم چهبسا که با خود میگفتیم ایکاش موسوی در جواب آن حرف این را بگوید یا آن را بگوید. اما تمامی آنچه باید گفته میشد در لحن احمدینژاد و خطاهای فاحش او گفته شد؛ او یک هتاک است. او یک دروغگوست. او یک هوچی بزرگ است. اینها چیزهایی است که ما دوست داشتیم با استدلالهای وقتگیر اثبات کنیم. اما آقای احمدینژاد زحمت را کم کرد.
موسوی بااخلاق به میدان آمده بود و این بسیاری از ابزارها را از دست او میستاند. اگر موسوی در مناظره دیشب شکستخورده بود اخلاق شکست میخورد و نسلی به این باور میرسید که دیگر باصداقت و آرمان و ارزش نمیتوان در عرصه سیاست نفس کشید. اما او بر موضع خود ایستاد و به یاری باری توکل کرد.
رئیسجمهور بهراحتی دروغ میگوید
موسوی میتوانست در همان شروع مناظره دروغگو بودن احمدینژاد را ثابت کند و از همان ابتدا پشت او را به خاک بمالد. اما اخلاق به او این اجازه را نداد. چقدر در هنگامه مناظره از این پایبندی او رنج میبردیم و میترسیدیم که تقوای او ما را به منزل نرساند. اما خدا بود و هر کس که تقوا پیشه کند خداوند برای او بیرون شدنی از هنگامهها قرار خواهد داد و از جایی که حساب نکرده است به او روزی میرساند. و کسی که به خداوند توکل کند او را بس است، خداوند فرمان خویش را به اجرا درمیآورد و برای هر چیزی اندازهای قرار داده است.»
«یا حسین؛ میرحسین»













