ماه برکت، رحمت و مغفرت
چکیده :حرمت مردم از دیدگاه اسلام؛ یکی از امور دینی که به عنوان تبلیغ معالم دینی هست اینکه در ماه مبارک رمضان، زندگی ائمه(ع)، خلقیات، مناقب و فضایل، شأن و منزلت آن بزرگواران را برای مردم بازگو کنید هم از مسائل اخلاقی صحبت کنید و هم احکام اسلام را برای مردم بیان کنید. اسلام دین رفق و مدارا، حُسن خلق، حلم و بردباری، عدالت و انصاف است. شما حداقل این آیه زکات را برای مردم شرح دهید. امروز روزی است که ما باید این مسائل را برای مردم توضیح دهیم.(خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ).[۱۸] بعضی[۱۹] دعای پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) برای زکات دهنده را واجب دانسته اند، دعای حاکم و کسی که زکات را می گیرد، واجب است. گفته اند: اگر به کسی زکات دادند، واجب است در حق زکات دهنده دعا کند....
آیتالله العظمی صانعی
۱٫ ماه برکت، رحمت و مغفرت؛ مدتی است مرسوم شده دهه های ماه رمضان را «دهه رحمت»، «دهه برکت» و «دهه مغفرت» نامیده اند. بنده تصور می کردم با توجه به خطبه شعبانیه این گونه نامگذاری شده است. «قد اقبل الیکم شهرالله بالبرکه والرحمه والمغفره»،[۱] ولی امروز اصول کافی را مطالعه می کردم دیدم اصلاً خود پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) ماه مبارک رمضان را این گونه تقسیم فرموده که ماه رمضان، ماه برکت، رحمت و مغفرت است.
«خطب رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) الناس فی آخر جمعه من شعبان فحمدالله و أثنی علیه»،[۲] این روایت با آن حدیث معروفی که محدث قمی در مفاتیح[۳] ترجمه اش را نقل کرده است، یک مقدار تفاوت دارد. «ایها الناس! انه قد اظلّکم شهر فیه لیله خیرٌ من الف شهر و هو شهر رمضان، فرض الله صیامه و جعل قیام لیله فیه بتطوّع الصلاه کتطوّع الصلاه سبعین لیله فیما سواه من الشهور»، یک شب نماز مستحب خواندن و با نماز مستحبی شب ماه مبارک رمضان را بسر بردن، برابر با هفتاد شب در غیر ماه مبارک رمضان است. دقت کنید عدد سبعین غالباً مبالغه است نه صرف عدد، بلکه بعضی گفته اند، عدد سبع هم مبالغه است. البته من نمی توانم به سبع جازم بشوم که برای مبالغه است، پس معنایش آن است که ثواب زیادی دارد. «و جعل لمن تطوّع فیه بخصله من خصال الخیر و البر کأجر من أدّی فریضه من فرائض الله عزّوجل»، یک عمل مستحبی در ماه مبارک رمضان، ثواب عمل واجب در غیر ماه مبارک رمضان را دارد. « و من أدّی فیه فریضه من فرائض الله کان کمن أدّی سبعین فریضه من فرائض الله فیما سواه من الشهور»، یک نماز واجب در ماه رمضان، برابر با هفتاد نماز واجب در بقیه ماه هاست. یک جواب سلام در ماه مبارک رمضان برابر با هفتاد جواب سلام در بقیه ماه هاست. بنابراین هر عمل واجبی برابر با هفتاد عمل در بقیه ماه هاست. بعد فرمود: «و هو شهر الصبر و انّ الصبر ثوابه الجنّه و شهر المواساه و هو شهر یزید الله فی رزق المؤمن فیه»، در ماه مبارک رمضان خدا روزی ها را زیاد می کند، «و من فطّر فیه مؤمناً صائماً کان له بذلک عندالله عتق رقبه و مغفره لذنوبه فیما مضی»، و کسی که افطاری می دهد ثواب آزاد کردن بنده و آمرزش گناهان گذشته را دارد.
می فرماید: «و هو شهر اوّله رحمه و اوسطه مغفره و آخره الاجابه و العتق من النّار»،[۴] دهه اوّل این ماه، دهه رحمت است، دهه وسطی آن، دهه آمرزش است و دهه آخرش، دهه اجابت و عتق از نار (رهایی از آتش) است.
