حسرت برنامهمحوری
چکیده : همانگونه که در مورد فروش نفت، بسیاری کارشناسان معتقدند که باید درآمد حاصله به زیرساختها تزریق شود؛ در زمینه مدیریت شهری هم ثروتهایی در شهر وجود دارد که مدیریت آن در دست شهرداری است. سالهاست شهرداری این منابع را سخاوتمندانه میفروشد و صرف هزینه های جاری و دستمزد پرسنل و نظافت شهر میکند. در حالی که باید این ثروت در زیر ساختها هزینه شود و مردم را به همکاری و مشارکت در تامین هزینه های جاری شهر تشویق کند تا سهم نسلهای آتی در درآمدهای امروز لحاظ شود. ما یک ناژوان، یک چهارباغ، یک میدان عتیق و یک صفه و یک میدان نقش جهان بیشتر نداریم...
اهمیت شوراهای شهر و روستا بهدلیل ارتباط مستقیمی که با مردم میتوانند برقرار کنند نقش آنها را در ساختار مدیریت شهر و روستا برجسته میکند. در این میان که جای خالی برنامههای مدون و سازمانیافته برای تبیین اولویتها و نیازهای موجود حس میشود، روزنامه دنیای اقتصاد در اصفهان با برگزاری میزگردی با حضور تعدادی از متخصصان در دفتر مطالعات جهانشهر اصفهان، نمونهای از دستورالعمل و هدف برگزاری انتخابات شوراها را ارائه کرده است.
نقد عملکرد شورای شهر چهارم و شهرداری اصفهان با آغاز ثبت نام کاندیداها بار دیگر اوج گرفته و در کارزارهای انتخاباتی خاموش که در گوشه و کنار شهر هر روز وسعت بیشتر میگیرد؛ برنامههای شورا و شهرداری به زیر تیغ انتقاد میرود. با این همه اغلب برنامهها تاکنون معیار و محک علمی و دقیقی برای نقد منصفانه که رویای جهانشهر مانده در پروژههای نیمه کاره و ترافیک و کم آبی را محقق کند، عرضه نکردهاند و برنامههای قبلی نیز همگی گرد فراموشی برچهره دارند و از نگارش تا اجرا شکست خوردهاند.
به گزارش حقالناس اولین برنامه مدیریت شهری جدید اما از سوی دفتر مطالعات جهانشهر اصفهان ارایه شد که طی آن جمعی مرکب از آقایان سید محمدحسن امامی، دانش آموخته مدیریت اجرایی، محمد عیدی دانش آموخته تاریخ و مطالعات فرهنگی، بهرام کاردان دانش آموخته مدیریت فرهنگی، دکتر پیام نیک نشان دانش آموخته مدیریت سیستمها، دکتر داوود صافی دانش آموخته اقتصاد، مرتضی رضوانی دانش آموخته مدیریت آموزشی و ایمان صفری، دانش آموخته مدیریت اجرایی؛ با همکاری نخبگان و اساتید دانشگاه، اولویتهای اجرایی شهر اصفهان را در یک سال گذشته تدوین کردند که این برنامه در میزگرد دنیای اقتصاد اصفهان، با حضور تعدادی از اعضای این دفتر مطالعاتی بررسی شد. این میزگرد، اولین گام در نقد برنامههای مطرح شده در عرصه مدیریت شهری با تاکید بر معضلات اقتصادی اجتماعی و فرهنگی اصفهان است و نشستهای آتی با حضور نمایندگان گروه ها و تشکلهای دیگر ادامه خواهدیافت.
از کارشناسان محترم دفتر مطالعات جهانشهر اصفهان که در میزگرد نقد”برنامهریزی مدیریت شهری در اصفهان” حضور دارند، تشکر میکنیم. در این میزگرد به بررسی روند برنامهریزی مدیریت شهری در اصفهان و آسیبشناسی برنامههایی خواهیم پرداخت که طی سالهای گذشته تاکنون در انتخابات شوراها عرضه شده و همواره تفکر حاکم بر تدوین آن برنامه ها و یا نحوه اجرا و نظارت بر آنها محل مناقشات جدی بوده و از سوی دیگر، نخبگان، فعالان و اعضای شوراهای شهر اصفهان نیز تاکنون نتوانستهاند بر یک برنامه منسجم و متوازن در مدیریت شهری و به دنبال آن، سنجش و پایش آن توافق کنند تا مبنای عمل قرارگیرد. اگر از این منظر به برنامهریزی مدیریتشهری در اصفهان ورود کنیم، باید استانداردها و گفتمان برنامههایی که تاکنون مطرح بوده را بررسیکنیم تا مشخص شود این برنامهها تا چه حد، نیازهای واقعی شهروندان و اولویتهای مدیریت شهری اصفهان را پوشش دادهاند.
سید محمدحسن امامی: بر مبنای بررسیها و پژوهشهای دفتر مطالعات جهانشهر اصفهان، شورای شهر در اغلب دورههای گذشته معمولا محملی برای تصویب لوایح شهرداری بوده و متاسفانه ابتکار عمل لازم در هدایت و مدیریت شهر به سمت مسیر صحیح را نداشته است. همین مهم باعث شد که بررسیکنیم آیا اعضای شوراهای شهر در چهار دوره گذشته و جریانهای حاکم برآن، قبل و بعد از ورود به شورای شهر “برنامه محور” بوده اند یا نه. با بررسی برخی شعارها و برنامههای ارایه شده توسط جریانات و اعضا و احزاب، متاسفانه به این نتیجه رسیدیم که اغلب برنامهها دچار نگاه تبلیغاتی صرف بوده و زیرساختهای اجرایی و عملیاتی آنها مغفول مانده و چهارچوب شعارگونه داشتهاند.
