حصر بازیچه سیاسی نیست
چکیده : مساله ی حصر موضوع سختی است و از هرکسی انتظار نمی رود که برای شکستن آن ورود کند. کاری است که پشتوانههایی چون اصالت اعتقادی، شجاعت، مسئولیت پذیری، ملی گرایی، مردم دوستی و جنم سیاسی میخواهد. به همین دلیل از برخی این انتظار هست و از برخی نیست. اما یک موضوع از هیچ کس و به خصوص دوستان انتظار نمیرود، این که با موضوع حصر بازی شود، از آن ابزاری برای کسب وجهه بسازند بدون این که واقعا کاری کرده و یا حتی موضعی قابل توجه گرفته باشند. از همه اینها بدتر این که در این مسیر اطلاعات نادرستی هم درباره حصر یا محصورین داده شود...
کلمه – علی بردبار:
مسالهی حصر موضوع سختی است و از هرکسی انتظار نمیرود که برای شکستن آن ورود کند. کاری است که پشتوانههایی چون اصالت اعتقادی، شجاعت، مسئولیتپذیری، ملیگرایی، مردم دوستی و جنم سیاسی میخواهد. به همین دلیل از برخی این انتظار هست و از برخی نیست. اما یک موضوع از هیچ کس و به خصوص دوستان انتظار نمیرود، این که با موضوع حصر بازی شود، از آن ابزاری برای کسب وجهه بسازند بدون این که واقعا کاری کرده و یا حتی موضعی قابل توجه گرفته باشند. از همه اینها بدتر این که در این مسیر اطلاعات نادرستی هم درباره حصر یا محصورین داده شود.
متاسفانه اخیرا و در پی جوسازی عدهای از یک اتفاق لیل و نهاری ساده، این که روز معمول ملاقات هفتگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با خانوادهشان با شب یلدا تقارن پیدا کرد، هم اطلاعات غلط درباره حصر به جامعه منتقل کردند که گویی شرایط آنها بهتر شده است و هم نوعی تبلیغ بی جهت برای حصربانها تدارک دیدند بی آنکه کار مثبتی کرده باشند. مشخصترین نوع این برخوردها کار عجیب آقای محمدرضا عارف بود که البته در گذشته در مقاطعی نسبت به حصر، شاهد اظهار نظرهای شخصی مثبت از ایشان بودهایم. اما این بار به نظر میرسد که ایشان بیش از حد لازم نقش “خوب” داستان را به عهده گرفت و شاید از باب تالیف قلوب، اظهار نظری کرد که درست نبود.
جالب آنکه هنوز خبر روند رو به بهبود رفع حصر از جانب آقای عارف در حال دست به دست شدن در شبکه های اطلاعرسانی بود که در تریبونهای وحدتشکن نماز جمعه، خطبای مواجب بگیر اعم از قراردادیها (خطیب جمعه) و روزمزدها (سخنران پیش از خطبه)، خط و نشان برای اعدام محصورین کشیدند. کاری که آب یخ روی خبر داغ آقای عارف بود. شاید لازم باشد به آقای عارف و کسانی که سیاستورزی شبیه ایشان را میپسندند، علاوه بر یادآوری پیچیدهتر بودن سیاست از آنکه با حرف در دهان اخبار و این و آن گذاشتن، چیزی جا بیفتد، عرض کنیم که اگر شیوه سکوت را به عنوان یک استراتژی خیلی پیچیده و موثر در سیاست میپندارند، لااقل جایی بشکنند که خبری باشد و بیارزد، نه این که حرفی بزنند که منبعد تداوم آن سکوت مسالت شود.
در کنار این مساله یک کم لطفی بزرگ به مردم و محصورین هم از سوی برخی همراهان و فعالان سیاسی “دوست” گاهی سهوا مطرح میشود که البته نشان از لطف ایشان به “دولت” دارد. این که آقای روحانی هیچ قول و قراری برای رفع حصر نداشته است. این هم کذب است. آقای روحانی در چند نوبت در تبلیغات انتخاباتی خود وعده رفع حصر داد و حتی یک بار برای آن زمان تعیین کرد (گفت ظرف یک سال مساله حصر را حل می کند). تصاویر آن وعدهها هم به اندازه کافی در شبکههای اجتماعی بازنشر شده است.
به علاوه، آقای روحانی در مراسم مختلفی که مخاطب مطالبه ملی رفع حصر قرار گرفت، چندین بار بر پایبندی خود به وعده این مطالبه تاکید کرده است، حداقل در دو کنفرانس مطبوعاتی و در برابر پرسش مشخص از این معضل به طور ضمنی تعهد خود را پذیرفته ولی در عمل نتیجهای حاصل نشده است. این که واقعا آقای روحانی در این باره کاری کرده یا نکرده را هیچ کس جز نزدیکان وی به طور قطع نمیداند چون ایشان تاکنون گزارشی در این باره نداده است و اصل پاسخگویی را زیر پا گذاشته است. اما یک چیز را همه میدانند، این که این وعده صریح آقای روحانی بوده و محقق نشده است.
این که آقای روحانی در آستانه انتخابات به کمک نیاز دارد و کسی تحلیلش بر ضرورت این کمک است، امری است علی حده. اما خرج کردن از کیسه محصورین و نفی حق کسانی که به امید رفع حصر به آقای روحانی در سال ۹۲ رای دادهاند، و چشم در چشم آنها مطالبه به حقشان را غیرواقعی نشان دادن، نارواست.













