سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ابراهیم رییسی؛ ریای زاهد سالوس و مزد صبر به معترضان نجیب ٨٨...

ابراهیم رییسی؛ ریای زاهد سالوس و مزد صبر به معترضان نجیب ٨٨

چکیده : این گروه شکست خورده با تمام توان و حیثیت خود و با سوءاستفاده از دین مبین و مذهب حقه و با خرج کردن از امام هشتم و با تاکید بر فقر و تنگدستی مردم و با سالوس و تدلیس و تلبیس، همه هستی خود را به میدان آوردند و با ابزاری که در اختیار داشتند تا آنجا که ممکن بود مهندسی کردند ولی نتوانستند حریف آگاهی و آزادگی مردم و گفتمان اصلاحات شوند و مطالبه غالب در اجتماعات یارانه بیشتر نبود بلکه فریاد رفع حصر و طنین یاحسین میرحسین بود که این فریادها علاوه بر شکست انتخاباتی حکایت از شکست ۸ ساله آنان نزد مردم در فتنه گر خواندن و نفوذی نامیدن دارد و سیلی محکمی که ملت بر آنها وارد آورده فراتر از یک شکست انتخاباتی و سیاسی است ...


علیرضا کفایی:

به نام خدا

زهی طریقت و ملت، زهی شریعت و کیش

سخنان کسانی که در انتخابات شکست خورده اند و مخصوصاً کاندیدای شکست خورده و آنهایی که او را علم کردند جدای از اینکه عدم پایبندی آنها را به اخلاق و ادب می رساند، لطفی دیگر است از سوی خداوند بر مردم تا آشکار شود چه کسانی فتنه کردند و فتنه گران از دیروز تا امروز و چنانکه پیداست تا فردا چه کسانی هستند.

سال ۸۸ مجموع آرا چهل و دو میلیون بود و امروز بعد از هشت سال چهل و یک میلیون و چگونه آرا بعد از هشت سال کاهش می یابد باید تحقیق کرد و دید اگر آرا دستکاری شده حق الناس باز پس ستانده شود.

در ۸۸ وقتی نتایج انتخابات اعلام شد، جمعیت میلیونی با سکوت و بدون آنکه اتهامی بر کسی وارد آورند اعتراض نمودند اما با خشونت و مقابله سرسختانه روبرو شدند و پس از آن با توهین های متعدد و تهدید و ایجاد فضای رعب و وحشت و برخوردهای ناشایست سعی نمودند مردم را از صحنه خارج کنند، اعتراض مردم و دفاع از رای خود را فتنه نامیدند و با همین مستمسک حصر را پدید آوردند.

امروز اما کاندیدای شکست خورده و جریان حامی وی سخنانی دارند شنیدنی و نمایشهایی بر پا می کنند که به بدترین وجه جمهوری اسلامی را زیر سوال برده و نظام انتخاباتی را با چالش روبرو می کنند.

مهندسی انتخابات که در ۸۸ از سوی اصلاح طلبان و آقایان میرحسین موسوی و کروبی مطرح شد، فتنه گری و همصدایی با آمریکا و اسرائیل تعبیر و زندانها مهیا شد تا معترضین در بند شوند و امروز اعتراضاتی به مراتب شدیدتر میشود و از مهندسی انتخابات می گویند ولی برخوردی نمی شود.

معتقدیم اینها حق دارند اعتراض کنند و چنانکه آقای رئیسی می گوید ساختار نظام انتخاباتی معیوب و قابل مهندسی شدن است و راههایی برای تقلب و تخلف وجود دارد و در ۸۸ هم، همه حرف همین بود که انتخابات مهندسی شده است.