۲٫ثواب میهمانی؛ افطاری و میهمانی با هم تساوی مصداقی ندارند، گاهی ممکن است انسان به کسی افطاری بدهد، امّا به او میهمانی ندهد. آیت الله بروجردی… نیمه ماه مبارک رمضان مبلغی پول به عنوان افطاری می دادند، خوب این افطاری است، ممکن است شما مقداری مواد غذایی تهیه کنید و به منزل خویشاوندان و دوستانتان محترمانه تحویل دهید، این افطاری هست، ولی میهمانی نیست، میهمانی به این صورت است که شما اشخاص را به خانه خودتان دعوت می کنید و در خانه غذا را طبخ می کنید، و اگر چنانچه غذا را از مهمان خانه و یا جای دیگری تهیه می کنید، مقداری از وسایل غذا را در خانه خودتان تهیه کنید و چیزهایی که برای یک سفره نیاز هست، تهیه کنید و سفره بیندازید و از میهمانان پذیرایی کنید، این نحوه پذیرایی از میهمان در منزل را میهمانی می گویند. حال اگر کسی هم افطاری بدهد و هم میهمانی «مجمع العنوانین» است. حالا که مجمع العنوانین شد، قاعدتاً دو تا ثواب دارد. درباره میهمانی می گویند ثواب آزاد کردن بنده را دارد.
روایات ضیافت[۵] را نگاه کنید. شخصی خدمت امام صادق۴ رسید. حضرت فرمود: آیا هر روز یک بنده آزاد می کنی؟ عرض کرد، من نمی توانم هر روز یک بنده بخرم و آزاد کنم؟ امام۴ فرمود: میهمانی دادن به یک نفر، ثواب آزاد کردن یک بنده را دارد. راوی سائل خوبی بوده، اینها بزرگواری هایی است که پیشینیان داشته اند. عرض کرد: آقا اگر این شخص پولدار هم باشد، وضع مالی اش هم خوب باشد، باز همین ثواب را دارد؟ حضرت فرمود: بله، غنی و ثروتمند هم از میهمانی خوشش می آید. به هر حال خوشحال می شود که یک بار همسرش زحمت طبخ غذا را نکشد. باتفاق خانواده اش دعوتش کنید خیلی بهتر است. شاید در بیشتر موارد افراد ناگزیر باشند از غذای آماده یا غذای رستوران استفاده کنند، یا فرصت اینکه در خانه غذای خوب و کاملی تهیه کنند را نداشتند، وقتی شما یک غذای سنتی و مقوّی تهیه می کنید و یک سفره زیبا می اندازید، این برای میهمان خیلی لذت بخش است. حضرت فرمود: آری، غنی و ثروتمند هم به میهمانی نیاز دارد و همین ثوابی که برای میهمانی هست، در نامه عمل او نوشته می شود. این موضوع بیانگر سعه نظر و وسعت دیدگاه اسلام است.
۳٫ ارزش انفاق به خویشاوندان و نزدیکان؛ خوب است اینجا به یک روایت دیگر که همین چند روز قبل مطالعه کردم (در باب المعروف کتاب وافی)[۶] اشاره کنم. مردی به محضر رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) آمد و عرض کرد: یا رسول الله! دو دینار دارم، این دو دینار را بگیرید و خرج مرکب جنگ کنید. حضرت(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: پدر و مادر داری؟ عرض کرد: آری، فرمود: این پول را به پدر و مادرت بده. رفت به پدر و مادرش داد. روزی دیگر آمد باز دو دینار آورد خدمت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) تحویل بدهد تا خرج مرکب جنگ کند. ]به مرکب جنگ عنایت داشت.[ حضرت (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: اولاد داری؟ عرض کرد: آری، اولاد دارم. فرمود به فرزندانت بده. رفت و به فرزندانش داد. روز سوم مجدداً محضر رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) آمد و دو دینار آورد تا خرج مرکب جنگ کند. پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: همسر داری؟ عرض کرد: آری، یا رسول الله، همسر دارم. فرمود: برو دو دینار را به همسرت بده. او همین کار را کرد. روز چهارم آمد خدمت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و دو دینار آورد تا خرج مرکب جنگ کند. حضرت(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: آیا در منزل کارگر و خادم داری؟ عرض کرد: آری، حضرت فرمود: دو دینار را به او بده. این مرتبه هم دو دینار را به خادم خود داد. روز پنجم آمد خدمت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) دو دینار آورد تا خرج مرکب جنگ کند. پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) از او گرفت. امّا رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) یک جمله گفت و این بیانگر ظرافت آیین اسلام و سعه صدر رسول گرامی اسلام، نشاط، پویایی و جاودانگی این مکتب است، حضرت بلافاصله یک جمله به او گفت، فرمود: امّا بدان این دو دینار از آن دو دینارها افضل نیست. این تعبیر چقدر زیباست. یعنی آن مبالغی که آوردی و من به تو گفتم به والدینت، فرزندانت، همسرت و خادمت بده، این دو دینار از آنها افضل نیست.
