سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

ریشه فساد ساختاری

چکیده :در دوران اصلاحات فساد نمی توانست به این شکلی که اکنون وجود دارد پدید آید چون ساختار به لحاظ اندیشه اصلاحی و نیز دولتمردان و مسئولین اصلاح طلب طوری تنظیم می شد که اجازه افساد داده نمی شد و از طرفی در درون سیستم راهکارهای مناسب برای خود ترمیمی سیستم طراحی و برنامه ریزی می شد به عبارت دیگر دموکراسی خواهی و مردمسالاری و اصلاح طلبی مانع از فساد بود در حالی که در دوران دولتهای اصولگرایان، بر عکس؛ سیستم هر چه بیشتر بسمت و سوی فساد میل داشت و اراده ای هم برای برخورد با آن مشاهده نمی شد و این نوع تفکر خود علت موجده فساد ساختاری و بالتبع گسترش فساد و انتشار گناه بود....


کلمه – علیرضا کفایی:

به نام خدا

با نظری کوتاه و اجمالی به رویدادها و اخباری که از نیمه‌های دهه هشتاد و اوایل دهه نود (از سال ۸۴ به این سو) در محافل و مجامع سیاسی و حقوقی و اجتماعی و متن جامعه ایران می‌گذرد می‌وان به سهولت دریافت که در صدر اکثر قریب به اتفاق آنها مواردی چون اختلاس، انحراف، دزدی، دروغ، تقلب و در این اواخر هم فیش‌های نجومی و املاک نجومی بطور گسترده به چشم می‌خورد و البته مواردی چون خودکشی، دیگرکشی، زندان، پارتی‌بازی، بیکاری، بی‌حجابی، بدحجابی، گشت ارشاد و از این قبیل نیز در رده‌های بعدی خودنمایی می‌کنند و این خود علامتی آشکار بر فساد و گسترش آن در جامعه است.

هیچ تحلیلگر منصفی و هیچ روشنفکر و هیچ مقام مسئولی و بالاخره هیچ فردی از آحاد جامعه نمی تواند و اجازه ندارد در برابر این حجم از فساد و تکثیر آن و انتشار گناه سکوت کند. جامعه دچار مشکل و بیماری است و بسرعت بسوی بحران اجتماعی سیر می کند، وظیفه همگانی و خصوصاً نخبگان و مسئولان آن است که تا دیر نشده از وقوع فاجعه جلوگیری نمایند.

بدون شک اولین اقدام؛ شناسایی بیماری و علل بوجود آورنده آن خواهد بود، فساد بصورت ساختاری و سیستماتیک خود را نشان می دهد، بی اعتنایی به آن خسارت بار و بسوی انحطاط رفتن است.

این مقاله و این قلم ادعای شناخت بحران و ارائه راه حل را نداشته و در توان خود نمی بیند که ابعاد قضیه را بطور کامل بررسی نماید ولی شاید فتح بابی و یا تلنگری باشد تا برخی از خواب رفتگان و یا خواب زدگان و یا خواب نماها که در اندیشه مدیریت جهان هستند؛ بیدار شده و به خود آیند تا اول اوضاع رقت بار داخل را سر و سامانی داده و بعد به مدیریت جهان بپردازند و با توپ و تشر دیگران را محکوم کنند که ذات نایافته از هستی بخش چون تواند که بود هستی بخش؟

آنچه از فساد امروزه بر سر زبان‌هاست و متاسفانه آمار و ارقام بسیار بالایی دارد و در مواردی هم با آنها برخورد شده و مفسدان راهی زندان گشته‌اند در بازه زمانی خاصی واقع شده است و دشوار نیست که همان زمان خاص را بررسی و به علت موجده، علت معده و علت مبقیه آن پرداخت.

در هشت سالی که دولت آقای احمدی‌نژاد سکان اداره کشور را در دست داشت به تدریح فسادهایی خرد و کلان پدید آمدند، تا قبل از این دوره و زمان خاص! فساد به این شکل و بصورت عریان ظهور و بروزی نداشت و ارزش‌ها و آرمان‌هایی حاکم بود و رفتاری از مسئولین مشاهده می‌شد که جلوی افساد را می‌گرفت ولی در بازه زمانی دولت‌های نهم و دهم رفتار خاص و هنجار شکن و نامعقول و غیر مدبرانه رئیس این دولت‌ها به شکلی بود که خودبخود برخی از ناهنجاری‌های اجتماعی را پدید می‌آورد و برخی که زمینه انحراف و افساد داشتند و در دایره آن دولتها قرار می گرفتند به خود حق می دادند تا دست در اموال مردم برده و مصادره به نفع خود نمایند و بعضاً عمل خود را هم توجیه می کردند و خود را صاحب حق می دانستند و از طرفی حمایتها و تعریف و تمجیدهای آسمانی که از آنها می شد آنان را جری تر و طمع آنها را فزونتر می کرد.