ضعف دیگر این برنامهها این است که برنامهریزان، نیازها، اولویتها و راهکارهای اجرایی مدیریت شهر را به دقت و به درستی مورد مطالعه قرار نداده و به خاطر فربه بودن پیشینه تاریخی و عقبه فرهنگی اصفهان، محوریت برنامه های ارائه شده غالباً تنها بر مسایل فرهنگی و ساخت و ساز آن هم با دیدگاههای سطحی نگرانه و ابزاری گذاشته شده و از موضوعات مهمی همچون مسایل زیستمحیطی، شهرسازی و به ویژه اقتصاد شهری غفلتشده است. ما در برنامهریزی مدیریت شهری این دفتر به این جمعبندی رسیدیم که برنامه مورد نیاز شهر اصفهان باید در قالب یک الگوی علمی تدوین شود و در درجه اول جامعیت لازم را داشته باشد و نگاهی را عملیاتی کند که صرفاً انتخاباتی و تبلیغاتی و محملی برای ورود به شوراها نباشد. بلکه اعضای شورا از آن به عنوان یک ابزار تصمیمگیری کارشناسانه که ابتکار عمل را در مدیریت شهری به آنها خواهد داد، استفاده کنند. به همین سبب نگاه توسعهگرا، مبنای برنامه ریزی قرارگرفت و از آنجا که در ادبیات توسعه با پنج محور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و زیست محیطی، درکنارهم روبرو هستیم؛ نگاه صرف سیاسی یا فرهنگی به مدیریتشهری، جای خود را به نگاه متوازن، همهجانبه و پایدار داده تا مطابق با استانداردهای توسعه، مقولههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی به علاوه بحث معماری و شهرسازی در این برنامه به صورت جامع در نظر گرفته شده است. همچنین با طرح مباحث و اتفاق نظر بین کارشناسان و نخبگان شهر؛ الگوی “شهر فرهنگی” را مبنای برنامهریزی قراردادیم که مطابق این الگو، اصفهان، شهری معناگرا، زیستپذیر، انسان محور و با تکیه بر بنمایههای هویتی است که هرکدام از این شاخصها در بخشهای مختلف این برنامه به صورت جامع دیده شده است. خوشبختانه بعد از گذشت چهار دوره از عمر شورای شهر، مطالبه عمومی برای نگاه تخصصی به مدیریت شهری ایجادشده و لازم است اعضای شورا، تخصصی به موضوعات ورود کنند. اما در عین حال، تخصص صرف، شاید الزاماً پاسخگوی نیازهای شهر نباشد و طبیعتاً باید در کنار تخصص نگاه اجرایی مبتنی بر برنامهریزی دقیق حاکم گردد.
پیام نیکنشان: “برنامه محوری” از آنجا نشات میگیرد که شهری مثل اصفهان، نمیتواند صرفا با نگرش جاری و روزمره، مدیریت شود. نتیجه نگرش جاری موجود که شهرداری و شورای شهر دنبال میکنند؛ این است که فقط به امور روزمره مردم توجه میشود و از امور مهمی که ممکن است در آینده به تهدید و یا ضعف بدل شوند، غفلت خواهدشد. اما اگر واقعا بخواهیم اصفهان را در سطح یک کلانشهر قابل رقابت با کلانشهرهای اصلی ایران تعریف کنیم، باید به دنبال نگرش راهبردی باشیم. نگرش راهبردی نیازمند نگاه بلند مدت و توجه به ضرورت برنامهریزی است. آنچه تاکنون در دوران انتخابات یا توسط شورای شهر یا حتی شهرداران تحت عنوان برنامه دنبال شده، بیشتر اقدامات اجرایی کوتاه مدت بوده است. ما نیاز داریم که ضرورت برنامه را احساسکنیم و مطابق برنامه و استراتژی پیش برویم. این ضرورت تا به حال یا احساس نشده یا وقت زیادی صرف آن نشده است. لذا برای آنکه شهر اصفهان برای مردم زیستپذیر شود و بتواند در بین کلانشهرهای ایران حرفی برای گفتن داشته باشد و حتی خود را “جهانشهر” بخواند، لازم است برنامه را پررنگتر تدوین کند و طبق برنامه پیش برود و به آن پایبند باشد. چنین برنامه ای البته باید مطابق نیازهای شهر و با توجه به فاکتورهای منطقهای و حتی جهانی، پیریزی شود و اصفهان را در بین کلانشهرهای ایران ارتقا دهد. فکر میکنم با توجه به گفتههای آقای امامی، هدف ما، دستیابی و پایبندی به یک برنامه واقعی است نه صرفا یک نگاه تبلیغاتی و احساسی برخاسته از دغدغههای انتخاباتی. به هرصورت، برنامه باید نگاه بلندمدت را عملیاتی کند و با تعریف شاخصها و فاکتورهای قابل دستیابی، نگاه جهانشهری را برای اصفهان در نظر بگیرد.
در مدتی که از عمر انتخابات شورای شهر میگذرد، برنامههای زیادی عرضهشده و گروههای مختلف که اغلب ادعای کارشناسی دارند با دیدگاههای مختلف برنامه های زیادی را ارایه کرده اند که البته در رای دهی مردم چندان رغبتی برنیانگیخته اند. با این حال بنابر شنیدهها، گروههای مختلف در آستانه انتخابات شوراها، باز در پی نوشتن و عرضه برنامه هستند که شاید به سیاق گذشته؛ چندان با اقبال عمومی مواجه نشود. به نظر شما، الزامات و تمایزهای یک برنامه استاندارد قابل ارایه به مردم چیست که بتواند موتور محرکه در سازماندهی آرای مردمی و بعدها مبنای عمل اعضای شورای شهر باشد؟
داوود صافی: به نظرم چالشی که سالهاست فضای مدیریتی کشور و طبعاً اصفهان را درگیرکرده و هنوز هم ادامه دارد، این است که اگر شخص یا گروهی بخواهند برای پذیرش مسئولیتی اعلام آمادگی کنند، بلافاصله پرس و جو خواهد شد که این شخص یا گروه، متعلق به چه جریان سیاسی هستند یا چه دیدگاهی و چه عملکردی داشتند. قطعا این بسیار مهم است که آن فرد یا گروه چه دیدگاه فکری دارد و از چه جریان سیاسی برآمده و با تاکید بر چه سابقه و رزومهای، توانمندی مدیریتی خود را عرضه میکند. اما از آن فراتر و مهمتر این است که جست و جوشود افراد یا گروهها برای مدیریت حوزهای که در آن اعلام آمادگی کرده، چه برنامهای دارند.
