سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تاج‌زاده: باید تلاش کنیم «قدرت» را نسبت به مطالبات مردم پاسخگو کنیم...
» هر کس اختیارات بیشتری دارد باید میزان پاسخگویی‌اش نیز بیشتر باشد

تاج‌زاده: باید تلاش کنیم «قدرت» را نسبت به مطالبات مردم پاسخگو کنیم

چکیده :سیدمصطفی تاج‌زاده، معتقد است در عرصه قدرت هر کسی که اختیارات بیشتری دارد باید میزان پاسخگویی او نیز نسبت به اختیاراتش بیشتر باشد. در همین حال با تاکید بر اینکه باید به آقای روحانی فشار بیاوریم که علاوه بر گام برجام در دولت دوم خود یک گام بلند دیگر نیز در زمینه آزادی‌های سیاسی بردارد، می‌گوید که اگر کسی فکر کند همه باید کنار بکشند و گمان کنند که آقای روحانی به تنهایی می‌تواند همه مشکلات کشور را حل کند سخت در اشتباه است....


کلمه – گروه خبر: سیدمصطفی تاج‌زاده، معاون وزیر کشور دولت اصلاحات معتقد است در عرصه قدرت هر کسی که اختیارات بیشتری دارد باید میزان پاسخگویی او نیز نسبت به اختیاراتش بیشتر باشد. در همین حال با تاکید بر اینکه باید به آقای روحانی فشار بیاوریم که علاوه بر گام برجام در دولت دوم خود یک گام بلند دیگر نیز در زمینه آزادی‌های سیاسی بردارد، می‌گوید که اگر کسی فکر کند همه باید کنار بکشند و گمان کنند که آقای روحانی به تنهایی می‌تواند همه مشکلات کشور را حل کند سخت در اشتباه است.

اهم سخنان این فعال سیاسی و عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت را با روزنامه آرمان، با هم می‌خوانیم:

*اصلاحات در قدرت معنا پیدا نمی‌کند و منحصر به قدرت نیست. با این وجود اصلاحات در ایران بدون حضور داشتن در قدرت و تاثیرگذاری بر قدرت به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. به همین دلیل اگر کسی همه جریان اصلاح‌طلبی را در انتخابات خلاصه کند به جریان اصلاحات جفا کرده است.

*دولت در ایران بسیار بزرگ و گسترده است و در همه زمینه‌ها دخالت می‌کند و خود را مسئول می‌داند. از سوی دیگر ۷۰ درصد اقتصاد ایران نیز به دلیل اتکا به نفت در اختیار دولت قرار دارد و دولت به هر شکلی که تمایل داشته باشد از درآمد نفت استفاده می‌کند. مردم ایران نیز به این وضعیت عادت کرده‌اند و همواره از دولت انتظار دارند که برای مشکلاتشان راه‌حل مناسب انتخاب کند. ما نیز باید تلاش کنیم «قدرت» را از نظر نظری و عملی نسبت به مطالبات مردم پاسخگو کنیم.

*پاسخگویی از دیدگاه نظری زمانی شکل می‌گیرد که دو اصل اساسی درباره آن صدق کند. نخست اینکه هر کسی که اختیارات بیشتری دارد باید میزان پاسخگویی او نیز نسبت به اختیاراتش بیشتر باشد؛ و دوم اینکه هرچه موضوعی مهم‌تر باشد باید بیشتر مورد بحث و تبادل نظر بین اشخاص و گروه‌ها با دیدگاه‌های متکثر فکری قرار بگیرد. از سوی دیگر دولت باید از نظر عملی توانایی حل مشکلات مردم را داشته باشد و بتواند به خوبی برای مشکلات مردم راه‌حل انتخاب کند.

*در شرایط کنونی مردم جامعه بسیار بیشتر از دوران اصلاحات به مبانی دموکراسی، حقوق بشر، آزادی و کرامت انسان اعتقاد پیدا کرده‌اند. در نتیجه امروز جامعه ما در زمینه دموکراسی نسبت به دوم خرداد پیشرفت داشته است. وضعیت به شکلی شده که گفتمان اشخاصی مانند آیت‌ا… هاشمی، آقای ناطق نوری و آقای روحانی نیز نسبت به دوم خرداد۷۶ اصلاح‌طلبانه‌تر شده است. رویکرد امروز این افراد با سال۷۶ به هیچ عنوان قابل مقایسه نیست. در نتیجه هیچ کس در سال۹۲ از مبانی اصلاحات عدول نکرده است. دلیل این مساله نیز این است که در شرایط کنونی جامعه نسبت به سال۷۶ بیشتر خواهان دموکراسی و آزادی است.

*در شرایط کنونی برخی از اصولگرایان نیز طرفدار دموکراسی شده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که راهی به جز دموکراسی برای کشور باقی نمانده است.

*ما جریان اصلاحات را به خوبی و درستی در سال۹۲ بازتولید کردیم. دولت آقای روحانی در برخی زمینه‌ها مانند سیاست خارجی حتی از دولت اصلاحات نیز پیشی گرفته و عملکرد موفق‌تری داشته است. البته در مسائل منطقه‌ای دولت اصلاحات از دولت آقای روحانی موفق‌تر بود اما در عرصه بین‌المللی آقای روحانی به بسیاری از مناقشات جهانی ایران خاتمه داد و فضای مثبتی را برای ادامه مسیر ایران در عرصه جهانی باز کرد.

