مدیرکل اسبق خاورمیانه وزارت خارجه: باید با تمامی بازیگران در سوریه گفتوگو کنیم
چکیده : یکی از دلایل شکست آتشبس مسکو و واشنگتن، این بود که در توافق آنها منافع قدرتهای منطقهای دیده نشده بود و همین مساله موجب عدم رعایت آتشبس از سوی گروههای وابسته به آن شد و شکست آتشبس نیز موجب نگرانکنندهتر شدن شرایط شد. با توجه به برگزاری انتخابات ریاستجمهوری در امریکا در یک ماه آینده، امریکاییها میخواهند شرایط در دوران گذار را مدیریت کنند. روسها نیز تمایل به کنترل وضعیت موجود دارند. در شرایطی نیز که از نقش مسکو و واشنگتن در سوریه کاسته شده، نقش قدرتهای منطقهای افزایش مییابد و به همین خاطر، آنها در مذاکرات دعوت شدهاند ولی اینکه از این گفتوگو راهحلی به دست آید، من فکر میکنم شرایط آن هنوز پدیدار نیست...
تحولات در سوریه روزبهروز شتاب بیشتری میگیرد. پس از توافق روسیه و امریکا درباره برقراری آتشبس در سوریه و افزایش تنشها میان مسکو و واشنگتن که به تعلیق همکاریهای آنها انجامید، بسیاری گمان میکردند که راهحل سیاسی نیز از دستورکار قدرتها خارج خواهد شد. با این وجود، نشست لوزان امروز در سوریه با موضوع سوریه برگزار خواهد شد . ایران دقیقه نود موافقت خود را با حضور در این نشست اعلام کرد. درباره نشست لوزان و هزینهو فایدههای حضور ایران در آن گفتوگویی با قاسم محبعلی، مدیرکل اسبق خاورمیانه وزارت امور خارجه داشتهایم که مشروح آن در ادامه میآید.
کمتر از سه هفته پیش بود که امریکا و روسیه در ژنو به توافقی در خصوص آتشبس دست یافتند اما این توافق، ١٠ روز هم دوام نیاورد. در چنین شرایطی که به نظر میرسد راهکارهای سیاسی به جایی نمیرسد تشکیل نشست لوزان چه اهمیتی دارد؟
در برابر اینکه راهکارهای سیاسی به نتیجهای نمیرسد، معلوم هم نیست که راهکارهای نظامی نتیجهبخش باشند. هماکنون شرایط در سوریه به گونهای است که هیچ بازیگری چشمانداز مشخصی از آینده خود ندارد. در چنین شرایطی، به نظر میرسد تنها راهحل، انجام گفتوگو باشد. این نشست با ابتکار روسها است. روسها پس از اینکه آتشبس به شکست انجامید و روابطشان با امریکا و کشورهای اروپایی دچار تشنج شد، به این نتیجه رسیدند که اگر جنگ در سوریه تشدید یابد و درگیریها به سطحی دیگر ارتقا یابد، این مساله به سودشان نیست. به همین خاطر، آنها تلاشهایی را انجام دادند. پوتین با چند تن از سران کشورهای اروپایی گفتوگوی تلفنی انجام داد و با برخی نامهنگاری. از سویی، طرف امریکایی در برابر پیشنهاد روسها برای انجام مذاکره به این نتیجه رسیدند که هزینه گفتوگو کمتر از دیگر گزینههاست و به این دلیل، به برگزاری نشست لوزان رضایت دادند. اینکه نشست لوزان نتیجهبخش است یا خیر، قابل پیشبینی نیست ولی میتواند فصل جدیدی از گفتوگوها میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای درباره سوریه باشد.
برخی نشست لوزان درباره سوریه را به کنفرانس یالتا و تقسیم مناطق نفوذ میان طرفین تشبیه میکنند. فکر میکنید با حجم اختلافات بسیار میان روسیه و ایران با امریکا و کشورهای اروپایی و عربی این کار امکانپذیر است؟
سوریه هماینک شرایط بسیار پیچیدهای دارد. بحران سوریه دارای سه سطح است: نخست، سطح ملی و داخلی است که میان دولت بشاراسد و مخالفان است که به دلیل حضور گروههای مختلف و متعدد در میان مخالفان، وضعیت بسیار غامض است. دومین سطح درگیری، منطقهای و میان ایران، عربستان و ترکیه است و سومین سطح نیز بینالمللی است که روسیه و امریکا در این سطح هستند. باید توجه داشت هر چقدر مناقشه به سطح بینالمللی ارتقا یابد، نقش قدرتهای بزرگ بیشتر میشود ولی این نقشآفرینی به معنای آن نیست که سطوح دیگر از قدرتی برخوردار نیستند. هیچ توافقی به نتیجه نخواهد رسید مگر آنکه قدرتهای منطقهای نیز به آن تن بدهند. اینکه در این کنفرانس طرفین بتوانند به تفاهمی برسند، مشخص نیست و بعید است با توجه به حجم اختلافات به نتیجهای برسند ولی میتواند پلهای برای دستیابی به توافقات برای آینده باشد.
