سیزده سال پیش، صحن علنی مجلس/ آرمین: در صورت سکوت و مسامحه، اعمال خودسرانه مرتضوی در این حد باقی نخواهد ماند
چکیده :محسن آرمین/ تیرماه ۸۲/ صحن علنی مجلس: به نام خداوند متعال و برای رضای او و در دفاع از استقلال و کیان نظام و پاسداری از آزادیهای قانونی ملت اعلام میکنم قاضی مرتضوی و حامیانش باید برکنار و در دادگاه به اعمال آنان رسیدگی شود. شایسته نیست حیثیت و آبروی نظام هزینه حفظ افراد و دفاع از اعمال غیرمسئولانه آنها شود. ...
کلمه – گروه سیاسی: سیزده سال پیش، در تیرماه سال ۸۲، محسن آرمین، نایب رئیس مجلس ششم با اشاره به مرگ زهرا کاظمی در زندان اوین و نقش سعید مرتضوی و حامیان او، به صراحت هشدار داده بود «شایسته نیست حیثیت و آبروی نظام هزینهی حفظ افراد و دفاع از اعمال غیرمسئولانهی آنها شود»، اما محافظهکاران و اقتدارگرایان که هر دورهای به رنگی در میآیند با این گفتهی دلسوزانه، برخوردی جناحی کردند تا نتیجهی آن ماندن سعید مرتضوی در مدیریت و به تبع آن فسادها و فجایعی باشد که هر روز بخشی از آن افشا میشود.
امیر محبیان، تئوریسین اصولگرایان همان زمان و بعد از نطق محسن آرمین مدعی شد: شواهد حاکی از آن است که ماشین تبلیغاتی رادیکالهای دوم خردادی برای حذف مرتضوی کلید خورده است.
مروری بر اظهار نظرهای افراد از همهی جناحها و گروهها، طی چند سال اخیر که تشت رسوایی مرتضوی از بام افتاده و دیگر جای هیچ حمایتی نمیگذارد، بیش از هر چیز هشداری است برای نادیده گرفتن سخنان دغدغهمندان دلسوزان آن. پس از محسن آرمین بارها و بارها دیگر فرزندان انقلاب و نظام نیز در هشدارهای خود از رسوخ متحجران و افراطیانی گفته بودند که کشور را به قهقرا سوق میدهد. مناظره میرحسین موسوی و محمود احمدینژاد در خرداد ۸۸ یکی از برجستهترین هشدارها بود که نتیجهی آن تا امروز بیش از دو هزار روز حصر در بر داشته است.
پروندهی کهریزک، سازمان تامین اجتماعی و دیگر پروندههای فساد و خیانت سعید مرتضوی نمونهای است از بی خردی حاکمیتی که اگر ۱۳ سال پیش متعصبانه از انتخاب خود دفاع نمیکرد، امروز چنین ننگی بر دامن نظام نمینشست.
مرور تاریخ و سخنان حقطلبان این کشور شاید تلنگری باشد بر به خوابزدگان امالقرای اسلام است تا درسی باشد برای آیندهای که همچنان جریان دارد.
متن نطق پیش از دستور محسن آرمین در صحن علنی مجلس را با هم میخوانیم:
فایل صوتی سخنان محسن آرمین را نیز میتوانید اینجا بشنوید
ملت شریف ایران فرارسیدن ایام سوگواری فاطمه زهرا (س) را به همهی مسلمان بهویژه شما تسلیت عرض میکنم.
از مخالفان اصلاحات بسیار شنیدهاید و در نشریات ایشان بارها خواندهاید که مجلس ششم به جای اهتمام به رفع مشکلات واقعی مردم وقت خود را صرف منازعات سیاسی میکند. مجلس به فکر مردم نیست. زمانی که مجلس تعطیل است کشور در آرامش به سر میبرد و در زمان فعالیت مجلس کشور دستخوش جنجالهای سیاسی است. اکنون که مجلس پس از دو هفته تعطیلی کار خود را آغاز میکند، بهترین فرصت است تا این ادعا را به واقعیت محک زنیم و ببینیم طی دو هفتهی گذشته کشور چه شرایطی را پشت سر گذاشته و آرامشی که آقایان برای آن سینه میزنند و وعدهی آن را به ملت میدهند چه آرامشی است.