نکته بعدی این است که وقتی افراد یا گروهها، فیالبداهه آرمانشهری را ترسیم و اعلام میکنندکه قصد تحقق و ساخت این آرمانشهر را دارند، به نکته اصلی یعنی بررسی شرایط موجود نمیپردازند. غفلت از این امر علاوه بر اینکه تحقق آن آرمانشهر و وعدهها را ساده سازی و عملیاتی نمیکند، اجازه نمیدهد پس از یک دوره مدیریتی بتوان آن را رصدکرد و عملکرد مدیریتی آن را سنجید. به نظر میرسد در ابتدا باید فضای موجود مدیریتی تشریح و مشخص شود که چه ظرفیتهایی وجود دارد و چه تهدیدها و نقاط ضعف و قوتی هست. اگر این مسایل به خوبی تشریح و تحلیل نشود، نمیتوان یک برنامه منسجم ارایه کرد. به عنوان مثال وقتی میگوییم اقتصاد ایران با توجه به ویژگیها و شاخصهای خود با اقتصاد پویا فاصله زیادی دارد و لذا عملکرد مدیریت چهارساله فعلی خوب نبوده، از توجه به شرایط فعلی کشور غفلت کرده ایم. شاید مدیریت خوب عمل کرده اما فضای موجود، عادی و متعادل نبوده تا مدیریت بتواند آن را به شرایط مطلوب برساند. اگر شرایط موجود، بسیار بد و شاخصهای عملکرد زیرصفر بوده، همین که این مدیریت توانسته آن را به صفر برساند، عملکرد مطلوبی داشته است. به نظر میرسد فرد یا گروهی که میخواهد در فضای مدیریتی شهر اصفهان ورود کند، اول باید برنامه داشته باشد و ضمانت اجرایی و لازمه هر برنامه مطلوب و علمی این است که شرایط موجود را به خوبی تحلیل و فضای کنونی را به درستی رصدکرده باشد. در برنامهای که به اتفاق تدوین کردیم، درگام اول سعی دارد فضای موجود را بهخوبی تحلیل و مشخص کند فضای مدیریتی شهر اصفهان با چه پتانسیلها و تهدیدهایی روبرو است و چه نقاط ضعف و قوت احتمالی دارد تا بر مبنای آنها برنامهریزی شود.
بهرام کاردان: در آسیب شناسی و نقد برنامهریزی مدیریت شهری در اصفهان باید این نکته را مدنظر داشت که برای اجرای برنامه، باید در ترکیب شورا افرادی که معتقد به برنامه محوری هستند میبایست از نظر جناحی دست بالا و وجه غالب داشته باشد تا بتواند برنامه را اجراکند و اگر ترکیب شورا، دچار ناهمگونی گردد و یک جریان معتقد به برنامه دست بالا را نداشته نباشد، این برنامهها کارکرد لازم را برای اجرا ندارند. از این رو گام اول ما بعد از آسیب شناسی، ایجاد یک درک و فهم مشترک در جامعه و شهر برای اجرای برنامههاست. اگر درک مشترک نباشد؛ تعریف مشترک از برنامه هم وجود نخواهد داشت. به همین سبب نیز تاکنون شاهد ارایه برنامههای ناهمگون بوده ایم. اشاره شد که تا به حال برنامه های متعددی در مدیریت شهری رونمایی شده اما پتانسیل و ظرفیت آنها به حدی نبوده که بتواند خروجی مناسب، نتایج مطلوب و توافق لازم را به دستدهد. چرا که آسیبشناسی مناسبی نداشته و به تعریف مفاهیم و راهکارهای مشترک دست نیافته است. البته این تنها بخشی از مشکلات برنامه ریزی در شوراست. اگر بخواهم در این زمینه دقیق تر اشاره کنم باید بگویم که تاکنون آیا شهرداری به شورا برنامه ارایه میکرده و شورای شهر از آن پشتیبانی نموده، یا شورا پس از برنامه ریزی، آن را برای اجرا به شهرداری ارایه کرده و بر روند اجرایی آن نیز نظارت داشته است؟ این معضل ساختاری است. در دوره شهردار سابق، ایده شهر اسلامی مطرح و اجرا شد که شورا کمترین اطلاع و به دنبال آن کمترین نقش بر نظارت بر بودجه های آن داشت. ضمن آنکه سرفصلها، مولفه ها و اهداف اجرای آن هم دقیقا برای شهروندان و شورا مشخص نشد. در همین راستا دبیرخانه شهر اسلامی، اجلاس کلانشهرها و… کلید خورد و مجموعه ای بزرگ از توان شهرداری نیز به مساله شهر اسلامی اختصاص یافت. شهردار جدید نیز با طرح مساله شهر خلاق که ایده به روزی است، دبیرخانه مرکز خلاقیت را راه اندازی نمود که شورای چهارم دنباله رو آن شد؛ هرچند این قابل تقدیر است. اما برای حل این معضل ساختاری باید چارهای اندیشید که در نهایت آیا شورا، برنامه ریز است و شهردار مجری آن، یا بالعکس؟
نکته مهم دیگر در آسیب شناسی و تحلیل شرایط کنونی، تشخیص درست اولویتهاست. یک نمونه از تشخیص اشتباه اولویت در مدیریت شهری اصفهان، تمرکز صرف بر مساله جذب سرمایههای خارجی و رهاکردن سرمایههای خرد و نقدینگی شهروندان است. درصورتی که مجموع جریان نقدینگی درون شهر اصفهان بسیار بالاست؛ اما مثلا وجود زمینهای بلااستفاده و بلاتکلیف در محور مرق- بهارستان یا پروژه های متعددی که شهرداری آنها را آغازکرده، نقدینگی را در اصفهان متوقف ساخته و مشخص نیست که آیا این حجم پروژه قابل اجرا هستند یا نه و توقف آن موجب ضرر هنگفت برای شهر خواهدبود. در حالی که پروژه سیتی سنتر در جنوب اصفهان ارزش افزوده بالایی ایجادکرد اما در قلب شهر، پروژه جهاننما با حدود ۲۰۰۰ میلیاردتومان، معادل حدود یک سال بودجه شهرداری، بلااستفاده و مستهلک شده و شهرداری هنوز نتوانسته سرمایه گذاری اولیه را پس از گذشت حدود دو دهه به جریان بیندازد.
