توصیف میرحسین از عالینسب در دوران جنگ: او بارها ایران را از پرتگاههای خطرناک نجات داد
چکیده :مولف کتاب میر نامیرا با اشاره به خاطرهای از دوران جنگ گفت: در دوران جنگ آماری منتشر شده مبنی بر اینکه ضریب جینی در کشور تغییر کرده و افزایش داشته، مهندس موسوی از این موضوع بسیار برافروخته شد و گفت اگر این موضوع واقعیت داشته باشد من شایسته استعفا دادن هستم و لایق ماندن در این سمت نیستم....
رونمایی کتاب «میر نامیرا» زمانه و کارنامه استاد میرمصطفی عالی نسب با سخنرانی علی رضاقلی، فرشاد مومنی، محمدرضا بهشتی و مکاییل عظیمی در موسسه دین و اقتصاد برگزار شد. این کتاب در مورد زندگی و کارنامه اقتصادی این استاد فقید است.
علی رضاقلی: عالی نسب اخلاقی بود و اخلاقی عمل می کرد
به گزارش شفقنا، علی رضاقلی درباره ویژگیهای مرحوم عالی نسب بیان کرد: عالی نسب شخصیت منحصربه فردی است او در حوزه خودش استثنایی است، یعنی نمی توانیم بگوییم شخص دیگری مانند او در این زمینه وجود دارد، او پایه گذار صنعت در ایران است. او وقتی صنعت را در کشور شروع کرد هیچ امکاناتی نداشت از طرف دیگر هم تجربه کافی در این موضوع در دست نداشت؛ متأسفانه ایشان اهل سکوت بودند و تجربیات خودشان را با خود بردند.
نویسنده کتاب جامعهشناسی نخبهکشی با بیان اینکه برای بررسی صنعت ایران باید برهه زمانی را مورد نظر قرار داد، گفت: اوایل دوره رضاشاه بود که دکتر عالینسب صنعت ایران را شروع کرد. برای بررسی صنعت باید این موضوع را در زمان اقتصاد سیاسی خودش مورد بررسی قرار دهیم. تا در این زمان کارهای آقای عالی نسب نمود پیدا کند.
او در خصوص دلالی در ایران توضیح داد: عالی نسب چون تجارت و دلالی را وابسته کردن ایران به خارج می دانست، تجارت را کنار گذاشت و کار تولید را شروع کرد. برای من همیشه این سوال وجود دارد که چرا ایرانیان به دنبال دلالی بودند و به دنبال تولید نمی رفتند؛ اما آمریکایی ها، آلمانی ها و… به دنبال تولید می روند اما مردم ایران از سال های گذشته به دنبال دلالی بودند.
این استاد علوم سیاسی با بیان اینکه مرحوم عالی نسب فرد ویژه ای است، تاکید کرد: آقای عالی نسب ویژگی های خاصی داشت که این ویژگی ها در هر فردی جمع نمی شود. او شخص وطن دوستی بود و برای ایران به هر نحوی سرمایه گذاری می کرد. دغدغه عدالت و فقرزدایی داشت.
رضاقلی با توجه به ویژگی های اخلاقی مرحوم عالی نسب افزود: او اخلاقی بود و اخلاقی عمل می کرد، البته اخلاقی عمل کردن با درس اخلاق دادن بسیار متفاوت است. برخی خیلی زیبا در مورد اخلاق حرف می زنند اما در عمل شبیه شمر لعین برخورد می کنند. وقتی بیمه وجود نداشت، او کارگران خود را بیمه می کرد یا مسکن برای کارگران خودش فراهم می کرد، البته این موارد قبلا هم گفته شده و دوست ندارم بیش از این توضیح دهم.
