سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

انفعال در پوشش تهاجم!

چکیده :موسسه اوج خود را یک سازمان فرهنگی و هنری معرفی کرده اما در سال‌های اخیر محصولات این مؤسسه واکنش‌های منفی زیادی در کشور برانگیخته است. بیشترین اقدامات این موسسه در طی سال های اخیر تضعیف دولت یازدهم و خصوصا مقابله و تضعیف توافق هسته ای ایران بوده است فیلم «من روحانی هستم» که با هدف تخریب چهره رئیس‌جمهوری ساخته شده بود یکی از مهمترین محصولات این موسسه است. ...


کلمه- گروه خبر: موسسه اوج خود را یک سازمان فرهنگی و هنری معرفی کرده اما در سال‌های اخیر محصولات این مؤسسه واکنش‌های منفی زیادی در کشور برانگیخته است. بیشترین اقدامات این موسسه در طی سال های اخیر تضعیف دولت یازدهم و خصوصا مقابله و تضعیف توافق هسته ای ایران بوده است فیلم «من روحانی هستم» که با هدف تخریب چهره رئیس‌جمهوری ساخته شده بود یکی از مهمترین محصولات این موسسه است. این موسسه که ظاهرا از حمایت گسترده دلواپسان و شهرداری تهران برخوردار است، حاشیه سازترین محصولات خود را در قالب بیلبورد هایی در سطح شهر تهران منتشر کرده است. روزنامه شهروند در گزارشی به تحلیل اقدامات اخیر این موسسه پرداخته است:

برخی از رفتارها به ظاهر از موضع قدرت و حتی تهاجمی به نظر می‌رسند یا می‌خواهند خود را تهاجمی نشان دهند؛ چنانچه عامل رفتار می‌خواهد وانمود کند که از اعتماد‌به‌نفس زیادی برخوردار است. ولی وقتی که خوب موشکافی شود و پرده ظاهری رفتار کنار زده شود، متوجه می‌شویم که آن رفتار چیزی جز انعکاس روانی ضعف و تدافعی عمل کردن و نداشتن اعتماد‌به‌نفس نیست. تبلیغات به ظاهر ضد آمریکایی که در سطح شهر تهران و در روزهای اخیر نصب شده، مصداق این اقدام شبه‌تهاجمی و از موضع ضعف است. تبلیغاتی است که می‌خواهد از طریق به سکوت واداشتن مخاطب به اهداف خود برسد. ولی به نظر نمی‌رسد که حتی در تحقق این هدف نیز موفق شود؛ زیرا ضعف‌های این اقدام چنان آشکار است که دست‌اندرکاران شهرداری نیز از پاسخگویی در این زمینه پرهیز می‌کنند. معلوم نیست شهرداری که ماه گذشته برخی از تابلوهای موسسه اوج را از سطح شهر جمع‌آوری کرده بود، اکنون چگونه و با چه دلیلی حاضر شده که اجازه دهد تا این گونه تابلوها دوباره در تهران خودنمایی کند؟ نکته‌ای که شهرداری تهران و شورای شهر باید به آن توجه کنند، این است که از نظر مردم این اقدامات به حساب سیاست‌های شهرداری منظور می‌شود. علت هم روشن است، زیرا هیچ گروهی بدون رضایت و اجازه شهرداری مشمول این رحمت نمی‌شود که بتواند تابلوها و بنرهای بزرگ و دلخواه خود را در سطح شهر نصب کند.

مشکل مهمی که کمتر به آن توجه می‌شود، تناقضات سیاست تبلیغاتی شهرداری تهران در سطح شهر است. شهرداری که مجموعه تبلیغات بسیار آموزنده و آرام‌بخش مربوط به سلامتی را در زمستان ‌سال گذشته به اجرا گذاشت و نگارخانه‌ای به وسعت شهر را در بهار امسال اجرا کرد که هر دوی آنها با استقبال مردم و نخبگان مواجه شد و حتی انعکاس بین‌المللی داشت، چگونه می‌شود که وارد تبلیغاتی شد که هیچ نقش آموزنده‌ای ندارد و فقط می‌خواهد به مردم القا کند به وضعیت نامطلوب خودمان رضایت دهیم؛ چرا که همه جا حتی آمریکا! هم وضع چنین است و وضعیت‌های نامطلوب‌تری هم هست.
برخی از تابلوهای نصب شده تحت عنوان حقوق بشر آمریکایی واجد این مضامین هستند: «در آمریکا از هر ۵ نوزاد ٢ نوزاد به صورت نامشروع به دنیا می‌آیند» یا «در هر ٩ ثانیه یک زن آمریکایی مورد ضرب‌وشتم قرار می‌گیرد» یا «از هر ١١٠ نفر آمریکایی یک نفر در زندان است» و….