نکته مهم دیگر این است که مجموعه نهادهای مدنی و احزاب به نقد مداوم و مستمر عملکرد شورا و شهرداری ورود مناسب نداشته و بعد از گذشت چهارسال فرصت سوزی، ناگهان به این فکر میافتند که باید عملکرد شورا و تناسب آن با شعارها و برنامههای اعلام شده آن را نقدکرد. این یک مشکل اساسی در بعد نظارت بر عملکرد اعضای شورای شهر و شهرداری است. زیرا شورا باید به صورت نوبه ای نقد شود و میزان انحراف آن از برنامه به یک ماه پایانی فعالیت آن محدود نشود. همه این مسایل باعث میشود که با فرض وجود برنامه مناسب، خروجی مطلوب به بارنیاید. از این رو اولین دغدغه دفتر مطالعات جهانشهر اصفهان این بود که برنامه محوری را به عنوان یک گفتمان در مدیریت شهری مطرح و بر اساس آن بتواند راهکارهای اجرایی و راهبردهای مدیریت شهر را توصیه کند. البته این گفتمان باید مورد توافق کلیه احزاب و جریانات و فعالان سیاسی باشد.
البته برخی کارشناسان مدیریت شهری اصفهان هم این ضعف را مطرح میکنند که هنوز ساختار قدرتمندی برای آنکه مدیریت شهری بتواند بار برنامه را به دوش بکشد وجود ندارد و زیرساختها هم برای یاری شورا در بارگذاری برنامه، چندان مناسب، تعریف یا تاسیس نشده اند.
سید مرتضی رضوانی: در انتخابات شورای پنجم نیز افراد چه به صورت انفرادی و چه در قالب احزاب و گروه ها کاندیدا شده و برنامه هایی نیز ارایه خواهندکرد، اما این برنامهها معمولا بر محوریت جذب رای و به شکل شعاری تدوین شده و به دنبال نجات شهر نخواهد بود. یعنی صرفا به نیازها و تمایلات فعلی و امروزی مردم توجه دارد و همان ذهنیات بعضا کوتاه مدت مردم را به عنوان برنامه ارائه میدهد. پس عملا هدف از انتشار آنها، جذب رای مخاطبان و کاملا واکنشی است و هیچ کنشی در آن جای ندارد. یعنی اگر به ظن کاندیداها مردم به دنبال حل مسایل اقتصادی خود یا احیای زاینده رود باشند، برنامهها هم در راستای این مسایل تعریف خواهندشد. درهرصورت تاکنون جریانات سیاسی غالب در شورا حضور نداشته و اگرچه باید اذعان داشت که اهداف احزاب به نسبت افراد به هرصورت بلندمدتتر است اما فکر میکنم تا به حال هیچ برنامهای به صورت دقیق و کارشناسی در شهر و شورای شهر وجود نداشته و برنامهها تنها برای شهرداری نوشته شده و نه برای تحقق مدیریت شهری پایدار در شورای شهر.
علاوه بر این طبق تجربه زیسته در این شهر در برخی دوره ها که شهردار قویتر از شورا بوده، برنامه های یا بهتر بگوییم ذهنیت و ایده آل های خود را به شورا دیکته میکرده و در برخی موارد این شورا بوده که برای برنامه های خود به شهردار فشار آورده؛ هردو هم مرکز پژوهش و اتاق فکر داشته اند، اما برنامه کلان برای شهر از دل این مراکز بیرون نیامده و غالباً نگاههای کوتاه مدت وجود داشته است. برخی اعضای شورای شهر تاکنون به دنبال آن بودهاند که شهر خود را با توجه به ذهنیات و خاستگاههای فکری و فرهنگی خود بگردانند. مگر اینکه گروههایی فراتر از صرف ورود به شورا، برنامه مدیریت شهری را دلسوزانه تدوین کرده باشند. در این زمینه نیاز است که این اتفاق توسط نخبگان و کارشناسان عرصههای مختلف مدیریت شهری رقم بخورد و برنامه برای شهر و نه برای شهرداری و شوراها نوشته شود.
امامی: یک اصل اساسی در اجرای برنامهها، روند تحقق آن است، اما متاسفانه تاکنون مطالبهگری لازم از سوی بدنه جامعه درخصوص تهیه یک برنامه قابل اجرا مطابق با نیازهای واقعی شهر و شهروندان وجود نداشته و یک اقدام اساسی که باید انجام شود این است که گروهها و احزاب، در ابتدا خود را موظف بدانند که ضمن بررسی نقاط قوت و ضعف حوزه مدیریت شهری؛ برنامه محور باشند و افق مشخص کمی و قابل دسترس را تعریف کنند. نکته دوم اینکه جریان ها باید بکوشند برنامه را به یک مطالبه عمومی تبدیل کنند و مردم نیز به عنوان خط مقدم در پیگیری مطالبات و نظارت بر اجرای برنامه همواره در صحنه باشند. طبیعتاً نقش شهروندان در اجرای برنامه مدیریت شهری بسیار مهم است. چرا که این مردم هستند که برنامه برتر را انتخاب کرده و به حاملان و عاملان آن برنامه یا افرادی که روی آن به اجماع رسیده اند، رای داده اند و لذا باید بتوانند از آنها مطالبهگری داشته باشند. اگر مطالبهگری و ارزیابی لازم درکار نباشد، به سمت خودگویی و خودخندی پیش میرویم. این روزها با شرایطی در جامعه مواجه هستیم که همه جریانها و افراد مدعی هستند برای اداره شهر برنامه دارند. اما نکته حائز اهمیت آن است که برنامهای میتواند در حل مسائل شهر اثر بخش باشد که مورد اجماع شهروندان قرارگیرد و شهروندان آن را مطالبه کنند، و باید در برنامهریزیها به آن دقت شود و روندی شکلگیرد که در اجرای برنامه، تعامل دو طرفه بین بدنه اجرایی شهر و مردم به عنوان کارفرمایان به وجودآید و به جای مشارکت پذیری به دنبال “مشارکت جویی” مردم باشیم.
