دیدگاه خاتمی درباره نتایج قرارداد سایکس – پیکو: سرمایه ملتها در درگیریهای منطقه به هدر رفت
چکیده :سیدمحمد خاتمی با بیان اینکه همواره بحران به منطقه خاورمیانه صادر شده است، یادآوری کرد که این همه مانع رشد روز افزون ملتها نبوده چرا که تقدیر تاریخ و مشیّت حضرت پروردگار بر سیر تکاملی جوامع قرار گرفته است؛ رشد و کمالی که اگر دخالت بیگانگان نبود سریعتر و ارزانتر صورت می گرفت....
سیدمحمد خاتمی با بیان اینکه همواره بحران به منطقه خاورمیانه صادر شده است، یادآوری کرد که این همه مانع رشد روز افزون ملتها نبوده چرا که تقدیر تاریخ و مشیّت حضرت پروردگار بر سیر تکاملی جوامع قرار گرفته است؛ رشد و کمالی که اگر دخالت بیگانگان نبود سریعتر و ارزانتر صورت می گرفت.
به گزارش خاتمی مدیا، سیدمحمد خاتمی، رییس بنیاد باران و رییس دولت اصلاحات در پاسخ به پرسشی درباره نتایج قرارداد سایکس – پیکو در خاورمیانه بیان کرد: آنچه رخ داد نه برای به رسمیت شناختن پدیده ملت در این سرزمینها و کمک به رشد طبیعی آنها بلکه ایجاد مناطق نفوذ توسط قدرتهایی بود که در بیرون مرزهای ملی خود جز به استیلای بی چون و چرا بر مردمان و سرزمین های دیگر و ایجاد پایگاه های قدرت جهانی خود نمی اندیشیدند.
سید محمد خاتمی گفت: انسان، موجودی است اجتماعی که از دیرباز تا کنون صورت های گوناگونی از زندگی جمعی را تجربه کرده است ولی “ملت” پدیده ایست تازه که با سرزمینی ویژه و قانون و سامان مشخص نسبتی ویژه دارد و در جریان تکاملی خود به حکومتهایی رسیده است که دارای حدود و مسئولیت های مشخص اند و برآمده از اراده آزاد مردانی که شهروندان صاحب حقوق معین اند و مسئول در برابر آنان هستند.
وی در ادامه افزود: ایرانی عزیز به عنوان ملتی بزرگ طی حدود دو قرن گذشته در این مسیر مبارک پا نهاده است و این سیر و صیرورت درست همچنان ادامه دارد.
رییس جمهور اسبق کشورمان تاکید کرد: کار ملتهایی که فرایند “تجدد” را تجربه کردند در بیرون مرزهای ملی اشان منجر به پدیدار شدن پدیده “استعمار” شد تا جماعات و اقوام پیرامون را تحت سلطه خود درآورند و دم بدم استیلای خود را مستحکم کنند و با ایجاد بحرانهایی که از بیرون بر آنها تحمیل می شد یا ناشی از توسعه نیافتگی و عقب ماندگی تاریخی آنان بود، همواره باعث کند شدن سیر درست آنان در مسیر کمال اجتماعی شدند.
به گفته ی وی آنچه بر منطقه ای که خاورمیانه نام گرفته رفته است شاهد مدعی است.
رییس دولت اصلاحات گفت: یکصد سال پیش در ماه “می ۱۹۱۶” دولتهای بزرگ استعماری انگلستان و فرانسه بر اساس توافق سرّی که میان سر مارک سایکس بریتانیایی و فرانسوا ژرژپیکو فرانسوی امضاء شد و قرارداد سایکس- پیکو نام گرفت سرزمینهای عربی رسماً و عملاً تحت قیمومیت دو امپراطوری مهم استعماری قرار گرفت.