۴٫ معنای وصیت به ثلث؛ وقتی ماه رمضان برای تبلیغ می روید برای مردم این نکته را تذکر دهید اینکه می گویند وصیت به ثلث، این یک حکم مستحب اسلامی است، تصور نکنید اسلام مستحب کرده هر کسی به ثلث مال خود وصیت کند، به گونه ای که اگر شخصی وصیت به ثلث نکرد، عمل مستحبی را ترک نموده است. خیر، اسلام وصیت به خیر و برّ را مستحب می داند. این نظر اسلام است. منتها نسبت به عائله خودش و اعضای خانواده اش. فرضاً یک کسی همه دارایی اش یک خانه کوچک ۶۰ یا ۷۰ متری است با چندین فرزند و نوه. حالا بیاید بگوید من دو دانگ این خانه را وصیت به ثلث کردم. اصلاً این وصیت نمی خواهد. خیر و برّ این شخص زن و بچه اش هستند، این آن دو دیناری است که باید به زن و فرزندانش بدهد. این اصلاً چیزی ندارد که بخواهد وصیت کند. وصیت به خیر مستحب است. باید شخص بداند که اگر از این اموال چیزی کم شود، آیا زن و فرزندانش را گرفتار می کند؟ دو دانگ از یک خانه مشاع، مشکلات ایجاد می کند و ما این مشکلات را در سؤالاتی که مردم برای ما ارسال می کنند، ملاحظه می کنیم. آیا واقعاً این خیر و برّ است؟ آیا این برّ و احسان است؟ شخصی تمام دارایی نقد او دویست هزار تومان است، هزینه غسل، کفن و قبر او بیش از این مبلغ است، می گوید، ثلث این پول را به فلان مرجع بدهید. ملاحظه کنید هزینه تدفین او هم نمی شود، می خواهد ثلث آن را هم وصیت کند. آیا این خیر است که شخص ثلث همین مقدار ناچیز را وصیت کند؟ باید شخص وصیت کننده بداند وضع زندگی اش چگونه است، وضع آنهایی که بعد از او می مانند چگونه است؟ اگر می خواهد وصیت کند، به اقتضای وضعیتی که دارد وصیت کند. روایات باب الوصیه بالثلث[۷] را ملاحظه کنید. یک جا می گوید؟ وصیت به ربع[۸]، یک جا می گوید: وصیت به خمس.[۹] یک جا امیرالمؤمنین۴[۱۰] می فرماید: خدا به خمس راضی شده تو می خواهی بیش از خمس وصیت کنی؟ بعد محدثین روایات را جمع کرده اند، گفته اند: این استحباب یختلف باختلاف الافراد و باختلاف الحالات. یک کسی وصیت کرده بود به ثلث اموالش، ـ حدود بیست سال قبل ـ یک میلیارد تومان ثروت و دارایی او بود و ثلث آن سیصد میلیون تومان می شد. این وصیت به ثلث خوبی بود. برای اینکه به هر حال هفتصد میلیون تومان برای فرزندانش باقی می ماند، هر چه می خواستند هزینه و خرج زندگی کنند داشتند. وصیت به خیر را می گوییم مستحب، نه واجب. بنابراین سعی کنید با بیان شیوا این مطالب را برای مردم توضیح دهید و ظرافت و نکته سنجی اسلام و سعه نظر اسلامی را به آنان یادآوری نمایید.
