نامه ۹۲ تشکل دانشجویی به رییسجمهور: جو ارعاب و تهدید کماکان گریبان دانشگاه را گرفته است
چکیده :۹۲ تشکل دانشجویی با انتشار نامهای سرگشاده به حسن روحانی، رییسجمهوری ایران، به ادامه «جَوّ ارعاب و تهدید» و فضای «امنیتی» در دانشگاهها اعتراض کردند. نویسندگان این نامه لغو پیدرپی برنامههای تشکلهای دانشجویی و «دخالتهای غیرقانونی و فراقانونی» در فعالیتهای دانشجویان را خلاف وعدههای انتخاباتی حسن روحانی دانستند....
۹۲ تشکل دانشجویی با انتشار نامهای سرگشاده به حسن روحانی، رییسجمهوری ایران، به ادامه «جَوّ ارعاب و تهدید» و فضای «امنیتی» در دانشگاهها اعتراض کردند. نویسندگان این نامه لغو پیدرپی برنامههای تشکلهای دانشجویی و «دخالتهای غیرقانونی و فراقانونی» در فعالیتهای دانشجویان را خلاف وعدههای انتخاباتی حسن روحانی دانستند.
نویسندگان این نامه از «لغو برنامههای تشکلهای دانشجویى بدون ارائه دلیل»، «دخالتهای غیرقانونی و فراقانونی در برگزاری برنامهها» و «عدم رسیدگی به درخواست تشکیل اتحادیههای دانشجویی و اخلال در برگزاری نشستهای هماندیشی» انتقاد و تاکید کردهاند که «جو ارعاب و تهدید کماکان گریبان دانشگاه را گرفته است و به گونههای مختلف احساس میشود.»
دانشجویان همچنین اِعمال سلایق شخصی در صدور مجوز برای مهمانان و سخنرانان توسط هیاتهای نظارت، انواع برخوردهای تبعیضآمیز و رفتارهای دوگانه با تشکلها از اختصاص ناعادلانه بودجه تا فرایندهای زمانی طولانی در پاسخ به درخواست صدور مجوز توسط مسئولان، ایجاد مشکل برای کنشگران دانشجویی صرفا به بهانه حضور و فعالیت در شبکههای اجتماعی، رصد امور شخصی دانشجویان در فضای مجازی به بهانههای واهی، دامنزدن به نگاه جنسیتی و اِعمال طرحهای تفکیکی در موارد گوناگون» را «مشتی از خروار مشکلات دانشجویان» دانسته و تاکید کردهاند که وزارت علوم هم پاسخگوی اعتراضهای آنها نبوده است.
آنچه رییسجمهور احساس میکند دانشجویان احساس نمیکنند
سال ۱۳۹۲ که حسن روحانی به عنوان نامزدی اعتدالگرا در انتخابات ریاستجمهوری ایران رقابت میکرد، تغییر فضای امنیتی در دانشگاهها، حل مشکل دانشجویان ستارهدار، جلوگیری از ادامه تفکیک جنسیتی در دانشگاهها و بازگرداندنِ استادهایی که به دلایل سیاسی بازنشسته شدند از جمله وعدههایی بود که در شعارهای انتخاباتی خود خطاب به قشر دانشگاهی ایران تکرار میکرد. وعدههایی که سلمان سیما، فعال سیاسی ساکن کانادا و از فعالان پیشین دانشجویی در ایران در گفتو گو با کمپین بینالمللی حقوق بشردر ایران، عملی نشدن آنها و «ادامه یافتنِ نفوذ جریانهای غیردانشگاهی از جمله امامان جمعه در دانشگاه» را دلیلِ «جان به لب شدنِ دانشجویان» در ایران و انتشار چنین نامهای دانست.
۹۲ تشکل دانشجویی در نامه خود خطاب به رییسجمهوری ایران همچنین به «ایجاد مشکل برای کنشگران دانشجویی صرفا به بهانه حضور و فعالیت در شبکههای اجتماعی»نیز اشاره کردهاند. مشکلی که سلمان سیما، فعال پیشین دانشجویی در گفتوگو با کمپین از آن به عنوان یکی از مشکلات تازه دانشجویان در سالهای اخیر یاد کرد: «از مشکلاتی که در سالهای اخیر به مسائل دانشجویان اضافه شده رصد کردن آنها در فضای مجازی است. با رصد کردن صفحههای اینستاگرام و فیسبوک دانشجویان از اینکه مثلا دانشجویان در ساعات فراغت و شخصی خود به مهمانی و پارتی رفتهاند برای دانشجویان مشکلاتی در دانشگاه ساختهاند، در حالی که حتا در آییننامه ضوابط دانشجویی هم، صرف نظر از اینکه ما آن را قبول داشته باشیم یا نه، صراحتا مشخص شده که رفتار دانشجویان در داخل محیط دانشگاه زیر نظر حراست دانشگاه است و حتا بر اساس همین آییننامه خودشان هم هیچ ربطی به حراست دانشگاه ندارد که یک دانشجو خارج از دانشگاه از زمانش چه استفادهای میکند.»