نویسنده کتاب جامعه شناسی خودکامگی درخصوص ارتباط گسترده مرحوم عالی نسب اضافه کرد: از ویژگی های دیگر او روابط عمومی بسیار قوی بود. آقای عالی نسب با افراد مختلفی مانند آیت الله بروجردی، علامه جعفری، آیت الله شریعتمداری، مهندس بازرگان، شهید بهشتی و … در ارتباط بود. او هزینه نشریه مکتب اسلام را هم پرداخت کرد. از طرف دیگر هم با دانشجویان ارتباط خوبی برقرار می کرد.
او ادامه داد: او برای دانشجویان کلاس می گذاشت و علامه جعفری را دعوت می کرد و به آنها درس می داد و جزوه ها را تهیه و کپی می کرد و در اختیار دانشجویان قرار می داد. خود او هم اهل علم آکادمیک هم بود.
این استاد جامعه شناسی تصریح کرد: آقای عالی نسب چهره دینی هم داشت و یک توانمندی معنوی خاصی در او وجود داشت که من در این مورد صحبت نمی کنم. ایشان به شدت خیر هم بودند، در مناطق محروم به مدرسه سازی می پرداختند. البته این مواردی که ذکر شد از ویژگی های برجسته مرحوم عالی نسب است.
رضاقلی باتوجه به مطالب کتاب «میر نامیرا» عنوان کرد: این کتاب مخاطب را با اقتصاد چنددهه ایران آشنا می کند و مطالب زیاد و ویژگی های مثبت زیادی هم دارد اما باید به نکته هایی توجه کنند و آن را در چاپ بعدی مورد بازنگری قرار دهند.
نویسنده کتاب جامعه شناسی نخبه کشی درباره ساختار اقتصاد سیاسی ایران گفت: از طرف دیگر باید به این مطلب بپردازد که ساختار اقتصادی ایران چه ویژگی هایی دارد و چرا همیشه تولید در ایران شکست خورده و دلالی گسترش پیدا می کند و موفق می شود به نظر من این موضوع حتما باید در بین سطور مختلف توضیح داده شود.
محمدرضا بهشتی: عالی نسب همزمان نگاه خرد و کلان را نسبت به مسایل داشت
محمدرضا بهشتی از دیگر سخنرانان بود و درباره شرایط آن زمان اظهار کرد: جا دارد برای فهم شرایط این ایام و کاری که آقای عالی نسب انجام می دهد و فکری که ایشان دنبال می کند این پس زمینه بتواند به نحوی خودش را نشان دهد تا فکر و اندیشه عالی نسب در آنجا ارزش خود را پیدا کند.
او با بیان خاطره ای از مرحوم عالی نسب افزود: مرحوم عالی نسب گفتند برای اولین بار ذوب فلز را در نانوایی سنگکی انجام دادیم. باید دید چه حال و هوایی دارد بعد از اینکه سماورها ساخته می شود، دوتا سماور روشن در طول روز جلوی درب نخست وزیری در زمان دکتر مصدق می سوزد و به نشانه یک کار ملی است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: داستانی در دادگاه لاهه هم اتفاق می افتد که می توان مورد توجه قرار داد. ایران از کارخانه علاء الدین شکایت کرد و این شرکت هم وابسته به انگلیسی ها بود، حتی آنها می خواستند مبلغی پرداخت کنند تا ایران از شکایت خودش صرف نظر کند. اما مرحوم عالی نسب از شکایت خودش کوتاه نیامد.
بهشتی درباره توجه عالی نسب به تولید ملی تاکید کرد: مرحوم عالی نسب از امکانات مالی خوبی برخوردار بودند اما ایشان به اندازه ای به تولید ملی اهمیت می دادند که تا آخر عمر لباس های ایرانی به تن می کردند گرچه دنیا دیده هم بودند.
او درباره جلسات هفتگی با حضور مرحوم عالی نسب بیان کرد: طی ۲۵ سال جلسات اقتصادی که هر هفته برگزار می شد البته رشته من متفاوت بود و به غیر از زمانی که برای تحصیل در مقطع دکتری به خارج از ایران رفتم به طور دائم در جلسات حضور داشتم؛ اما اگر جلسات تا این اندازه برای من استفاده نداشت، بعید بود ۲۵ سال به شکل مداوم بنده در این جلسات حضور پیدا کنم.