اینها مضامینی است که بیش از ایران در رسانه‌های آمریکایی طرح می‌شود و به علاوه همواره اخبار آن در صدر خبرهای صداوسیما قرار دارد و هیچ اطلاع تازه‌ای محسوب نمی‌شود. مردم از این تبلیغات چه درسی باید بیاموزند که به دردشان بخورد؟ اصولا کسی نیست تا در این میان پاسخ دهد که مگر مشکل ما با ایالات متحده تعداد زندانیان آنجاست؟ اگر چنین است بسیاری از کشورهای غربی هستند که تعداد زندانیان آنها بسیار کمتر از ایران است. خب چرا تعداد بالای اعدام‌های آمریکا نوشته نشده است! حتما به این دلیل که آمار این شاخص در جامعه خودمان از آنها بالاتر است. مشکل ایران با آمریکا در سیاست‌های منطقه‌ای و جهانی است والا چه کاری به مسائل داخلی آنها داریم؟ اگر با این نوع منطق بخواهیم با جهان مواجه شویم، کلاهمان پس معرکه خواهد بود. می‌توانیم همه شاخص‌های اجتماعی و فرهنگی را لیست کنیم تا ببینیم در کجای رتبه‌بندی کشورها قرار می‌گیریم. به علاوه اگر یک کشور دیگر چنین تابلوهایی را درباره کشور ما در پایتخت خود نصب کند، چه خواهیم گفت؟ آیا رضایت می‌دهیم یا از آن منزجر می‌شویم؟

این نگاه با وجود ظاهر ضد آمریکایی آن، ریشه در این تصور دارد که آمریکا محور جهان است و چون آن را محور می‌داند، تیره نشان دادن آن را واجد معنا و اهمیت می‌داند و توجه ندارد که اگر یک کشور تا این حد وضعیت تیره و تاری دارد، اصولا چه نیازی به تبلیغات علیه چنین کشوری هست؟ مشکل اینجاست که برخی افراد ممکن است چنین تصور کنند که این تبلیغات پیش‌زمینه حضور انتخاباتی است. ولی بعید است که این تبلیغات با هدف حضور انتخاباتی باشد؛ زیرا اثرات منفی قطعی بر این هدف دارد. ای‌کاش مدیریت شهری آن‌قدر به کار خود اعتماد داشت که دستور می‌داد نظر مردم نسبت به این تبلیغات سنجیده شود. تردیدی نیست که این تبلیغات بیش از این‌که در ذهن مخاطب ایجاد آگاهی و همدلی کند، نوعی بازخورد منفی خواهد داشت؛ نه به دلیل آنکه نگاه مردم به آمریکا مثبت است، بلکه به این دلیل که منطق و ایده قوی و آموزنده‌ای را  پشت این تبلیغات نمی‌بینند و آنها را نوعی بی‌احترامی به شعور خود تلقی خواهند کرد. مردم از خود خواهند پرسید که این تبلیغات حتی اگر کاملا هم درست باشد، چه جایگاهی در تابلوهای شهری ایران و تهران دارد؟ کدام دردی را از ما درمان خواهد کرد؟ این تبلیغات به نفع آن چیزی است که می‌خواهند علیه آن تبلیغ کنند. آن روزها مصادف با سالگرد سقوط ایرباس ایران و کشته‌شدن ٢٩٠ نفر سرنشین آن بود. اگر واقعا قصد تبلیغ ضد آمریکایی را داشتند، می‌توانستند تمام کوشش خود را روی همین مسأله متمرکز کنند،  نه تعداد نوزادان نامشروع در آمریکا! بگذریم از این‌که آنان درک دقیقی از مفهوم حقوقی نوزاد نامشروع  نداشته‌اند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.