چرا حدادعادل برای کنارهگیری از سیاست، احساس تکلیف نمیکند
چکیده :انصاف هم چیز خوبی است آقای حدادعادل. در همه این سالها با مدیریت «یکدست» از همه ابزارها برای پیروزی خود و یارانتان در انتخابات بهره بردید و حتی دریغ نکردید که در آستانه انتخابات برای ظاهرسازی هم که شده در رسانه ملی حاضر نشوید و رایگان از همهی امکانات دولتی و بیت المال برای طرح بیشتر خود در جامعه بهره جستید و اینک که موفق به کسب آرای مردم نشدهاید مدعی تخلف میشوید؟!...
کلمه – زینتسادات حسینی:
پس از آنکه فضاسازی محافل خبری اقتدارگرا برای ابطال آرای یکی از راه یافتگان به مجلس شورای اسلامی به جایی نرسید، حدادعادل در آستانه دومین دور انتخابات مجلس دهم مدعی دخالت دولت در انتخابات شد و ادعا کرد: مستنداتی داریم که قرار است منتشر شود.
این اظهارات در حالی بیان شد که وی مدعی شده بود اختلاف آرای اصولگرایان و اصلاح طلبان در دور اول انتخابات مجلس دهم «جزئی» است و حتی به خود زحمت نداده بود حداقل اختلاف رای خود را با نماینده اول تهران محاسبه کند.
رییس فرهنگستان زبان که سخنگویی شورای ائتلاف اصولگرایان را هم برعهده دارد، همچنین در سخنان خود با اظهار نگرانی شورای ائتلاف اصولگرایان از دخالت مسئولان دولتی در انتخابات گفته بود: برخی مسئولان باید بیطرفی خود را در اجرای انتخابات نشان دهند، آشکارا گرایش خود را به یک جریان سیاسی اعلام کرده و در مجامع مردم را به رای دادن به نامزد یک جریان خاص دعوت میکنند و مسئولان استانی را تشویق میکنند که امکانات را در اختیار نامزدهای خاصی بگذارند.
پس از آن بود که حمیدرضا ترقی نیز به حمایت از حدادعادل بر آمد و مدعی شد: متاسفانه در بعضی از حوزهها، فرمانداری کاملا دخالت داشت و عناصر دولت در طی این مدت مشخص بوده و اسناد و مدارکی هم بعضی از نامزدها تهیه کردند. اسناد نشان دهنده این موضوع است که خودشان یا معاونینشان در روند انتخابات تاثیرگذار بودند و حتی هدایایی هم دریافت میکردند. همچنین بعضی ستادها را پشتیبانی میکردند.
هر چند مسئولان برگزاری انتخابات و برخی از نمایندگان مجلس در سخنانی ادعاهای این دو سیاستمدار اصولگرا را پاسخ گفتهاند و چنین ادعاهایی باید از طریق نهادهای قانونی حل و فصل شود اما این سوال باقی است که این افراد چرا تاکنون نسبت به تخلفات و تقلبات انتخاباتی که منجر به پیروزی دوستان آنان در انتخابات میشد هیچ واکنشی از خود نشان نداده بودند؟!
آقای حدادعادل همان کسی است که در دوره ششم مجلس شورای اسلامی با ابطال آرای علیرضا رجایی به بهارستان راه یافت و پس از آن بود که تا چهار دوره نه تنها به مجلس راه مییافت برخی در مواردی نماینده اول مردم تهران میشد! در آن زمان بیشک انتخابات بیهیچ تخلف و تقلبی برگزار میشده و ایشان هیچ لزومی نمیدیدند که به مسئولان وقت تذکری بدهند که نکند رایی جابجایی شده باشد یا مسئولان برگزاری هدیهای دریافت کرده باشند!
همان کسانی که «احتمال تقلب» در انتخابات سال ۸۸ را «فتنه» میخوانند و هنوز نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس و رئیس مجلس اسبق و نماینده امام را در حصرخانگی نگه داشتهاند، کسانی هستند که فقط ده سال قبل از آن تیتر یک همه نشریاتشان شده بود «تقلب در شمارش آرا»! چرا که حدادعادل نماینده لیست آنان نتوانسته بود از تهران رای مجلس را بیاورد. آنقدر از نفوذ خود در نهادهای نظارتی استفاده کردند که دبیر شورای نگهبان که نگهبانی از اصولگرایان را سرلوحه وظیفه خود قرار داده است، هفتصدهزار رای را ابطال کرد تا بتواند حداقل «پدرزن فرزند رهبری» را که به تازگی وارد عرصه سیاست شده بود را راهی مجلسی کند که اصلاح طلبان به آن راه یافته بودند.
امروز نیز دگرباره دم از تخلف در انتخابات سر می دهند و هنوز آرای تهران در حال شماره است که خبرگزاریهای زنجیرهای آنان شروع میکند به شایعه پراکنی و تخلف و خبر از ابطال رای یکی از راه یافتگان به مجلس میدهد تا شاید بتوانند مثل همیشه با حمایت شورای نگهبان نفر سی و یکم را کسی نیست جز حدادعادل راهی بهارستان کنند. همان کسی که وقتی این شایعات به جایی نرسید، بعد از دوماه مدعی تخلف در انتخابات میشود و از گرایش خاص دولتیان در برخی از مناطق خبر میدهد.