وقتی دهه نخست انقلاب را می نگریم با وجود مشکلات فراوان در همه زمینه ها و جنگ و ترور؛ شاخصه اصلی و مهم آن دوران پاکی و صداقت و عدالت و رسیدگی به امور مردم و رفاه نسبی جامعه بود و چون مردم، مسئولین و نخبگان را از خود می دانستند و اعتماد و اطمینان به آنها داشتند لذا همکاری و همیاری می کردند حتی اگر در مضیقه بودند و نهایت فسادی که ممکن بود رخ دهد احتکار و گرانفروشی و از این قبیل آنهم معدود افراد فرصت طلبی بود که به محض شناسایی به شدت با آنها برخورد می شد.

اینکه فساد و اشتهار به فساد و گناه و ارتکاب به آن سهل و ساده انگاشته می شود و یا برخورد با آن دشوار به نظر می رسد و حتی مفسدان تریبون دار هم دارند و عمل ناشایست خود را توجیه می کنند و صدا و سیما و کارشناسان ناشی آن جهد بی ثمر می کنند تا طایفه فسادکار را طاهر نمایند خود فسادی دیگر است که نشان می دهد فساد و گناه گسترش یافته و ساختاری شده است و اصل ماجرا آنست که تفکر و اندیشه خاصی پشت این توجیهات است و آن را رهبری می کند.

بعضی از صاحبنظران معتقدند که “ریشه‌ی این فسادها و کج‌کاری‌ها را باید در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی کشور جستجو کرد. به عبارتی ما با یک فساد جدی روبرو هستیم. … نمی‌توان موردی با فساد برخورد کرد. در واقع در این جا فساد خودش علت این کج کاری ها و نابسامانی ها نیست. بلکه خود این فساد ها معلول وضعیت و ساختاری است که فضای اقتصادی کشور ما را با خودش درگیر کرده است. باید زمینه های اجتماعی و اقتصادی به وجود آمدن فضایی که در آن فساد تبدیل به یک امر روتین شده است را در نظر بگیرم. در این جا ساختارهایی که این فساد را به وجود می آورند را باید مورد بررسی قرار داد. خود این فساد معلول این ساختار های نا سالم و نادرست است. در واقع از زمانی که اقتصاد کشور ما تبدیل به یک اقتصاد رانتی شده است زمینه های ایجاد فساد را هم فراهم کرده است. برخی نهادهای دولتی و کسانی که به نوعی به قدرت سیاسی دراشکال مختلف آن متصل هستند با استفاده از قدرت خود در روابط اقتصادی دخالت می کنند وهمین امر یکی از زمینه های عمده فساد را در ایران خصوصا در عرصه های اقتصادی کلان به وجود می آورد. کسانی که با قدرت سیاسی در ارتباط هستند با استفاده از آن قدرت خود، قوانین و مقررات را دور می زنند. آن ها قوانین موضوعه کشور را در زمینه های مختلف نقض میکنند. همین امر موجب می شود که بسیاری از فرصت های نامشروع را برای خود ایجاد کنند. از طرف دیگر از دیگر اقشار مردم فرصت های واقعی را بگیرند.” زاغفر

در واقع همینگونه است ولی توجه به این دقیقه بسیار مهم است که نوعی تفکر خاص است که ساختاری را بوجود می آورد تا منجر به فساد شود و چنانکه اشاره شد فسادهای کلان که گوشه ای از آنها افشا شده در برهه ای از زمان اتفاق افتاده که دولتهای نهم و دهم با پشتیبانی گسترده اصولگرایان و نهادهای خاص و مسئولین امر و حمایت رسانه ای و جانبداری آشکار صدا و سیما مرتکب و آفریننده آن فسادها بوده است.

