سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شهید بهشتی: دکتر شریعتی قلب و ذهن جوان‏‌هاى ما را براى فهم پیام‏‌هاى انقلاب آماده کرد...
» بازنشر گفت‌وگوی روزنامه اطلاعات با شهید بهشتی در خرداد سال ۶۰

شهید بهشتی: دکتر شریعتی قلب و ذهن جوان‏‌هاى ما را براى فهم پیام‏‌هاى انقلاب آماده کرد

چکیده :دکتر بهشتی در گفت‌وگوی خود با روزنامه اطلاعات در خرداد ماه سال ۶۰ می‌گوید: دکتر در توسعه و تقویت شور انقلابى جامعه ما، به‏ خصوص نسل جوان، تأثیر بسزایى داشت و توانست قلب و احساس و ذهن جوان‏ هاى ما را براى درک پیام‏ هاى امام آماده‏ تر و به فهم و پذیرش این پیام‏ هاى انقلابى نزدیک‏تر کند. توانست پیوند میان نسل جوان و روحانیت مسئول و متعهد را در یک راستاى انقلابى براى نسل جوان قابل فهم‏ تر کند. به ‏هر حال کار دکتر، به‏ خصوص در آن سال‏ هاى ۵۰ ۴۹ تا ۵۷، چه در داخل ایران و چه در خارج ایران، روى جوان‏هاى ما اثر مثبت داشت....


شهید بهشتی معتقد بود: دکتر شریعتی در بعضى از برداشت‏ هایش از آیات قرآن و روایات شیوه ‏اى را دنبال مى ‏کرد که ما آن شیوه را «شیوه اصحاب رأى» مى‏ گوییم؛ یعنى شیوه کسانى که مى‏ کوشند تا یک عبارت را مطابق با اندیشه دلخواهشان معنى بکنند. این شیوه، شیوه پرآسیب و خطرى است.

دکتر بهشتی در گفت‌وگوی خود با روزنامه اطلاعات در خرداد ماه سال ۶۰ می‌گوید: دکتر در توسعه و تقویت شور انقلابى جامعه ما، به‏ خصوص نسل جوان، تأثیر بسزایى داشت و توانست قلب و احساس و ذهن جوان‏ هاى ما را براى درک پیام‏ هاى امام آماده‏ تر و به فهم و پذیرش این پیام‏ هاى انقلابى نزدیک‏تر کند. توانست پیوند میان نسل جوان و روحانیت مسئول و متعهد را در یک راستاى انقلابى براى نسل جوان قابل فهم‏ تر کند. به ‏هر حال کار دکتر، به‏ خصوص در آن سال‏ هاى ۵۰ ۴۹ تا ۵۷، چه در داخل ایران و چه در خارج ایران، روى جوان‏هاى ما اثر مثبت داشت.

متن این گفت‌وگو را که پایگاه اطلاع رسانی شهید بهشتی بازنشر کرده را با هم می‌خوانیم:

تقدیر و ستایش من از دکتر به‏ خاطر این است که او را جستجوگرى یافتم که اگر با زبان روشن و منطق بى‏ غرضانه با او صحبت مى‏ کردى آماده آن بود که در نظراتش، در ساخته‏ هاى پیشینش، تجدیدنظر کند و این خود یک بعد زیبا و متعالى در هر انسانى است؛ زیرا حق و حق‏‌پرستى هم از نکته‏ هاى بارز اسلام است.

˜دکتر شریعتى را چگونه مى‏ شناسید و چه تصویرى از شخصیت فکرى، سیاسى و مذهبى او دارید؟

دکتر شریعتى قریحه‏ اى سرشار، ذهنى تیز و اندیشه ‏اى پویا بود. درباره انسان بیش از هر چیز دیگر کوشیده بود و این اندیشه را در رابطه با اسلام و ادیان الهى، و در رابطه با آنچه فلاسفه و جامعه‏ شناسان و انسان‏شناسان متفکر دیگر آورده‏ اند و گفته‏ اند، دنبال کرده و به نتایج مورد علاقه‏ اش رسیده بود.

