فرزانگان رانده شده و سفیهان بر مسند قدرت
چکیده :خانم محمدی، راه دستیابی به روشنایی اندکی سخت و طولانی است. گرچه صاحبان قدرت در این سرزمین به خوابی عمیق فرو رفتهاند ولی با زحمت و تلاش بیامان شما و متفکران و حقیقتطلبان همدل شما، مردم سرزمینت بیدارتر و برای دستیابی به زندگی شرافتمندانه مصممتر شدهاند. در کنار امیران این غافله نور، تو هم امیری کن و سرزنده و نیرومند بایست و از حقوق انسانها و آزادی مردم سرزمینت دفاع کن....
ناصر مهدوی
نرگس محمدی، بمان تا با هم راه را طی کنیم.
نهجالبلاغه متنی است پر از دردها و نالههای سوزناک انسانی که از روزگار خود، مردمان غافل و حاکمان فاسد زر اندوز مینالد. او از جامعهای شکوه سر میدهد که به نام دین و با هدف پیروی از پیامبر خدا تاسیس شده، ولی قدرت بینظارت و وسوسههای بی مهار چنان گلوی حاکمان را فشرده که از چهار گوشه آن سرزمین جز صدای ناله مردم بیدفاع، گرد و خاک چشم کور کن حریصان غارتگر، تلخی و عبوسی قاضیان عدالتکش و دستان متجاوز سودجویان بیپروا هیچ شنیده نمیشود و به گوش نمیرسد، و این همه به آن خاطر است که به قول امام علی (ع) “فرزانگان از متن جامعه رانده شده و سفلگان و سفیهان بر مسند قدرت نشستهاند”.
این صورت گویا درد رنجآلود زمانه ما گشته؛ مایی که به نام علی به میدان آمدیم تا بلکه از مغاک هولناک بیعدالتی و استبداد رها شویم ولی امروز هم درد علی شدهایم و باید در جامعه دینی به جای تجربه رهایی و گسترش امید اجتماعی، از فقر و کسادی و بیکاری و از اعتیاد و بحرانهای اخلاقی و بیعدالتی و نابرابری ناله سر دهیم و با حیرت و افسوس نظاره کنیم که جای یافتن چاره این زخمهای مهلک، حاکمان در پی زورآزمایی و بعضا جنگ طلبیاند، و سیاستمداران، بیاعتنا به غصههای مردم، در پی تسویه حسابهای شخصی و حل مشکلات خصوصی خود هستند.
در این فضای غبارآلود سرد، نرگس محمدی در حسرت دیدن فرزندان خود در اعتصاب غدا مینشیند و هنرمندی چون کیارستمی خاموش و پر ماجرا میمیرد و به جای بانگ امید، حیرت سکوت در دل مینشیند. در این حیرت سکوت چه میماند جز یک تمنای سوزناک که از نرگس محمدی بخواهد که زنده بماند و نفس بکشد تا اندک نفس باقی مانده ما از سینه برون بجهد، که شاید راهی پیدا شود و امید رهایی باز هم دلهای نگران را نوازش کند…
استواری نرگس محمدی طعم شیرین فرزانگی و سرفرازی را در کامها مینشاند، ولی او باید بماند و شاهد باشد تا ما بیدارتر شویم و با هم از دغدغههای نرگس محمدی سخن بگوییم.
امروز و در این ساعت همه مردم رنجکشیده و محنتدیده از نرگس محمدی میخواهند که اعتصاب غذا را بشکند و غصههای خود را با قلب میلیونها انسان تقسیم کند، تا این راه را، همه با هم طی کنیم.
روزها گر رفت گو رو باک نیست
تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست
تو بمان…
خانم محمدی، راه دستیابی به روشنایی اندکی سخت و طولانی است. گرچه صاحبان قدرت در این سرزمین به خوابی عمیق فرو رفتهاند ولی با زحمت و تلاش بیامان شما و متفکران و حقیقتطلبان همدل شما، مردم سرزمینت بیدارتر و برای دستیابی به زندگی شرافتمندانه مصممتر شدهاند. در کنار امیران این غافله نور، تو هم امیری کن و سرزنده و نیرومند بایست و از حقوق انسانها و آزادی مردم سرزمینت دفاع کن.
بمان خانم، ببین بانو، تا بمانیم و ببینیم و راه را با هم طی کنیم.













