سالگرد انتشار نامه تاریخی آیتالله طاهری؛ حد و حدود تمامیّتخواهی شما کجا پایان میگیرد؟
چکیده :چهارده سال پیش آیتالله طاهری اصفهانی در نامهای سرگشاده با انتقاد شدید از شرایط موجود، استعفای خود از امامت جمعه اصفهان را اعلام کرد. نامهای تاریخی که همه مشکلات و نابسامانیهای حکومتی را به تصویر کشیده بود که برای رسیدن به مقاصد خود از نردبان دین بالا رفته است. مشکلاتی که آیتالله طاهری اصفهانی به درستی به آن اشاره کرده بود، مساله قوه قضاییه و نهادهای تحت امر آن است که با به جای پیروی از قانون هم فقیه و هم فیلسوف و هم داروغه و هم حاکم و هم مفتی و هم قاضی هستند!" ...
کلمه – گروه سیاسی: چهارده سال پیش آیتالله طاهری اصفهانی در نامهای سرگشاده با انتقاد شدید از شرایط موجود، استعفای خود از امامت جمعه اصفهان را اعلام کرد. نامهای تاریخی که همه مشکلات و نابسامانیهای حکومتی را به تصویر کشیده بود که برای رسیدن به مقاصد خود از نردبان دین بالا رفته است. وی با اشاره به فساد دامنگیر در خانواده روحانیون و مسئولان، آنان را که کشور را ملک طلق خود میدانند به انتقاد میگیرد و از ”ثروت موروثی” و ”غارت اموال عمومی” میگوید. همین مسالهای که با گذشت این سالها بر همگان آشکار شده است که چگونه عدهای با غارت اموال عمومی و اختلاس و فساد مالی و رانتخواری کشور را با بحران رو به رو کردهاند. فسادی که اگر چهارده سال پیش مبارزه با آن آغاز میشد امروز مانند موریانه در همه ارکان حکومت رسوخ و نفوذ نکرده بود.
آنان که بر شتر چموش قدرت سوارند و از نردبان مقدسات و اعتقادات مردم بالا میروند
ایشان در آن نامه با انتقاد شدید از استفاده ابزاری از مقدسات مردم گفته بود: ”آنان که بر شتر چموش قدرت سوارند و در میدان سیاست دو اسبه میتازند و از نردبان مقدسات و اعتقادات مردم بالا میروند و گرد آسیاب ریاست میچرخند و از پل دین میگذرند تا به دنیا برسند متأسفانه مؤید و مشوق عدهای چماق به دوش و فرقهای کفنپوش که دندان تمساح خشونت را تند و تیز میکنند و میخواهند عجوزه تندخوی و عفریته زشتروی خشونت را به نکاح دین درآورند و امور مقدس را ملوث جلوه دهند یعنی رجالهها و فاشیستهایی که معجونی از جهل و جنونند و بندنافشان به مراکز ثقل قدرت متصل است و مطلقالعنان و افسار گسیختهاند و نه ملوم معاقب قضا هستند و نه محکوم معاتب قانون. هم فقیه و هم فیلسوف و هم داروغه و هم حاکم و هم مفتی و هم قاضی هستند! فعالمایشاء و حاکم ما یرید! ذوب شدگانی که ماست را سیاه میبینند!”
نامهای که برای انتشار با محدودیتهای شورای عالی امنیت ملی رو به رو شد. هر چند این نامه مورد حمایت گروههای سیاسی و نمایندگان اصلاحطلب مجلس قرار گرفت اما رهبری پاسخی تند و غیرمحترمانه به آن داد.
گلایه رهبری از انتشار نامه امام جمعه اصفهان
آیتالله خامنهای به جای پاسخگویی به دلنگرانیهای این انقلابی باسابقه و نماینده امام خمینی در اصفهان از موضع بالا گفت که به این مشکلات واقف است و برای آن راه حل هم ارائه داده است! وی محتویات نامه را “جفای به خود” دانست و با کمرنگ جلوه دادن اهمیت این استعفا آن را به مشکلات جسمی و بیماری آیتالله طاهری ربط داد و به جای تشکر از انذارها و هشدارهای این روحانی انقلابی، از اینکه این نامه در رسانههای خارجی بازتاب گسترده داشته است، گلایه کرد و آن را مایه ناامیدی مردم خواند!
مشکلاتی که آیتالله طاهری اصفهانی به درستی به آن اشاره کرده بود، مساله قوه قضاییه و نهادهای تحت امر آن است که با به جای پیروی از قانون هم فقیه و هم فیلسوف و هم داروغه و هم حاکم و هم مفتی و هم قاضی هستند!” مسالهای که این روزها نیز از سوی رییس دفتر بازرسی رهبری در یک جمع عمومی مطرح شده و دلنگرانیهایی که این روزها به بیت رهبری هم رسیده و آیتالله خامنهای در دیدار با مسئولان قوه قضاییه بر اجرای قانون و دوری از برخوردهای شخصی در موارد حقوقی تاکید کرده است.
