سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » جنان‌صفت: بحران صندوق‌های بازنشستگی در دولت قبل شدت گرفت...

جنان‌صفت: بحران صندوق‌های بازنشستگی در دولت قبل شدت گرفت

چکیده :صندوق های بازنشستگی این روزها با مشکلات بسیاری دست به گریبان هستند، تا آنجا که حتی در مواردی از پرداخت مستمری های ماهانه به بازنشستگان تحت پوشش هم باز می‌مانند. علاوه بر این، حجم زیادی از مطالبات این صندوق ها از دولت، وضعیت اقتصادی بغرنجی را به آنها تحمیل کرده است. ...


صندوق های بازنشستگی این روزها با مشکلات بسیاری دست به گریبان هستند، تا آنجا که حتی در مواردی از پرداخت مستمری های ماهانه به بازنشستگان تحت پوشش هم باز می‌مانند. علاوه بر این، حجم زیادی از مطالبات این صندوق ها از دولت، وضعیت اقتصادی بغرنجی را به آنها تحمیل کرده است.

محمد صادق جنان‌صفت، تحلیلگر مسائل اقتصادی در گفت و گو با «آرمان» ضمن تشریح معضلات موجود دراین صندوق ها، راه حل برون رفت از مشکلات موجود را خصوصی‌سازی صندوق‌های بازنشستگی می‌داند.

مشکلات صندوق های بازنشستگی چگونه ایجاد شده اند؟

بیشترین گرفتاری هایی که امروز این صندوق ها دارند از ناحیه وعده‌ها و خرید محبوبیت سیاسی است که دولت های مختلف می خواستند انجام بدهند و آن را به صندوق های بازنشستگی انتقال دادند. برای نمونه دولت می خواسته تا نزد قالیباف های کشور محبوبیت به دست بیاورد، بنابراین آنها را بیمه کرده است، بدون آنکه به این موضوع توجه کند، تعهدی که به قالیباف و یا رانندگان کامیون می دهد، چگونه بر منابع مالی بیمه فشار وارد می آورد. از سوی دیگر، کاهش سن بازنشستگی به ۵۰ سال، باعث شد تا به ناگاه تعداد بازنشستگان افزایش یابد و دولت تصور هم نمی کرد که این اقدام برای صندوق های بازنشستگی حتی تا آینده هم، ادامه دار و تعهدآور خواهد بود. این اتفاق در پس از انقلاب به شکل‌های مختلف اتفاق افتاد و در دوره احمدی نژاد تشدید شد.

پس بخشی از این مشکلات ناشی از تعهداتی است که دولت‌ها ایجاد کرده‌اند، بدون آنکه بودجه آن را داشته باشند؟

بله. بنابر آمار و ارقام، حدود ۱۱۰ هزار میلیارد تومان بدهی دولت به صندوق های بیمه و بازنشستگی است. از طرف دیگر، شرایط اقتصاد کلان ایران در این چند سال اخیر به گونه ای بوده که اشتغال جدید ایجاد نشده است. متاثر از عدم اشتغال زایی عایدی هم نصیب صندوق‌های بازنشستگی نخواهد شد و از این رو صندوق های بازنشستگی ناگزیرند (به نسبت کسانی که شاغل می شوند با کسانی که بازنشسته می شوند) پرداختی بیشتری داشته باشند. یعنی اگر قبلا دو نفر بازنشسته می شده است، دست کم یک نفر هم شاغل می شده و از محل پرداخت حق بیمه این شاغلان، منابع پرداخت مستمری فراهم می آمده است. الان که این نسبت به شدت دچار گسست است، در واقع پرداخت‌های صندوق‌های بازنشستگی بیش از دریافتی های آنها از محل حق بیمه‌های شاغلان است.

از سوی دیگر هم بیان می شود که صندوق های بازنشستگی در واقع به صندوق های سرمایه گذاری تبدیل شده اند. اما چرا همچنان در مسائل مالی با مشکل مواجهند؟

دست‌کم در دو دهه اخیر دولت ها به جای اینکه بدهی های خود به این صندوق ها را نقدا تسویه کنند، سهام شرکت های دولتی را به صندوق‌ها واگذار کرده اند. عمده این شرکت ها اساسا در شرف ورشکستگی بوده اند. بنابراین به جای اینکه صندوق ها بتوانند از محل آنها (که زیرمجموعه شستا شده اند) سودی ببرند، این شرکت ها باری بر دوش این صندوق‌ها شده اند.

اما مدیران این صندوق ها می توانستند این گونه سهام ها را به عنوان تسویه طلب هایشان قبول نکنند.

