سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

تحولی محتوایی در روایت جنگ

چکیده :یکی از عناصر چشمگیر فیلم ایستاده در غبار، خدشه‌هایی است که در تک تک قاب های روی تصویر می‌بینیم. خدشه‌هایی که نه تنها تصویر درون قاب را ناقص نمی‌کند که آن را در راه هدف فیلمساز، که باورپذیر بودن تصویرهاست، به کمال می‌رساند. از همین رواست که استفاده از ابزارهای جدید مانند دوربین‌های دیجیتال امروزی را که به وفور در دسترس هستند به کنار می‌نهد و سراغ دوربین‌های ۱۶ میلیمتری دوران جنگ می‌رود....


احمد مسجدجامعی

واقعیت آن است که سال‌های جنگ و دفاع مقدس از ماندگارترین روزهای تاریخ این سرزمین است، زیرا پس از دهها سال برای نخستین بار در جنگی طولانی و فراگیر، این سرزمین از تمامیت خود با چنگ و دندان دفاع کرد و حتی یک وجب از خاک خود را در اختیار بیگانه نگذاشت. اما با‌وجود این کلیت هنوز ابهامات زیادی در شروع، ادامه و پایان آن وجود دارد، که خود را در این واقعیت نشان می‌دهند که مرحوم امام(ره)، پذیرش قطعنامه را به مثابه نوشیدن جام زهر بداند. فیلم خوش ساخت ایستاده در غبار به جنگ و بعضی ابهامات پیرامون آن پرداخته است: تغییر منطقه تمرکز عملیاتی از غرب به جنوب که در فیلم با اشاره‌ای از آن گذر می‌کند؛ یا اعزام لشکر ۲۷ به سوریه که در فیلم به آن پرداخته است و در نهایت با مخالفت امام(ره) مواجه می‌شود؛ تلفات بالای نیروی انسانی در برخی عملیات ها؛ بازپس‌گیری بعضی از مهم ترین نقاط استراتژیک از قبیل فاو، که با هزینه‌های زیادی انجام گرفت؛ و باور به اینکه در زمان مؤثرتری امکان پایان جنگ وجود داشت و… از ابهاماتی است که هرازچند گاهی تکرار می‌شود.

پیش از این در مهر ۹۳ در هفته دفاع مقدس در برنامه سطرهای ناخوانده، چهار کارشناس جوان، آگاه، جسور و دقیق درباره تاریخ جنگ سؤال می‌کردند و گاه با سؤال هایشان تصمیم گیرندگان سال های جنگ را به چالش می‌کشیدند. این پرسش‌های جسورانه از سوی دیگر این واقعیت را از سایه به آفتاب آورد که تصویر جنگ لااقل برای نسل جوان تمام و کمال نیست و در جاهایی از آن نقاط ابهام وجود دارد، از این‌رو باید کوشید آن ابهامات را برطرف کرد.

برای رفع همین نقاط ابهام است که این روزها کسانی از تصمیم گیرندگان روزهای جنگ پاسخ نوینی ابداع کرده‌اند و می‌کوشند مسائل جنگ را با شماتت دولت وقت حل کنند. غافل از اینکه نخستین پرسشی که بلافاصله با آن روبه‌رو خواهند شد این است که چرا پاسخ‌شان این همه نوپدید است؟

محمدحسین مهدویان، آگاهانه یا ناخودآگاه وارد عرصه خطیری شده است. او یکی از همان چهار جوان جنگ ندیده‌ای است که در آن میزگرد، با فرماندهان ارشد بدنبال سطرهای ناخوانده بود، او هم تاریخ را خوب می‌شناسد و هم اینکه زبان هنر را می‌داند. در ایستاده در غبار نیز او دوباره به شیوه‌ای دیگر همان مسیر را طی می‌کند.

برای طی این طریق نخست به ارائه چهره واقعی فرماندهان می‌پردازد. احمد متوسلیان بی‌شک یکی از آنهاست؛ کودکی منزوی که به فرماندهی بزرگ و تأثیرگذار تبدیل می‌شود. بیان چگونگی تحول شخصیت یکی از دشوارترین کارهای یک اثر هنری است؛ تحولی محتوایی که نیاز به بیان و صورت هنری ظریف و استادانه‌ای دارد. البته در این بخش از فیلم با یک پرسش اساسی مواجه هستیم.به طور اجمالی می‌دانیم که او در دوران نقاهت در بیمارستان با کتاب خواندن به چنین نگاهی و جایگاهی می‌رسد. اینکه آن دغدغه و پرسش ذهنی که منجر به این مطالعات شده چه بوده و چه است، کم و بیش در فیلم روشن است: در پی دستیابی به قدرت برای احقاق حقوق ستمدیدگان. اما اینکه متوسلیان چه کتاب هایی را مطالعه کرده بر مخاطب پوشیده می‌ماند.