۵٫ افطاری دادن به قدر توان؛ «قیل یا رسول الله: لیس کلّنا یقدر علی ان یفطر صائماً»،[۱۱] هر کدام از ما توانایی نداریم که یک شخص روزه دار را افطاری بدهیم، «فقال: انّ الله کریم یعطی هذا الثواب لمن لم یقدر الّا علی مذقه»، خداوند، بزرگوار است، اگر کسی ولو بقدر یک چشیدن آب، به همین مقدار هم نمی تواند به مسلمان افطاری بدهد، خداوند ثواب افطاری را در نامه ی عملش می نویسد. «من لبن یفطّر بها صائماً، او شربه من ماء عذب»، نوشاندن از شیر یا آب گوارا، «أو تمرات لا یقدر علی اکثر من ذلک»، چند عدد خرما، به هر تعداد که می تواند بدهد. البته مرحوم آیت الله حاج شیخ جعفر شوشتریZ در سخنرانی های خودش سخت انتقاد می کرد از آن افرادی که می آمدند در مساجد و یک مقدار خرما می آوردند و به هر شخص روزه دار یک خرما می دادند، تا ثواب افطاری را ببرند. مرحوم آقا شیخ جعفر در آن وقت می گفت: این یک عدد خرما برای کسی است که توانایی دادن افطاری به افراد را ندارد، وگرنه اگر من بتوانم یک افطاری بدهم، ولو با یک وعده نان و پنیر، با یک ظرف آبگوشت، با یک ظرف ماست، این یک عدد خرما دادن ثواب افطاری را ندارد. بعضی از افراد از این احادیث سوء استفاده می کنند. آن وقتها هم این طور بود، برخی آدمها که می خواستند خودشان را در جامعه و اذهان عموم مردم خوب جلوه بدهند که ما افطاری می دهیم، یک کیلو خرما می گرفتند، بین پنجاه نفر هر کدام یک عدد خرما می دادند. بعد هم می گفتند ما پنجاه نفر را افطاری دادیم و ثواب افطاری پنجاه نفر را بدست آوردیم! باید بدانیم این برای کسی است که توانایی لازم برای یک وعده افطاری کامل را ندارد و خداوند نخواسته برای کسانی که توانایی مالی خوبی ندارند و قادر نیستند، از این فیض محروم بمانند.
۶٫ چهار خصلت ضروری؛ «و لا غنی بکم عن اربع خصال»،[۱۲] چهار خصلت است که شما به آن احتیاج دارید، و هیچ کس از این چهار خصلت بی نیاز نیست: «خصلتین ترضون الله بهما»، دو تا خصلت است که خدا را بدان راضی می کنید، «و خصلتین لا غنی بکم عنهما»، همچنین دو تا خصلت دیگر است که شما از آنها بی نیاز نیستید، «فأما اللتان ترضون الله عزَّوجلّ بهما: فشهاده ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله و اما اللّتان لا غنی بکم عنهما فتسألون الله فیه»، یعنی در ماه مبارک رمضان، «حوائجکم و الجنّه»، هم حاجتهایتان را بخواهید، (به هر حال عافیت و تندرستی، خانه، زندگی و فرزند صالح، اینکه آدم ملّا و با تقوا باشد تا بتواند به جامعه خدمت کند)، هم بهشت را بخواهید، «و تسألون العافیه و تعوذون به من النار»، عافیت، تندرستی، سعادت و خوشبختی از خداوند بخواهید، نکته جالب توجه این است که اولیاء الله، صلحا و بزرگان دین به ما آموختند از خدا چه بخواهیم، آموزه های دینی به ما یاد می دهد، نه اینکه حالا ماه رمضان که ماه استجابت دعاست، شخص از خدا بخواهد که مرگ مرا برسان، خدایا! مرا بکش، خدایا! تا می توانی به من سختی و دشواری در زندگی بده. واضح است که ما مرد تحمل اذیت، آزار، سختی و دشواری در زندگی نیستیم.
در روایت[۱۳] هست مردی آمد کنار خانه خدا، زین العابدین۴ اهل دعاست، اعلم دعاست، حضرت از او پرسید: از خدا چه خواستی؟ عرض کرد: از خدا خواستم به من مشکلات بدهد، صبر هم بدهد. حضرت ناراحت شد، گفت: تو مگر می توانی مشکلات را تحمل کنی که می گویی به من صبر بده. عرض کرد: چه بخواهم؟ حضرت گفت: عافیت و تندرستی بخواه، سعادت و خوشبختی بخواه. همیشه از خداوند عافیت و سلامتی بخواهید، یعنی روح آدم آرام باشد، روان آدم سلامت باشد، هر وضعیت و شرایط سخت و دشواری پیش آمد، غصّه نخورد، ناراحتی اعصاب نداشته باشد، مجبور نباشد داروی اعصاب و روان مصرف کند، نخواهد دائماً قرص خواب مصرف کند، ناراحتی قلبی نداشته باشد، شما ملاحظه کنید آنهایی که صحت و عافیت دارند، سالهای طولانی زندگی می کنند و اصلاً مشکل و بیماری قلبی پیدا نمی کنند. وقتی پزشک، قلب آیت الله بروجردی… را معاینه کرده بود تعجب کرده بود که در این سن، قلب ایشان کاملاً منظم و سالم فعالیت می کند. پس بدانیم از خداوند عافیت و تندرستی را بخواهیم.