در این دو هفته یک خبرنگار زن در زندان به علت ضربهی مغزی فوت کرد، روزنامهی همبستگی توقیف شد، آقایان رضوی فقیه، باستانی و نیکخواه از اعضای تحریریهی روزنامه یاس نو بازداشت شدند، عیسی سحرخیز مدیر مسوول ماهنامهی تئوریک آفتاب و نمایندهی جامعهی مطبوعاتی کشور در هیات نظارت بر مطبوعات بازداشت شد، آقای فرخی استاد دانشگاه و عضو هیات مدیرهی خانه تئاتر کشور و مدیرمسوول مجلهی سینما تئاتر دستگیر شد، دکتر رستگار مدیرمسوول نشریهی توانا و چندین خبرنگار و روزنامهنگار دیگر دستگیر شدند، دانشجویان اعضای دفتر تحکیم وحدت نشست علامه، پس از مصاحبهی مطبوعاتی که طی آن سلطنتطلبان و اغواگران آنها را محکوم کرده بودند در مقابل چشمان و دوربینهای خبرنگاران خارجی با ضرب و شتم بازداشت شدند. کلیهی اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت نشست علامه، دستگیر شدند و با این اقدام تقریبا تمامی اعضای این دفتر اکنون در زندان به سر میبرند.
طی این دو هفته روزنامههای کشور در اقدامی بیسابقه به دستور دادستان مجبور شدند تیتر اول خود را به متن دیکته شدهی دادستان اختصاص دهند و فقدان آزادی قلم را آشکارا به نمایش بگذارند. عباس عبدی طی نامهای مفصل که اکنون متن آن در سایتهای اینترنتی موجود است از حقایق تلخی دربارهی رفتار با وی در زندان پرده برداشت که دل هر انسان آزادهای را به درد میآورد.
آنچه گفتم تنها بخش آشکار وقایع دو هفتهی اخیر بود. اکنون میتوانید دربارهی تبلیغات مخالفان علیه مجلس ششم بهتر قضاوت کنید و دریابید آرامشی که این جماعت شما را بدان میخوانند چه آرامشی است و چرا مجلس ششم اینچنین خشم و کینهی ایشان را برانگیخته است. و نیز دریابید وقتی اینان در تعطیلی دو هفتهای مجلس با مردم و فرهیختگان ملت چنین میکنند، اگر مجلس اصلاحات نبود چه میکردند.
همکاران عزیز نمایندگان محترم مجلس پیش از آغاز تعطیلات مجلس و آن هنگام که مطلع شدم اقلیت مجلس طی نامهای خواستار افزایش مدت تعطیلات شده است، طی تذکری با اشاره به شرایط حساس کشور، خواهان به تعویق افتادن تعطیلات مجلس شدم، اما این درخواست از سوی مجلس استقبال نشد. نشریات ارگان خشونت و استبداد نوشتند فلانی خواهان ادامهی کار مجلس در تیرماه شد تا همفکرانش در ۱۸ تیر فرصت توطئه داشته باشند. اکنون با آنچه طی این دو هفته رخ داد، هم چهرهی توطئهگران و فتنهجویان آشکارتر شده و هم اهمیت نقش و حضور مجلس برای مقابله با توطئهها و فتنهگریها نمایانتر شده است.
این همان حقیقتی است که هرگز نباید از آن غافل شد و من وقتی به این حقیقت مینگرم بیشتر در صحت و درستی تصمیم استعفا تردید میکنم. اما تصمیم به ماندن و تردید در استعفا زمانی توجیهپذیر است که مجلس همچنان و بلکه با جدیت بیشتر در دفاع از حقوق ملت و مقابله با خودسریها و قانونشکنیها و استبدادطلبیها بکوشد.
در حوادث دو هفتهی اخیر که فهرست ناقصی از آن را برشمردم نام یک تن بیش از دیگران به چشم میخورد؛ ”قاضی مرتضوی“. خانم زهرا کاظمی خبرنگار تبعهی کشور کانادا روز دوم تیرماه در مقابل زندان اوین و هنگامی که مشغول گرفتن عکس از تجمع خانوادههای بازداشتشدگان بود با ضرب و شتم دستگیر میشود. قاضی مرتضوی به جای رعایت حریم خبرنگاری، توجه به آبرو و حیثیت کشور و بهانه ندادن به مخالفان نظام و برخورد با ماموران متخلف که این خبرنگار را مورد ضرب و شتم قرار دادهاند حکم بازداشت وی را صادر میکند. پس از دو روز بازجویی، یعنی در روز چهارم تیرماه به دلیل نامعلومی وی را به نیروی انتظامی تحویل میدهند. زهرا کاظمی به بازجویان نیروی انتظامی میگوید که به هنگام بازجویی در دادستانی بهویژه از ناحیهی سر مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. بعد از ظهر همان روز وی به دستور مرتضوی به دادستانی اوین عودت داده میشود و پس از چند ساعت قاضی مرتضوی از وزارت اطلاعات میخواهد او را تحویل بگیرد. به گفتهی مقامات وزارت اطلاعات، این وزارت اعلام میکند بازداشت وی ضرورتی ندارد. ایشان را به محل اقامت خود بفرستید و ما در همان جا از او بازجویی میکنیم. اما قاضی مرتضوی نمیپذیرد و وزارت را ملزم به تحویل گرفتن وی میکند. زهرا کاظمی به هنگام بازجویی ابراز ناراحتی میکند. پنجم تیرماه ساعت ۱۲ شب وی را به بیمارستان منتقل میکنند و ساعت ۶ صبح روز ششم، حالش وخیم شده، به علت خونریزی مغزی به کما میرود و دچار مرگ مغزی میشود. علت خونریزی ضربهی مغزی و شکستگی جمجمه تشخیص داده میشود. وقتی خانوادهی متهم به زندان مراجعه میکنند دیگر از ادعای جاسوسی وی خبری نیست، تنها چیزی که میشنوند این است که وی در بیمارستان است. کاری با او نداریم بروید وی را از بیمارستان ببرید. زهرا کاظمی تا روز ۱۹ تیرماه علیرغم مرگ مغزی زیر دستگاه تنفس مصنوعی نگهداری میشود و پس از این تاریخ مرگ وی اعلام میگردد.
