سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » هر سال ٩ دی را باشکوه‌تر برگزار کنیم...

هر سال ٩ دی را باشکوه‌تر برگزار کنیم

چکیده :در ۹ دی بینش و دانش سیاسی و اجتماعی مردم را هدف قرار دادند و پروای دین نداشتند و همین ۹ دی نخواهد گذاشت یاد یادآوران و یاران واقعی امام و همراهان انقلاب به فراموشی سپرده شود. هر سال ۹ دی را با شکوه‌تر برگزار کنید تا مردم به یاد آورند و بدانند که در ۸۸ چه گذشت و چه کسانی به زندان و به حصر رفتند و چه تازه به دوران رسیده‌هایی خود را صاحب و مالک همه چیز انقلاب می‌دانند. تا بدانند که چگونه حق در قفس و باطل جولان می‌دهد. تا بدانند که آنانکه در حصرند چه خوب امروز را پیش‌بینی می‌کردند. ...


کلمه – علیرضا کفایی:

به نام خدا

در جوامع آشوب‌زده نمی‌توان سامان و قوامی برای امور یافت، هر روز باید منتظر حادثه و یا رویداد جدیدی بود، جایگاه واقعی افراد و مناصب و مسئولیت‌ها بر اساس تعریف و استناد قانون و یا حتی عرف نیست و به همین صورت بسیاری از تعاریف نه بر اساس عقلانیت بلکه با تاثر از فضای بحرانی و آشوبگرانه ارائه می‌‌شوند و همینطور دین و ارزشها به‌سرعت دستخوش تغییرات و در اکثر مواقع مترادف با غیر خود قرار می‌گیرند. هر کسی به خود اجازه می‌دهد در هر امری دخالت کرده و با سلیقه خود امور را ارزیابی و بر آن اصرار و جز آن را نپذیرد و هر فکر و نظری غیر از سلیقه خود را به شدت سرکوب نماید.

در چنین جوامعی آنکه به هر شکل قدرت بیشتر می یابد چه خود به آن رسیده باشد چه افراد و گروه‌ها و نهادهایی با توجه به روحیات و حرص و ولع او برای قدرت بخاطر منافع خودشان، وی را در چنبره و تحت سیطره خود در آورده باشند و برای مطامع خود قدرتی را به او تفویض کرده تا پشت سر او و پنهانی امور را برنامه‌ریزی نمایند یکه‌تاز میدان است و از طریق همین قدر قدرتی حرف اول را می‌زند و هیچ ابایی ندارد که از قانون عدول کرده و هر ناصوابی را تجویز و دستور دهد.

از خصوصیات قدر قدرتان در جوامع آشوب‌‌زده، تندخویی و خشونت در کلام و رفتار، خود را صاحبنظر در همه امور دانستن، بی‌اعتمادی و بدبینی، توهم و پریشانی، تهدید و تطمیع دیگران، فراتر از قانون دانستن خود، بی اعتنایی به قانون و در غفلت و جهل نگاهداشتن مردم است.

قدر قدرت از غفلت مردم سود بسیار می‌برد و اگر در جایی و یا در فرد و یا گروهی آگاهی مشاهده نماید به بدترین نوع خشونت برای سرکوب آن روی می‌آورد و عمل خود را هم دینی و مذهبی معرفی می‌کند. این نوع نگرش تازگی ندارد و مبانی و ریشه‌هایی از آن را می‌توان در میان آثار بزرگانی چون غزالی هم یافت.