به‏ نظر من، دکتر شریعتى تجلى یک پویش و یک حرکت بود. یک حرکت تند و تیز؛ یک حرکت پرنشیب و فراز؛ یک حرکت تحول‏دار. در سخنانش، نوشته‏‌هایش و کتاب‌هایش این تحول و نشیب و فراز را بخوبى مى‌شود احساس کرد. در عین حال یک قریحه سرشار و یک ذوق بدیع بود.

نوشته‌هایش، کلماتش، جملاتش، اسلوب نگارشش، اسلوب سخنش و کیفیت برخوردش با مسائل و جامعه خود از ابداع فراوان برخوردار بود. تازه ‏آفرینى و نوآفرینى یکى از ویژگى‌هاى برجسته دکتر بود.

از آنجا که دکتر یک پویش و یک حرکت بود، طبیعى است که در اندیشه‏ ها و کارهایش موارد متعددى وجود داشته باشد که از دیدگاه صاحبنظران اسلامى مردود بود، یا حتى پایه‏ هاى اصیلى نداشت. به همین دلیل هم در موارد زیاد حساسیت‏ هایى در برابر گفته‏ ها و نوشته‏ هایش به‏وجود مى‏ آمد؛ البته نه از جانب کسانى که نگرش سطحى نسبت به اسلام دارند، بلکه از جانب صاحبنظران ژرف‏نگر اسلام.

ولى آنچه درباره دکتر باید همیشه منصفانه داورى شود، نقش مؤثر او بود در بازگشت نسل جوان به خویشتن و «اسلام خویشتن»، و اینکه این نسل بار دیگر هویت خودش را در اسلام باز بیابد. کارها و آثار دکتر در بازگشت نسل جوان به خویشتن اسلامى خویش، بسیار مؤثر بود و بسیارى از گروه‏ها و قشرها از مجراى گفته‏ ها و نوشته‏ ها و دیدهاى او موفق شدند که به خویشتن اسلامى خویش بازگردند.

˜ آشنایى دکتر شریعتى با فلاسفه اسلامى به چه میزان بود؟

دکتر شریعتى با آثار فلاسفه اسلامى، از قبیل بوعلى سینا، خواجه‏ نصیرالدین طوسى، ملاصدرا، میرداماد و… آشنایى سیستماتیک نداشت. کتاب‏هاى فلسفه اسلامى را به صورت درس نخوانده بود و حتى به‏ صورت پیوسته هم مطالعه نکرده بود؛ یعنى چنین نبود که مثلاً آثار بوعلى سینا یا ملاصدرا و یا لااقل «اشارات» و «شفا»ى بوعلى یا «اسفار» ملاصدرا، یا حتى آثار ارسطو و افلاطون را که مربوط به قبل از اسلام است، مانند آن کسانى که در فلسفه مطالعه مى ‏کنند، مطالعه کرده باشد. ولى از طریق نوشته ‏هاى دیگر با اندیشه‏ هاى این متفکران بزرگ آشنایى به‏ هم زده بود. در مطالعات جدیدش، یعنى مطالعات پیرامون آثار اندیشمندان غرب، آشنایى خوبى به‏دست آورده بود و در آن زمینه مطالعات ایشان بى‏ واسطه‏ تر بود. با قرآن، نهج‏ البلاغه و آثار دیگر اسلامى، مقدارى آشنایى مستقیم و مقدارى آشنایى از طریق کتاب‏ هاى دیگر پیدا کرده بود و از این مجموعه توانسته بود در ذهن نقاد و پرشعله خودش یک گداخته جدیدى به‏ وجود بیاورد که داراى گرما و جاذبه و اثر خاصى بود. بعد هم کوشیده بود مقدارى بافت‏ هاى فرهنگى و اجتماعى جامعه اسلامى ایران را بشناسد و هم‏چنین درباره کل جامعه بشرى بیندیشد. دکتر توانست از مجراى شعر و ادب، با اندیشه ‏هاى فلاسفه و عرفاى اسلامى آشنایى خوبى پیدا کند و به هر حال از این جغرافیا یک نگرش گسترده داشته باشد. گستردگى در نگرش، در آثار دکتر مشهود است.

