سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » عرب‌سرخی: کاهش مشارکت در دور دوم انتخابات به نفع اصولگرایان است...

عرب‌سرخی: کاهش مشارکت در دور دوم انتخابات به نفع اصولگرایان است

چکیده :اگر گمان کنیم تندروهای سیاسی در انتخابات ریاست‌جمهوری به صورت منفعلانه رفتار خواهند کرد بسیار خوشبینانه خواهد بود. تندروهای سیاسی نشان داده‌اند برای کارشکنی در اجرایی شدن سیاست‌های دولت آقای روحانی حتی از حمله به سفارت عربستان و ایجاد تنش منطقه‌ای بین دولت و دشمنان منطقه‌ای نیز پرهیز نمی‌کنند؛ به همین دلیل در انتخابات ریاست‌جمهوری با تمام قوا و امکانات خود وارد رقابت‌های انتخاباتی خواهند شد. در نتیجه عزم اصولگرایان برای رقابت با آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری۹۶ جزم شده و برای شکست روحانی هم قسم...


حضور اصلاح‌طلبان در مجلس دهم اگرچه حرکتی روبه جلو برای این جریان به شمار می‌رود اما مستلزم دوراندیشی و برنامه‌ریزی است. به نظر می‌رسد با توجه به شرایط داخلی و خارجی، به همان اندازه که ورود اصلاح‌طلبان به مجلس حائز اهمیت است، عملکرد و کیفیت حضور آنها نیز دارای اهمیت است. این در حالی است که در ماه‌های باقیمانده از دولت آقای روحانی، مجلس دهم با چالش‌ها و فرصت‌های مهمی روبه روخواهد بود که در سرنوشت دولت اول حسن روحانی تاثیرگذار است.

فیض‌الله عرب سرخی می‌گوید: «اگر گمان کنیم تندروهای سیاسی در انتخابات ریاست‌جمهوری به صورت منفعلانه رفتار خواهند کرد بسیار خوشبینانه خواهد بود. تندروهای سیاسی نشان داده‌اند برای کارشکنی در اجرایی شدن سیاست‌های دولت آقای روحانی حتی از حمله به سفارت عربستان و ایجاد تنش منطقه‌ای بین دولت و دشمنان منطقه‌ای نیز پرهیز نمی‌کنند؛ به همین دلیل در انتخابات ریاست‌جمهوری با تمام قوا و امکانات خود وارد رقابت‌های انتخاباتی خواهند شد. در نتیجه عزم اصولگرایان برای رقابت با آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری۹۶ جزم شده و برای شکست روحانی هم قسم شده‌اند.»

در ادامه متن گفت‌وگوی «آرمان» با فیض‌الله… عرب سرخی را از نظر می‌گذرانید:

در حالی که اصلاح‌طلبان در دور دوم انتخابات مجلس با لیست سراسری ائتلاف امید وارد رقابت‌های انتخاباتی شده‌اند، اصولگرایان بدون ارائه لیست و با چراغ خاموش در صحنه انتخابات حاضر شده‌اند. دلیل عدم ارائه لیست توسط اصولگرایان چیست؟اصولگرایان در دور دوم انتخابات به دنبال چه اهدافی هستند؟

جریان اصولگرا به صورت محسوس و غیرمحسوس هشت سال از محمود احمدی‌نژاد حمایت کرد. برخی از اصولگرایان در سال‌های آخر دولت احمدی‌نژاد نسبت به حمایت‌های خود از احمدی‌نژاد تجدیدنظر کردند، اما در نهایت احمدی‌نژاد به مدت هشت سال با حمایت همه‌جانبه اصولگرایان قدرت را در اختیار داشت. در طول این هشت سال کشور از جنبه‌های گوناگون آسیب‌های زیادی دید و به دلیل سیاست‌های اشتباه دولت احمدی‌نژاد تا آستانه یک جنگ پیش رفت. شدت این خسارات و آسیب‌ها به اندازه‌ای بود که واکنش مردم را در انتخابات ریاست‌جمهوری سال۹۲ در پی داشت. مردم در انتخابات۹۲به صورت سلبی به گفتمان احمدی‌نژاد و تندروی در عرصه داخلی و بین‌المللی رای منفی دادند و خواستار اعتدال در مدیریت کشور شدند. این وضعیت در انتخابات هفتم اسفند ۹۴نیز وجود داشت و مردم با حمایت از چهره‌های معتدل برای ورود به مجلس شورای اسلامی برگفتمان تندروی خط بطلان کشیدند. در انتخابات هفتم اسفند همه چهره‌های سرشناس اصلاح‌طلب توسط شورای نگهبان ردصلاحیت شدند. در نتیجه رای مردم در هفتم اسفند به جای اینکه به افراد باشد به لیست‌های انتخاباتی بود. نتایج انتخابات تهران نشان می‌دهد لیست اصلاح‌طلبان به صورت کامل به پیروزی رسیده و در مقابل لیست اصولگرایان نیز پس از لیست اصلاح‌طلبان قرار گرفته است.