حسن روحانی سال گذشته در سخنرانی خود در ۱۶ آذرماه، مصادف با روز دانشجو، با پیش کشیدن بحث فضای امنیتی در دانشگاهها تاکید کرد که «دانشگاهها به فضای امن نیاز دارند نه فضای امنیتی.» آقای روحانی گفت که «ممکن است هنوز فضا در دانشگاهها امنیتی باشد ولی او آن را نمیپسندد.» با این حال رییسجمهوری ایران اعلام کرد که با وجود این «احساس میکند فضای دانشگاه نسبت به سال ۹۲ زمین تا آسمان فرق کرده است.» احساسی که با آنچه در نامه ۹۲ تشکل دانشجویی در اعتراض به وضعیت دانشگاهها آمده تفاوت اساسی دارد. دانشجویان در این نامه صراحتا از برخوردهای امنیتی، لغو برنامههای دانشجویی بدون ارائه دلیل و ناممکن بودنِ تشکیل اتحادیههای دانشجویی نوشته و گفتهاند «جَوّ ارعاب و تهدید، کماکان گریبان دانشگاه را گرفته است.»
امامان جمعه برای دانشگاهها تصمیم میگیرند!
اما آیتالله خامنهای، با اظهارنظرهای خود، مسیر را برای برخورد با فعالیتهای سیاسی دانشجویان به خصوص افرادی که منتقد حکومت هستند باز کرده است. سخنان او در مورد فعالیت دانشجویان در دانشگاهها عملا در تضاد با سخنانی است که حسن روحانی بیان کرده است. برای مثال چند ماه پس از آغاز به کار دولت حسن روحانی در تیرماه سال ۱۳۹۳، از مدیران دانشگاهها خواست که با جدیت از تبدیل مراکز علمی به «محل جولان فعالیتهای جریانهای سیاسی» جلوگیری کنند. رهبر ایران تبدیل دانشگاه به «باشگاه سیاسی» را «سم مهلک» برای حرکت علمی در کشور دانست و خواستار حفظ آرامش در دانشگاهها شد. این سخنان رهبر ایران در شرایطی طرح شد که همزمان بحث استیضاح وزیر علوم ایران به دلیل انتصاب روسای چند دانشگاه و بازگرداندن دانشجویان ستارهدار اخراجشده بعد از انتخابات ۱۳۸۸ در مجلس ایران مطرح بود. چنین اظهارنظرهایی چراغ سبز به نهادهای امنیتی و اطلاعاتی برای پاک کردن دانشگاه از دانشجویان منتقد به حساب میآید.
برخلاف آیتالله خامنهای، حسن روحانی بارها بر ضرورت آزادی بیشتر در دانشگاهها تاکید کرد و حتا گفت: «بهترین جایی که قدرت باید نقد شود، دانشگاه است.» محصوص چنین اختلافنظری در سطوح بالای نظام در خصوص نقش دانشجویان در نقد سیاسی مسولان و سیاستهای آنها، طی سالهای گذشته منجر به برخورد با فعالیتهای سیاسی و فرهنگی دانشجویان در دانشگاهها شده است و بر خلاف وعدههای انتخاباتی رییس دولت یازدهم، نهادهای خارج از دانشگاه همچنان بر دخالت در امور دانشگاهها ادامه دادند.
شاید قرار گرفتن تمام این مشکلات در کنار یکدیگر سبب شده تا عمدهترین تشکلهای دانشجویی ایران در نامه سرگشاده خود به حسن روحانی با اشاره ضمنی به حمایت دانشجویان از او در انتخاباتِ پیشین هشدار بدهند که ادامه این وضعیت میتواند خطر انفعال دانشگاه و تشکلهای دانشجویی را در انتخابات پیش روی ریاستجمهوری به دنبال داشته باشد.