˜ تأثیر دکتر شریعتى را در انقلاب تا چه حد مى‏ بینید؟

دکتر در توسعه و تقویت شور انقلابى جامعه ما، به‏ خصوص نسل جوان، تأثیر بسزایى داشت و توانست قلب و احساس و ذهن جوان‏ هاى ما را براى درک پیام‏ هاى امام آماده‏ تر و به فهم و پذیرش این پیام‏ هاى انقلابى نزدیک‏تر کند. توانست پیوند میان نسل جوان و روحانیت مسئول و متعهد را در یک راستاى انقلابى براى نسل جوان قابل فهم‏ تر کند. به ‏هر حال کار دکتر، به‏ خصوص در آن سال‏ هاى ۵۰ ۴۹ تا ۵۷، چه در داخل ایران و چه در خارج ایران، روى جوان‏هاى ما اثر مثبت داشت.

˜ برداشت گروه‏‌ها از نظرات دکتر را چگونه ارزیابى مى ‏کنید؟

دکتر یک پویش بود. دکتر یک حرکت و یک دگرگونى بود. مى ‏دانیم که مواضع انسان در دگرگونى‏ ها تغییر مى ‏کند؛ برخى از مواضعش پسند بعضى از گروه‏ها مى‏ افتد، درحالى‌که برخى از مواضعش ضد آن گروه‏ هاست. هر انسانى این‏طور است و دکتر یک استثناء نیست.

بعضى گروه‏ ها مى‏ روند و آن مواضعى را که پسند خودشان است مى‏ گیرند و آن مواضعى را که بر ضد موضع‏ گیرى خودشان است نادیده مى‏ گیرند. گروه‏ هاى خودمحور عموماً به این صورتند که از هر شخصیت و جریان و چهره و صاحب‏نظر، روى آن چیزى که به سودشان است تکیه مى‏ کنند، و آن را که به زیانشان است دور انداخته و نادیده مى ‏گیرند. دکتر هیچ وقت معتقد نبوده که هر چه گفته صحیح است و این را بارها تکرار کرده. مگر مى‏ شود یک انسانى هوشیار و آگاه و اندیشمند باشد و بگوید که هر چه من مى‏ گویم درست است؟ دکتر در کتاب «یاد و یادآوران» مى‏ گوید، پارسال من در عرفات درباره زیارت عاشورا یا زیارت امام حسین یا زیارت وارث که مردم مى‏ خواندند نظرم چه بود و امسال نظرم چیست و این دو نظر صد و هشتاد درجه با هم فرق مى ‏کنند.

او این دگرگونى پیش رونده را براى خودش کمال مى‏ داند و آنچه را که پارسال مى ‏اندیشید امسال براى خودش قابل قبول نیست. اما این گروه‏ ها مثلاً روى اندیشه پارسال او که به‏ وسیله خودش رد شده تکیه مى ‏کنند، بى‏ آنکه به رد امسالش اشاره ‏اى بکنند.

˜ نقاط مثبت و منفى در اندیشه و مشى شریعتى کدام‏ اند؟

دکتر در بعضى از برداشت‏ هایش از آیات قرآن و روایات شیوه ‏اى را دنبال مى ‏کرد که ما آن شیوه را «شیوه اصحاب رأى» مى‏ گوییم؛ یعنى شیوه کسانى که مى‏ کوشند تا یک عبارت را مطابق با اندیشه دلخواهشان معنى بکنند. این شیوه، شیوه پرآسیب و خطرى است.