*دلیل اصلی حمایت اصلاح‌طلبان از آقای روحانی نیز این است که ایشان گفتمان اصلاحات را تقویت کند و برای گام‌های بعدی جریان اصلاحات زمینه‌سازی کند. در شرایط کنونی اصلاح‌طلبان به اندازه‌ای دارای اعتماد به نفس هستند که گمان می‌کنند اصولگرایان نیز دیر یا زود مجبور می‌شوند از دموکراتیزاسیون در جامعه استقبال کنند و با اصلاح‌طلبان در این زمینه همراهی کنند.

*دلیل اینکه اصلاح‌طلبان آلترناتیو ندارند نیز این نیست که این جریان فاقد گزینه مناسب برای ریاست‌جمهوری است. دلیل اصلی این مساله این است که نهادهای نظارتی اجازه نمی‌دهد گزینه‌های اصلی جریان اصلاحات وارد رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری شوند. برای اصلاح‌طلبان مهم نیست که آقای روحانی خاستگاه اصلاح‌طلبی ندارد و یک اصولگراست. آنچه برای ما دارای اهمیت است این است که آقای روحانی دارای رویکرد اصلاح‌طلبانه باشد که در سه سال گذشته نیز این‌چنین بوده است.

*اگر برجام به یک گفتمان مسلط در بین مردم و مسئولان مبدل نشده بود هیچ‌گاه به نتیجه نمی‌رسید. هنگامی که برجام به یک گفتمان برتر در جامعه تبدیل شد حتی احمدی‌نژاد نیز علیه آن موضع نگرفت. وی به خوبی به این نکته پی برده بود که اگر علیه برجام موضع‌گیری کند جایگاه خود را در بین هواداران خود از دست خواهد داد و هواداران وی دچار دو دستگی و چند دستگی می‌شوند. در نتیجه تصمیم گرفت در مقابل برجام سکوت کند و هیچ گونه موضع‌گیری نداشته باشد.

*انتخابات ایران از بسیاری جهات شبیه به انتخابات فرانسه است که در دور اول همه احزاب و گروه‌های سیاسی کاندیدای خود را معرفی می‌کنند و با رای مردم پایگاه اجتماعی آنها مشخص می‌شود. با این وجود معمولا در دور دوم انتخابات یک سوسیالیست یا چپ‌گرا در مقابل یک محافظه‌کار یا راست‌گرا قرار می‌گیرد که در نهایت سرنوشت فرانسه را تعیین می‌کند. در انتخابات۹۶ نیز اگر نهادهای نظارتی اجازه می‌دادند جریان اصلاحات گزینه خود را در کنار دیگر گزینه‌های احزاب معرفی می‌کرد تا مشخص شود پایگاه رای کدام جریان سیاسی از بقیه بیشتر است. با این وجود اگر انتخابات به دور دوم می‌رفت اصلاح‌طلبان از گزینه‌ای حمایت می‌کردند که قرابت بیشتری با آنها دارد. متاسفانه این شرایط در کشور ما وجود ندارد.

*من در آرای آقای روحانی برای انتخابات۹۶ هم ریزش می‌بینم و هم رویش. بنده معقدم برخی از افرادی که در سال۹۲ به آقای روحانی رای دادند در سال۹۶ به ایشان رای نخواهند داد و از سوی دیگر برخی از کسانی که در سال۹۲ به ایشان رای ندادند در سال۹۶ از آقای روحانی حمایت خواهند کرد. بدون شک آقای روحانی موفق نشده همه وعده‌های انتخاباتی خود را محقق کند اما موفق شده گام‌های بزرگی برای کشور بردارد.

*ما باید به آقای روحانی فشار بیاوریم که علاوه بر گام برجام در دولت دوم خود یک گام بلند دیگر نیز در زمینه آزادی‌های سیاسی بردارد. با این وجود اگر کسی فکر کند همه باید کنار بکشند و گمان کنند که آقای روحانی به تنهایی می‌تواند همه مشکلات کشور را حل کند سخت در اشتباه است.

*رئیس دولت اصلاحات ویژگی‌های منحصر به فردی دارند که نه در آقای روحانی، بلکه در بین هیچ سیاستمدار ایرانی مشاهده نمی‌شود. رئیس دولت اصلاحات به معنای واقعی مومن به کرامت انسان است. ایشان از اینکه حرمت یک شخص حتی مخالف وی شکسته شود رنج می‌برد. این در حالی است که آقای روحانی بیشتر از دیدگاه حکومتی به مسائل نگاه می‌کند که البته در جای خود قابل احترام است. از سوی دیگر آقای روحانی از ابتدای روی کار آمدن عنوان کرد که قصد دارد به صورت فراجناحی عمل کند. این در حالی است که رئیس دولت اصلاحات با اینکه تاحدودی فراجناحی عمل می‌کرد اما به دنبال تحقق آرمان‌های جریان اصلاحات نیز بود و در این زمینه فعالیت می‌کرد. با این وجود ائتلاف اصلاح‌طلبان با آقای روحانی باید زمینه‌ای برای ائتلاف بزرگ‌تری باشد که مانند دوران ابتدایی انقلاب همه طیف‌های فکری در آن حضور داشته باشند و بتوانند در سرنوشت کشور تاثیرگذار باشند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.