بعد از ۲۸ سال حضور در مجلس؛ تناقض در ادعاهای باهنر و ادامه سکوت درباره خطاها
چکیده :هرچند باهنر این روزها تلاش دارد تا تحزب و حزبگرایی در کشور را نهادینه کند و یکی از دلایل بازنشستگی خود از مجلس را نیز همین مسئله ذکر میکند، اما او طی هفت سال گذشته توضیح نداده است که چرا نسبت به اقدامات غیرقانونی قوه قضاییه و نهادهای امنیتی مبنی بر انحلال احزاب ریشهداری چون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سکوت کرده و در این رابطه اظهار نظری نکرده است. ...
کلمه – گروه سیاسی: هر چند پیشبینی باهنر در مورد انتخابات مجلس دهم صد در صد اشتباه از کار در آمد اما او همچنان به پیشبینی در خصوص رویدادهای سیاسی علاقهمندی نشان میدهد و بر این باور است که در انتخابات سال آتی ریاست جمهوری روحانی قطعاً “رقیب” خواهد داشت.
محمدرضا باهنر که سرانجام پس از ۲۸ سال نمایندگی در خانه ملت در این دوره از انتخابات مجلس، خود را کاندیدا نکرد و تصمیم گرفت برای وحدت جبهه متفرق و چند پاره اصولگرایی برنامهای تدوین کند، برنامهای که شاید منجر به تشکیل یک حزب فراگیر در این جبهه قدیمی شود. اما در همین حال مدعی است که جبهه اصولگرایی مشکل رهبری ندارد! مشکلی که طی سالهای گذشته بارها خود را نشان داده و ثابت کرده است که اصولگرایان قادر به ارائه لیستهای انتخاباتی واحد نیستند. آخرین نمونه آن شکست صفر بر سی مدعیان اصولگرایی در انتخابات تهران بود.
باهنر که سالهای حمایت بیدریغ خود از احمدینژاد رییس دولت نهم و دهم را فراموش کرده است، این روزها زیر بار حمایت خود نمیرود و بر این باور است که حسن روحانی در دوره بعدی ریاست جمهوری قطعاً رقیب خواهد داشت. اما وی در بخشی از اظهاراتش بدون اینکه نامی از رییس دولت دهم ببرد میگوید: ممکن است فردی انسان و مهندس خوبی باشد و محبوبیت بالایی هم داشته باشد و حتی بیاید و رئیسجمهور شود اما اینکه درست نیست. چهره جدید از نظر رسانهای خوب است اما حتماً باید آدمی باشد که پلکان ترقی را طی کرده باشد که از این چهرهها حتماً داریم.
این عضو جبهه اصولگرایی هنوز هم معتقد است که احمدی نژاد اصولگرا بوده است! و تاکید دارد که “بله ساختار آقای احمدینژاد اصولگرایی بود اما بعدها خودش بارها و بارها گفت که من این اصولگراها را قبول ندارم حتی مثال میزد و اسم حزب میبرد. اما اینکه اصولگرایان کاندیدایی غیر از احمدینژاد ندارند تصور ذهنی بعضی از رسانههاست.”
باهنر در این گفتوگو که با ایسنا انجام داده، معترف است که این احمدینژاد بود که اصولگراها را دور زد و کنار گذاشت و هنوز این اصولگراها هستند که او را “اصولگرا” میدانند. همان کسانی که در جریان انتخابات سال ۸۸ حاضر شدند به مردم پشت کرده و آرای آنان را نادیده بگیرند تا کاندیدای مورد نظرشان را به خیابان پاستور بفرستند.
پس از اینکه احمدینژاد و تیمش خسارات غیرقابل جبران به کشور وارد کردند، اینک باهنر مدعی است که کاندیدای آن زمان ما آقای لاریجانی بود و من هم رئیس آن ستاد بودم با اینکه آقای احمدی نژاد عضو جامعه اسلامی مهندسین و از دوستان قدیم ما بود. در مرحله دوم هم در آن فاصله یک هفتهای همه موضعگیری کردند اما جبهه پیروان اطلاعیه دارد که هرکدام از این دو عزیز (هاشمی رفسنجانی و احمدینژاد) انتخاب شوند مورد قبول ما هستند و از کسی حمایت نکرد.
محمدرضا باهنر هر چند پس از چندی به صف منتقدان رییس دولت نهم و دهم پیوست، اما حمایت بیشائبه او از مردان احمدینژاد بر کسی پوشیده نیست. محمدرضا رحیمی که تنها یکی از موارد اثبات “دولت پاک دستان” است بارها مورد حمایت این نماینده سابق مجلس قرار گرفت. در زمانی که پرونده رسیدگی به اتهامات مالی معاون رییس دولت دهم در حال بررسی بود، محمدرضا باهنر حتی تردید نکرد که در اظهارات خود قدری محتاطتر باشد و از دوستی خود با رحیمی سخن گفت و اظهار داشت: با آقای رحیمی دوست هستیم. من هنوز هم ادعا میکنم که پر کارترین معاون اول آقای رحیمی هستند. رحیمی آدم اجرایی پر کاری هستند که مدیریت میکنند و کارها را جلو میبرند. در رابطه با حتی این مسائل اقتصادی و سوءاستفاده هم واقع قضیه این است که من تا یک حکم رسمی از دادگاه نبینم باورم نمیشود که آقای رحیمی آدم دست ناپاکی باشد!
محمدرضا رحیمی از دادگاه حکم گرفت و به زندان هم رفت اما باهنر سخنی در مخالفت با او نگفت. چرا که رحیمی همان کسی است که با حمایت خواهر زاده باهنر به دولت احمدینژاد راه پیدا کرد و بخشی از پولهای بیتالمال را برای انتخابات به محمدرضا باهنر اهدا کرده بود.
حزب خوب است اما برای ما!
هرچند باهنر این روزها تلاش دارد تا تحزب و حزبگرایی در کشور را نهادینه کند و یکی از دلایل بازنشستگی خود از مجلس را نیز همین مسئله ذکر میکند، اما او طی هفت سال گذشته توضیح نداده است که چرا نسبت به اقدامات غیرقانونی قوه قضاییه و نهادهای امنیتی مبنی بر انحلال احزاب ریشهداری چون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سکوت کرده و در این رابطه اظهار نظری نکرده است.
باهنر در بخشی از اظهاراتش با پرداختن به لزوم کادر سازی میگوید که تنها چند دانشگاه هستند که نیروهای فرهیخته و عالم تحویل میدهند اما این اصلاً کفایت نمیکند. البته او اشارهای به دستاوردهای دانشگاههای مورد نظر خود ندارد. دانشگاههایی که امثال سعید جلیلی یکی از فارغالتحصیلان آن است که طی سالها نشستن بر مسند قدرت نه تنها نتوانست دستاوردی برای کشور به همراه بیاورد، بلکه کشور را تا لبه جنگ هم پیش برد.