درنتیجه رای به اصولگرایان نیز در تهران به صورت لیستی صورت گرفته است. مهم‌ترین دستاورد انتخابات هفتم اسفند تغییر گرایش مردم نسبت به جریان‌های سیاسی و مطالبه عمومی برای وجود رویکرد عقلانی در مدیریت کشور است. رای مردم در انتخابات هفتم اسفند در اعتراض به عملکرد اصولگرایان در سال‌های گذشته صورت گرفت. با این وجود من معتقدم حمایت مردم از اصلاح‌طلبان نیز تثبیت شده و همیشگی نیست و اگر عملکرد اصلاح‌طلبان در مجلس دهم و ماه‌های آینده قابل قبول نباشد ممکن است با عدم همراهی مردم روبه رو شوند. به نظر من به همان اندازه که ورود چهره‌های اصلاح‌طلب به مجلس حائز اهمیت بود، کیفیت حضور و چگونگی عملکرد آنها در مجلس نیز دارای اهمیت است. اصولگرایان در دور دوم انتخابات متوجه شده‌اند برند و مارک اصولگرایی فاقد اعتبار شده و باید به صورت چراغ خاموش در انتخابات حاضر شوند تا میزان مشارکت مردم کاهش پیدا کند. اتاق فکر اصولگرایی با توجه به اتفاقات هفتم اسفند به این نتیجه رسیده که هر چه به هیجان انتخابات اضافه کند و مشارکت مردم را بالا ببرد، رای مردم به اصلاح‌طلبان بیشتر خواهد بود؛ در نتیجه تصمیم گرفته هیجان انتخابات را کم کند تا حمایت مردم از اصلاح‌طلبان نیز کمتر شود. اصولگرایان هنگامی که مشاهده کردند چهره‌های اصولگرا با قرار گرفتن در لیست اصلاح‌طلبان مورد حمایت مردم قرار می‌گیرند به این حقیقت تلخ پی بردند که باور مردم نسبت به آنها تغییر کرده و مردم رویکرد جدیدی را در مدیریت کشور مطالبه می‌کنند. اصلاح‌طلبان نباید اجازه دهند میزان مشارکت مردم در دور دوم انتخابات کاهش پیدا کند. هر چه میزان مشارکت مردم کاهش پیدا کند به سود سبد رای اصولگرایان است. متاسفانه کاهش مشارکت مردم در انتخابات دور دوم همیشه وجود داشته و مردم به اندازه‌ای که دور اول انتخابات را جدی می‌گیرند نسبت به مشارکت در مرحله دوم انتخابات اهتمام نمی‌ورزند. به همین دلیل اصلاح‌طلبان باید با حربه‌های تبلیغاتی منطقی و صحیح زمینه مشارکت مردم را در دور دوم انتخابات بالا ببرند تا اصلاح‌طلبان بیشتری در دور دوم انتخابات به پیروزی برسند.

یکی از دغدغه‌های مهم بزرگان جریان اصلاحات، چگونگی و کیفیت حضور اصلاح‌طلبان در مجلس آینده است. به نظر می‌رسد در شرایط کنونی به همان اندازه که ورود اصلاح‌طلبان به مجلس اهمیت دارد عملکرد آنها در مجلس نیز دارای اهمیت است. به نظر شما اصلاح‌طلبان در مجلس دهم با چه فرصت‌ها و چالش‌هایی مواجه خواهند شد؟