چرا در ۸۸ این اعتراض فتنه گری است و امروز همین اعتراض، یک حق محسوب می شود. اتفاقاً در ۸۸ مهندسی انتخابات به دست سپاهیان و ناظران و کارگزاران دولتی و رسانه ملی و ائمه جمعه و مداحان و بخشی از روحانیت و …. صورت پذیرفت که همه از فرد خاصی که امروز می گویند خروج کرده است حمایت نمودند و کمیته صیانت از آرا بخاطر بررسی نحوه ورود و مهندسی انتخابات تشکیل شد ولی آنرا فتنه گری خواندند. هنوز جواب درخوری به آن همه ظلم داده نشده ولی امروز همه این جماعت مهندسان آن روزی، یار و یاور کاندیدای شکست خورده هستند و برخی در ستاد وی فعال بوده و هستند، حتی در ستاد انتخابات کشور هم افرادی مسئولیت داشتند که بوضوح از رئیسی حمایت کردند.

انصاف دهید چه کسی فتنه گر است؟ آقای رئیسی که در تازه ترین سخنان خود از مهندسی انتخابات می گوید خود زمانی مسئولیت داشت و برای اینکه عده ای معترض بودند و می گفتند انتخابات مهندسی شده است حکم فتنه صادر می کرد و امروز خود ادعای مهندسی دارد، زهی طریقت و ملت، زهی شریعت و کیش.

آقای رئیسی از حق خروج کرده است و به ریا و سالوس متوسل شده و همان زمان هم همین بود ولی ما می پذیریم که انتخابات می تواند مهندسی شود و این امکان وجود دارد و حق اعتراض هم برای وی قائل هستیم، ما هم اعتراض داریم و معتقدیم مهندسی شده است و آرای رئیسی کمتر از این است، لذا نعل وارونه زدن نابجا است.

شورای نگهبان هم بپذیرد که انتخابات می تواند مهندسی شود و نظام انتخاباتی معیوب است و با توجه به اعتراض کاندیدای شکست خورده و پذیرفتن امکان تقلب و تخلف و مهندسی انتخابات، خود کمیته صیانت از آرا! تشکیل دهد و صندوقهای رای را یک بار دیگر با حضور ناظران بی طرف و نمایندگان کاندیداها شمارش کند و نتیجه واقعی را به اطلاع مردم برساند، مطمئن هستیم آرای واقعی آقای رئیسی از این هم کمتر و آرای آقای روحانی بیش از این است که ریای زاهد سالوس جان مردم فرسود.

این گروه شکست خورده با تمام توان و حیثیت خود و با سوءاستفاده از دین مبین و مذهب حقه و با خرج کردن از امام هشتم و با تاکید بر فقر و تنگدستی مردم و با سالوس و تدلیس و تلبیس، همه هستی خود را به میدان آوردند و با ابزاری که در اختیار داشتند تا آنجا که ممکن بود مهندسی کردند ولی نتوانستند حریف آگاهی و آزادگی مردم و گفتمان اصلاحات شوند و مطالبه غالب در اجتماعات یارانه بیشتر نبود بلکه فریاد رفع حصر و طنین یاحسین میرحسین بود که این فریادها علاوه بر شکست انتخاباتی حکایت از شکست ۸ ساله آنان نزد مردم در فتنه گر خواندن و نفوذی نامیدن دارد و سیلی محکمی که ملت بر آنها وارد آورده فراتر از یک شکست انتخاباتی و سیاسی است و اکنون که خود را بازنده می بینند به واقع شکست یک فرد و یا گروه نیست بلکه از یکسو کیان اصولگرایی و آبروی به میدان آورده در خطر است و از دیگر سو، هراس از این دارند گذشته ای را که با شانتاژ و خشونت و غوغا سالاری و امنیتی کردن فضای سیاسی و اجتماعی و بگیر و ببند و حصر و محدودیتها، پنهان می کردند به تدریج برملا شود لذا ما فی الضمیر این جماعت عیان شده و شمشیر از رو بسته اند و قصد رویارویی با مردم دارند که از رای حلال خود! می گویند و رای خود را استوار بر ایمان و رای مردم به روحانی و اصلاحات را آرای سیاه می خوانند.