۷٫ اهل معروف در آخرت؛ در روایات دارد: «اهل المعروف فی الدنیا، هم اهل المعروف فی الآخره»،[۱۴] این تعبیر زیبایی دارد. نظر و دیدگاه اسلام و افق فکری آن وسیع است، تنگ نظری در آن نیست، تحجر در آن وجود ندارد. تحقیر و ذلت در آن راه ندارد. این مطالبی که بعضی از افراد متحجر به نام اسلام و تفکر اسلامی عرضه می کنند که آدم باید سرش را پایین بیندازد، شلخته و بی نظم باشد! اینها درست نیست. روایت می گوید: «اهل المعروف فی الدنیا، هم اهل المعروف فی الآخره»، آنهایی که اینجا اهل خدمت هستند، آخرت هم اهل خدمت و شناخته شده هستند. شما که ماه رمضان منبر می روید، به دین و امور دینی مردم خدمت می کنید، روز قیامت هم خدمتگزار مردم هستید، به مردم خدمت می کنید. اینجا خوبی دارید، آنجا هم خوبی دارید. هر کسی در دنیا در هر پست، مقام و سمتی به مردم خدمت می کند، روز قیامت هم به او می گویند: اینجا اهل خوبی و اهل خدمت بودید، آنجا هم می گویند: بیایید اهل خدمت و احسان باشید. اگر اینجا دست و دل باز هستید و در بعد معنوی و مادی به مردم خدمت می کنید، آنجا هم در بعد معنوی و مادی خدمت می کنید. راوی سؤال کرد: در جهان آخرت افراد چگونه اهل معروف هستند، مگر آنجا همه به کمال نرسیده اند، اهل معروف به چه معناست؟ شما می فرمایید: «اهل المعروف فی الدنیا، هم اهل المعروف فی الاخره»، در روایت[۱۵] دارد که بوسیله بوی خوشی که از لباسهایشان استشمام می شود، شناخته می شوند، همه متوجه می شوند اینها در دنیا خدمتگزار مردم بوده اند. آقایان روحانیون و طلابی که با تقوا هستند، با فضیلت هستند یا در ماه مبارک رمضان به نقاط مختلف رفته اند و با تبلیغ دین به مردم خدمت کرده اند، یا در حوزه مانده اند و به حوزه خدمت می کنند. در روایتی دیگر دارد که حضرت فرمود:[۱۶] اینهایی که در دنیا اهل خوبی و احسان و خدمت به مردم هستند، به خوبی معروف هستند، روز قیامت به آنها می گویند: خداوند از همه گناهانتان گذشت، حسنات خود را به هر کسی می خواهید، ببخشید. بعد از آنکه آنها حسناتشان را به دیگران بخشیدند و بین آنها تقسیم کردند، چه می شود؟ از روایات دیگر چنین بدست می آید که دوباره خداوند چندین برابر به آنها می بخشد. برای اینکه آنجا هم اهل احسان و نیکی شده اند، خداوند چندین برابر به آنها عطا می کند.
در باب شأن و منزلت ائمه معصومین(علیهم السلام) شما می خوانید: «و عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم و شأنکم الحق و الصدق و الرفق»،[۱۷] اصلاً عادت و رویه و فطرت و سرشت شما، کرامت و بزرگواری و آقایی است، اصلاً طینت و سرشت شما، کرامت و آقایی است. بنابراین اینجا که بزرگوار و آقاست، روز قیامت هم آقاست.