ایران یکی از بازیگران مهم بحران سوریه است که از نشست وین در آبان ماه سال گذشته در مذاکرات بینالمللی درباره سوریه حضور فعالی داشته است. با اینهمه و با وجود تماسهای فراوان از سوی روسیه، ایران ابتدا اعلام کرده بود که در این نشست شرکت نمیکند. به نظر شما آیا ما شاهد شکلگیری اختلافهایی میان مسکو و تهران هستیم؟
علت عدم حضور ایران در نشست لوزان مشخص نیست. اینکه اختلافات میان تهران و مسکو منجر به عدم حضور در این نشست شده یا از ایران دعوت رسمی نشده است، بار معنایی متفاوتی دارند. با این حال، باید توجه داشت که روسها در سوریه بازی خودشان را دارند و از نقش و توان ایران در سوریه برای دستیابی به اهداف و مناسبات مهمتری چون مناسبات با امریکا و اروپا بهرهبرداری میکنند. ایران در سوریه میتوانست نقش مهمتری داشته باشد ولی با ورود روسیه در سوریه، نقش ایران در سایه حضور روسها قرار گرفت و روسها نیز از کارت ایران استفاده میکنند. اگر ایران بخواهد نقش و نفوذ بیشتری در سوریه داشته باشد، باید خود مستقلا با طرفهای دیگر وارد گفتوگو شود. به نظر میرسد وزارت خارجه فعلا تمایل و مجوزی برای انجام این مهم را نداشته باشد. همین مساله موجب میشود تا نقش ایران مبتکرانه نباشد. از عدم حضور ایران نیز طرفهای دیگر بهره میبرند و موجب میشود تا کار را آنها ببندند.
ایران بارها گفته است که بدون حضور ایران هیچ راهحلی در سوریه ممکن نیست. هزینههای نبود ایران در چنینمذاکراتی چیست؟
اگرچه ممکن است در شرایط فعلی توافقی میان طرفین درباره سوریه صورت نگیرد ولی این مساله همیشگی نیست. فرض کنید روزی امریکا، روسیه به همراه عربستان و ترکیه درباره سوریه به توافقی نرسند، در آن صورت شرایط عوض خواهد شد و ممکن است وضعیت بوسنی برای ما تکرار شود. در ماجرای بوسنی نیز وقتی طرفین درگیر به توافق رسیدند، آنها از ایران خواستند مفاد توافق را رعایت کند. عدم حضور در تحولات موجب نمیشود تا نقش و توان یک کشور ثابت بماند. نقشها و توانمندیها روزبهروز در حال تغییر یافتن هستند. ایران باید در تمامی معادلات سیاسی نیز حاضر باشد و نه آنکه در تحولات میدانی حاضر باشد و هزینه بدهد و روسها عرصه سیاسی را مدیریت کنند و توافقی را انجام بدهند و بعد به ایران بگویند نتیجه این است و آن را رعایت کن. روسها به این نتیجه رسیدند که تداوم منازعه در سوریه باتلاق است و هرچه درگیری افزایش یابد، هزینهها نیز برایشان بیشتر میشود. ایران نیز باید تلاشش برای حل بحران سوریه باشد چراکه تداوم و فرسایشی شدن آن به ضرر امنیت ملی ما است و از سویی، منجر به افزایش اختلافات در جهان اسلام میشود.
در حالی که تنشهای روسیه و امریکا به اوج خود رسیده است و به نظر میرسد که تا این تنش فروکش نکند اتفاقی در صحنه میدانی سوریه رخ نمیدهد، چرا در این نشست قدرتهای منطقهای حضور دارند؟
یکی از دلایل شکست آتشبس مسکو و واشنگتن، این بود که در توافق آنها منافع قدرتهای منطقهای دیده نشده بود و همین مساله موجب عدم رعایت آتشبس از سوی گروههای وابسته به آن شد و شکست آتشبس نیز موجب نگرانکنندهتر شدن شرایط شد. با توجه به برگزاری انتخابات ریاستجمهوری در امریکا در یک ماه آینده، امریکاییها میخواهند شرایط در دوران گذار را مدیریت کنند. روسها نیز تمایل به کنترل وضعیت موجود دارند. در شرایطی نیز که از نقش مسکو و واشنگتن در سوریه کاسته شده، نقش قدرتهای منطقهای افزایش مییابد و به همین خاطر، آنها در مذاکرات دعوت شدهاند ولی اینکه از این گفتوگو راهحلی به دست آید، من فکر میکنم شرایط آن هنوز پدیدار نیست.