اگر قبول نمی کردند که همین مقدار هم از دستشان می رفت. در واقع، شرایط به گونه ای نبوده که مدیران و مسئولان صندوق های بازنشستگی حق انتخاب داشته باشند.

آیا نمی توانستند دولت را مکلف کنند به شیوه‌های دیگری و از جمله اوراق قرضه بدهی‌های خود را تسویه کند؟

خوب این گونه شیوه های تسویه حساب، در واقع شیوه های جدیدی است که در زمان رد دیون وجود نداشته است. با این وجود، الان مدیران این صندوق ها می توانند اقدامات دیگری را انجام دهند و یا تمهیدات دیگری را اتخاذ کنند.

این تمهیدات جدید چه می تواند باشد؟

یکی آن است که دولت در سطح کلان تمهیداتی بیاندیشد تا اقتصاد کشور از رکود فعلی خارج شود. علی القاعده و متاثر از رونق اقتصادی در سطح کلان، شرکت های زیر مجموعه این صندوق ها هم به سوددهی می‌رسند. دوم اینکه دولت روش تسویه بدهی های خود به این صندوق‌ها را تغییر دهد؛ یعنی به جای اینکه در تسویه بدهی های خود، به انتقال سهام شرکت های تحت مدیریت خود اقدام کند، اوراق قرضه با نرخ سودهای مناسب را به این صندوق ها عرضه کند و یا اینکه اگر همچنان قرار بر رد دیون از طریق واگذاری شرکت های دولتی هست، دست کم شرکت هایی به این صندوق ها واگذار شود که در حالت سوددهی قرار دارند.

این تمهیدات از سوی دولت باید رخ دهد؛ اما مدیریت صندوق ها در نهایت برای اینکه طلب های خود را وصول کنند، هر شیوه پیشنهادی دولت را می پذیرند. این نقیصه آیا به این دلیل نیست که مدیریت این صندوق ها دولتی است؟

بله. این موضوع که ساختار سازمان تامین اجتماعی به لحاظ منطقی و اقتصادی، ساختار مطلوبی نیست جای تردید ندارد. در حالی که بخش عمده منابع صندوق های بازنشستگی را کارفرماها تامین می کنند، ولی در اداره و نیز در تعیین محل دخل و خرج این صندوق ها مدخلیت ندارند. حتی شیوه مدیریت بسیاری از این مدیران که تاکنون امور این صندوق‌ها را اداره می کرده اند، محل نقد زیادی بوده است.

علاوه بر این مشکلاتی که ذکر شد، طرح تحول سلامت که باعث ادغام بیمه تامین اجتماعی با بیمه سلامت شد، آیا وضعیت نابسامان صندوق های بازنشستگی را بدتر نمی کند؟

طرح تحول سلامت که در واقع جزو وعده های انتخاباتی آقای روحانی بود، در واقع اقدام مثبتی بود که سطح سلامت اقشار ضعیف جامعه را می توانست افزایش دهد. بر اساس طرح، سهم دولت از هزینه‌های درمانی این اقشار مستضعف بیشتر می شد. بلافاصله بعد از طرح این موضوع، وزیر بهداشت با تیز هوشی آن را گرفت تا به اجرا بگذارد. اما از آنجایی که در ابتدا وزیر بهداشت تصویر جامعی از وضعیت نابسامان تامین اجتماعی نداشت، طرح با ناپختگی عملیاتی شد. اما وقتی درآمدهای دولت به دلیل کاهش فروش نفت و نیز قیمت پایین نفت به شدت افت کرد، چاره را در این دیدند که این طرح را به منابع درآمدی صندوق های بازنشستگی و تامینت اجتماعی پیوند بزنند. مشکل اساسی این است که این طرح در نهایت به شکل یک تعهد دائمی برای سازمان‌های بیمه گر و صندوق های بازنشستگی درآید.

اگر صندوق‌های بازنشستگی خصوصی شوند، آیا مشکلات عدیده آنها حل می شود؟

این یک تصمیم بزرگ است که اراده سیاسی در سطح عالی را لازم دارد. به نظر می رسد لازم باشد در ابتدای امر، زمینه ها به گونه ای فراهم شود تا در کنار این صندوق ها، جاهایی تاسیس شود که به‌طور محدود و به شکل خصوصی، خدمات بیمه و بازنشستگی را ارائه دهند تا زمینه ها برای خصوصی سازی این صندوق های بزرگ هم فراهم شود. نمونه کاری که در نظام بانکی اتفاق افتاد که در کنار بانک های بزرگ، بانک های خصوصی هم شکل گرفتند. اما اینکه آیا دولت حاضر است ریسک خصوصی شدن صندوق‌های بازنشستگی را قبول کند یا نه، موضوع دیگری است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.