قاضی مرتضوی پس از درگذشت وی خارج از حیطهی مسوولیت و بدون اطلاع به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیرکل رسانههای خارجی این وزارت را احضار میکند و از وی میخواهد طی مصاحبهای فوت وی را به علت سکتهی مغزی اعلام کند. وی پس از مصاحبهی مدیرکل مذکور چند بار با خبرگزاری تماس میگیرد تا خبر مصاحبه را سریعا مخابره کنند.
به گفتهی خانوادهی زهرا کاظمی دادستانی اصرار بر دفن سریع وی داشته است. قاضی مرتضوی طی همین دو هفته چندتن از فعالان سیاسی را به اتهام تشویق دانشجویان در اغتشاشات اخیر بازداشت میکند. او ادعا میکند دانشجویان دستگیر شده علیه این متهمان اعتراف کردهاند. اما ادعای اعتراف هم داستانی شنیدنی دارد که خوب است از زبانهمکارمان آقای صفایی فراهانی به عنوان نمایندهی رییس محترم مجلس با دانشجویان در زندان ملاقات کرده است بشنوید تا معلوم شود این اعترافات تا چه حد معتبر است.
من همینجا از ریاست محترم مجلس میخواهم جلسهای را به شنیدن گزارش آقای صفایی فراهانی اختصاص دهند تا نمایندگان ملت از واقعیت ماجرا مطلع شوند. در صورتی که جناب آقای کروبی تشکیل چنین جلسهای را به صلاح ندانند من آنچه را که از صفایی فراهانی شنیدهایم به خبرنگاران و مطبوعات بازخواهم گرفت. همچنین از اعترافات بازداشتشدگان که یکدفعه در زندان و هر یک در سلول انفرادی جداگانه خوانده شدهاند و با تحلیلی یکسان علیه افراد و احزاب و دستگاههای دولتی مشخصی اعتراف کردهاند و نیز مصاحبههایی ساختگی که قرار بوده و هست که از تلویزیون پخش شود اطلاع دارم و همه را در صورت لزوم افشا خواهم کرد.
همکاران عزیز من میدانم قاضی مرتضوی در سطحی نیست که بتواند بدون پشتوانه دست به چنین اقداماتی بزند. اما روی سخنم با شماست. این اعمال خودسرانه و غیرمسوولانه در صورت سکوت و مسامحهی شما قطعا در این حد باقی نخواهد ماند. نتیجهی سکوت یا بیاعتنایی پیشینیان ما در همین مجلس دربارهی اقدامات خودسرانه عواملی نظیر سعید امامی و مصطفی کاظمی به فاجعهی قتلهای زنجیرهای انجامید و کشور را تا سرحد یک بحران بزرگ پیش برد و ضربهای به حیثیت و اعتبار نظام وارد کرد که جبران آن ممکن نیست.
من به شجاعت شما اطمینان دارم و افتخار میکنم عضو مجلسی هستم که در دفاع و حمایت از حقوق ملت نامش در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد. اما تاکید میکنم اگر خدای ناکرده امروز ترس و بیم خود را به نام حفظ آبروی نظام توجیه کنیم و در برابر این خودسریها سکوت اختیار کنیم، فردا با فاجعهای همانند قتلهای زنجیرهای روبرو خواهیم شد، و هیچ حیثیتی برای نظام و انقلاب باقی نخواهد گذاشت.
خداوند به پیامبرش میفرماید: “فاالله احق ان تخشاه” و نیز به مومنان میافزاید “فاالله احق ان تخشوه ان کنتم مومنین” اگر به راستی مومن هستید بدانید خداوند سزوارتر از هر کسی برای ترسیدن است.