در قسمتى از نوشته‏ هاى دکتر که سال‏ها پیش مطالعه مى‏ کردم در حاشیه آنها از این یادداشت‏ها بطور مکرر نوشته‏ ام که دکتر در اینجا یک اندیشه‏ اى را دوست داشته، دلش مى‏ خواسته که این اندیشه، اندیشه مستند اسلامى باشد. بعد رفته و این آیات یا روایات را پیدا کرده و خواسته آنها را طورى معنا کند که سند اسلامى اندیشه‏ هاى دلخواه خودش باشد. ما به‏ طور کلى این شیوه را شیوه صحیحى نمى‏ دانیم و معتقدیم که انسان وقتى مى‏ خواهد دنبال اسلام‏شناسى برود، مى‏ تواند با اندیشه‏ هاى گوناگون براى فهم قرآن برود، ولى وقتى دنبال فهم قرآن رفت، اول باید تحقیق کند که قرآن کدام اندیشه را تأیید مى ‏کند، بعد بگوید که اندیشه قرآنى این است ـ ولو این اندیشه براى خودش اندیشه‏ اى نباشد که از لحاظ استدلال و عقل قابل پذیرش باشد. انسان اگر بخواهد اسلام‏ شناسى بکند، باید بدون پیش‏ داورى به سراغ اسلام برود ـ هر چند که درباره همه مکتب‏ ها همین‏طور است؛ ولى این مسئله خصوصاً در مورد اسلام که مکتب وحى است دقیق‏تر مى ‏باشد. در مواردى (متأسفانه سال‏ ها فاصله شده و نمونه‏ هایش یادم نیست، اما در آن کتاب یادداشت کرده‏ ام) به نظر مى‏ رسید که دکتر این‏طور باشد. در دیدارهاى مأنوس‏ کننده‏اى که گه‏گاه با مرحوم دکتر شریعتى داشتیم، این نکات را با صداقت و صراحت و برادرانه با ایشان در میان گذاشتم و در ایشان هم مقاومتى ندیدیم ـ برعکس آنچه در مورد او مى ‏گویند که یکدنده بود و روى آراى خود پافشارى مى ‏کرد.

یادم مى ‏آید که یک‏بار مفصل با ایشان صحبت کردم و ایشان پذیرا بودند. برادر عزیزمان آقاى خامنه‏ اى در مورد دیگرى نقل کردند که درباره موضوعى با دکتر بحث کردند و ایشان پذیرا بودند.

بنابراین، طبیعى است که یک انسان جستجوگر و کاوش‏گر و پوینده باید واقعاً آماده پذیرش آن چیزى باشد که به پویش و کاوش سالم او کمک کند. بنابراین، این ضعف در کارهاى دکتر بود؛ اما چنین نبود که ایشان در برابر تذکرات و یادآورى‏ ها و بحث‏ هاى بى‏ غرض، خالص و روشنگرى که مى ‏توانست به برطرف‏ کردن این نقص و این ضعف کمک کند مقاومت لجوجانه داشته باشد. من دکتر را حتى یک‏بار هم این‏طور ندیدم.

بنابراین، کسانى که آثار دکتر را مطالعه مى‏ کنند لازم است به این نکته توجه داشته باشند که دکتر در موارد متعدد، روى ذوق و قریحه خودش به برداشتى مى‏ رسید که آسیب و زیان همراه دارد. براى اینکه صحیح این است که انسان وقتى بخواهد بداند که قرآن چه مى‏‌گوید، باید درست دقت کند که عبارت قرآن چه مى‏‌گوید؛ صرف‏نظر از اینکه این برداشت با برداشت خودش یکى و موافق باشد، یا موافق نباشد. جنبه‏ هاى مثبت کار دکتر خیلى زیاد است. انصافاً دکتر درخششى در تاریخ اسلام و تاریخ انقلاب بود.

˜ میزان انتقادپذیرى دکتر شریعتى را چگونه ارزیابى مى‏ کنید؟

تقدیر و ستایش من از دکتر به‏ خاطر این است که او را جستجوگرى یافتم که اگر با زبان روشن و منطق بى‏ غرضانه با او صحبت مى‏ کردى آماده آن بود که در نظراتش، در ساخته‏ هاى پیشینش، تجدیدنظر کند و این خود یک بعد زیبا و متعالى در هر انسانى است؛ زیرا حق و حق‏پرستى هم از نکته‏ هاى بارز اسلام است.