مجلس شورای اسلامی دارای وظایف گوناگونی است. برخی از اقدامات مجلس نیاز به تایید نهادهای دیگر قدرت ندارد و مجلس می‌تواند راسا درباره آنها تصمیم‌گیری کند. از سوی دیگر برخی از وظایف مجلس نیاز به تایید برخی نهادهای قدرت دارد و به همین دلیل مجلس با محدودیت بیشتری مواجه است. با این وجود رابطه مجلس و دولت در اختیار خود مجلس است و سایر نهادهای قدرت نمی‌توانند در این زمینه دخالت کنند. مجلس به اختیار خود هم می‌تواند با دولت همراهی و همکاری کند و هم اینکه منتقد سیاست‌های دولت باشد. به نظر می‌رسد مجلس دهم برخلاف مجلس نهم رویکرد مثبتی درمقابل دولت آقای روحانی در پیش بگیرد و با سیاست‌های دولت همراه باشد. مجلس نهم همواره تلاش می‌کرد در مقابل سیاست‌های دولت ایستادگی کند و به شکل‌های مختلف مانع از اجرای برنامه‌های دولت تدبیر و امید شود. با این وجود در زمینه تصویب قوانین کشور همه مسائل به عملکرد مجلس مربوط نمی‌شود و شورای نگهبان نیز در این زمینه تاثیرگذار است. در نتیجه مجلس دهم ممکن است با چالش شورای نگهبان در زمینه تصمیم‌گیری روبه‌رو شود. شورای نگهبان حتی می‌تواند در زمینه تصویب بودجه کل کشور نیز اظهارنظر کند و به همین دلیل مجلس دهم وضعیت زیاد مناسبی دراین زمینه ندارد. مهم‌ترین مزیت حضور اصلاح‌طلبان در مجلس دهم تنظیم مناسب رابطه دولت و مجلس خواهد بود؛ جایی که نمایندگان معتدل اصلاح‌طلب و اصولگرا می‌توانند کمک بسیار بزرگی برای اجرایی شدن برنامه‌های دولت به‌ویژه در مرحله پسا برجام انجام دهند.

به تازگی۷هزار نیرو برای گشت نامحسوس در تهران به کار گرفته شده. به نظر شما چنین اقداماتی با چه اهدافی صورت می‌گیرد؟عملکرد وزارت کشور را در این زمینه چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من برای تحلیل و ارزیابی عملکرد یک مجموعه مانند وزارت کشور باید همه جوانب مثبت و منفی را با هم در نظر گرفت. نه با یک اقدام مثبت می‌توان از وزارت کشور تقدیر به عمل آورد و نه با یک اشتباه باید این وزارتخانه را مورد مواخذه قرار داد. نکته دیگر اینکه وزرای دولت آقای روحانی باید از مجلس نهم رای اعتماد می‌گرفتند. مجلس نهم نیز از ابتدا نشان داد بیش از آنکه به فکر همراهی و همکاری با دولت باشد، به دنبال انتقاد و مقابله با دولت است. در نتیجه باید مقتضیات و عوامل موثر را نیز در انتخاب مدیران دولت آقای روحانی در نظر گرفت. با این وجود وزارت کشور مواضع خود را درباره اتفاقات اخیر مانند ردصلاحیت خانم خالقی از حوزه انتخابیه اصفهان و همچنین اجرای طرح نامحسوس امنیت اجتماعی به صراحت اعلام کرده است. وزارت کشور با نظر شورای نگهبان درباره خانم خالقی موافق نیست و خواستار تجدید نظر در این زمینه شده است. در مساله طرح نامحسوس امنیت اجتماعی نیز این وزارتخانه به صراحت عنوان کرده اجرای این طرح بدون هماهنگی با وزارت کشور بوده است. اجرای طرح نامحسوس امنیت اجتماعی آن هم با این حجم از نیرو از حوزه اختیارات دولت و وزارت کشور خارج است و به سایر نهادها ارتباط پیدا می‌کند. مهم‌ترین اقدام وزارت کشور در دو سال گذشته برگزاری انتخابات مناسب در سراسر کشور بوده است. در انتخاب آقای رحمانی فضلی به عنوان وزیر کشور دولت یازدهم نوعی تدبیر و دوراندیشی صورت گرفته است. به همین دلیل برای تحلیل عملکرد وزارت کشور در مسائل رخ داده در ماه‌ها و هفته‌های اخیر باید شرایط کلی دولت و چگونگی انتخاب آقای رحمانی فضلی را در نظر گرفت.

آقای روحانی با بیان جملاتی مانند «نمی‌توان کسی را به زور وارد بهشت کرد» نشان داده دیدگاه‌های ایشان به روشنفکران دینی که نقش بیشتری برای اختیار و عقل انسان قائل هستند شباهت دارد.