۸٫ حرمت مردم از دیدگاه اسلام؛ یکی از امور دینی که به عنوان تبلیغ معالم دینی هست اینکه در ماه مبارک رمضان، زندگی ائمه(ع)، خلقیات، مناقب و فضایل، شأن و منزلت آن بزرگواران را برای مردم بازگو کنید هم از مسائل اخلاقی صحبت کنید و هم احکام اسلام را برای مردم بیان کنید. اسلام دین رفق و مدارا، حُسن خلق، حلم و بردباری، عدالت و انصاف است. شما حداقل این آیه زکات را برای مردم شرح دهید. امروز روزی است که ما باید این مسائل را برای مردم توضیح دهیم.(خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ).[۱۸] بعضی[۱۹] دعای پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) برای زکات دهنده را واجب دانسته اند، دعای حاکم و کسی که زکات را می گیرد، واجب است. گفته اند: اگر به کسی زکات دادند، واجب است در حق زکات دهنده دعا کند. قرآن به پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) می گوید زکات را بگیر، نه از راه غلبه و قهر، چون عبادت است جنبه قهر و غلبه ندارد. بگیر، یعنی وقتی به تو می دهند، تو قبول کن. اموالشان تطهیر می شود، رشد پیدا می کند، برکت پیدا می کند. در حق آنها دعا کن. (إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ). به پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) می گوید: وقتی یک واجب مالی را می گیری، در گرفتن واجب مالی هم دعا کن. آئین اسلام دارای ظرافتها و لطافتهای زیبایی است که شما این عواطف و مهربانی را در ادیان دیگر نمی بینید. آن بخشنامه امیرالمؤمنین[۲۰] را مطالعه کنید، فرمود: اگر رفتید سراغ آنها برای دریافت زکات، گفتند بابت زکات بدهکار نیستند، از آنها قبول کن. این قابل تغییر هم نیست، من قبلاً تصور می کردم قابل تغییر است، خیر، قابل تغییر نیست. این قانون الهی است که امیرالمؤمنین(علیه السلام) برای ما بیان می کند. بخشنامه حکومتی نیست. اگر بخشنامه حکومتی هم باشد، برای تمام حکام اسلامی لازم الاجرا است، قابل تغییر نیست. وقتی گفت: بدهکار نیستم، از او قبول کن. در باب زکات، مستحب است زکات را به آقایان فقها بدهند، برای اینکه می گویند: شما به مصادیق آن آگاه هستید. امّا همین فقها[۲۱] نظرشان این است که اگر خواستید زکات را به فقهای جامع الشرایط بدهید و او غیر امین است، به او زکات ندهید. فقیه جامع الشرایط باید عادل باشد، حالا چطور می شود که فقیه جامع الشرایط غیر امین باشد. شهید ثانی[۲۲] و دیگران این گونه توضیح می دهند که فقیه غیر امین برای خودش کلاه شرعی درست می کند و هنگامی که زکات را می خواهد تقسیم کند، به قول صاحب جواهر[۲۳] یک مقدار از آن را به همسرش می دهد، می گوید او احتیاج دارد، و او هم یک محتاج است، بخشی از آن را به برادرش می دهد که او هم محتاج است. همه این موارد هم با موازین شرعی انجام می شود، امّا از اطرافیان خودش خارج نمی شود و شامل اشخاص دیگر نمی شود. فقها نظرشان این است که اگر فقیه جامع الشرایط غیر امین است، زکات خود را به او ندهید.
۹٫ منع بنی هاشم از تصدی و عاملیت صدقات؛ وقتی آیه زکات نازل شد (إنّما الصّدقاتُ لِلفقراء والمساکین)،[۲۴] وقتی در ادامه آیه می فرماید: (والعاملین علیها)، وسائل را نگاه کنید، روایات را ملاحظه کنید، روایت صحیحه هم هست. یک عده ای از اقوام و خویشاوندان پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) آمدند محضر رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم)، یا رسول الله! ما می خواهیم عامل صدقات بشویم. تا اینها گفتند ما می خواهیم عامل صدقات بشویم. حضرت(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: زکات بر شماها حرام است، روز قیامت من شما را بر دیگران مقدم می دارم چون از طرف خودم می خواهم بدهم، امّا الآن زکات بر شما حرام است، «حرم الله الزکاه علی بنی هاشم»،[۲۵] اصل، ریشه و شأن حرمت زکات بر سادات و بنی هاشم و ذراری حضرت زهرا: همین است. چرا اینجا پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: این چه خصوصیتی داشت؟ برای اینکه اقوام و خویشاوندان پیغمبر ملاحظه کردند پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) به پست و مقام نائل آمده است، لذا بهتر است خودشان که ممکن است آدمهای خوبی هم باشند، عامل صدقات بشوند، ولی نکته مهم اینجا بود که امکان داشت به شخصیت و وجاهت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) خدشه وارد شود، قطع نظر از اینکه نمی توانند خودشان را کنترل کنند، ممکن است به هر حال یک وقت بد بشوند، حیله به کار برند، در این صورت اسلام مورد اتهام قرار می گرفت، به جایگاه و شخصیت اجتماعی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) صدمه و آسیب وارد می شد، همه می گفتند رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) اقوام و خویشاوندان خودش را متصدی دریافت مالیات قرار داده، آنها هم گرفتند، بردند و خوردند و به مردم ظلم کردند، این چه پیامبری است که گفته اند برای همه عالمیان رحمت است. بنابراین اصل حکمت و شأن حرمت زکات برای بنی هاشم این بود و برای اطرافیان رسول الله حرام شد. به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) می گوید اقوام و خویشاوندان شما نباید عامل زکات باشند، زکات را به دیگران بده. برای اینکه نگویند پیغمبر قوم و خویش خودش را بر سر کار آورده است. اگر هم آدمهای خوبی بودند و زکات را می آوردند و تحویل می دادند، شایسته نبود که پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) این مسئولیتها و پستها را به اقوام و خویشان خودش بسپارد. چون این مسئولیتها و مقامات برای اسلام است و به همه مسلمین تعلق دارد، نه اقوام و خویشاوندان خودش و نکته دیگر اینکه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) متهم نشود.