اکنون نشریات ما از بیم توقیف به دست قاضی مرتضوی به روزی افتادهاند که تیتر اول خود را هم به دستور او تنظیم میکنند. گویی دادستان عمومی و انقلاب تهران هیچ ماموریتی جز بازداشت فعالان سیاسی یا دستگیری روزنامهنگاران و توقیف مطبوعات و تعقیب دانشجویان ندارد.
هشدار میدهم در شرایطی که خطر خارجی نه تنها انقلاب و نظام بلکه استقلال و تمامیت ارضی کشور را تهدید میکنند و تنها راه مقابله با آن افزایش وحدت ملی و اعتماد مردم به نظام و جلوگیری از اجماع بینالمللی علیه نظام است، این اقدامات نظام را از حمایت و اعتماد مردم محروم و اجماع جهانی علیه نظام را موجب میشود. مرگ یک خبرنگار تبعهی کشور دیگر در زندان بر اثر ضربهی مغزی، حادثهای کم اهمیت نیست. قاضی مرتضوی باید پاسخ دهد چرا حکم بازداشت او را صادر کرده است؟ و به چه استنادی او را متهم به جاسوسی کرده است؟
به آقای خاتمی عرض میکنم اینکه هیات منصوب شما گزارش دهند علت مرگ زهرا کاظمی ضربه مغزی بوده کافی نیست، باید معلوم شود چرا قاضی مرتضوی مدیرکل دولت شما را احضار و موظف به مصاحبه میکند؟ مسئول مدیرکل شما وزیر شماست یا قاضی مرتضوی؟ چرا قاضی مرتضوی بهجای احضار مدیرکل، مراتب را جهت تصمیمگیری به وزیر ارشاد اطلاع نمیدهد؟ متهم به هنگام فوت در اختیار وزارت اطلاعات بوده است، چرا قاضی مرتضوی اجازه نمیدهد وزیر اطلاعات خود دربارهی علت فوت و اعلام آن بررسی و اقدام کند؟ خبرگزاری جمهوری اسلامی جزو دولت شماست یا قوهی قضاییه؟ چرا قاضی مرتضوی چند بار با خبرگزاری تماس میگیرد و خواهان تسریع در مخابرهی خبر درگذشت متهم آن هم به علت سکتهی مغزی میشود؟ چرا قاضی مرتضوی پس از شنیدن خبر درگذشت متهم برای شناسایی عاملان احتمالی مرگ متهم دستور پیگیری عاملان را نمیدهد.
فراتر از این همه باید معلوم شود چرا فردی را به عنوان دادستان تهران انتخاب میکنند که به چیزی جز دستگیری و بازداشت افراد و اخذ اعتراف از آنان نمیاندیشد و برای فعالان سیاسی و مطبوعات هیچ حقوقی قائل نیست؟ چرا علیرغم اینکه قاضی مرتضوی در دادگاه انتظامی قضات به خاطر تخلفات متعدد محکوم شده است نه تنها جلوی اجرای حکم محکومیت وی گرفته میشود، بلکه به دادستانی انقلاب و دادستانی عمومی پایتخت امالقری اسلام منصوب میشود؟ چرا علیرغم وجود قضات باتجربه و شریف در قوهی قضاییه، جوانی که سابقهای در انقلاب ندارد، و احکامش در دوران قضاوت تقریبا بدون استثناء نقض شده باید به چنین مقامی منصوب شود؟
چنین رفتار و اعمالی برای هرکسی قابل تحمل باشد برای فرزندان راستین امام(ره) و کسانی که ندای آن مرغ حق و سیمرغ عشق و آزادی همچنان در گوششان طنینانداز است و آنان که بر سر حفظ آرمانهای انقلاب با آن مرشد حق پیمان بستهاند قابل تحمل نیست، پس به نام خداوند متعال و برای رضای او و در دفاع از استقلال و کیان نظام و پاسداری از آزادیهای قانونی ملت اعلام میکنم قاضی مرتضوی و حامیانش باید برکنار و در دادگاه به اعمال آنان رسیدگی شود. شایسته نیست حیثیت و آبروی نظام هزینهی حفظ افراد و دفاع از اعمال غیرمسوولانه آنها شود. در پایان عرض میکنم قاضی مرتضوی به دلایلی که ذکر شد عادل نیست و تصمیمات و احکامش دربارهی اشخاص فاقد اعتبار و غیرقانونی است.
انا الله و انا الیه راجعون و ما توفیقی الا باالله العزیز الحکیم علیه توکلت و الیه انیب













