ظریفیان: صداوسیما بازتابدهنده واقعیتها نیست
چکیده :سلیقهها و گرایشها در این سازمان، میتواند در ضعیفتر یا قویتر نشان دادن دولتها بسیار موثر باشد. اگر سلیقهای عمل شود، حاصل آن خواهد بود که جامعه به صداوسیما اعتماد نخواهد کرد، همچنان که امروز به این رسانه اعتماد کافی را ندارد. بنابراین این اتفاق، آسیبی جدی را به افکار عمومی وارد میکند....
صداوسیما در مقام رسانه ملی، در کشور ما همچنان از اهمیت بالایی برخوردار است؛ شاید دلیل این موضوع را بتوان آن دانست که مردم برای دریافت خبر در طول شبانهروز، به این رسانه مراجعه میکنند. به همین جهت، دولتها برای نشان دادن دستاوردهای خود به متن جامعه، نیازمند آن هستند که صداوسیما برای بازتاب دستاوردها و خدمات دولت، اقدامات ویژهای را انجام دهد. کارشناسان معتقدند که اگر رسانههای عمومی در سراسر دنیا نتوانند ارتباط مناسبی را با تودههای اجتماعی برقرار کنند، به سرمایههای اجتماعی خود آسیب جدی خواهند زد.
در این زمینه«آرمان» با «غلامرضا ظریفیان» فعال سیاسی اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته که در ادامه میخوانید.
صداوسیما تا چه اندازه میتواند بین ملت و دولت ارتباط برقرار کند؟
با توجه به اینکه دولتها برخاسته از رای مردم هستند، طبیعتا مردم انتظار دارند که رسانه ملی که متعلق به همه اقشار جامعه است، به نمایش دادن دستاوردهای دولتی که از طریق رای آنها بر سر کار آمده است، اقدام کند. واقعیت این است که دولتها به دلیل گستردگی وظایف خود، انتظار ویژهای از رسانه ملی دارند. طبیعی است که در هر دولتی، اتفاقات خوب و امیدوارکنندهای صورت میگیرد و در کنار آن، ضعفها و ناکارآمدیهایی هم رخ میدهد؛ اما آن چیزی که مورد انتظار جامعه است، آن است که صداوسیما باید بازتابدهنده واقعی همه اینها باشد. اگر جامعه با وجدان و درک عمومی خود احساس کند که در جایی به تلاشها و زحمتهای دولت منتخب آنها، کمتر توجه میشود و ناکارآمدیها را بیشتر نمایان میکند، بدیهی است که با حافظه تاریخی خود این اتفاقات را با دولت گذشته مقایسه خواهد کرد. با توجه به اینکه سلایق دولت قبل با رسانه ملی نزدیکی بیشتری داشت، ضعفها پوشیده و دستاوردهای آن دولت برجسته میشد؛ اما رسانه ملی باید بازتابدهنده واقعیتها به مردم باشد. این رسانه عمومی میتواند با نشان دادن نقاط قوت هر دولتی و نقد مشفقانه آن، به بالا بردن کارایی دولت کمک کند. امروز اگر بخواهیم عملکرد صداوسیما را در ترازوی سنجش قرار دهیم، میبینیم که متاسفانه واقعیتها بازتاب داده نمیشود.
عملکرد صداوسیما که برخی آن را جانبدارانه میدانند، چه تاثیری بر اعتماد افکار عمومی دارد؟
سلیقهها و گرایشها در این سازمان، میتواند در ضعیفتر یا قویتر نشان دادن دولتها بسیار موثر باشد. اگر سلیقهای عمل شود، حاصل آن خواهد بود که جامعه به صداوسیما اعتماد نخواهد کرد، همچنان که امروز به این رسانه اعتماد کافی را ندارد. بنابراین این اتفاق، آسیبی جدی را به افکار عمومی وارد میکند. ضمن اینکه بخش عظیمی از نیروهایی که در رسانه ملی تلاش میکنند، خادم مردم بوده و تلاش بسیاری در این حوزه انجام میدهند و افراد شاغل در این مجموعه، تمایل دارند که مردم احساس خوب و خوشایندی نسبت به تلاشهای آنها داشته باشند.
با وجود تلاشهای کارمندان صداوسیما، چه آسیبهایی میتواند از جانب این سازمان، دولتها را تهدید کند؟
میدانیم نخستین آسیب را زمانی خواهیم خورد که برخورد سلیقهای در این سازمان شکل بگیرد و این رسانه دست به بزرگنمایی ضعف دولتها بزند. بههرحال دولتی که با رای مردم روی کار آمده است، تلاشهایی برای بهبود شرایط کشور انجام میدهد. در این زمینه، مدیران خدوم و زحمتکشی مشغول فعالیت هستند که تمایل دارند خدمات و دستاوردهای به وجود آمده، آنگونه که هست به مردم نشان داده شود. وقتی مردم بازتاب آن دستاوردها را در رسانه ملی مشاهده نمیکنند، تاثیرگذاری منفی روی آنها، اجتنابناپذیر است! به عنوانمثال، مجموعهای در شبانهروز با ۷۰ درصد از ظرفیت خود مشغول کار است اما از این حجم فعالیت، تنها ۲۰ درصد از آن ظرفیت نمایش داده میشود و خطای ۱۰ درصدی به وجود آمده را در منظر مردم، برجسته نشان میدهند. این مساله آسیبی جدی را متوجه انگیزهها، تلاش و احساس خوش افرادی میکند که با سختکوشی، مشغول خدمترسانی به مردم هستند. صداوسیما باید بکوشد در بخش اخبار و ارائه گزارشها، قسمتهایی که با پیشفرضها و سلایق خاص تولید میشود را اصلاحکرده تا در جامعه، اعتماد بیشتری به وجود آید. دور از ذهن نیست که عدم اعمال اصلاحات، خسارات جبرانناپذیری را به دنبال خواهد داشت. این آسیبی بزرگ به اعتماد عمومی است که این روزها به آن سرمایه اجتماعی گفته میشود و مهمترین رکن این سرمایه، اعتماد است. اگر جامعهای دچار چنین آسیبهای شود، یقینا آسیبهای بزرگتری را به همراه خود خواهد داشت.
چرا بازتاب دستاوردهای قوه مجریه، نسبت به قوای دیگر از اهمیت بالایی برخوردار است؟
بههرحال دولت نسبت به دو قوه دیگر، تاثیرگذاری بیشتری دارد. قوه مجریه به تعبیری در چشم مردم بوده و حضور جدیتری دارد. درحال حاضر، اگر میانگین خدمات دولت در چشم مردم کمتر نشان داده شود، حاصل آن خواهد بود که مردم مضاف بر کمکاری دولت، کل مجموعه را مقصر خواهند دید. در صداوسیما تلاشهای زیادی صورت میگیرد اما به نظر میرسد که این سازمان باید ارزیابی دقیقی از عملکرد خود داشته باشد تا بهگونهای رفتار کند که برآیند رفتار، خواست جامعه باشد. نکته بسیار کلیدی که متوجه رسانه ملی است آن است که عموم جامعه، بیش از اینکه از حرفها تاثیر بگیرند، از اعمال و کردارها تاثیر میگیرند. در این میان، اگر رفتارها منصفانه باشد، در ایجاد نظر منصفانه هم تاثیر بسزایی خواهد داشت. این یکی از مسائلی است که رسانه ملی میتواند درباره فرهنگ عمومی و ایجاد اعتماد بین یکدیگر تاثیرگذار بوده و از دهها دانشگاه، نقش بهتر و تاثیرگذارتری داشته باشد.