این جز لطف خدا نیست که وعده داده ان الباطل کان زهوقا و می بینیم که باطل آشکار و در حال اضمحلال است و باید منتظر رسوایی بیشتر این دار و دسته خارجی و اقدامات تباه کننده آنها بود که می خواهند فضا را غبار آلود و از جهالتها بهره برده و جریانی خشونت گرا و تنگ نظر و خود برتر بین و بد کردار و شمشیر بدست فراهم آورند و خلل در اعتقادت و ایمان ملت در اندازند، همان که مارقین کردند.! و البته خوارج خود را شُراه می نامیدند.!

خروج امروز این جماعت به خروج مارقه می ماند که خوارج پس از شکست نهروان، بر پایه اندیشه متحجرانه خود، جریان اجتماعی، سیاسی، نظامی و اعتقادی خاصی را پدیدآوردند

حضرت علی علیه السلام خوارج را مارقه هم می نامید و خوارج از این نام بسیار آشفته می شدند؛ مارقه و مارقون نام مذمومی است که در احادیث و گزارش‌های تاریخی بر خوارج اطلاق شده است، امام بر اساس حدیثی از پیامبر اکرم (ص)، خوارج را مارقه (منحرفان) نامید؛ خوارج این نام را بر خود نمی‌پسندیدند.

خوارج خود را شُراه به معنای فروشندگان می نامیدند. این نام برگرفته از قرآن کریم (بقره: ۲۰۷؛ توبه:۱۱۱) و به معنای کسانی است  که جان خود را در راه اطاعت از خدا و خشنودی او و در ازای بهشت می‌فروشند.

خوارج به سبب کینه دشمنی با امام علی گاه نواصب یا ناصبه خوانده شده‌اند.

خوارج به دلیل اینکه نخستین بار مرتکب کبیره و مسلمانان مخالف خود را تکفیر کردند، مُکَفّره نامیده شدند.

برخی ویژگیهای خوارج عبارتند از :

حفظ و قرائت قرآن بدون تدبر

عبادت بسیار عاری از حقیقت ایمان

گرایش و تظاهر به زهد

جهل و تنگ نظری (از جمله کافر خواندن گناهکار و محدود کردن رحمت خداوند)

ناآشنایی به سنت پیامبر و احکام دین

سوء فهم قرآن و تطبیق نادرست آیات بر مقاصد خویش، همراه با سادگی و سطحی نگری

غرور و خودبرتربینی و کافر و گمراه دانستن عموم مسلمانان

شک در اعتقاد

تمایل به جدل و مناظره و ضعف در احتجاج

ستیزه‌جویی و لجاجت و تعصب و تندروی در آرا و عقاید

بدکرداری توأم با خشونت

نظم‌ناپذیری و انشعابات پیاپی

به هوای بهشت به سوی مرگ شتافتن

مارقین!

“علی را همین ها به گناه و حتی کفر متهم  میکنند، برای مسلط شدن بنی امیه بر سرنوشت اسلام همین ها زمینه سازی میکنند، بالاخره علی را که آخرین شانس مردم مظلوم و بشریت محکوم و انقلاب عدالتخواهانه جهان بود، همین ها میکشند!!!

این ها که برای رضای حق، حق را می کشند … همین ها که متعصب ترین مقدسانند و کفر، یارانی فداکارتر از این ها ندارد…. و علی، دشمنانی بدتر از اینها نداشت، این مومنان بی دین! آه، خدایا که علی از این ها چه میکشید!….” دکتر شریعتی
“مارقین!… روحشان روح عصبیتهای ناروا و خشکه مقدسی ها و جهالتهای خطر ناک بود. علی (ع) نسبت به همه اینها دافعه‌ای نیرومند و حالتی آشتی ناپذیر داشت.

گاهی  او را در صحنه مبارزه با پول پرست‌ها و دنیاپرستان متجّمل می‌بینیم، گاهی  هم در صحنه مبارزه با سیاست پیشه های ده‌ رو و صد رو، گاهی با مقدس نماهای  جاهل و منحرف.” شهید مطهری


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.