کاردان: مشترکا به این نقطه رسیدیم که باید گفتمان برنامه محوری را تولید و تبلیغ کنیم و در این زمینه سطح بندی کرده ایم. در سطح اول به دنبال آن بودهایم که توافق بین نخبگان بر سر برنامه مشترک اتفاق بیفتد. بعد از این مرحله است که میتوانیم مصداقهای برنامه را برای بدنه جامعه ترجمه و آن را عمومی کنیم. برنامه دفتر مطالعات جهانشهر اصفهان ابتدا ضمن بررسی وضعیت فعلی شهر اصفهان، به استخراج چالشها و فرصتها و راهکارهای اجرایی، اولویتها و راهبردها پرداخته و در مرحله دوم برنامه به بیست نفر از نخبگان شهر که در زمینههای مختلف صاحبنظر بودند، ارایه شد تا به توافق و نقطه مشترک برسیم. یکی از اولویتهای این برنامه این است که ما باید در سطح نخبگان به آن ورودکنیم. نخبگان هم افراد و هم احزاب را پوشش میدهند. این مرکز تلاش میکند که در سطح اول اهمیت برنامه محوری را برای احزاب و گروه های سیاسی تبیین کند. در گام دوم باید یک برنامه مدون را مورد توافق نخبگان قرارداده و درگام سوم برنامه را مورد مطالبه بدنه جامعه و مردم قراردهیم.
یکی از آسیب هایی که در اغلب برنامهها تاکنون کم و بیش مشاهده شده؛ تقدم و برجسته سازی مسائل فرهنگی اجتماعی و گسترش این نگاه بر سایر محورها و شئون برنامهریزی است. این مساله موجب شده که توجه به فرهنگ به ویژه در انتخابات شورای شهر چنان فربه شود که تمام محورهای سیاسی، مدیریت شهری و بحثهای زیست محیطی را تحت تاثیر قراردهد و کمتر برنامهای هست که به شکل پایدار و متوازن به مردم ارائه شود که نه اقتصاد و شهرسازی و محیط زیست را مغفول بگذارد و نه فرهنگ آنقدر برجسته شود که بودجههای مدیریت شهری را بیضابطه ببلعد.
صافی: نباید از یاد برد که برنامهریزی اقتصادی، هدف نیست اما فلسفه وجودی برنامهریزی اقتصادی، تحقق اهداف اجتماعی و فرهنگی است. یعنی باید از مسیر اقتصادی و زیست محیطی هدف گذاری شود تا شاخصهای فرهنگی و اجتماعی تحقق یابند. مباحث اقتصادی، پایه و زیربنایی هستند که خود هدف نیستند و ابزاری برای تحقق سایر اهدافند. در عین حال به گواه اغلب کارشناسان اقتصاد و مدیریت اولویت اقتصادی شهر اصفهان جذب سرمایهگذاری خارجی و هدایت سرمایههای داخلی است. اگر این سرمایه داخلی به درستی هدایت شود، میتوان اهداف و هدفگذاریهای اجتماعی و فرهنگی را محقق ساخت. چنانچه سرمایههای داخلی به خوبی شناسایی و هدایت شوند، چالشهای اصلی امروز شهر مثل کمبود منابع آب، مشکلات حمل و نقل و ترافیک، معضلات اجتماعی و فرهنگی و امثال آن نیز قابل تدبیر خواهند بود. اگر شورای شهر با سیاستگذاری دقیق بتواند بستر مناسبی برای جذب و تضمین امنیت و هدایت درست سرمایه ها فراهم کند، میتواند بسیاری از این معضلات را کاهش دهد و مهارکند. درهرصورت قطعا بخش عمده معضلات اجتماعی، ریشه اقتصادی دارند و بخش قابل توجهی از مشکلات فرهنگی نیز حاصل عملکرد ضعیف اقتصادی و عدم تقویت اقتصاد فرهنگ توسط ماست که نتوانسته ایم از طریق فرهنگ، خلق ثروت کنیم و پتانسیلهای فرهنگی هدر رفته را متمرکز سازیم. اگر شورای شهر بتواند اثرگذار وارد شود، میتواند بسیاری از این مسائل را حلکند. جایگاه شورای شهر که سیاستگذاری است در اصفهان به بودجه بندی تقلیل یافته و شهردار با برنامه ریزی های خود بودجه را طلب میکند و شورای شهر تنها بر سر بودجه چانه زنی میکند. حتی اگر جایگاه شورای شهر را بودجه بندی ببینیم، باز متخصصان بودجه هم در شورا حضور ندارند. البته انتظار نداریم تنها متخصصان اقتصاد در شورای شهر حضور داشته باشند. بلکه چنانچه اعضای شورا مشورت پذیر باشند، اولویتهای شهر و به خصوص مسائل اقتصادی را درککنند، اتاق فکر مرکب از متخصصان تشکیل دهند و از پژوهشکدهها و بازوهای مشورتی استفاده کنند، از حضور صرف متخصصان اقتصادی کارآمدتر خواهندبود.
رضوانی: به هرحال افراد وقتی وارد شورا یا شهرداری میشوند، در نبود برنامه مدون و بلندمدت برای شهر، نگرش و ذهنیتهای قالبی خاص خود را دنبال میکنند. در مقطعی شهردار اصفهان را یک پاکبان و پارکبان میدانستند و در برخی اوقات شهرداری به دیواربانی و زیباسازی دیوارها میپردازد. در نبود یک نگاه سیستمی و تئوری و مدل صحیح در مسیر مدیریت شهر، اقدامات و تصمیم های واکنشی شهر را مدیریت کرده و به دنبال آن شهری خواهیم داشت قفل شده. قفل ترافیک، قفل آلودگی، قفل مشکلات محیط زیستی، قفل مدیریت و …. در مسیر تدوین برنامه ای جامع، مرکز مطالعات جهانشهر با لحاظ شاخصهای توسعه پایدار و نگرش سیستمی سعی کرد نظرات و نگرشهای مختلف نخبگان و فعالان حوزههای گوناگون را در کنار یکدیگرجمع کرده، با تضارب آراء و نشستهای تحلیلی، برنامهای برای آینده اصفهان تدوین گردد که پس از ارائه بتواند اجماع نخبگان را بر روی آن داشته و شهر را شایسته زیست شهروندان اصفهانی سازد.
کاردان: برای اینکه از این وضعیت فراتر رویم و بدانیم که آیا این برنامه به صورت واقعی و با نگاه به واقعیات تدوین شده، چندین مصداق برای آن قراردادیم. یکی از مصادیق آن بود که نظر مجامع مشورتی و برآیند نظرات نخبگان، این برنامه را نقد و بازخوانی کند. در ادامه نیز معتقدیم که شورا برای ادامه حیات و رشد باید مجامع مشورتی شورای شهر را که برآیند نظرات نخبگان باشد، مرکب از نخبگان رشته های مختلف تشکیل دهد. ما برای اینکه به خطا نرویم برنامه را به بیست نفر از نخبگان سرآمدداده ایم که آنها هم برنامه را ویرایش کرده و نظرات سازنده خود را دخیل کرده اند.