چرا جامعه ما، به‏ جاى استفاده مثبت از چهره‏ ها و سرمایه‏ هایش، سراغ انگ‏زدن‏ هایى مى ‏رود که به این استفاده مثبت ضرر مى‏ زند؟ این شیوه، شیوه‏اى که من از اسلام آموخته ‏ام نیست و آن را نمى ‏پسندم.

من معتقدم از دکتر و بسیارى سرمایه‏ هاى علمى دیگر مى‏ توان استفاده مثبتِ سازنده کرد و این نکته‏ هاى ابهام را مانع استفاده سازنده قرار نداد. باز هم تأکید مى ‏کنم که مطالعه‏ گران آثار دکتر باید توجه داشته باشند دکتر یک شدن تیز و تند است و خود دکتر در یکى از سخنرانى‏ هایش این مسئله را درباره عده ‏اى از متفکران غیر مسلمان دارد. وقتى مى‏ خواهد بگوید مارکس چه مى ‏گفت، باید بگویید مارکس در چه زمانى؟ مارکس در زمان نوشتن مانیفست؟ مارکس چه سنى مورد نظر است؟ خود او هم روى این مسئله تکیه داشت که وقتى مى‏ گفتند مارکس چه مى‏ گفت، باید مى‏ گفتند در چه زمانى چه مى ‏گفت؟

این را در فقهاى خودمان هم مى‏ بینیم. مثلاً علامه حلّى و علامه طوسى از فقهایى هستند که خیلى کتاب نوشتند. وقتى مى ‏گویند «نظر علامه حلى»، باید بگویید در چه سال و در چه کتابى؟ چه بسا علامه حلى و شیخ طوسى با نظر و فتوایى که در آثار پنجاه سالگى داشته، نظر و فتوایى را که در سن سى سالگى داشته رد کرده باشند. باید بگویم ذهن‏ هاى تیز و تند که یک پویش با شتاب هستند، بدین‏گونه‏ اند.

بنابراین، مطالعه‏ گران آثار دکتر باید بدانند که دکتر برداشت اسلامى را که در سن سى سالگى داشته در سن چهل یا چهل‏و پنج سالگى رد کرده و بى‏ ارزش دانسته است.

˜ اگر درباره چگونگى استفاده از آثار دکتر نکاتى به نظرتان مى‏ رسد بفرمایید.

به‏ طورکلى باید بگویم مطالعه‏ گرهاى ما لازم است قبلاً با یک مجموعه منقّح که انطباقش با تعالیم اسلامى روشن باشد، آشنا شوند. باید یک برداشت جمعى از
اسلام داشته باشند و سپس به ‏دنبال این نوشته ‏هاى پرنشیب و فراز بروند؛ و الا ذهنشان در این نشیب و فرازها گم مى‏ شود و به این آسانى‏ ها نمى‏ توانند به یک برداشت شکل یافته از اسلام برسند.

من به انتخاب نسل جوان اعتقاد داشته و دارم. این نسل را یک نسل پیشرفته احساس مى‏‌کنم. حدود سى و پنج سال یا بیشتر است که با این نسل همیشه پیوند فکرى و ذهنى داشته و دارم. معتقدم که خداوند در این مملکت گنجینه‏ هاى استعداد سرشار آفریده و این گنجینه‏ هاى سرشار واقعاً سرمایه‏ هاى بزرگ آینده هستند.

چه ذوق‏ ها، چه قریحه‏ ها و چه فکرهاى عمیق تجزیه و تحلیل، همه قابل تحسین است. بنابراین، امید فراوان دارم که این نسل با آنچه مى‏‌خواند، یا آنچه مى‏ شنود و آنچه مى ‏گوید، راهگشاى توده‏ هاى محروم و مستضعف و راه گشاى کل بشریت باشد. باید بگویم نسل جوان بسیار مایه امید آینده ما هستند. به این نسل سفارش مى ‏کنم مواظب باشند که در هیچ جریانى غرق نشود. خویشتن خویش را بشناسد و با حفظ هویت اصلى خود این حرکت سازنده پرشتاب را ادامه دهند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.