غزالی با آن همه ژرف‌نگری و استعداد بی‌نظیر حکیمی بود که مورد تفقد دستگاه ملکشاه سلجوقی قرار گرفت و در سایه دربار، پس از شک معروف خود نظریاتی در نظام شهر و مصلحت بندگان داد که جای تامل دارد و تا اندازه‌ای متاثر از زندگی در دربار سلجوقی و تدریس در نظامیه بغداد است. غزالی معتفد است که “‌… خداوند نظام شهرها و مصلحت بندگان را در گرو غفلت و جهلشان نهاده است. بلکه نظم همه امور دنیا وامدار غفلت و دون همتی است…” و فراتر از این تاکید بر حرام‌خواری دارد و حتی حدود تعین می‌کند که مردم نباید بیش از چهل روز طعام حلال بخورند و همه اینها را به حکمت الهی موکول می کند. “‌… جایز نیست مردم در دانستن امثال این معارف شرکت جویند و نیز جایز نیست که حامل این معارف آن را برای دیگران افشا نماید بلکه اگر همه آنها را بدانند دنیا ویران خواهد شد. چون حکمت الهی اقتضا می‌کند که همه در غفلت غوطه ور باشند تا دنیا آباد گردد، بلکه اگر همه مردم چهل روز طعام حلال بخورند، از فرط زهد دنیا ویران و بازارها بسته خواهد شد…‌” هر چند بزرگانی چون دکتر سروش این نظریات غزالی را به گونه‌ای دیگر تعبیر می‌کنند و با غفلتی که مولانا می‌گوید “‌استن این عالم را ای جان غفلت است” مقیاس می‌گیرند و سعی می‌کنند او را بری الذمه از دستور به حرامخوردن و به غفلت و جهل کشاندن مردم قرار دهند اما به وضوح مشخص است که غزالی بزرگ نظریه اجتماعی می‌دهد و با عرفان مولانای کبیر یکی نیست.

در روزگار معاصر اگر اندیشه‌های انجمن حجتیه را مروری کوتاه کنیم آشکارا انطباق بر نظر غزالی دارد و جامعه و جهان را پر از فساد و تباهی می‌خواهند و حال آنکه موضوعیت دین برای سعادت بشر است و اگر قرار باشد دین، این سعادت را هم در دنیا و هم در آخرت تامین و تجویز نکند لزوم دینداری و اساس آن فرو می‌ریزد و چگونه می‌توان جهل و غفلت و حرام‌خوردن را از دستورات دین دانست چنانکه در میان متاخرین مانند غزالی حکیم و در معاصرین حجتیه‌ای‌ها تبلیغ می‌کنند.

چنانکه می‌بینیم در قدرت اولین چیزی که قربانی می‌شود دین است و انسان ظلوم جهول غافل بی‌دین بیشتر بکار قدرت‌مداران می‌آید و این همانطور که اشاره شد در جوامع آشوب‌زده رخ می‌دهد. اما اصل دین دقیقاً بر خلاف این اندیشه ویران‌کننده است، دین به آگاهی و تدبر و شناختن و دانستن و فهمیدن دستور می‌دهد و از جهل و غفلت پرهیز می‌دهد و شناخت خداوند و اعتقاد به توحید را به عقل و اثبات و یقین در آن قبول دارد.

حضرت نوح آیات الهی را بر قومش می‌خواند و می‌گفت من بر خدا تکیه کرده‌ام و مگر تکیه بر خداوند جز با آگاهی قابل تصور است، مبارزه ابراهیم خلیل الله برای به آگاهی رساندن مردم بود و نمرود از این آگاهی در هراس بود که اگر همه در غفلت می‌ماندند حکومتش خللی نمی‌یافت و آسوده بود، موسی با آگاهی از ظلم و شرک فرعون علیه او قیام کرد و مورد بغض قرار گرفت و حتی در غیبت او خواستند جهل را حکم‌فرما کنند و سامری گری راه انداختند که به شدت با آن برخورد و نهی کرد، عیسی کلمه حق بود و کلمه حق نمی‌تواند با غفلت عجین باشد بلکه سراسر بینش و علم و آگاهی است، اولین کلمات وحی بر پیامبر اسلام اشاره به دانش و عقل است.

در همه تاریخ این آگاهی مردم است که قدرت را به چالش می کشد و معلوم است که زورمداران این چنین نمی‌خواهند و آن را بر نمی‌تابند و ربطی به دوران جدید و قدیم ندارد. در هر دوره‌ای سامری‌ها هستند تا گوساله ای از طلا بسازند و به تحمیق مردم بپردازند و امروز این سامری همان انجمن حجتیه است و متاسفانه اعمال و اعتقاداتی را در جامعه گسترش داده و می‌دهند تا مردم را در جهل و بی‌خبری قرار داده و توهمات و دروغ‌های خود را به نام دین به خورد مردم می‌دهند. در جامعه آشوب‌زده اینگونه ارزش‌ها و دین را مسخ می‌کنند و هیچ چیز در جایگاه واقعی خود قرار نمی‌گیرد و تعاریف هم دیگرگونه و غیرواقعی و دور از اخلاق و قانون است.