احترام به قانون و اجرای آن برای تمامی افرادی که در کشور زندگی می‌کنند الزامی است؛ اما اصول دین عقلانی است و با تحقیق و بررسی و اقناع درونی فرد انتخاب می‌شود. رفتار انسان که در دین برای آن پاداش و مجازات در نظر گرفته شده در صورتی مصداق پاداش و مجازات پیدا می‌کند که به صورت اختیاری انجام شده باشد. به همین دلیل هم آقای روحانی عنوان می‌کنند نمی‌توان مردم را به زور به بهشت برد. از نظر آموزه‌های دینی کسی می‌تواند به بهشت برود که با اختیار کامل رفتار انسانی و دینی را انجام داده واز گناهان دوری کرده است. آقای روحانی عنوان کردند ماموران قانون تنها باید مجری قوانین باشند.

دولت آقای روحانی درابتدا تلاش کرد تحریم‌های بین‌المللی را از بین ببرد و سپس به مسائل داخلی بپردازد. با این وجود به نظر می‌رسد دولت آقای روحانی با خلأ استراتژی در مرحله پسابرجام روبه‌رو شده و دست به عصا حرکت می‌کند. آیا احتیاط دولت آقای روحانی براساس فشارهای مخالفان به دولت است یا اینکه آثار باقیمانده از تحریم‌ها بسیار عمیق و گسترده است که اجازه مانور بیشتر را به دولت نمی‌دهد؟

آقای روحانی به خوبی به این نکته آگاهی دارد که خروج از تحریم‌ها نه به معنای ظاهری، بلکه به معنای عملی آن مسا‌له‌ای زمان‌بر وپیچیده است. به عنوان مثال پس از توافق هسته‌ای در ظاهر مساله سوئیفت ایران حل شده بود. با این وجود مبادلات بانکی ایران با کشورهای خارجی همچنان مانند شرایط قبل از تحریم‌ها نیست و نیازمند زمان و تدابیر جدیدی است. مشکل اینجاست که حل شدن مساله سوئیفت باید به صورت بانک به بانک صورت بپذیرد و تا زمانی که مذاکرات نهایی با بانک‌های مربوطه صورت نگیرد عملا استفاده از سوئیفت برای ایران امکان‌پذیر نیست. در نتیجه در دوران پسا برجام تصمیمات به صورت دفعی و یکجا اجرایی نمی‌شود و نیازمند زمان و تامل است. دوران پسابرجام دوران فرمان دادن و دستوردادن نیست، بلکه دوران سعه صدر، عقلانیت و دوراندیشی است. به عنوان مثال ما ممکن است با شرکت ایرباس برای مبادلات تجاری مذاکره کنیم اما به نتیجه مطلوب نرسیم. ممکن است شرکت‌های خارجی شرایط مناسبی از نظر اقتصادی برای مبادله با ایران نداشته باشند. از سوی دیگر ممکن است ایران نیز به برخی محصولات شرکت‌های خارجی که در دوران پسا تحریم عرضه شده احتیاج نداشته باشد. در نتیجه باید شرایط برای ایران و شرکت‌های خارجی به صورت همزمان برای مبادلات تجاری فراهم باشد و هر دو طرف آمادگی مبادله اقتصادی را داشته باشند.

در دوران تحریم‌ها ایران حتی اجازه مذاکره با شرکت‌های خارجی هم نداشت و هیچ‌کدام از شرکت‌های بین‌المللی حاضر نبودند با ایران سر میز مذاکره بنشینند. این در حالی است که سیاست‌های منطقی و عقلایی دولت آقای روحانی در عرصه بین‌المللی شرایطی را به وجود آورده که ایران می‌تواند برای مبادلات تجاری خود با کشورهای خارجی مذاکره و گفت‌وگو کند. نکته دیگر اینکه برخی از تحریم‌ها هیچ ارتباطی با پرونده هسته‌ای ایران ندارند. یکی از دلایلی که در طول مذاکرات هسته‌ای، مقامات کشورهای ایران و آمریکا بارها اعلام کردند مذاکره‌کنندگان تنها می‌توانند درباره مساله هسته‌ای گفت‌وگو کنند و اجازه ندارند درباره مسائل دیگر مذاکره کنند نیز همین مساله بود. جمهوری اسلامی ایران از سال۱۳۵۷تاکنون همواره به شکل‌های مختلف از سوی آمریکا و متحدانش مورد تحریم قرار گرفته است. در نتیجه توافق هسته‌ای تنها بخش‌های محدودی از این تحریم‌ها را از بین برده و همچنان بسیاری از تحریم‌ها باقی مانده است. نکته دیگر اینکه در کشورهای منطقه نیز تلاش می‌کنند به شکل‌های مختلف در مرحله پسا برجام برای ایران مشکل‌آفرینی کنند؛ نمونه بارز این‌گونه کشورها عربستان سعودی و متحدان عربش و همچنین ترکیه است که در ماه‌های اخیر تلاش کرده‌اند کوچک‌ترین اتفاق را به یک تنش منطقه‌ای علیه ایران تبدیل کنند.