نیک نشان: تصور میکنم تاکنون دغدغه اصلی احزاب و تشکلها به جای ارایه و اجرای برنامههای خود، بیشتر وارد نمودن افراد به شورا بوده است تا بتوانند و سهم خود را در ترکیب شورا افزایش دهند و تا به حال به برنامه توجه نشده و چنانچه جریانات سیاسی و مدیریتی برنامهای تدارک دیده اند این برنامهها به حوزه مدیریتی شهر ورود پیدا نکرده است؛ کما اینکه وقتی شهردار قدرت میگیرد و نظراتش غالب میشود، شهر با نگاه سلیقه ای شهرداران اداره شده و نگرش های اعضای شورای شهر دخالت داده نشده است. زیرا شورا مجموعه ای از افراد بوده و نه مجموعه ای از تفکرات. اگر شهردار خود، برنامه داشته باشد نقطه قوت نیست، زیرا هر فرد برای اداره شهر ناچار است برنامه داشته باشد که در این صورت یکپارچگی لازم برای مدیریت شهری وجود نخواهد داشت. از این رو در برخی دوره ها که شهردار به دنبال توسعه شهری بوده؛ شهردار توسعه خواه داشته ایم و در مقطعی نیز دچار شهردار توسعه خوار شدهایم که درک درستی از مبانی توسعه نداشت. از سویی باید توجه شود که منتخبین شورا نیز به برنامه تهیه شده باور داشته باشند تا وقتی وارد شورا میشوند، مجری آن برنامه باشند؛ نه مجری نظرات شخصی خود. ما در قالب برنامه باید همه را ملزم به پاسخگویی کنیم هم منتخبینی که ادعای حمایت از برنامه را دارند و هم شهردار را .
در برنامه ما جامعیت و توازنی که نگاه به یک بعد ندارد رعایت شده است. زیرا ما در همه ابعاد مشکل داریم و در همه جا نقاط ضعف بارز داریم. برنامه اکنون به یک ضرورت بدل شده که اگر به آن تن ندهیم، از قافله ملی و جهانی عقب میافتیم که افتاده ایم. ما به دنبال جامعیت در برنامه و گفتمانی هستیم که اصفهان را به سطح استانداردهای بین المللی نزدیک کند، چراکه استانداردهای داخلی برای یک جهانشهر به تنهایی کفایت نمیکند و باید اصفهان را در سطحی تعریف کرد که بتواند با شهرهای متناظرهم سطح خود در دنیا قابل رقابت باشد. چه در زمینه جذب گردشگر و سرمایه گذاری حتی داخلی. شهری که سرمایه گریز است، باید استانداردهای جدید را بپذیرد و نگرشهای موجود در باورهای خود را تغییر دهد. از این رو نیازمند تغییر در باورها به ویژه در سطح مدیران و مسوولان هستیم مجموع تشکلهای برنامه محور و با تکیه بر پشتوانه نگرشهای تخصصی و شناخت وضع موجود تقویت شود و در این راستا تخصصگرایی صرفا پاسخگو نیست. رویکرد ما در این برنامه رویکرد بنیادی است. تغییر بنیادی در تفکرات و مدیریت شهری است. ما در این برنامه این قضیه را دنبال کردیم و صرفا نگاه سیاسی و جناحی نیست بلکه واقعا دغدغه شهر داریم.
آیا شورای شهر با توجه به نوع ساختار مدیریتی خود میتواند به وظایف خود در مسائل اجتماعی عمل کند؟
رضوانی: مشکل این است که نگاهها به حوزه اجتماعی، همه تک محوری است اما در این برنامه تمام فضای اجتماعی موجود در کنار محورهای دیگر برای همپوشانی به صورت متوازن دیده شده و با توجه به این مساله فکر میکنم راهبرهای حوزه اجتماعی شهر اصفهان قابلیت اجرا شدن در پنج سال یا بلندمدت دارد. لذا با توجه به شکاف بین وضعیت موجود و مطلوب، فرصتها و نقاط ضعف و قوت و راهبردهای حوزه اجتماعی شهر اصفهان بررسی شد و راهبردهایی همچون تقویت نشاط اجتماعی شهروندان، ارتقای کیفیت زندگی شهری، استفاده از ظرفیتهای اجتماعی به منظور تقویت اعتماد و همدلی عمومی و کاهش آسیب های اجتماعی، تقویت شایسته سالاری در سطوح سازمانی مدیریت شهری، توانمندسازی اقشار مختلف اجتماعی در زمینه تقویت روحیه کارآفرینی، استفاده از مشوق های فراگیر جهت ارائه طرح های خلاق و نوآور و تقویت فرهنگ شهروندی با در نظر گرفتن تنوع اقوام و ادیان در “جهانشهراصفهان” استخراج شد.
با یک نگاه اجمالی می توان دید که در قسمت اعظم این شاخص های راهبردی شهر اصفهان پتانسیل های بسیاری بالایی در مسیر ارتقاء دارد که به دلیل عدم توجه به سرمایه های فرهنگی، اجتماعی، معنوی و نمادین شهر هر روز شهر خالی تر از این سرمایه ها می گردد. مرکز مطالعات جهانشهر در حرکت در مسیر شناسایی این سرمایه ها امیدوار است بتواند راهبردهای زیر را به شکلی مدون در قالب برنامه های بلند مدت تا کوتاه مدت ارائه نموده و مدیریت شهری را به سمت استفاده و تقویت این سرمایه ها سوق دهد.
