سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پاسخ حکومت به اعتراضات کارگری: تهدید، احضار، حبس و اخراج...
» نگاه امنیتی به مسائل کارگران و فریادهایی که پاسخ آنها زندان است

پاسخ حکومت به اعتراضات کارگری: تهدید، احضار، حبس و اخراج

چکیده : تهدید، احضار، حبس و اخراج پاسخ حکومت به اعتراضات کارگری در سالهای گذشته بوده است. آنچه بر جامعه کارگری در این سالها رفته است چندان بستگی به دولت بر سر کار ندارد. اگر دولتی بوده که رییسش محمود احمدی‌نژاد بوده، وزارت اطلاعات دولتش وظیفه سرکوب و تهدید را به عهده داشته و اگر دولت‌های دیگر بر سر کار بودند این وظیفه را نهادهای امنیتی مانند اطلاعات سپاه به انجام رسانده است...


کلمه – گروه کارگری: تهدید، احضار، حبس و اخراج پاسخ حکومت به اعتراضات کارگری در سالهای گذشته بوده است. آنچه بر جامعه کارگری در این سالها رفته است چندان بستگی به دولت بر سر کار ندارد. اگر دولتی بوده که رییسش محمود احمدی‌نژاد بوده، وزارت اطلاعات دولتش وظیفه سرکوب و تهدید را به عهده داشته و اگر دولت‌های دیگر بر سر کار بودند این وظیفه را نهادهای امنیتی مانند اطلاعات سپاه به انجام رسانده است.

زدن برچسب اخلال در امنیت کشور مجوزی بوده برای برخورد سنگین با فعالان کارگری که تنها خواسته صنفی داشته‌اند.

احکام سنگین حبس که در سال‌های اخیر برای فعالان کارگری صادر شده و شرایط ناعادلانه ندادن مرخصی در سالهای زندان نشان از آن دارد که حکومت بیش از دهه‌های گذشته نگرانی از نارضایتی جامعه کارگری دارد که مانند آتشی در زیر خاکستر است. اما مانند همیشه راه را به خطا رفته و به جای باز کردن گره، راه سرکوب و حبس و تهدید انتخاب کرده است.

حبس و شلاق رویه جدید حکومت با معترضان کارگری

دو ماه پیش هفت تشکل کارگری در بیانیه مشترکی از رییس‌جمهور خواستند که به جای ترساندن فعالان کارگری به فکر حل مشکلات معیشتی زحمتکشان باشد.

این بیانیه پس از آن صادر شد که حکم زندان به مدت ۵ سال برای داوود رضوی از اعضای موسس و هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران اعلام شد. این آخرین حلقه از سلسله فشارهایی بود که از طرف دستگاه های حاکم بر جنبش کارگری در سال گذشته وارد می‌شد. دستگیری گسترده کارگران مس خاتون آباد در بهمن‌ماه گذشته و دستگیری‌های متعدد دیگر از جمله اجرای حکم زندان جعفر عظیم زاده، فعال قدیمی کارگری و صدور حکم ۷ سال زندان برای محمود صالحی، از اعضای قدیمی سندیکای خبازان سقز، صدور حکم یک سال حبس برای عثمان اسمائیلی، ضرب و شتم محمد جراحی در زندان تبریز و ده‌ها مورد فشار دیگر و دستگیری کارگران فعال، نشان از آن دارد که قدرت تمام تلاش خود را بر سرکوب کارگران و زحمتکشان قرار داده است.

این حکایت احضار و تهدید حتی چند روز مانده به برگزاری روز کارگر امسال هم همچنان ادامه داشت. بسیاری از فعالان کارگری در سراسر ایران در هفته پایانی فروردین ماه سال جاری به نهادهای امنیتی احضار و تهدید شدند.

اما آنچه کارگران در سالهای اخیر از دولتمردان خواسته‌اند، تنها توجه بیشتر به وضعیت معیشتی و پرداخت مزدهای به‌موقع بوده است. خواسته به حقی که بسیاری از کارگران را در سالهای گذشته یا از کار بیکار کرده یا به دادگاه و زندان کشانده است.

۲۱ دی‌ماه سال گذشته ، ۱۰ تن از نمایندگان کارگران معترض فازهای ۲۳ و ۲۴ عسلویه به دستور «مقامات مسئول» دستگیر شدند. همچنین در روز ۲۳ دی، ۱۲ تن از فعالین کارگری شهرستان دورود نیز با شکایت کارفرمای کارخانه سیمان توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند. دلایل بازداشت نمایندگان کارگران در عسلویه و فعالین کارگری دورود چه بود؟ آنها چه جرمی مرتکب شده بودند؟

کارگران معترض در فازهای ۲۳ و ۲۴، از طریق شرکت‌های پیمانکاری در پروژه‌های در دست ساخت مشغول کارند. شمار این کارگران حدود ۱۰۰۰ تن است و دستمزد بخش قابل‌توجهی از آنها از میانه تابستان پرداخت نشده بود. از روز ۱۶ دی ماه حدود ۴۰۰ تن از این کارگران برای پیگیری معوقات مزدی خود دست به اعتصاب زدند.