پایه اصلی همه این کج‌روی‌ها هم غفلت پراکنی و امر به تحمیق و در جهل قرار دادن مردم و سرکوب آگاهان از سوی قدرت است و معنایش این است که پروای دین ندارند، در فکر منفعت خود هستند.

در سال ۸۸ جدای از اینکه تقلبی صورت پذیرفت یا نه، که موضوع این بحث نیست و شکل اعتراض مردم مورد توجه است، عده کثیری در مواردی از واقعیات اجتماعی به حقایقی رسیده بودند و هرج و مرجی را که ویران‌کننده جامعه و نظام بود مشاهده می‌کردند لذا معترض بودند و عالمانه و با متانت و مسالمت و بدون هیچ اعتراضی به نظام شفافیت و حقوق خود را طلب می‌کردند اما با بدترین نوع برخوردی که می‌توان تصور کرد روبرو شدند و عده‌ای قلیل اما قدرتمند که همه قدرت را در قبضه داشتند از این آگاهی یافتن‌ها به هراس افتادند و شد آنچه که نمی‌بایست.

آن برخاستن‌های بر اساس آگاهی مردم با لشکر‌کشی و فراخوانی ۹ دی مثلاً پاسخ داده شد و آتشی زیر خاکستر ماند و هر سال ۹ دی که تکرار می‌شود در واقع داغ اتفاقات و اعتراضات ۸۸ و سنگینی زندان و حصر تازه می‌شود نه خود ۹ دی گرامی داشته می‌شود.

آنها می‌خواهند ۹ دی را تازه نگه دارند ولی این آگاهی مردم و جنبش آگاهی بخش آنان است که بیشتر نمود دارد.

آنان پروای دین ندارند و از هر حربه و مستمسکی استفاده می‌کنند تا منافع خود را تامین نمایند همانطور که در اولین ۹ دی با فراخوانی حکومتی خواستند قدرت نشان دهند و نتوانستند که میان حرکت خودجوش و بدون دستور و فراخوان مردمی با تجمع دستوری و از روی ترس تفاوت بسیار است و در جامعه‌ای که بحران و آشوب روز به روز حادتر می‌شود از این قبیل رویدادها هم اتفاق می‌افتد و ۱۸ تیر ۷۸ را هم بخاطر داریم که ۲۳ تیر را فراخوانی کردند ولی آنچه بر جای ماند و می‌ماند نه ۹ دی و ۲۳ تیر است که آگاهی جامعه در سال ۷۸ و ۸۸ است و چه خوب است که هر سال به بهانه گرامیدشت ۹ دی مردم بیشتر از پیش و جوانانی که آن روزها را در خاطر ندارند از آن حوادث و اتفاقات آگاه می‌شوند.

در ۹ دی بینش و دانش سیاسی و اجتماعی مردم را هدف قرار دادند و پروای دین نداشتند و همین ۹ دی نخواهد گذاشت یاد یادآوران و یاران واقعی امام و همراهان انقلاب به فراموشی سپرده شود.

هر سال ۹ دی را با شکوه‌تر برگزار کنید تا مردم به یاد آورند و بدانند که در ۸۸ چه گذشت و چه کسانی به زندان و به حصر رفتند و چه تازه به دوران رسیده‌هایی خود را صاحب و مالک همه چیز انقلاب می‌دانند. تا بدانند که چگونه حق در قفس و باطل جولان می‌دهد. تا بدانند که آنانکه در حصرند چه خوب امروز را پیش‌بینی می‌کردند.

آشوب و بحران در جامعه ۹ دی می‌سازد تا در سایه آن حقایق را پنهان کنند و زورمداران، حق‌گویان را در محبس اندازند. اگر این آشوب‌ها خاتمه نیابد باید انتظار حوادث دیگری را داشت که شاید دیگر کنترل آنان مشکل باشد.

به آگاهی مردم احترام بگذاریم و از آن استقبال کنیم و از آشوب و بلوا و خشونت که ثمری جز هرج و مرج و ویرانی ندارد بپرهیزیم و به دین رسول خاتم اقتدا کنیم که خیر دنیا و آخرت در آن است و این دین مبین سراسر امر به آگاهی و تدبر و قیام علیه ظلم و جور است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.