دنیای اقتصاد: یکی از مطالبات مردم جدای از مسایل اجتماعی و فرهنگی، رشد بنیان های اقتصاد شهری است. برنامه دفتر مطالعات جهانشر اصفهان برای تحرک بخشی به مدیریت شهری در بخش اقتصادی چه رهبردهایی دارد؟
صافی: علاوه بر تحرک بخشی به سرمایه های داخلی و جلب سرمایه گذاری خارجی، منابع داخلی و درآمدهای شهر نیز بسیار مهم هستند. اما متاسفانه در وضعیت فعلی از اولویتها گذشته و به ضرورتها رسیدهایم. به عنوان مثال همانگونه که در مورد فروش نفت، بسیاری کارشناسان معتقدند که باید درآمد حاصله به زیرساختها تزریق شود؛ در زمینه مدیریت شهری هم ثروتهایی در شهر وجود دارد که مدیریت آن در دست شهرداری است. سالهاست شهرداری این منابع را سخاوتمندانه میفروشد و صرف هزینه های جاری و دستمزد پرسنل و نظافت شهر میکند. در حالی که باید این ثروت در زیر ساختها هزینه شود و مردم را به همکاری و مشارکت در تامین هزینه های جاری شهر تشویق کند تا سهم نسلهای آتی در درآمدهای امروز لحاظ شود. ما یک ناژوان، یک چهارباغ، یک میدان عتیق و یک صفه و یک میدان نقش جهان بیشتر نداریم.
رویکرد ما در مسائل اقتصادی این است که درآمدهای شهرداری باید به دو دسته تقسیم شود. درآمدهایی که یک بار اتفاق میافتد و درآمدهایی که جاری هستند. درآمدهای جاری مثل عوارضی است که مردم پرداخت میکنند و درآمدهای مقطعی مثل تراکمی است که شهرداری میفروشد. اما تراکم خیابان های اصلی شهر را فقط یک بار میتوان فروخت و درآمد آن را نیز بایددر زیر ساخت ها سرمایه گذاری کرد و جایگزین آن کند اما برای هزینههای جاری، شهرداری شفافیت بیشتری باید ایجادکند و خود را ملزم به پاسخگویی بداند و مردم را همکاری و مشارکت در پرداخت هزینه های شهری تشویق کند تا سرمایه گذاری جاری و درآمدجاری ایجاد شود و سهم نسل های آتی را در پرداخت جاری لحاظ کند. همچنین شهرداری در بحث گردشگری در کنار میراث فرهنگی، وزارت ارشاد و وزارت امور دارایی و وزارت امور خارجه نقش مهمی دارد و اگر برای جذب گردشگر فضاسازی و سرمایه گذاری کند به سهم خود میتواند شهر را متحول کند.
امامی: البته قرار نیست که ما اقتصاد شهری را از چاله دولتی درآوریم و در چاه مدیریت شهری بیندازیم. بلکه مشارکت پذیری و تسهیلگری برای بخش خصوصی را باید در آینده به جد دنبال و بخش خصوصی را در راستای دستیابی به اهداف تعیین شده در بخش های مختلف برنامه همسو کنیم. به عنوان مثال در رونق بخش گردشگری که میتواند یکی از محرکهای اقتصاد شهری در اصفهان باشد، شهرداری باید مطلقاً از بنگاه داری فاصله بگیرد و حامی رشد بخش خصوصی در این حوزه باشد.
صافی: یکی از اولویتهای اقتصادی برنامه، تاسیس صندوق ضمانت سرمایه گذاری شهری است. مطلع هستید آستان قدس به عنوان یک مرکز اثرگذار در مدیریت شهری، از هتل سازی حمایت کرد و بخشی از ظرفیت پروژه های هتل سازی را پس از بهره برداری حمایت کرد تا در صورت عدم اشغال هزینه آن را تقبل کند و بدین صورت تحولی در هتل سازی و گردشگری مشهد به وجودآورد. در اصفهان نیز شهرداری میتواند در زمینه ضمانت سرمایه گذاری خارجی و داخلی، فعالیت و سرمایه گذاریها را ضمانت و خسارت های احتمالی را جبران کند.
نیک نشان: در این زمینه باید اضافه کنم که ساز و کار اعتمادسازی برای شهروندان نقطه ضعف جدی مدیریت شهری است. عدم اعتماد مردم به مدیریت شهری از طرق مختلف به ویژه ابزارهای نظارتی و شفافیت مالی باید در ابتدا جبران شود و شورا و شهرداری باید نسبت به کلیه اقدامات مالی خود پاسخگو باشند و مردم نیز فعالیت های مدیریتی را رصد کنند. در برنامه ای که تدوین کردیم به این مساله توجه جدی داشته ایم. یکی از معضلات حجم گسترده بدنه شهرداری است و تیم شهرداری و مدیریت شهری در اصفهان به شدت فربه شده است. باید ساختار مدیریت شهری را چابکسازی کنیم و تاثیرگذاری آن را افزایش دهیم. هم اکنون بزرگترین دغدغه شهرداری تامین منابع مالی برای کارکنان است که این مساله بر سرشت سیاسی، شهری و اقتصادی بسیار تاثیرگذار شده است. یادمان نرود که شهرداری نباید بنگاه داری کند بلکه باید فضای کسب و کار را برای سرمایه گذاری بهبود بخشد. عملا در سرمایه گذاری شهری آنقدر که شهرداری تاثیرگذار است دولت موثر نیست. اگر مدیریت شهری باور داشته باشد که باید برای توسعه شهر سرمایه گذار جذب کند، یکی از مهم ترین مولفه های آن بهبود فضای کسب و کار و خروج از رکود فعلی است. زیرا این رکود علاوه بر مولفه های ملی، در سطح استانی و شهری نیز تشدیدشده و سطح رکود در اصفهان عمیقتر از کل کشور است.
کاردان: تا زمانی که پروتکل سرمایه گذاری در اصفهان تدوین و اجرایی نشود؛ نمیتوان به مقوله سرمایه گذاری، جامع نگریست. کاهش تصدیگری برای خروج شهرداری از این بن بست، با ورود بخش خصوصی محقق میشود اما در ساختار فرهنگی و اجتماعی شهرداری، نه تنها کمترین توجه برای واگذاری امور به بخش خصوصی وجود دارد که حتی این ساختار، روز به روز فربه تر و گسترده تر شده است. این نگاه غلط در واگذاری، مانع از توسعه و کارآمدی خواهد بود.