او که قدرت و درک «گرایش سیاسی» را دارد و آن را تخلف میداند در انتخابات سال ۱۳۸۸، تقسیم پول و هدایا، استفاده از امکانات دولتی برای حمایت از کاندیدای «خاص»، به کارگیری بسیجیان و سپاهیان در انتخابات، حمایت همه جانبه رسانه ملی از کاندیدای «خاص»، توقیف رسانههای رقیب، سفرهای استانی تبلیغاتی با هزینه بیتالمال، افتتاح پروژههای ناتمام با انگیزه انتخاباتی، فیلتر سایتهای منتقد، مسدود شدن موبایلها، توزیع چک پول و سهام عدالت، افزایش دروغین حقوق بازنشستگان و دست آخر آب بستن به آرای مردم در اتاق تجمیع وزارت کشور … این همه تخلف آشکار در انتخابات را ندید و حتی متوجه نشد که چگونه وزارت کشور تنها ساعاتی بعد از اتمام رای گیری نتیجه نهایی انتخابات را اعلام کرد!
انصاف هم چیز خوبی است آقای حدادعادل. در همه این سالها با مدیریت «یکدست» از همه ابزارها برای پیروزی خود و یارانتان در انتخابات بهره بردید و حتی دریغ نکردید که در آستانه انتخابات برای ظاهرسازی هم که شده در رسانه ملی حاضر نشوید و رایگان از همهی امکانات دولتی و بیت المال برای طرح بیشتر خود در جامعه بهره جستید و اینک که موفق به کسب آرای مردم نشدهاید مدعی تخلف میشوید؟!
بیشک تخلف، تبلیغات گسترده شما در سراسر کشور بود که بیمحابا همه در و دیوار شهرها را پرکرده بودید از اسامی و عکسهایتان. تخلف، آن کتابچهای بود که از نوزادی تا کهولت شما را به تصویر کشیده بود برای کسب چند رای بیشتر. تخلف، حضور شما در سیمای جمهوری اسلامی بود و حضور در برنامههای پربیننده. تخلف شما بیتدبیری و «بیبصیرتی» بود و همراهی با جبهه پایداری و دلواپسان و راندن اصولگرایان ریشهدار. تخلف، اظهار نظرهای بیمحابای شما در متهم کردن فرزندان انقلاب بوده و هست.
تخلف، همین سخن آخر شماست که مدعی شدهاید «کسانی که امروز ادعای پیروزی در انتخابات ۷ اسفند را کردهاند و دم از قانون میزنند، همان کسانی هستند که در انتخابات سال ۸۸ پا روی قانون گذاشته و عدهای را به تخریب اماکن عمومی دعوت و تشویق کردند و رعایت قانون را نکردند و فتنه به پا کردند؛ آنها حالا چهره عوض کرده و نقاب قانونمداری به صورت زدهاند.»
تخلف سخنان شما در مجلس شورای اسلامی است که به دروغ گفتهاید: «ساعتی پس از روشن شدن نتیجه انتخابات، افرادی شائبه تقلب در انتخابات را مطرح کردند بیآنکه دلیلی برای اثبات ادعاهای خود بیان کنند!» حاشا از این همه بیانصافی و چشم بستن به روی حقایق. شما آن همه مستندات و شواهد و مدارک را ندیدید که به شورای نگهبان و وزارت کشور ارسال شد و آن همه تلاش دلسوزان انقلاب و نظام را نادیده گرفتید که سعی میکردند از انحراف در مسیر انتخابات و دخالت نظامیان در آن جلوگیری کنند. اما امروز که از بهارستان جا ماندهاید با چشم دل و «بصیرت» موفق به درک «گرایش» و «تمایل» فلان مسئول دولتی در فلان جا شدهاید. باید مرحبا گفت به این همه بینش و درایت. بصیرتی که در کنار همه انتقادها و اعتراضات نتوانست فهرستی برای مجلس تهیه کند که حداقل مورد توافق افراد شرکت کننده در آن جلسه باشد.
حال آقای حداد! هر چند احساس تکلیف میکنید برای خدمت بیشتر. اما حداقل بیایید به توصیه خود که در آستانه انتخابات مجلس دهم داشتید عمل کنید. همان توصیهای که خیلی از شایستگان اصولگرا را کنار زدید و به جای آن «دلواپسان» را نشاندید. شما گفته بودید: «همانطور که برخی احساس تکلیف کردند که در انتخابات کاندیدا شوند، اگر دیدند که رأیآوری لازم و مقبولیت ندارند، باید برای کنار رفتن هم احساس تکلیف کنند.» شما هم برای کنار رفتن از عرصه سیاست «احساس تکلیف» کنید. قدری در اعمال خود نظاره و بازنگری کنید، یقین داشته باشید برخلاف ادعای شما این «اصولگرایان نبودند که انقلاب را حفظ کردند». انقلاب را شجاعتها و از جان گذشتگیهای این مردم و دلسوزان و انقلابیون اصیل حفظ کرد و به اینجا رساند. مثل گذشتهها که خیلی به فکر انقلاب و انقلابیگری نبودید، الان هم خیلی «دلواپس»، انقلاب نباشید.
درست است رابطه خانوادگی با رهبری شما را از عرصه فرهنگ به سیاست کشانده است، اما شاید حالا که موفق به اخذ آرای مردم تهران نشدید بهتر باشد در آغاز دهه هشتاد زندگی خود به همان ده پانزده شغل دیگری که دارید برسید. از هیات علمی دانشگاه تا مشاوره رهبری، از عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی تا ریاست فرهنگستان زبان و ادب پارسی. از ریاست شورای تحول و ارتقای علوم انسانی تا هیات امنای موسسه آموزشی مجمع جهانی اهل بیت. از ریاست بنیاد سعدی تا…