این استاد دانشگاه درباره عملکرد عالی نسب در مسایل اقتصادی توضیح داد: او فقط مرد میدان عمل نبود با اینکه ایشان از ۱۷ سالگی کار خود را از کف بازار شروع کرده بود و بعد هم به صنعت روی آورد. چیزی که برای من بسیار جالب است دید و فهم کلان او نسبت به مسایل بود و این یک دید نادر است. یک فهم کلی کلان که در عین کلیت می توانست انضمامی شود، رشته من فلسفه است و ربط مستقیمی با اقتصاد ندارد اما این رفت و شد جالب بین یک درک کلی با اینکه ذهن بتواند ریزه کاری های جزیی امور انضمامی را درک کند و میان این موارد یک نسبت زنده برقرار کند؛ این موضوع برای من بسیار جالب است.
بهشتی ادامه داد: عالی نسب در عرصه اقتصاد بسیار دینی هم عمل می کردند. مرحوم آیت الله بروجردی تقلید در مسایل اقتصادی را برای ایشان حرام اعلام کرده بود و او نیازی به اجتهاد در زمینه اقتصاد از مراجع نداشت. از سویی دیگر هم او سعی کرده بود خود را با مباحث اقتصادی و نظریه های جدید اقتصادی قدم به قدم آشنا کند.
او درباره حساسیت ایشان نسبت به ربا تاکید کرد و گفت: او حساسیت ویژه ای نسبت به ربا داشت و در جلسات دیدار ایشان در اواخر عمرشان که دید نداشتند می گفت: به آقایان بگویید ربا حرام است. می گفتند که من نه فقط از طریق دستورات دینی به حرام بودن ربا رسیدم بلکه از دنیای اقتصاد و مطالعه اقتصاد به این نتیجه رسیدم که ربا حرام است.
بهشتی با اشاره به دید مرحوم عالی نسب نسبت به مسایل خرد و کلان اضافه کرد: برخی در آن زمان اذعان می کردند که ایشان کارهای مهمی کرده و با اقتصاد ایران آشنایی دارد اما می گفتند نظرات ایشان قدیمی است. چطور فردی می تواند به رغم اینکه فهمی از اقتصاد دارد و در سطح کلان قدم به قدم پا گذاشته و مسایلی که در گذشته وجود داشته را هم به خوبی درک می کرد و حتی نسبت به امور خرد و جزیی این تغییرات را دنبال می کرد. از سال ۱۹۹۰ به بعد دستور داد هر جا ماشین آلات و دستگاه در کشورهای مختلف هست حکم آهن دارند و نیازی به استفاده از آنها نیست. وقتی او نسبت به دستگاه هایی که خودش برایشان زحمت کشیده بود وقتی چنین دریافتی را نسبت به مسایل دارد یعنی ذهن او می تواند خودش با تغییرات تطبیق دهد.
او با نقل خاطره ای از مرحوم عالی نسب عنوان کرد: زمانی من به دیدن ایشان رفته بودم و کتابی روی میزشان با عنوان «۴۰ اشتباه در حوزه مدیریت» بود و من به شوخی به ایشان عرض کردم که چرا شما بعد از ۷۰ سال مدیریت این کتاب را می خوانید؟ ایشان گفت: نه من این کتاب را می خوانم و استفاده می کنم. ذهن ایشان در این سن با این سوابق اجرایی و نظری، آمادگی داشت تا اشتباهات خود را تصحیح کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه عالی نسب مسایل را از بالا می دید اظهار کرد: من احساس می کنم این فکر زنده است و از روبه رو شدن با موضوعات جدید ابا ندارد و سعی در مسخ کردن و نادیده گرفتن تحولات و جزییات جدید ندارد. من عالی نسب را به شکلی دیدم که توان دیدن مسایل و تغییرات را داشت و البته در مسایل خرد و جزیی هم غرق نمی شد. ما با یک مشکلی که بسیار مبتلا شدیم این است که کسانی که نگاه خرد داشتند در مسند تصمیم گیری کلان نشستند.