ان شاءالله خداوند متعال به همه ما توفیق درک و فهم قرآن و سخنان پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و اهل بیت(علیهم السلام) و عمل به آنها را عطا فرماید تا در وهله اول خودمان بفهمیم و متوجه شویم و سپس آنها را به مردم عرضه کنیم و برای آنان توضیح دهیم و تبیین کنیم تا مردم بزرگوار در این ماه پر فضیلت که ماه نزول قرآن و ماه رحمت و مغفرت الهی است بتوانند از فیوضات معنوی این ماه بهره مند شوند.
——————————–
[۱] . وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۱۳، أبواب احکام شهر رمضان، باب ۱۸، ح ۲۰٫
[۲] . الکافی، ج ۴، ص ۶۶، باب فضل شهر رمضان، ح ۴٫
[۳] . مفاتیح الجنان، فضیلت ماه رمضان.
[۴] . الکافی، ج ۴، ص ۶۷٫
[۵] . وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۳۰۲، ابواب آداب المائده، باب ۲۹، ح ۳٫
[۶] . الوافی، ج ۱۰، ص ۴۳۹، ح ۹۸۴۲٫
[۷] . وسائلالشیعه، ج ۱۹، ص ۲۷۵ـ ۲۶۷، کتاب الوصایا، باب ۸ ـ۱۱٫
[۸] . همان، ص ۲۶۹، کتابالوصایا، باب۹، ح۱٫
[۹] . همان، ح۲٫
[۱۰] . همان، ص ۲۷۰، کتابالوصایا، باب ۹، ح۳٫
[۱۱]. الکافی، ج ۴، ص ۶۶، باب فضل شهر رمضان، ح۴٫
[۱۲]. ثواب الاعمال، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۶۶٫
[۱۳] . دعوات الراوندی، ص ۱۱۴، ح۲۶۱٫
[۱۴] . وسائل الشیعه، ج۱۶، ص ۲۹۲ـ ۲۸۸، أبواب فعل المعروف، باب ۱، ح۱۰ و ۱۷ و ۲۴؛ ص ۳۰۴ ـ ۳۰۳، باب ۶، ح۱ و ۵ ـ ۷٫
[۱۵] . همان، ص ۳۰۴، أبواب فعل المعروف، باب ۶، ح۴٫
[۱۶] . همان، باب ۷، ح۶٫
[۱۷]. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.
[۱۸]. توبه، آیه ۱۰۳٫
[۱۹]. جواهر الکلام، ج۱۵، ص۴۵۳٫
[۲۰]. نهج البلاغه، ص ۳۲۶، وصیت ۲۵٫
[۲۱]. جواهرالکلام، ج ۱۵، ص ۴۲۵٫
[۲۲]. مسالک الافهام، ج ۱، ص ۴۲۷٫
[۲۳]. جواهرالکلام، ج ۱۵، ص ۴۲۵٫
[۲۴]. توبه، آیه ۶۰٫
[۲۵]. جواهرالکلام، ج ۱۵، ص ۳۳۵و ۴۰۶؛ وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۲۶۸، أبواب لمستحقین للزکاه، باب ۲۹













