سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

کسی از موضع یزدی حمایت نکرد

چکیده : تمامی مطالب یا اظهاراتی که تاکنون در این باره بیان شده، با هدف رد منطق آقای یزدی بوده است، ولی به نظر می‌رسد که باید قدری عمیق شد و علت این موضع‌گیری را دریافت. به نظر می‌رسد که علت اصلی مشکلی است که در نگاه به آینده وجود دارد و از این جهت باید واکنش آنان را درک کرد. اگر ٢٠ سال پیش هیچ اعتراضی نسبت به برگزاری مسابقه فوتبال در روز عاشورا نبود، برای اینکه آنان ترسی از آینده نوع خاصی از سبک زندگی دیده نمی‌شد. این حس در میان آنان بود که همه‌چیز در جای خود است و نسبت به آینده نگرانی وجود ندارد. بنابراین نه تنها از برگزاری آن بازی اظهار نگرانی نمی‌شد...


روزنامه اعتماد در سرمقاله خود نوشت:

در نقد اظهارات و درخواست آقای یزدی مطالب گوناگونی نوشته شده است که برخی از آنها قابل قبول است. ولی یک نکته شاید مغفول واقع شده، و اینکه بر فرض که ایران گل بزند و خوشحالی هم صورت گیرد این چه ربطی به مساله عزاداری امام حسین(ع) دارد؟

مگر در روزهای عزاداری هیچ‌یک از عزاداران نمی‌خندند، یا مواجه با اتفاقات خوشحال‌کننده نمی‌شوند؟ در عین حال که عزادار هم هستند. اگر کسی در این روز صاحب فرزند می‌شود طبعا خوشحال می‌شود ولی این خوشحالی نافی عزاداری او برای امام حسین(ع) نیست. هر ناظری متوجه تمایز میان این دو مساله خواهد شد. هر کسی که او را ببیند به واسطه تولد فرزندش به او تبریک می‌گوید، در حالی که ممکن است در مجلس عزاداری باشند. البته طبیعی است که ابراز خوشحالی وی با روزهای عادی فرق می‌کند.

به علاوه این طور رویدادها نسبی است و بستگی به برداشت ما دارد، یعنی فرض کنیم کسی این موضوع را مطرح نمی‌کرد و ایران و کره بازی می‌کردند و یک گل هم بزنند و شادی کنند، آیا هیچ ناظری آن را نافی عزاداری امام حسین معرفی می‌کرد؟ قطعاً خیر. همه می‌گفتند در عین عزاداری بازی کردند. و حتی شادی خود را به احترام این روزها محدود کردند و این تبلیغ نیز محسوب می‌شد.

پس چرا آقای یزدی چنین موضعی را علیه این رویداد گرفته است؟ آیا ایشان متوجه این مسائل نیست؟

شاید برخی گمان کنند که این موضع‌گیری علیه دولت باشد. ولی چنین نیست. زیرا فدراسیون فوتبال نهادی غیردولتی است و موضوع فوتبال نیز جناحی و سیاسی نیست و هر کسی که علیه آن اقدام کند، به نوعی خود را در معرض فشار افکار عمومی قرار داده است، و آقای یزدی نیز قطعا متوجه تبعات این موضع‌گیری هست.

به همین دلیل هم بخش اعظم اصولگرایان وی را در این موضع‌گیری همراهی نکردند. زیرا می‌دانند چنین موضعی نه تنها قابل دفاع نیست، بلکه از منظر سیاسی و افکار عمومی نیز هزینه‌دار است. به ویژه آنکه بخش مهمی از فوتبالدوستان و استادیوم‌روها کسانی هستند که نباید حمایت آنان را از دست داد. فراموش نکنیم که تاکنون سیاستمداران اصلاح‌طلب با لباس ورزشی و فوتبال ژست نگرفته‌اند، ولی چند تن از سیاستمداران اصولگرا سعی کرده‌اند که برای جلب نظر افکار عمومی به قول معروف پا به توپ شوند!

تمامی مطالب یا اظهاراتی که تاکنون در این باره بیان شده، با هدف رد منطق آقای یزدی بوده است، ولی به نظر می‌رسد که باید قدری عمیق شد و علت این موضع‌گیری را دریافت. به نظر می‌رسد که علت اصلی مشکلی است که در نگاه به آینده وجود دارد و از این جهت باید واکنش آنان را درک کرد. اگر ٢٠ سال پیش هیچ اعتراضی نسبت به برگزاری مسابقه فوتبال در روز عاشورا نبود، برای اینکه آنان ترسی از آینده نوع خاصی از سبک زندگی دیده نمی‌شد. این حس در میان آنان بود که همه‌چیز در جای خود است و نسبت به آینده نگرانی وجود ندارد. بنابراین نه تنها از برگزاری آن بازی اظهار نگرانی نمی‌شد.

بلکه ذره‌ای هم به ذهن آنان خطور نمی‌کرد که ممکن است مشکلی پیش آید. ولی اکنون برخی تصور می‌کنند که بقای یک شیوه تفکر یا زندگی در معرض سوال و ابهام است. به همین دلیل هر پدیده‌ای می‌تواند منشأ نگرانی شود. زیرا گمان دارند که نوعی از سبک زندگی در حال محاصره کردن آن شیوه تفکر یا زندگی مطلوب آنان است. وقتی که انسان نگران موجودیت مطلوبش شود، هر چیزی را با سوءظن و ابهام می‌بیند. هر صدایی را علیه آن موجودیت ارزیابی می‌کند، بدون آنکه گوینده آن صدا چنین قصدی را داشته باشد. از تحول استقبال نمی‌کند، چون تصور می‌کند تغییرات آن قابل کنترل برای او نیست و در نهایت او بازنده تغییر و تحول است. ولی این ترس و رفتار ناشی از آن نه تنها مشکل را حل نمی‌کند بلکه موجودیت مورد نظر را بیش از پیش تحت خطر قرار می‌دهد. زیرا قدرت انطباق‌پذیری خود را از دست می‌دهد و هر روز منزوی‌تر می‌شود. البته این وضعیت خطرناکی است و باید مراقب عواقب ناخواسته و احتمالی آن بود. با این توضیحات به نظر می‌رسد که درک و فهم ما از مواضع مذکور تغییر خواهد کرد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.