بهشتی ادامه داد: ایشان نگاه خرد و کلان را هم زمان با هم مورد توجه قرار می داد و بسیار سخت است که بتوانیم همزمان باهم بتوانیم با چنین شیوه ای به مسایل نگاه کنیم. من این تجربه را زمانی پیدا کردم که در جبهه جنگ رفتم وقتی یک سربازی در سنگر نشسته و فرمانده ای به او دستور می دهد. سرباز ممکن است نگاه خرد به مسأله دفاع داشته باشد و فرمانده با نگاه کلان به او دستور می دهد؛ بنابراین ما نباید از هر اتفاقی ذوق زده یا ناراحت شویم چون باید مسایل را به خوبی ارزیابی کنیم.
مکاییل عظیمی: عالی نسب از گفتن نمی دانم هراسی نداشت
مکاییل عظیمی در ادامه نشست توضیح داد: اگر ما حداقل از عملکرد اقتصادی ایران در دوران جنگ حمایت میکنیم به این معنی نست که آن دوران ایدهآل ما است، بلکه تلاش ما این است که بتوانیم به فهم دوران جنگ و شرایط آن سالها و جهتگیریهای اصلی که به ما کمک کرد تا از بسیاری از بحرانها در امان بمانیم نزدیک شویم.
او ادامه داد: در سال ۱۳۸۴ بود که من از دکتر مومنی پرسیدم که به نظر شما اگر عالی نسب اکنون در عرصه اقتصاد ایران حضور داشت، باز هم سیاست کوپن را اجرایی میکرد؛ دکتر مومنی مکث معنی داری کردند و گفتند نمیتوانم به این سوال قاطعانه پاسخ بدهم اما قاطعانه میدانم که عالینسب معتقد بود نباید هیچ تحول اقتصادی منجر به آن شود که سطحی از معیشت مردم به مخاطره بیفتد، اما شکل اجرای این سیاست متفاوت است و میتواند در مقاطع مختلف، به گونههای مختلفی اعمال شود.
مولف کتاب میر نامیرا با اشاره به خاطرهای از دوران جنگ گفت: در دوران جنگ آماری منتشر شده مبنی بر اینکه ضریب جینی در کشور تغییر کرده و افزایش داشته، مهندس موسوی از این موضوع بسیار برافروخته شد و گفت اگر این موضوع واقعیت داشته باشد من شایسته استعفا دادن هستم و لایق ماندن در این سمت نیستم.
او افزود: اهمیت عالینسب و دغدغه او در ارتقای معیشت طبقات فرودست جامعه نه صرفا از جهت اخلاقی بلکه به خاطر نقش مهمی بود که در ارتقای اقتصاد طبقات فرو دست در توسعه کشور ایفا میکند. من در این سالها از مرحوم عالی نسب مسایل بسیاری یاد گرفتم گرچه ایشان را تا به حال ندیدم.
این اقتصاددان درباره توجه مرحوم عالینسب به نظرات کارشناسی گفت: من فکر میکنم عالینسب مردی هنرمند بود. هنر سیاستگذاری را میدانست و توانسته بود بین وضعیت موجود و بایسته های نظری ارتباط برقرار کند. عالینسب به شدت به نظر کارشناسی شده توجه می کرد.
او در پایان سخنان خود گفت: ایشان کوچکترین قرصی را بدون تجویز مصرف نمی کردند. اگر در موضوعی سوالی از ایشان پرسیده میشد که درباره آن اطلاعات کافی نداشتند، با صراحت میگفتند اطلاعی ندارم و ابایی از گفتن نمیدانم نداشتند.
