انحطاط ادب در تریبونهای عمومی و نماز جمعه؛ بداخلاقیهایی که نخستوزیر محصور هشدار میداد
چکیده : وقتی از تریبونهای عمومی و نماز جمعه که باید محلی برای رواج اخلاق و آداب انسانی باشد، واژگانی چون "عوضی"، "خس و خاشاک"، "بزغاله"، "میکرب"، "بزدل"، "غلط زیادی کرده"، "به اندازه یک جوجه خروس غیرت داشته باشید" و صدها واژگان دیگر که قلم از بیانش شرم دارد، گفته میشود، باید شاهد خشونت کلامی وسیع و گستردهای در سطح جامعه و در میان مردم هم باشیم....
کلمه – زینتسادات حسینی:
رواج ادبیات سخیف و ناپسند چند سالی است که نه تنها عرصه اجتماعی بلکه ساحت سیاسی را نیز آلوده کرده است. صفحات روزنامهها و سایتها پر شده از سخنان زشت و سخیفی که سیاستمداران و سخنرانان علیه یکدیگر به زبان میآورند و فراموش کردهاند که این ادبیات این روزها آنقدر رواج پیدا کرده که حتی بدترین و رکیکترین کلماتی که عام ترین و بیادبترین افراد جامعه از به زبان آوردن آن پرهیز دارند، با فونت درشت تیتر اول رسانهها میشود.
هر روز در خلال سخنان آیتالله و حجتالاسلام، سردار و بسیجی، نماینده مجلس و حتی افراد فرهنگی کلماتی به گوش میرسد که پیشترها چنین رواج و گستردگی نداشت. البته نباید از نظر دور داشت که ریشه و سابقه استفاده از این ادبیات، نه در امروز که در رییس دولتی است که جملههای عجیبش در موضعگیریهایش در مراسم رسمی هنوز نقل محافل است و حتی در متن جامعه نیز قبیح شمرده می شود. ادبیاتی که در اولین مناظره انتخاباتی، میرحسین موسوی را به آنجا رساند که در ابتدای یکی دیگر از مناظره های انتخاباتی خود خطاب به ۷۰ میلیون ایرانی تاکید کند “ادب مرد به ز دولت است”. بداخلاقیهایی که نخستوزیر دوران دفاع مقدس را وادار کرد به صحنه بیاید تا به گفتهی خود “پاسدار کرامت انسانی” باشد. کرامتی که هر روز به بهانه ای مورد هجمه اقتدارگرایان قرار می گیرد.
دلواپسان و اقتدارگرایان هر روز بابهانه و بیبهانه با سخیفترین کلمات طرف مقابل خود را مورد عتاب و خطاب قرار میدهند و رواج این واژگان غیرمتعارف زنگ خطر برای افول فرهنگ عمومی را به همراه آورده است.
سیاستمداران و روحانیون بعنوان دو طیفی که بیشترین تماس را با مردم دارند، نقش برجسته ای در الگوسازی برای جامعه به عهده دارند. نقشی که هر روز در قالب کلمات، واژگان، سخنرانی، مقالات و … در میان مردم رواج می یابد. با گسترش رسانه های مجازی سرعت انتقال خبر و فیلم مربوط به کاربرد این اصطلاحات نامتعارف صدچندان شده است و دور نیست کلماتی که تا زمانی کسی جرات بیان آن را نداشت، نقل زبان مردم کوچه و خیابان شود.
اگر روزگاری سیاستمداران برای رسیدن به کرسی های قدرت رقیب خود را مورد اتهام قرار میدادند، این روزها علاوه بر اتهامات ناروا، فحاشی و بداخلاقی و کاربرد سخنان سخیف به بخش لاینفکی از اظهارات آنان تبدیل شده است و این روند رو به رشد و تصاعد است تا جایی که حتی یک مرجع تقلید و یک استاد اخلاق که سالهاست کلاسهای اخلاقش زبانزد خاص و عام است، از واژگانی نامتعارف و سخیف استفاده میکند.
فحاشیها و توهینهای پنهان و آشکاری که در کلام سیاستمداران، نمایندگان مجلس و حتی رهبری وجود دارد مصداق بارز “خشونت کلامی” است. خشونتی که طرف تلاش میکند با تحقیر کردن طرف مقابل برای خود قدرت کاذبی به دست بیاورد. این چنین ادبیاتی که روزگاری ریشه در “لمپنیسم” و عوامزدگی داشت، این روزها از عوام و لمپن هم عبور کرده و واژگانی را در بر گرفته است که حتی عامیترین افراد هم در محاوره های روزمره خود به کار نمی گیرند، چه رسد به استفاده در یک سخنرانی عمومی یا یک اظهار نظر رسمی.
کاربرد ادبیات خشن، فحاشی، توهین و تحقیر از سوی هر کسی که باشد قابل نقد و بررسی است. چه مسئولان کشوری و لشکری و چه نمایندگان فرهنگی و منتصبان ولی فقیه. اما وقتی رییس فرهنگستان هنر که باید الگویی از متانت و ادب در کاربرد واژگان باشد، ابایی ندارد که در یک برنامه زنده تلویزیونی در برابر دیدگان میلیونها نفر از واژه “حرام لقمه” استفاده کند، دیگر نمی توان از یک سردار سپاه استانی انتظار داشت که از “نمک به حرام” در وصف مدیران نالایق استفاده نکند.
همچنین است وقتی از تریبونهای عمومی و نماز جمعه که باید محلی برای رواج اخلاق و آداب انسانی باشد، واژگانی چون “عوضی”، “خس و خاشاک”، “بزغاله”، “میکرب”، “بزدل”، “غلط زیادی کرده”، “به اندازه یک جوجه خروس غیرت داشته باشید” و صدها واژگان دیگر که قلم از بیانش شرم دارد، گفته میشود، باید شاهد چنین خشونت کلامی وسیع و گستردهای در سطح جامعه و در میان مردم هم باشیم.
در فرهنگ غنی اسلامی که “ادب” یکی از اصلیترین پایههای اخلاقی است و نه تنها در جنبه فردی بلکه در سپهر عمومی نیز بر آن تاکید موکد شده است، سیاستمداران و نمایندگان فرهنگی، رسانهها و سخنرانان باید با دقت بیشتری از واژگان استفاده کنند و این فرموده حضرت علی را نصبالعین خود قرار دهند «هر که خود را پیشوای مردم نمود، باید پیش از ادب کردن و آراستن دیگری به زبان، خود را به روش و اعمال و رفتار و ادب آراسته سازد، فراگیری ادب در درجه اول باید از خود انسان شروع شود و حال کسی که خود را ادب کرد میتواند ادبکننده دیگری باشد.»
و تلاش کنند که الگوی کلامی جامعهای باشند که قرنها پیش شاعر بلندآوازه ایرانی تاکید کرد که ادب مرد به ز دولت اوست.













