پایان ۱۶ سال حضور حدادعادل در مجلس، بدون “خدمتی بسزا” به مردم
چکیده :غلامعلی حدادعادل که این روزها چاره ای جز ترک عرصه سیاسی کشور ندارد، بعد از شانزده سال نمایندگی با این شعر حافظ که «چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست، که خدمتی به سزا برنیامد از دستم» سخنانش را به پایان برد و توضیح نداد چرا بعد از شانزده سال نمایندگی نتوانسته است "خدمتی به سزا" به این مردم داشته باشد. ...
کلمه- گروه خبر: هنوز حرفهای حدادعادل در مورد دخالت نیروهای دولتی در انتخابات مجلس تیتر اول برخی از رسانههاست که او میگوید: شگفتا که در این کشور با جماعتی روبرو هستیم که هرگاه پیروز شوند انتخابات را سالم می خوانند و هر بار شکست بخورند مدعی تقلب در انتخابات می شوند.
حدادعادل فراموش کرده است حلقه دوستان خود را که چگونه بعد از شکست انتخاباتی با هجمه رسانه ای و ادعای تقلب و تخلف گسترده در انتخابات همه برگزارکنندگان انتخابات را مورد هجوم قرار دادند و تیتر یک همه روزنامه های خود را به تقلب اختصاص داده بودند تا سرانجام با ابطال آرای مردم تهران او را راهی بهارستان کنند.
پدرزن فرزند رهبری که از این دوره مجلس شورای اسلامی جا مانده است، هر چند در اظهار نظرهای خود مدعی شده که اکثریت مجلس با اصولگرایان است اما به اصلاح طلبان وعده داد که اگر در پی حل مشکلات مردم باشند از حمایت اصولگرایان برخوردار خواهند بود!
گویی رییس لیست شکست خورده انتخابات دهم مجلس که وعده یاری و حمایت می دهد فراموش کرده است، آن تعداد از اصولگرایانی که به مجلس راه یافتند از پیوستگان به لیست امید بودند والا که ژنرال های اصولگرا همگی صحنه را به رقیب واگذار کرده اند.
حدادعادل از جمله سیاستمدارانی است که طی هفت سال گذشته یک جانبه بر طبل مخالفت خود با جنبش مردمی سبز نواخته است و هیچگاه حاضر نشده در یک گفت و گوی برابر به سخنان طرف مقابل گوش فرادهد، این بار نیز در آخرین نطق مجلس خود باز هم از رویدادهای سال ۸۸ ابراز گلایه مندی کرده و بدون اشاره به نقش نیروهای اقتدارگرا و امنیتی در کشتار مردم و ایجاد ناامنی در کشور مدعی شده است که در فتنه ۸۸ به نظام تهمت تقلب زده شد. تهمتی که هیچگاه اثبات نشد. معترضان به جای تبعیت از قانون، دست به قشون کشی انتخاباتی و آتشبازی و خونریزی زدند و انتقال نرم قدرت و جمهوریت نظام را نشانه گرفته و از سوی دشمنان نظام تایید شدند. این رفتار نباید فراموش شود و هر کس بخواهد از سران فتنه دفاع کند، باید به این سوال پاسخ دهد که چرا آنها با تهمت تقلب، دل دشمن را شاد کردند؟
حدادعادل تاکنون بارها این ادعا را مطرح کرده است، اما هیچگاه حاضر نشده به سوالات و ابهامات فراوانی که وجود داشت پاسخ دهد و بگوید با کدام مجوز قانونی دبیر شورای نگهبان به طور علنی از کاندیدای مورد حمایت اصولگرایان حمایت کرد و آقای حدادعادل بعنوان نماینده مجلس هیچگاه به این عمل غیرقانونی احمد جنتی اعتراض نکرد.
رییس فرهنگستان که در روزهای پایانی خود در مجلس قصد موعظه و گلایه دارد طی سه دوره نمایندگی خود هیچگاه اعمال غیرقانونی رییس دولت نهم و دهم را مورد انتقاد قرار نداد و برای جلوگیری از غارت کشور هیچ اقدام کلامی و عملی نکرد، اما حالا دم از قانون و قانونگرایی می زند.
او طی یک ماه گذشته بارها مدعی تخلف و دخالت نیروهای دولتی در انتخابات شده و با تشویش اذهان عمومی و اشاعه دروغ سعی در تخریب دولت دارد، هرچند بارها مدعی شده که مدارک و شواهد خود را به مراجع قانونی خواهد داد، اما تاکنون هیچ کاری انجام نداده و به صرف اتهام زنی هر روز سعی دارد شکست لیست خود در انتخابات هفتم اسفند ار کتمان کند.
حدادعادل هر چند روز گذشته در مصاحبه ای مدعی شده بود که اصولگرایان اکثریت مجلس را به خود اختصاص داده اند و او نگرانی ندارد که مجلس ششم بار دیگر تکرار شود اما باز هم هشدار می دهد که مجلس دهم را مجلس ششم نکنید! معلوم نیست از مصاحبه دیروز تا نطق امروز وی چه اتفاقی افتاده است که او نگران تکرار مجلس ششم شده است و چگونه اکثریت خودپنداری او به یکباره تبدیل به اقلیت بی اثر شده است؟
به گفته وی، انتخابات مثل ورزش است که با باخت یا پیروزی یک تیم تمام نمی شود و همچنان ادامه دارد. انتقال قدرت در طول تاریخ ایران همواره خونین و خشن بوده اما به برکت انقلاب اسلامی شاهد نهادینه شدن انتقال نرم قدرت از طریق مردم سالاری دینی هستیم.
حداد که این روزها به جمع دلواپسان پیوسته است، دستاوردهای برجام را نادیده می گیرد و می گوید: منظور دولت از «امید»، گشایش های اقتصادی و معیشتی حاصل از برجام بود. دولت هم برجام را برد-برد در رفع تحریم ها و احقاق حقوق ملت ایران قلمداد کرد. اما درباره مقصود آمریکایی ها و تلقی آنها از برد، چندان حرفی زده نشد. این روزها با خلف وعده آمریکا به تدریج معلوم می شود که منظور آنها از برد چیست. برد آنها، نفوذ در ایران و تغییر رفتار ایران در داخل کشور و منطقه است. آنها تصور می کنند که برجام پل نفوذ و دخالت آنها در ایران است و می خواهند ایران نوکر آمریکا شود.
رییس فرهنگستان و حامی جدی احمدی نژاد که به علت استفاده از نیروهای جبهه پایداری موجبات شکست اصولگرایان در مجلس دهم را فراهم کرد، بدون اشاره به سکوت خود در قبال سوءمدیریت تیم دولت نهم و دهم در غارت اموال ملی و خسران های غیرقابل جبران به اقتصاد و نظام مالی به اصلاح طلبان توصیه می کند که به مسایل حاشیه ای نپردازند و به فکر حال مشکلات مردم باشند، اما توضیح نمی دهد در چهار دوره نمایندگی چه گره ای از کار مردم گشوده است.
غلامعلی حدادعادل که این روزها چاره ای جز ترک عرصه سیاسی کشور ندارد، بعد از شانزده سال نمایندگی با این شعر حافظ که «چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست، که خدمتی به سزا برنیامد از دستم» سخنانش را به پایان برد و توضیح نداد چرا بعد از شانزده سال نمایندگی نتوانسته است “خدمتی به سزا” به این مردم داشته باشد.