آیتالله طاهری اصفهانی از روحانیون باسابقه و انقلابی است که سالها برای برکناری حکومت ظالم تلاش کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نماینده امام خمینی در استان اصفهان بود. وی یکی از چهرههای آشنا برای رزمندگان است. او بارها در جبهههای جنگ شرکت کرد و یکی از فرزندانش نیز در جبهههای دفاع مقدس به شهادت رسید. او همچنین از حامیان جدی اصلاحات و منتقد حصر آیتالله منتظری بود.
انتقاد از انتخابات مهندسی شده همصدا با مردم
آیتالله طاهری بعد از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری نیز با انتقاد شدید از ورود نهادهای غیرمسئول به عرصه انتخابات، همصدا با اکثریت مردمِ رایباخته، انتخابات را مخدوش، آن را باطل و تصدی مجدد رئیس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه اعلام کرد.
او بار دیگر بر این واقعیت صحه گذاشت که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسیس جمهوری اسلامی تخطئه میکردند، امروز با تمام قوت و با همان دشمنی، تئوریپردازان قدرتمندان شده و از درون به عدم و نابودی عقاید حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن، فعالانه مشغول هستند.
حد و حدود تمامیّتخواهی شما کجا پایان میگیرد؟
آیتالله طاهری اصفهانی که عمری را در مبارزه با مظاهر استبداد و ظلم و برقراری عدالت گذراند، بعد از حصر غیرقانونی میرحسین موسوی و مهدی کروبی به این وضعیت به شدت اعتراض کرد و گفت ”آیا این از مصادیق عدالت است که سیّد شریف و مظلومی چون میرحسین موسوی که در سختترین دوران این کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروههای محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود و تا آخرین لحظات عمر امام، عزیز و محبوب این رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟ حد و حدود تمامیّتخواهی شما کجا پایان میگیرد؟ بدرستی که دشمن شماره یک انسان نفس اوست.”
وی در نامه ای که چهارده سال پیش، در هجدهم تیرماه ۱۳۸۱ نوشته شده، ملت ایران را مخاطب خود قرار داده و با بیان شمهای از دردهای نفسگیر و رنج طاقتفرسای آنان به پایمالی فضیلتها و “افول ارزشها و زوال معنویتها” اشاره میکند، همان نکاتی که هفت سال بعد در کلام و گفتار میرحسین موسوی نمایان شد.
آیتالله طاهری راهکار فائق آمدن به این این ناهنجاریها و بحرانهای ایجاد شده را به پیروی از نبی اکرم ”اصلاح دانشمندان دینی و حاکمان” میداند.
در آن زمان که کمتر کسی به طور علنی به عوامل سیر قهقرایی جامعه یعنی جلوگیری از ”گردش نخبگان” و ”نظارت و انتقاد” میپرداخت وی صریحا اظهار میدارد که ”اصل جمهوری یعنی جابجایی مرتب و مکرر مدیران کشور و جامعه مدنی یعنی نقد و انتقاد مداوم برنامههای حکومتو انقلاب یعنی تأمین و تضمین خواستههای ملت که معالاسف امروز واقعیت غیر از اینهاست. مصلحت کشور بعید است و آزادی که این سالها هر دو را به مسلخ و مقتل میبینیم.”
این بود آنچه با مستضعفین پیمان بستیم؟
آیتالله طاهری اصفهانی که خود یکی از بانیان انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است، چهارده سال پیش با احساس ”تکلیف” و فغان از همه “کاستیها و ناراستیها و قصور و فتور و فقر و فاقه عصیان و نقصان و تکاثر و تفاخر و زراندوزی و مردمسوزی و تبعیض” میپرسد: این بود آنچه با مستضعفین پیمان بستیم؟
وی با انتقاد شدید از انحراف و اجحاف و قانونشکنی، تغافل و تجاهل و تساهل میگوید که چرا از همه استعدادها و مغزها استفاده نمیشود. در واقع آیتالله طاهری اصفهانی چهارده سال پیش بر دردی انگشت نهاد که مثل خوره همه کشور را در برگرفته بود. تمایلات طایفهای و قبیلگی و محدود کردن نخبگان به تعدادی محدود و معدود مدیحهسرا و مجیزگو. به قدرت رسیدن افرادی که در زمان حیات امام خمینی و در سالهای انقلاب اسلامی هیچ اثری از آنان دیده نمیشد اما بعد از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی لقب “علامه” را به خود اختصاص دادند و مجیزگوی قدرت شدند. و آنان که در طول سالهای سخت و سنگین مبارزه که نام امام خمینی را تنها میشد در سیاه چالهای نظام سلطنتی بر زبان جاری ساخت، منزوی و خانهنشین.
امام جمعه منصوب امام در اصفهان در آن زمان همه مشکلات کشور را در این نامه سرگشاده به روشنی بیان کرده بود از ”دینگریزی” و ”سرخوردگی” تا بیکاری و رکود و سقوط درآمد ملی و اقتصاد بیمار و فساد اداری، از ضعف شدید مدیریتی و نقص فزاینده ساختار سیاسی کشور تا اختلاس و ارتشاء و اعتیاد و عدم چارهاندیشی کارآمد تبعات وجیع و فجیعی دارد که همچون سیل بنیان برانداز پشت سد ایستاده و هر لحظه کیان کشور و حیات ملت را تهدید میکند.
