سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

شباهت اوضاع سیاسی ایران و ترکیه

چکیده :در ایران نیز نگرش های منفعلانۀ قبلی در سال های اخیر تغییر کرده و جامعه اندک اندک در حال پذیرفتن این اصل است که مسیر تحقق دموکراسی در ایران تفاوت های خاص خودش را دارد و صبر نسل ها را می طلبد. با همین دیدگاه است که مردم ناراضی رو به گفتگو با حاکمیت آورده اند تا مسیر برقراری دموکراسی را گرچه دیرتر، اما با هزینه های کمتر و عمق و نهادینگی بیشتری طی کنند. ...


م. چ. از سبزوار در یادداشتی که برای کلمه ارسال کرده، نوشته است:

اگر اخبار ریز کودتای ۱۶ ژوئیه در ترکیه را دنبال کرده باشید، حتما متوجه شده اید که تمامی گروه های شریک در ساختار سیاسی ترکیه، مردم این کشور را به مقاومت در برابر کودتاچیان و حفاظت از دموکراسی ملی فراخواندند؛ گروه هایی اعم از موافقان و مخالفان حزب حاکم و حتی حزب دموکراتیک خلق (نزدیک به کردها) که به تازگی در اثر لغو قانون مصونیت قضایی نمایندگان پارلمان ترکیه، اندک امنیت سیاسی خود را نیز در برابر قدرت حاکم از دست داده است. همۀ اینها در حالی است که روح دموکراسی و اتحاد ملی ترکیه در سال های اخیر و بعد از اعتراضات پارک گزی شدیدا صدمه خورده و این صدمه با سیاست های شبه عثمانی دولت اردوغان دوچندان شده و حقوق گروه های مخالف و روزنامه نگاران این کشور در سال های اخیر به شدت در مضیقه قرار گرفته است. نمونه ای از آن اینکه چندی پیش حزب اسلام گرای عدالت و توسعه (به رهبری اردوغان) پس از سال ها اکثریت قاطع خود را در انتخابات پارلمان از دست داد، اما با کارشکنی ها و سیاست های تمامیت خواهانۀ دولت، گفتگوها با دیگر احزاب برای تشکیل دولت ائتلافی به شکست انجامید تا دولت جواز برگزاری دوبارۀ انتخابات پارلمان را به دست آورده و این بار حزب عدالت و توسعه با کسب اکثریت قاطع آرا بتواند به تنهایی کابینه را تشکیل دهد.

آن چه مردم ترکیه، خصوصا آنها که طرفدار دولت نیستند، در بامداد ۱۶ ژوئیه بر سر آن باید تصمیم می گرفتند، انتخاب بین دو گزینه بود: یکی حفظ ساختار دموکراسی و تن دادن به سیاست های بعضا تمامیت خواهانۀ دولت اردوغان که احتمالا پس از شکست کودتا و پیروزی دولت، شدت بیشتری پیدا می کرد (که در عمل همین اتفاق افتاده است و دولت با استفاده از این فرصت، دست به پاکسازی عظیمی در ارتش زده است)، و دیگری راحت شدن از زورگویی های دولت در ازای تن دادن به حکومت نظامیان و مخدوش شدن ساختار نهادینۀ دموکراسی در این کشور. اما مردم ترکیه با درس گرفتن از تجربۀ بیش از یک سده برقراری حکومت دموکراتیک و از سرگذراندن چهار کودتای دیگر در شصت سال اخیر، بی هیچ تردیدی حفظ ساختار دموکراسی، این بزرگترین دستاورد دوران جدید، را برگزیدند و به خیابان ها آمدند تا فریاد جت ها و تانک های متعارض به ساحت مردم سالاری را در گلو خفه کنند؛ انتخابی که گرچه با تجربۀ هر کشور توسعه یافته و مدرنی انتخاب اصلح بود، اما خیلی زود معایا و عواقب خود را نیز نشان داد…