یعنی فسادها معلول ساختار و ساختار معلول تفکر خاص بوده است که امروز تردیدی وجود ندارد که این تفکر خاص نزدیکتر به اندیشه اصولگرایان و عملکرد آنها می باشد.

در دوران اصلاحات فساد نمی توانست به این شکلی که اکنون وجود دارد پدید آید چون ساختار به لحاظ اندیشه اصلاحی و نیز دولتمردان و مسئولین اصلاح طلب طوری تنظیم می شد که اجازه افساد داده نمی شد و از طرفی در درون سیستم راهکارهای مناسب برای خود ترمیمی سیستم طراحی و برنامه ریزی می شد به عبارت دیگر دموکراسی خواهی و مردمسالاری و اصلاح طلبی مانع از فساد بود در حالی که در دوران دولتهای اصولگرایان، بر عکس؛ سیستم هر چه بیشتر بسمت و سوی فساد میل داشت و اراده ای هم برای برخورد با آن مشاهده نمی شد و این نوع تفکر خود علت موجده فساد ساختاری و بالتبع گسترش فساد و انتشار گناه بود.

در ماجرای فیشهای نجومی با همه تلاشی که اصولگرایان کردند تا فساد را به دولت فعلی نسبت دهند اما مشخص شد که فساد انجام گرفته ریشه در همان سالهای دولت احمدی نژادی دارد و همان ساختار فساد انگیز که بر پایه تفکر خاصی از اصولگرایی ایجاد شده بود فسادکاری را تجویز می نمود و امروز هر کس واژه فساد را می شنود بی اختیار آن را مساوی احمدی نژاد می داند و البته هر کس احمدی نژاد می شنود اصولگرایی برایش تداعی می شود هر چند تلاش کنند خود را جدای از احمدی نژاد بدانند نخواهند توانست زیرا آنهمه حمایتها و جانبداریها از وی فراموش نخواهد شد که برای برخی احمدی نژاد آنها را به یاد نعوذاً بالله پیامبر و امام زمان می اندخت.!

املاک نجومی هم که در شهرداری تهران با نام جناب سرهنگ قالیباف عجین شده است محصول اندیشه اصولگرایی است که ساختاری را بوجود آورد تا چنین فسادهایی وقوع یابند که انگار عوارضی نبود که از مردم می گرفتند و یا کمکهایی نبود که از دولت و بیت المال می گرفتند و این املاک نجومی را ملک طلق خود می دانستند و به خود حق می دادند تا سند به نام خاصان درگاه زنند.

فرقی نمی کند احمدی نژاد باشد یا قالیباف، هر دو محصول یک اندیشه اند و این اندیشه فساد را ساختاری می کند ضمن اینکه نباید از نظر دور داشت افرادی به دلیل آنکه شأن و شخصیت لازمی را برای تصدی مقام و مسئولیتی خاص ندارند می توانند فاجعه ببار آورند و آوردند و مشاهده شد که چگونه بر اساس اندیشه ای خاص عمل می کنند و بیت المال را به تاراج می دهند و تاسف بار آنکه عده ای دیگر به جای محکوم کردن آنها به توجیه می پردازند و علناً از فساد انجام گرفته حمایت می کنند و سرهنگ را در صدا وسیمایشان مبرا می فرمایند!

کارهای بزرگ را به انسانهای کوچک سپردن مصیبت بار است

“گرت مملکت باید آراسته

مده کار معظم به نوخاسته

به خردان مفرمای کار درشت

که سندان نشاید شکستن به مشت” سعدی علیه الرحمه

و امام علی علیه السلام چه حکیمانه فرمود:

تقدیم اراذل و تاخیر افاضل، پیش انداختن کم مایه ها و نادیده گرفتن اهل فضل و دانش. حضرت امیر زوال و بقای دولت را در “زوالُ الدّولِ باصطناعِ السُّفلِ” زوال و سقوط دولتها بواسطه بکارگیری دونان است.

و نیز می فرماید: “یُستدلُّ على اِدبارِ الدّولِ باربع: تضیعِ الاصولِ و الَّتمسُّکِ بالفروعِ و تقدیمِ اراذل و تأخیرِ الافاضل” (غررالحکم، ج۱، ص ۴۲۷/ ج۱، ص ۸۶۴)

انحطاط و سقوط دولت در چهار چیز است: ضایع کردن اصول و دستورات دینی، پرداختن به مسائل فرعی، مقدم داشتن فرومایگان، عقب راندن شایستگان”


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.