سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » به دلیل نصب پوستری از امام و شعر شهریار؛ دلواپسان برد کانون اندیشه دانشگاه امیرکبیر را شکستند...

به دلیل نصب پوستری از امام و شعر شهریار؛ دلواپسان برد کانون اندیشه دانشگاه امیرکبیر را شکستند

چکیده :برد کانون اندیشه دانشجوی مسلمان دانشگاه امیرکبیر که به مناسبت ۱۴ و ۱۵ خرداد پوستری از امام خمینی با شعری از شهریار در آن نصب بود توسط دلواپسان شکسته شده است. در همین حال مسئولان این دانشگاه علیرغم وجود دوربین‌های مدار بسته و تهدیدهایی که اعمال شده بود از پاسخگویی در این باره سرباز می‌زنند....


برد کانون اندیشه دانشجوی مسلمان دانشگاه امیرکبیر که به مناسبت ۱۴ و ۱۵ خرداد پوستری از امام خمینی با شعری از شهریار در آن نصب بود توسط دلواپسان شکسته شده است. در همین حال مسئولان این دانشگاه علیرغم وجود دوربین‌های مدار بسته و تهدیدهایی که اعمال شده بود از پاسخگویی در این باره سرباز می‌زنند.

به گزارش کلمه، نیروهای تندرو و دلواپس دانشگاه امیر کبیر برد کانون اندیشه این دانشگاه را به دلیل پوستر نصب شده در آن شکستند.

روی برد تصویری از امام خمینی در کنار این بیت شعر نصب شده بود: نه هر کو کاروان راند رموز رهبری داند/ تو فن رهبری دانی که رهبر ها بیارایی

به نظر می رسد برخی به دلیل ابتلا به “توهم توطئه” بیت سوم از این شعر زیبا را به گونه ای عجیب که از ذهن هر کسی بر نمی آید تحلیل و معنی کرده اند و از این رو دست به چنین اقدامی زده اند.

مسئولین فرهنگی دانشگاه با وجود تهدیدهای قبلی در مورد تصویر و شعر روی برد از سوی تندروها، از شکسته شدن آن اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند. اما دانشجویان عضو کانون اندیشه می‌گویند که محل قرار گیری بردهای تشکل ها در معرض دید دوربین های امنیتی دانشگاه قرار دارد لذا منتظر مشخص و معرفی شدن عوامل این حادثه و پاسخگویی دانشگاه در این مورد هستیم.

شعری که در کنار تصویر امام خمینی بر برد کانون اندیشه قرار گرفته بود، سروده شهریار شاعر اهل تبریز است که پس از فتح خرمشهر آن را در وصف امام سروده بود، متن کامل شهر بدین شرح است:

تو آن سروی اگر سر برکنی، سرها بیارایی / وگر سرور شوی آئین سرور ها بیآرایی

به نقاش ازل مانی که با نقش جهان آرا / چمن ها با گل و سرو و صنوبرها بیآرآیی

“نه هر کو کاروان راند رموز رهبری داند / تو فن رهبری دانی که رهبر ها بیآرایی”

بدین شوق و شهادت ها چه بیم از لشکر دشمن / که هر آنی تو آن دانی که لشکرها بیآرایی

اگر کشور به خورشیدی درخشان می کند آفاق / تو آن خورشید رخشانی که خاورها بیآرایی

دل و جان همه مردم پر از عشق تو جانانه است / جلوخوان ها بیافروزی و سردرها بیآرایی

تو هم خود «شهریارا» گوهر آرایی و گوهر سنج / به هر کانت گذار افتاد گوهرها بیآرایی


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.