«در حالی که مردم ترکیه با مواجهۀ مستقیم با کودتاگران تصویری حماسی، عبرت آموز و مصمم از عزم جدی خودشان را برای زندگی تحت لوای ساختار مدنی ـ و نه نظامی ـ نشان دادند، اما محتوا و مضمون بعضی مطالبی که بعد از سرکوب کودتا در فضای مجازی توسط هواداران رسمی و غیر رسمی اردوغان منتشر می شد، نشان می داد که تلاش هایی در کار است تا از فرصت سرکوب کودتا برای تقویت وجه تئوکراتیک و آسمانی اردوغان استفاده کنند. دراین ویدئوها سخنانی از اردوغان پخش می شود که وضعیت خودش را به وضعیت پیامبر اسلام در مواجهه با مشرکین تشبیه می کند و به ماجرای تاریخی پنهان شدن پیامبر در غار(مسیر هجرت به یثرب) و سررسیدن مشرکان اشاره می کند که سبب هراس ابوبکر صدیق، صحابی پیغمبر، شده و پیامبر هم برای آرامشش می گوید: (قال لصاحبه: به همراهش گفت) “نگران نباش، خدا با ماست.” إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا (توبه۴۰). اردوغان هم پیامبرانه به همراهان و هوادارانش متذکر می شود که رسالتی آسمانی (و نه سیاسی و مدنی) دارد و خدا با اوست.»

در آشوب نابهنگامی که دفاع از دموکراسی برابر با دفاع از اردوغان شده بود، پررنگ شدن وجه تئوکراتیک حکومت او هزینه ای ناگزیر در ازای حفظ مدنیت جامعۀ ترکیه بود.

در این ماجرا درس بزرگی برای ما ایرانیان نیز وجود دارد و آن این است که تجربۀ گذار از سنت های سیاسی دیرینه به برقراری کامل دموکراسی در کشورهایی مثل ایران و ترکیه که سابقۀ حکومت چند صد ساله و چه بسا چند هزارسالۀ شاهنشاهی و نیز بافت مذهبی و سنتی عمیقی دارند، و علاوه بر آن دوره هایی چون انقلاب صنعتی را نیز تجربه نکرده اند، با دیگر کشورهای دنیا به هیچ وجه مشابه نیست. آن ها که در ترکیه دست به شورش زدند، طرفداران سکولاریسم سیاسی بودند و از تمامیت خواهی حزب حاکم به تنگ آمده بودند. باید توجه داشت که ساختار رسمی حکوت ترکیه در قانون اساسی این کشور سکولار است، اما در سالیان اخیر با قدرت گرفتن احزاب اسلام گرا، این آرمان اندکی رنگ باخته است و همین مسئله نظامیان ناراضی را به میدان کشاند، آن هم با استفاده از ابزاری که گرچه ممکن بود در جراحی کوچکی برای بیشتر سکولاریزه کردن حکومت موفق باشد، اما نوک تیز آن بدون شک سینۀ دموکراسی را با شدت و حدت بیشتری می شکافت.

تجربۀ برقراری دموکراسی در این صد سال اخیر در کشورهای مختلف با فرهنگ های مختلف نشان داده که ساختارهای کهنه و پوسیده به ضرورت استقبال و پاسخ گویی اجتماعی می توانند خود را در دل دموکراسی نیز بازسازی کنند؛ ساختارهایی چون توتالیتاریسم (حکومت تک حزبی و تمامیت خواه) مانند دورۀ پهلوی در ایران و تسلط خاندان اسد در سوریه، پوپولیسم افراطی و عوام فریبانه مانند حکومت های آمریکای لاتین و احمدی نژاد در ایران، و نیز تئوکراسی (حاکمیت دینی) مانند جمهوری اسلامی ایران و دوران تسلط حزب عدالت و توسعه در ترکیه. حال آنکه همۀ این سرزمین ها نام دموکراسی را با افتخار به یدک می کشند. آن چه تجربۀ دموکراسی را در این کشورها پررنج و دشوار و متفاوت کرده است، ویژگی های تاریخی و فرهنگی آن ها و وارداتی بودن این تجربه است.

وقتی به روزگاری که از سر می گذرانیم، از این زاویه بنگریم، کمتر مرثیه های همیشه را می خوانیم. خوشبختانه در ایران نیز نگرش های منفعلانۀ قبلی در سال های اخیر تغییر کرده و جامعه اندک اندک در حال پذیرفتن این اصل است که مسیر تحقق دموکراسی در ایران تفاوت های خاص خودش را دارد و صبر نسل ها را می طلبد. با همین دیدگاه است که مردم ناراضی رو به گفتگو با حاکمیت آورده اند تا مسیر برقراری دموکراسی را گرچه دیرتر، اما با هزینه های کمتر و عمق و نهادینگی بیشتری طی کنند. مشارکت عمومی و فعال در دو انتخابات سه سال اخیر، مصداق های این نگرش جدید هستند. مردم زخم خورده ای که ۲۴ خرداد ۹۲ در ایران پای صندوق های رأی رفتند و روحانی را برگزیدند، همان ها هستند که چند شب گذشته با سلاح جان هایشان دموکراسی را تا صبح در خیابان ها و میدان های ترکیه پاسبانی دادند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.