از این نکته که بگذریم متوسلیان در این فیلم یک قدیس نیست و رفتاری کاملاً انسانی دارد: دعوا می‌کند، شاد و غمگین می‌شود، در رودر بایستی گیر می‌کند و خطاهایی هم دارد مانند هر انسان دیگری، اما برای رسیدن به هدف تلاش قاعده‌مندی به خرج می‌دهد؛ ولی آن چنان که به روال معمول این فیلم‌ها شاهدیم، مقدس نمایی نمی‌کند و از آن سو لودگی‌های فیلم‌های پرفروش و پیامکی را نیز ندارد. متوسلیان انسانی عادی است، ولی منظم، توانمند، شجاع، کاردان و در عین حال تجربه و گفت‌و‌گو می‌کند، از بی‌تصمیمی کلافه می‌شود، پرخاش می‌کند و وقتی از هیچ جا، هیچ کمکی دریافت نمی‌کند به تنگ می‌آید و به شیوه‌ای بسیار متفاوت و باورکردنی، گوشی بیسیم را به آسمان می‌گیرد و مثل یک انسان مستأصل واقعی شروع به راه رفتن در دشوارترین شرایط فضای جنگی می‌کند. اسطوره‌پردازی متوسلیان در فیلم با واقعی بودن چهره مصمم او شکل می‌گیرد و نه با افراط و تفریطی که انسان ها را با نگاه‌های ایدئولوژیک و یک سویه، تصویر می‌کند.

وجوه هنری و سینمایی این اثر به حدی است که می‌توان آن را جهشی در سینمای ایران دانست. مهدویان مرز بین سینمای مستند و داستانی را شکسته است. محمد حسین مهدویان در ایستاده در غبار کار دیگری نیز کرده است. او راویان خاموش و در سایه را به زبان آورده و در نور درخشان آفتاب نشانده است. صدایی که می‌شنویم، راویان همیشگی احمد متوسلیان هستند، خانواده، همرزمان، پزشک و کادر درمانی، دوست مدرسه، هم بند زندان. اما درکنار آنها ما کسان دیگری را نیز می‌بینیم که جدا از راویان همیشگی در قاب تصویر حضور پیدا می‌کنند و بر جذابیت اثر بسی می‌افزایند. پیرمرد کردی که روی پله نشسته است و متوسلیان با او خوش و بش می‌کند و مادر جایگاه بیننده فیلم سخت مشتاقیم که صدای گفت‌و‌گوی‌شان را بشنویم. همرزمان گمنام‌تری که در روزی بارانی بی‌صدا در میان گل و لای شنا می‌روند. آنهایی که نامی از آنها درجایی نیست و صدایی ندارند و حالا فیلم و تصویر پشتیبان آنها شده تا از سایه در آفتاب درآیند. به آفتاب کشیدن در سایه نشستگان بر زیبایی اثر دوچندان افزوده است.

یکی از عناصر چشمگیر فیلم ایستاده در غبار، خدشه‌هایی است که در تک تک قاب های روی تصویر می‌بینیم. خدشه‌هایی که نه تنها تصویر درون قاب را ناقص نمی‌کند که آن را در راه هدف فیلمساز، که باورپذیر بودن تصویرهاست، به کمال می‌رساند. از همین رواست که استفاده از ابزارهای جدید مانند دوربین‌های دیجیتال امروزی را که به وفور در دسترس هستند به کنار می‌نهد و سراغ دوربین‌های ۱۶ میلیمتری دوران جنگ می‌رود.

محدحسین مهدویان و گروهش برای رسیدن به این باورپذیری نه تنها لباس و صحنه را با دقتی بی‌نظیر طراحی کرده‌اند، که برای تصویر‌برداری و تدوین فیلم نیز از وسایل و روش‌های قدیمی ای استفاده کرده‌اند که در زمان جنگ موجود بود.

نوآوری‌های آقای مهدویان هم تحولی محتوایی در روایت از جنگ است و هم در بیان هنری خلاقیت‌های نوینی را آشکار می‌سازد. از این‌رو فیلم او، برخلاف آنچه پیش بینی می‌شد، با استقبال بسیار مواجه شد. برای محمد حسین مهدویان آرزوی توفیق بیشتر در این راه داریم.

منبع: روزنامه ایران


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.