سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » دو هزار روز حصر؛ دردی که گوارا می‌شود با نبودن در زمره ستمگران...
» یادداشتی از دختر میرحسین و رهنورد

دو هزار روز حصر؛ دردی که گوارا می‌شود با نبودن در زمره ستمگران

چکیده :به خاطر می‌آورم دو هزارمین روز جنگ تحمیلی راهپیمایی بود که به یاد و پاسداشت آن‌همه روز مقاومت سخت برپا شده بود. هر سه خواهر با مادر همراه بودیم. آن زمان کمتر عمق آن عدد و دلیل حس شکوهی که موج می زد را می‌فهمیدم. جان آدمی در مقاومت برای حفظ خوبی‌ها چه اهتزازی دارد و خوبی مثل تلاش برای حفظ خاک وطن هم مگر هست؟...


زهرا موسوی، دختر میرحسین و رهنورد در یادداشتی کوتاه به مناسبت دو هزارمین روز حصر و تقارن آن با سالگرد حصر دکتر مصدق، نوشته است:

به خاطر می‌آورم دو هزارمین روز جنگ تحمیلی راهپیمایی بود که به یاد و پاسداشت آن‌همه روز مقاومت سخت برپا شده بود. هر سه خواهر با مادر همراه بودیم. آن زمان کمتر عمق آن عدد و دلیل حس شکوهی که موج می زد را می‌فهمیدم. جان آدمی در مقاومت برای حفظ خوبی‌ها چه اهتزازی دارد و خوبی مثل تلاش برای حفظ خاک وطن هم مگر هست؟

حالا ۲۰۰۰ روز شد حصر. و ما ناظران اهتزاز روح در خانه اختریم. برای عزیزان ما که متصل به لطف الهی‌اند و مصمم و متوکل به خدا البته زمان گونه دیگری تعریف می‌شود و به راستی که زمان با مفهوم عمیقش چقدر نسبی است.

این عدد اما خود گویاست. به قدری این ظلم و بی‌قانونی واضح هست، که بدون کلام هم می‌توان فهمیدش. بین همگان سکوت‌هایی‌ست، نگاه‌هایی‌ست، حرف‌هایی‌ست که بی‌کلام هم دنیای حرف در خود دارد… شاید اصلا وقت‌هایی تنها مرور حجم شگفت‌آور اتفاقات و اینکه جان سخت آدمی از این هم می‌تواند گذر کند کافی‌ست. و بعد می‌شود فکر کرد که در هرچه درد که هست گواراست نبودن در زمره ستمگران.

غم‌ها و شادی‌ها مختص به محصورین و ما خانواده‌های آنها که دچار نوع حیرت‌انگیزی از بدی‌ها هستیم نیست. آنها که داغدار بی‌گناهان جانباخته، جان ستانده‌اند، آنها که مجروحند، آنها که شغل از دست داده و به سختی زندگی می‌گذرانند، آنها که تلخی و سختی‌های غربت را به جان دارند. آنها که بازجویی پس می‌دهند، تهدید می‌شوند، زندان هستند، زندانی دارند. همه در دوگانه‌هایی شبیه شناوریم. اما من از همه آنچه که با هم تحمل کردیم سیمای مردی را امشب بیاد میاورم که چندین دهه است که حصر می‌کشد. این قصه مال این روزها نیست کش‌دار و ادامه‌دار است. حصر او نه برای این که خانه تنهایی‌اش هنوز هم پس از مرگ غریبانه‌اش راهی برای مشتاقان ندارد. برای اینکه همه دردهارا به جان خرید تا امروز تنها شادی سهم مردم کشورش باشد. در شبی تلخ در دوهزارمین روز حصر مصادف با سالگرد حصر “مصدق فرزند ملت”.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.