باراک اوباما و مشاوران ارشد سیاست خارجی او روز جمعه با هدف بررسی گزینه نظامی علیه سوریه، با یکدیگر ملاقات کردند. آیا اوباما در حالی که تا کمتر از ٩٠ روز دیگر بر سرکار است، حمله نظامی به سوریه خواهد داشت؟ محتملترین تصمیمی که امریکا درباره سوریه در این روزها خواهد گرفت، چه گزینهای خواهد بود؟
این کار بیشتر مانوری برای اعمال فشار بیشتر بر روسیه است تا مسکو مجبور به گفتوگو با واشنگتن شود تا آنها از این طریق بتوانند وضعیت را در سوریه مدیریت کنند. البته امریکاییها از ابتدا گفته بودند اگر مذاکرات سیاسی به نتیجهای نرسد طرح جایگزین (پلان B) را اجرا میکنند. آنها به صورت واضح درباره این طرح حرف نزدهاند و ممکن است بخشی از این طرح، فعالیتهای نظامی باشد. با این وجود، اینکه آنها وارد یک جنگ بزرگ شوند، من فکر نمیکنم. نیازی هم به ورود نظامی نیست بلکه آنها میتوانند با افزایش حمایت از قدرتهای منطقهای و حتی داخلی در سوریه، وضعیت را برای روسیه، ایران و سوریه دشوار کنند. شاید امریکاییها بخواهند یک جنگ درازمدت مانند افغانستان مدیریت کنند. طرح جایگزین میتواند مدیریت و فرسایشی کردن جنگ باشد که این به نفع ایران و روسیه نیست.
نشریه فارین پالیسی از دولت امریکا خواسته است تا درباره بحران سوریه بدون واسطه با ایران مذاکره کند. ایران بارها گفته است که در خصوص مسائل منطقهای با امریکا مذاکرهای نخواهد کرد. فکر میکنید با پیچیدهتر شدن بحران سوریه، طرفین به سمت و سوی مذاکره فعالتر با یکدیگر در قالب مذاکرات چندجانبه گام برخواهند داشت؟
عدم انجام گفتوگو با بازیگران مختلف فرصت را برای بازیگران رقیب فراهم میکند. ایران برای حل بحران سوریه باید با تمامی طرفها در سوریه مذاکره کند؛ این طرفها لزوما طرفهای مثبت هم نیستند. ما باید با اروپا، ترکیه، سعودی، امریکا و حتی طرفهای داخلی نیز گفتوگو کنیم و از این گفتوگوها، منافع خود را تضمین کنیم. درست است که امریکا و روسیه هماینک اختلافاتشان افزایش یافته ولی اگر روزی به توافق برسند، آنگاه شرایط برای ما دشوار خواهد شد؛ لذا ایران باید از فرصت به دست آمده کنونی استفاده کرده و آن را غنیمت بشمرد.
بشار اسد در تازهترین مصاحبه خود تاکید کرده است که امیدوار است نزدیکی ترکیه و روسیه به تغییر مشی آنکارا در برابر دمشق منتهی شود. آیا با توجه به نشانههایی که در چند روز اخیر از نزدیکی رابطه ریاض و آنکارا به دست آمده، میتوان چنین انتظاری داشت؟
روسیه و ترکیه اختلافات دوجانبهشان را حل کردهاند و این عادیسازی روابط به معنای این نیست که ترکیه بخواهد مواضع خود را درباره سوریه تغییر دهد. ترکیه در سوریه منافع و سیاست خاص خود را دارد و روسیه نیز همینطور. این منافع و سیاست الزاما یکی نیست ولی با یکدیگر گفتوگو و سعی میکنند منافع مشترک خود را پیش ببرند. در ماجرای کردها شاهد این همکاری هستیم؛ حوزهای که ترکها اختلافات کمتری با روسها به اندازه امریکاییها دارند. با این وجود، من فکر نمیکنم گفتوگوهای ترکیه و روسیه به تغییر ماهوی در تمامی سیاستهای آنکارا منجر شود.
منبع: روزنامه اعتماد













