عملیات ثامنالائمه؛ روایت شکستن یک حصر
چکیده : هنوز نیروهای ایرانی مستاصل آوار جنگی بودند که ناگهان بر سر زندگی و کشور فرود آمده بود که خبر رسید دشمن پشت دروازههای آبادان و خرمشهر است. میگویند که وقتی عراقیها حمله کردند دریاقلی که در آبادان یک گاراژ اوراق فروشی داشت، زودتر از پیشروی عراقیها با خبر شد. با دوچرخه قراضهاش هشت کیلومتر را رکاب زد تا به بچههای سپاه آبادان اطلاع دهد که وضعیت این طوری است و آنها هم رفتند و پیشروی عراقیها را سد کردند. ...
کلمه – گروه دفاع مقدس: هنوز نیروهای ایرانی مستاصل آوار جنگی بودند که ناگهان بر سر زندگی و کشور فرود آمده بود که خبر رسید دشمن پشت دروازههای آبادان و خرمشهر است.
میگویند که وقتی عراقیها حمله کردند دریاقلی که در آبادان یک گاراژ اوراق فروشی داشت، زودتر از پیشروی عراقیها با خبر شد. با دوچرخه قراضهاش هشت کیلومتر را رکاب زد تا به بچههای سپاه آبادان اطلاع دهد که وضعیت این طوری است و آنها هم رفتند و پیشروی عراقیها را سد کردند.
هرچند که دریاقلی مزد این جانفشانیاش را با شهادت داد. عراقیها با اطلاعاتی که از جاسوسان خود به دست آوردند کلبه گلی دریاقلی سورانی را هدف خمپارهها قرار دادند. او که به شدت مجروح شده بود پس از رسیدگی اولیه، برای درمان با قطار به تهران اعزام شد، اما در راه شهید شد و در بهشت زهرای تهران در ردیف ۹۲ قطعه ۳۴ برای همیشه آرام گرفت. او هیچگاه ندید چه بر سر آبادان آمد. پس از شروع هجوم گستردهٔ عراق به ایران، ارتش عراق تصمیم به تغییر روش خود گرفت و بجای اقدام برای تصرف اهواز با جابهجایی نیرو و تقویت محور شلمچه – خرمشهر، تلاش خود را برای تصرف شهرهای آبادان و خرمشهر افزایش داد و روز چهارم آبان توانست بخش غربی خرمشهر را به تصرف خود در آورد. با افزایش تلفات، بهترین روش بهجای درگیرشدن با مردم شهرها، این بود که شهرهای آبادان و خرمشهر را از منطقهای خالی از سکنه دور بزند. به همین دلیل پس از تصرف بخش غربی خرمشهر، نیروهای جدیدی را برای عبور از کارون در سمت شمال شهرهای آبادان و خرمشهر و قطع هر دو جاده ارتباطی اهواز با این دو شهر، گسیل داشت. ارتش عراق در این تغییر، با مقاومت چندانی روبهرو نشد و بهسرعت توانست برجاده اهواز – خرمشهر تسلط یابد. در روز ۸ آبان، واحدهای مهندسی عراق روی کارون پل زدند و امکان حضور نیروهای عراقی در شمال آبادان فراهم شد. این نیروها از کارون عبور کردند و جاده اهواز – آبادان را نیز بستند. بسیاری از خودروهای عبوری، بیخبر از این اتفاق، در چنگ دشمن گرفتار شدند. تندگویان، وزیر نفت ایران یکی از کسانی بود که به اسارت نیروهای عراقی درآمد.
مردم آبادان تا رسیدن نیروهای عراقی اندکی زمان داشتندد تا سنگربندی کرده و خود را آماده نبردی نابرابر کنند. دفاع کردند تا پای جان و نیروهای عراقی نتوانستند وارد شهر شوند اما پشت دیوارها ماندند تا شاید مقاومت در هم شکسته شود.
اتفاقی که هیچگاه نیفتاد و این حصر ادامه پیدا کرد تا یک سال بعد یعنی مهرماه ۱۳۶۰ که فرمان شکست حصر از سوی امام خمینی صادر شد.
طرح عملیات ثامن الائمه در ۱۵ شهریور ۱۳۶۰، تکمیل و سرانجام در ساعت ۱ بامداد روز پنجم مهر ۱۳۶۰ نیروهای ایران با رعایت اصل غافلگیری کامل و پس از گسترش روی خط، به طور ناگهانی بر مواضع مقدم عراق هجوم برده و خاکریزهای اولیه عراق را بدون زد و خورد اشغال کردند.
با سپری شدن تاریکی، نیروهای هوایی طرفین وارد کارزار شده و هلیکوپترها نیز به پرواز در آمدند و پشتیبانی آتشهای توپخانه هر دو طرف با شدت هر چه تمامتر به مرحله اجرا در آمد و عراق نیروهای احتیاط خود را در منطقه شمال محور ماهشهر آبادان وارد عمل کرد.
نیروهای ایرانی با وجود گرمای شدید، مقاومت سرسختانه عراق را در هم شکستند و بعد از ۴۲ ساعت تلاش مداوم لشکر ۷۷ خراسان، رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، گروه فداییان اسلام و نیروهای مردمی، عملیات با موفقیت کامل به پایان رسید و نیروهای عراق در منطقه عملیاتی خسارات سنگینی را متحمل شدند و جزیره آبادان از محاصره آنان خارج شد.
حصر آبادان شکسته شد تا همه نگاهها به سوی خرمشهر معطوف شود. خرمشهری که ماهها بود در اسارت عراقیها به سر میبرد و داغ بر دل نشسته ایرانیان بود.
شکست حصر آبادان یکی از نقطه عطفهای جنگ است. نقطه روشنی که نوید آزادی خرمشهر را میداد.