آیتالله طاهری اصفهانی در این نامه به صراحت به مساله حریم خصوصی و تصفیه حساب خصوصی و سیاسی نمودن و آب در شیر کردن و به سخنان کلیشهای دلخوش بودن و از جمعیتهای خیابانی سان دیدن میپردازد و به مسئولان تذکر میدهد که این نوع سیاستگذاری نخواهد توانست از حجم انبوه مشکلات و معضلات بکاهد.
انتقاد از ”قانونگریزی” و “باندهای مافیایی”
در آن زمان که شاید کمتر کسی به عوامل اصلی فساد و انحراف انقلاب از مسیر و آرمانهایش میپرداخت، اما وی به ”قانونگریزی” و “حضور نهادهای غیرمدنی نامسؤول” و “باندهای مافیایی” پرداخت که چگونه مجلس را خلع ید کرده و از “وجود اهرمهای مطلقه نامتناهی و مادامالعمر نامحدود و قدرتهای بادآورده رویینتن غیرپاسخگو” به شدت انتقاد کرد.
اشاره به “بنیادهای مرئی و بنگاههای نامرئی غیراقتصادی و تجاری و اسکلههای غیردولتی نامتعارف” شاید اولین بار در نامه آیتالله طاهری به مردم بود که آشکار میشد.
“فراری دادن مغزها و بگیر و بهبندها و حصر و حبسهای نامألوف، و ایزوله کردن ارباب فکر و اندیشه و اسیر کردن منتقدان و ذبح نامطبوع مطبوعات و حبس نامشروع اصحاب نشریات و نظارت جناحی ناصواب و نامعقول استصوابی و دادگاه نامقبول روحانیت” از دیگر موادری بود که وی نام برده و آن را “باب شدن چنگیزی و مردمستیزی و قانونگریزی” میداند.
مرجعیت به دست ”غوغاییان معرکه سیاست” افتاده است
وی با ابراز تاسف شدید از هبوط روحانیت و سقوط مرجعیت و اینکه مرجعیت به دست ”غوغاییان معرکه سیاست” افتاده است به خدا شکایت میبرد و مینویسد: عزت و حرمت و عظمت حریم مرجعیت معظم شیعه حتی در سیاهترین حکومت و فرعونیترین رژیم نیز استوار و پایدار و برقرار بوده است. حوزههای نفوذناپذیر علمیه همیشه کهف امین مردم و مراجع عظام تقلید علیالدوام حبلالمتین ملت و روحانیت اصیل پیوسته حصن حصین کشور و منهاج حقیقت و منوار فضیلت بودهاند و حیات و ممات همه فقها از کلینی تا خمینی شاهد این مدعاست.
رهبری که این روزها همه نامهها را بیپاسخ میگذارد، در آن زمان به نامه سرگشاده آیتالله طاهری اصفهانی پاسخ گفت، آن هم با استفاده از تریبون صدا و سیما و روزنامهها و … برخلاف ممنوعیتهایی که برای نامه آیتالله طاهری ایجاد شده بود، و با تائید آنچه آیتالله طاهری درباره فساد و اختلاس و دزدی، بحران در سیاست خارجی و فاصله طبقاتی و بر باد رفتن آرزوهای مردم در انقلاب ۵۷ ، این نامه را ”منسوب به ایشان” دانست و گفت: مردم پشتیبان نیرومند انقلاب و اسلام و اماماند. وی در این جوابیه وحدت ملی را ”یکصدایی مسئولان و خواص” میداند که اگر مخدوش شود هیچ حرکت سازندهای به سامان نمیرسد.
فرزندان انقلاب و بانیان نظام جمهوری اسلامی در حبس و حصر
آیتالله خامنهای هیچ پاسخ شایستهای به دغدغهها و نگرانیهای این روحانی مبارز و انقلابی نداد. اما همه آنچه وی در آن نامه به صراحت بیان کرده بود، با گذشت چهارده سال در برابر دیدگان عمومی خود را نشان میدهد. فساد و اختلاسی که این روزها حتی حاکمیت قادر به کتمان آن نیست. انحراف از اصول اولیه انقلاب و آرمانهای امام تا جایی که مخالفان آشکار امام و جمهوری اسلامی و حاکمیت رای مردم به قدرت میرسند و به فرزندان انقلاب و بانیان نظام جمهوری اسلامی به حبس و حصر میروند.
مردم با تشییع شکوهمند پیکر آیتالله سیدجلال طاهری اصفهانی احترام خود را به این پدر شهید، یار امام خمینی در سالهای تنهایی و مبارزه، پیشگام سالهای جنگ و جهاد و امام جمعه خود نشان دادند، هر چند حکومت و حکومت گران قدر نصایح و انذارها و هشدارهای آن پیرمبارز و انقلابی را ندانستند و کشور را به سراشیبی فساد و سقوط سوق دادند.