در پنجمین روز اعتصاب، ۴۰ تن از کارگران به نمایندگی از سایر همکارانشان به ‌منظور پیگیری خواسته‌های صنفی خود به فرمانداری کنگان مراجعه کردند که ۱۰ تن از آنها به‌عنوان «عامل برهم زننده نظم عمومی» توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند. در شهرستان دورود نیز، ۱۲ تن از فعالین کارگری کارخانه سیمان در سومین روز اعتراض کارگران این واحد تولیدی با شکایت کارفرما بازداشت شدند. ۸ تن از بازداشت‌شدگان اعضای شوراهای کارگران رسمی و پیمانی کارخانه سیمان بودند.
تمام خواسته آنان این بود که معوقات مزدی آنان که تا شش ماه هم رسیده بود پرداخت شود ولی جواب آنان بازداشت و زندان بود.

فروردین سال گذشته حکم اولیه دادگاه ۳۰ تن از کارگران معدن چادرملو که در پی اعتراضات سال گذشته‌اش با شکایت کارفرما به دادگاه رفته بودند صادر شد. زندان و شلاق مجازات اعتراض به تعویق پرداخت معوقه و مزد بود.

کارفرما از ابتدا خواستار برخورد جدی با آن‌ها برای درس گرفتن سایر کارگران معترض بود. در این زمینه قوه قضاییه همگام با کارفرماها راه بر هر اعتراض بست و صدور احکام سنگین برای کارگران در سالهای گذشته نشان از همدلی نداشتن سیستم قضا با کارگران بی‌پناه است.

دخالت دستگاه قضایی در اختلاف بین کارفرما و کارگران و محکومیت فعالان کارگری به زندان و شلاق، این نگرانی را ایجاد کرده که این برخورد به یک رویه تبدیل شود؛ برخوردی که آشکارا مخالف با موازین قانونی داخلی و مقاوله نامه های بین المللی است.

نمونه‌ای از ای دخالت‌ها این بود که پس از دستگیری شاپور احسانی راد و سپس جعفر عظیم زاده در ارتباط با اعتصاب ۳۵ روزه کارگران لوله و نورد صفا در اردیبهشت ماه سال گذشته که انعکاس وسیعی در خبرگزاری های رسمی و غیررسمی کشور داشت، دادستان ساوه در روز اول تیرماه در پاسخ به خبرنگار ایسنا در استان مرکزی، اظهارات سخنگوی قوه قضاییه درباره بازداشت این کارگران را رد کرد و ضمن زیر سوال بردن کارگر بودن احسانی راد و عظیم زاده، اتهاماتی را متوجه آنان کرد.

جان و سلامتی زندانیان کارگری که برای حکومت ارزشی ندارد

این قوه که قرار است عدالت را اجرا کند گاه چنان عمل کرده خسارت‌های جبران‌ناپذیر جانی بر جا گذاشته است.
محمود صالحی، فعال کارگری که بعد از سال گذشته پس از حدود یکماه حبس در زندان و نگهداری در بیمارستان، پیش از پایان مهلت قرار بازداشت، به علت وخامت حال جسمانی آزاد شد. او همان‌زمان اعلام کرد که سلامتی او در زندان به خطر افتاده و کلیه‌هایش را از دست داده است.

در حالیکه بهنام ابراهیم زاده، فعال کارگری محبوس در زندان رجایی شهر به دلیل آرتروز گردن و دیسک کمر در شرایط نامناسبی بسر می برد، مسئولین زندان از معالجه وی ممانعت بعمل می آوردند.

پدر این فعال کارگری پیش از این به کلمه گفته بود: ” بهنام هیچ جنایتی مرتکب نشده که الان او را در میان زندانیان با جرایم خطرناک نگهداری می کنند. از تمام حقوق یک زندانی حتی زندانی عادی هم محروم است. شما نمی دانید بهنام چقدر برای کارگران و کودکان بخصوص کودکان کار تلاش می کرد و از وضعیتی که داشتند ناراحت بود نتیجه این دغدغه انسانی هم احکام سنگین زندان برای او شد! باورم نمی شود در جمهوری اسلامی با فعالین کارگری اینگونه برخورد کنند.”

سکته مغزی منجر به مرگ شاهرخ زمانی فعال کارگری در زندان رجایی شهر در سال گذشته یکی از همان خسارت‌های جبران‌ناپذیر بود.

این فعال کارگری که به یازده سال حبس محکوم شده بود و از سال ۱۳۹۰ در زندان بود، در حالی محکوم به این همه سال حبس شده بود که اتهامات وی تلاش برای ایجاد تشکل های کارگری از جمله سندیکای کارگران نقاش بود.

تیرماه سال ۹۲ هم یک فعال کارگری دیگر با مرگ از زندان آزاد شد. مدیرکل زندان‌های استان تهران گفته بود افشین اسانلو در بیمارستان شهید رجایی کرج در اثر سکته قلبی فوت کرد اما خواهر این زندانی گفته بود که برادرش قبل از رسیدن به بیمارستان فوت کرده و هیچ بیماری قلبی نداشته و خبر مرگ وی در اثر سکته قلبی برای خانواده غیرقابل باور است.

حکایت اعتراض و زندان و کارگران بسیار دنبال‌دار است و تا زمانی که حکومت رویکرد خود را نسبت به برخورد با درخواست‌های صنفی کارگران تغییر ندهد، این حکایت همچنان ادامه خواهد داشت.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.