خاتمی افزود: آنچه رخ داد نه برای به رسمیت شناختن پدیده ملت در این سرزمینها و کمک به رشد طبیعی آنها بلکه ایجاد مناطق نفوذ توسط قدرتهایی بود که در بیرون مرزهای ملی خود جز به استیلای بی چون و چرا بر مردمان و سرزمین های دیگر و ایجاد پایگاه های قدرت جهانی خود نمی اندیشیدند؛ و چند دهه بعد از این توافق خسارت بار بود که خنجر زهرآگین صهیونیسم با اشغال سرزمین فلسطین در سینه خون بار خاورمیانه نشانده شد که حساس ترین و مهم ترین نقطه “ژئوپلیتیک” ، “ژئواستراتژیک” عالم کانون بزرگترین بحرانها و درگیریها به زیان ملتهای منطقه و به نفع قدرتهای بزرگ بخصوص میراث خوار استعمار آمریکا باشد.
وی در ادامه گفت: از آن پس تفرقه و تضاد مصنوعی و طبیعی همواره میان این ملت ها توسط دست نشاندگان اربابان یا حکومتهای ضعیف بی پایگاه در میان مردم این منطقه جاری بوده است و سرمایه های این ملت ها که می بایست در مسیر عزت و اقتدار و پیشرفت آنان بکار گرفته شود به غارت رفته یا در درگیری های درون منطقه به هدر رفته است و در مقابل همواره بحران به این منطقه صادر شده است.
سیدمحمد خاتمی در پایان تصریح کرد: امّا این همه مانع رشد روز افزون این ملتها نبوده است چرا که تقدیر تاریخ و مشیّت حضرت پروردگار بر سیر تکاملی جوامع قرار گرفته است. رشد و کمالی که اگر دخالت بیگانگان نبود سریعتر و ارزانتر صورت می گرفت. امیدوارم در سایه اسلام عزیز و به برکت بیداری روز افزون ملتهای منطقه شاهد پیشرفت و صلح و برخورداری همگان از رفاه و مهر و سعادت باشیم.
موافقتنامه سایکس-پیکو توافقی سری میان بریتانیای کبیر و فرانسه بود که در ماه مه ۱۹۱۶ در خلال جنگ جهانی اول و با رضایت روسیه برای تقسیم امپراتوری عثمانی منعقد شد. این توافقنامه به تقسیم سوریه، عراق، لبنان و فلسطین میان فرانسه و بریتانیا منجر شد. این مناطق قبل از آن تحت کنترل ترکهای عثمانی بودند. این توافقنامه نامش را از سر مارک سایکس بریتانیایی و فرانسوا ژرژ پیکوی فرانسوی گرفته است.
با خطوط مستقیم میتوان مرزهایی بدون پیچیدگی کشید. به احتمال قوی بههمین دلیل بود که مارک سایکس (نماینده دولت بریتانیا) و فرانسوا ژرژ- پیکو (نماینده دولت فرانسه) در سال ۱۹۱۶ بر سر نقشهای با خطوط مستقیم به توافق رسیدند.
خطوط مستقیمی که سایکس و پیکو ترسیم کردند در نیمه اول قرن بیستم برای بریتانیا و فرانسه بسیار مفید بودند، اما تأثیرشان در مردم منطقه کاملاً متفاوت بود.
با طرح سایکس و پیکو، سرزمینهایی که از اوایل قرن شانزدهم تحت حکومت امپراتوری عثمانی بود میان انگلیس و فرانسه تقسیم شد:
سوریه و لبنان تحت نفوذ فرانسه، و عراق، اردن شرقی و فلسطین تحت نفوذ بریتانیا.
ترسیم مرزهای کشورهای عرب شمال آفریقا در شرح وظایف سایکس و پیکو نبود، اما آن منطقه هم به دو حوزه نفوذ مجزا تقسیم شده بود. مصر تحت نفوذ بریتانیا بود و فرانسه بر مغرب (متشکل از تونس، الجزایر و مراکش) مسلط بود.