امامی: ما با حقیقت شرایط ناگوار شهر اصفهان روبرو هستیم. شهری که ۲۶ درصد بیکاری در آن وجود دارد؛ بیشترین آمار زنان معتاد را در کشور دارد و اعتیاد دانش آموزان و گستره بالای سرطان، بیماری های قلبی و عروقی و ام اس درآن جدی است و اینها همه گواه این موضوع است که متاسفانه در سالیان گذشته نگاه درستی به مقوله توسعه در اصفهان نداشتیم و حجم گسترده سرمایه گریزی در اصفهان هم بدان دامن زده است. امیدواریم با تمسک به برنامه بتوانیم پتانسیلهای شهر را در راستای حل مشکلات یاد شده به نوعی همسو و هم جهت کنیم. خوشبختانه ضرورت برنامه محوری در حل معضلات شهری فراگیرتر شده است. در کنار این موج برنامه محوری می بایست به تالی فاسد این موج نیز توجه شود و آن این است که مبادا برنامه محور شدن شوراها و لزوم ارائه برنامه در رقابت های انتخاباتی ما را به سمت و سویی برد که از برنامه محوری تنها پوسته ای بیمحتوا برجای بماند و همه اتفاقات تنها برای رفع تکلیف انجام شود که متأسفانه باید ذکر کنم در این صورت برنامه محور شدن شوراها در آینده همان آینده ای را خواهد داشت که مباحثی مانند پیاده سازی استراتژی و استانداردهای ایزو در کشور ما داشته اند و این مفاهیم اساسی را به تابلوهای تزیینی سازمانها تنزل داده است. مسئولیت بسیار مهمی برای نخبگان و فعالان مختلف در حوزه های مختلف متصور هستیم و واقعا لازم است که اعضای شورا بتوانند مترجمهای خوبی برای فهم این برنامه ها در بدنه جامعه باشند تا با استفاده از مصادیق و واقعیات ملموس؛ فهم مشترک برای مردم و مدیران شهر ایجادشود.
نیک نشان: باید به دو نکته مهم اشاره کنم که یکی از آنها اهمیت تدوین برنامه با کیفیت و واقع نگرانه است و دیگر اینکه منتخبین شورا چقدر خود را مقید به اجرای برنامه بدانند. ممکن است با توجه به شرایط موجود در این فضا قبل از انتخابات با برنامه های ارایه شده همراهی کنند، اما بعد از ورود به شورا به آن پایبند نباشند. نظیر آنچه در مجلس کنونی رخ داد. باید افرادی که برنامه ارائه میدهند و وارد شورای شهر میشوند، توسط جریانات سیاسی و اجتماعی، تشکل ها و احزاب رصد مداوم شوند و در پایان هر دوره ارزیابی اگر نمره قبولی نگرفتند یا نتوانستند برنامه را محقق کنند تعهد دهند که از شورا کناره گیری کنند. این مساله باید به عنوان یک خواسته عمومی در همه سطوح مجلس، شورا و ریاست جمهوری مطرح شود.
صافی: سه خواست اصلی در شورای آینده میتواند شکل بگیرد. یکی بحث برنامه محوری و پایبندی به آن است. بحث دوم مشورت پذیری و الزام به تشکیل هستههای فکری و مشورتی است و سوم شفافیت و پاسخگویی است. اگر افرادی که وارد شورا میشوند این سه ذهنیت را باور داشته باشند و به آنها پایبند باشند به نظرم هدف این دفتر مطالعاتی محقق میشود.
رضوانی: وقتی کشور از نبود احزاب و گروههای توانمند رنج میبرد، معمولا در این شرایط آرای مردم به ویژه در انتخابات شورای شهر به سبد سلبریتیها ریخته میشود، که حداقل در دو شهر تهران و اصفهان شاهد این موضوع بوده ایم. باید با برنامه محوری رای مردم را به سمت افرادی ببریم که برنامه دارند و یا این توانایی را داشته باشند که طبق برنامه کار کنند. ضمن اینکه برای مردم مطالبه برنامهها و خواستهها از احزاب، بسیار ساده تر و منطقی تر از سلبریتی هاست.
کاردان: دفتر مرکز مطالعات بنیاد جهانشهر اصفهان قصد دارد به جامعه نخبگان و فعالان و دلسوزان شهر پیام بدهد که به جای نقد بیچهارچوب و بیضابطه، برنامه مشخص و مدون ارایه کنند و ای کاش تمام نخبگان شهر به دغدغههای خود سازمان دهند و با لحاظ گرایش ها و نظرات مختلف در حوزههای گوناگون مدیریت شهری بتوانند نقشه راه مناسب شهر را ترسیم و اجرایی کنند. این برنامه تنها طرح موضوعات مهمی است که نقد آن میتواند اوضاع شهر را بهبود دهد و زیرساختهای توسعه را ترمیم کند و برای اینکه ضمانت اجرایی لازم را داشته باشد، به نخبگان شهر ارایه شده و امیدوارم فارغ از همه حاشیهها، ما را به عنوان یک جمع دغدغه مند توسعه شهری ببینند.
امامی: بودجههای عظیم شهر اصفهان، لزوم مشارکت و نظارت مردم در مدیریت شورای شهر را یادآوری میکند. دفتر مطالعات جهانشهر اصفهان در پی دغدغه جمعی از فعالان اقتصادی فرهنگی اجتماعی و رسانه ای شهر و نگرانی آنها از شرایط بغرنج کنونی و عدم حرکت شهر در مسیر توسعه در اردیبهشت ماه سال گذشته تشکیل شده است. در نخستین گام این دفتر تدوین یک برنامه عملیاتی و اجرایی را در دستور کار خود قرار داد. در این نگاهی جامع به محور های اساسی توسعه شهری پایدار شامل حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، شهرسازی و معماری شده است و برای هر یک از این بخش ها ضمن مطالعه شرایط موجود اهداف کلان، راهبردها، اقدامات و اولویتهای اجرایی ارائه گردیده است. پس از دریافت نقطه نظرات اساتید، کارشناسان و نخبگان در حوزههای مختلف هم اکنون ویرایش نهم این برنامه در اختیار عموم شهروندان قرار گرفته و امیدواریم محملی برای اجماع در مسیر توسعه اصفهان باشد.
دنیای اقتصاد: با تشکر از همه کارشناسان محترم که در این میزگرد حضور یافتند، اعلام میکنیم که برای توسعه شهر اصفهان و گسترش برنامه محوری از همه افراد، کانونها و تشکلهایی که قصد دارند برنامه ریزی لازم را برای مدیریت شهری انجام دهند، دعوت خواهیم کرد تا انشالله برای توسعه شهر اصفهان به ویژه در حوزههای اقتصادی و مدیریتی اجماع لازم صورت گیرد.
منبع: حقالناس