فرشاد مومنی: عالینسب بارها دولت و ملت ایران را از پرتگاههای خطرناک نجات داد
در ادامه این نشست، دکتر فرشاد مومنی اظهار کرد: بر اساس این درک که اکنون شرایط کشور خطیر و پیچیده است، جامعه ما به شدت نیازمند شناخت الگوهایی است که در شرایط خطیر تاریخی از همه چیز خود مایه گذاشتند تا ایران باقی بماند. باید بتوانیم در شرایطی که متاسفانه ساختار نهادی ما به شکل غیرمتعارفی در انگیزه کشی متبحر شده، معرفی واقعیت های روحی و رفتار خردمندانه بسیاری از مسوولان دوران دفاع مقدس میتواند انگیزه های مسوولیت شناسانه را در سطح جامعه تا استانداردهایی بالا ببرد.
او تصریح کرد: برداشت من این است که مصطفی عالی نسب یکی از این چهره هاست که شناخت او، ویژگیهای شخصیتی و همچنین نقشی که در کنترل بحران های موجود در دوران دفاع مقدس ایفا کرد در شرایط کنونی کشور میتواند ثمر بخش باشد.
این اقتصاددان با بیان اینکه استاد فقید هرگز از اینکه دیگران از او تعریف و تمجید کنند راضی نبود، اظهار کرد: یکی از تمجیدهایی که از مرحوم عالینسب شده بود و ایشان بارها این خاطره را نقل کرد تعریف مهندس موسوی از ایشان بود که در سفر مهندس موسوی به ترکیه با اصرار ایشان مرحوم عالینسب هم با هیات نخست وزیری همراه شدند، زمانی که مهندس، مرحوم عالی نسب را به رییسجمهور وقت ترکیه معرفی کردند در تعریف عالینسب گفته بودند «عالینسب بارها و بارها دولت و ملت ایران را از پرتگاههای بسیار خطرناک نجات دادند.» این تعریفی بود که به دل عالینسب نشسته بود و آن را بارها نقل میکردند.
این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی توضیح داد: واقعیت این است که اگر تجربه بعد از جنگ و اداره اقتصاد کشور در آن دوران نبود، نمیتوانستیم قدر هوشمندیهای استثنایی استاد فقید مرحوم عالینسب را بدانیم. اکنون متوجه میشویم که ایشان چطور یک تنه نقش یک سیستم دیدهبانی را برای توسعه ملی کشور ایفا میکردند. موضوعی که اکنون به شدت به آن نیازمندیم.
مومنی ادامه داد: در شرایط کنونی اقتصاد کشور به اعتبار انواع بحران های کوچک و بزرگی که نظام تصمیم گیری کشور با آن روبهروست، یک خلاء نهادی بزرگ وجود دارد و آن وجود یک نظام دیده بانی ملی با آن سطح از شرافت های ملی، دینی و اخلاقی و با آن سطح از استقلال است که این نقش را عالینسب ایفا میکرد و به اعتبار آن نیز میتوانست کوبنده ترین عبارتها را به بالاترین مقامات سیاسی کشور بگوید.
این اقتصاددان در پایان جلسه در خصوص مطالب کتاب گفت: میدانیم که در ساحت علم، حرف آخر با ما نیست. تذکرات هوشمندانه را میپذیریم و البته بیان میکنیم که باید در این زمینه کاری انجام می شد که بعد بتوان آن را نقد کرد و متوجه ایرادهای آن شد. از سوی دیگر هم لازم است بگویم نمی توانستیم در این کتاب ده ها هدف را با هم دنبال کنیم و باید روی چند هدف خاص متمرکز می شدیم و به طور طبیعی در چنین وضعیتی برخی مسایل هم از حیطه توجه کتاب خارج شده است.