در نتیجه دولت آقای روحانی در دوران پسابرجام عملا در سه جبهه به صورت همزمان مبارزه می‌کند؛ جبهه اول به فضای داخلی ایران مربوط می‌شود که هنوز عده‌ای که از تحریم‌ها منافع خود را تامین می‌کردند حاضر نیستند برجام را بپذیرند و به شکل‌های مختلف علیه برجام و دولت موضع‌گیری می‌کنند. جبهه دوم به مشکلات منطقه‌ای بازمی‌گردد که دشمنان منطقه‌ای برای ایران به وجود می‌آوردند و جبهه سوم به کشورهای غربی مربوط می‌شود که در مرحله پسا برجام در مسیر تحقق اهداف ایران کارشکنی می‌کنند. به همین دلیل موفقیت یا عدم موفقیت دولت آقای روحانی در مرحله پسا برجام کاملا نسبی است و نمی‌توان به صورت قطعی در این زمینه اظهارنظر کرد. دولت آقای روحانی موفق شده روند تحریم‌ها را متوقف کند و از بیشتر شدن قطعنامه‌های بین‌المللی علیه ایران جلوگیری کند. به همین دلیل این مساله پیامدهای مثبتی برای ایران در پی داشته و هر روز بخش‌های جدیدی از تحریم‌های ایران برداشته می‌شود که نوید‌دهنده روزهای خوبی برای دولت آقای روحانی و همچنین اقتصاد کشور است.

استراتژی اصولگرایان برای رقابت با آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال۹۶چیست؟گزینه‌های احتمالی اصولگرایان برای رقابت با آقای روحانی چه افرادی هستند؟ آیا اصولگرایان با علم به این مساله که رؤسای جمهور در ایران به صورت سنتی در دور دوم نیز توسط مردم انتخاب می‌شوند به صورت منفعلانه وارد رقابت‌های انتخاباتی می‌شوند یا اینکه از تمام امکانات و ابزارهای خود استفاده می‌کنند که برای آقای روحانی در فضای انتخاباتی مشکل‌سازشوند؟

تندروهای سیاسی در شرایطی که مجلس نهم را در اختیار داشتند و هر اقدامی که دوست داشتند علیه آقای روحانی انجام دادند، در نهایت در روز هفتم اسفند با واکنش مردم روبه رو شدند و از صحنه سیاسی ایران کنار رفتند. این در حالی بود که کشور هنوز با تحریم‌های بین‌المللی مواجه بود و هنوز توافق هسته‌ای صورت نگرفته بود. با این وجود در ماه‌های آینده که در نهایت به انتخابات ریاست‌جمهوری منجر خواهد شد تحریم‌های بین‌المللی تاحدود زیادی برداشته خواهد شد و وضعیت اقتصادی مردم نسبت به گذشته بهبود پیدا خواهد کرد. از سوی دیگر مجلس دهم نیز با رویکرد همکاری و همراهی با دولت تشکیل خواهد شد و فضای سیاسی کشور را به سود آقای روحانی تغییر خواهد داد. در نتیجه فضای سیاسی کشور در هفته‌های نهایی انتخابات کاملا به سود آقای روحانی خواهد بود و رقبای ایشان عملا هیچ شانسی برای پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری نخواهند داشت. رفتار مردم در انتخابات هفتم اسفند نشان داد که مردم به دنبال عقلانیت و تدبیر در مدیریت کشور هستند که در دولت آقای روحانی متبلور شده است. بنده بعید می‌دانم مردم در ماه‌های آینده با مشاهده دستاوردهای مهم دولت آقای روحانی در عرصه بین‌المللی و داخلی حتی فکر حمایت از شخص دیگری را در سر بپرورانند. با این وجود اگر گمان کنیم تندروهای سیاسی در انتخابات ریاست‌جمهوری به صورت منفعلانه رفتار خواهند کرد بسیار خوشبینانه خواهد بود. تندروهای سیاسی نشان داده‌اند برای کارشکنی در اجرایی‌شدن سیاست‌های دولت آقای روحانی حتی از حمله به سفارت عربستان و ایجاد تنش نیز پرهیز نمی‌کنند. به همین دلیل در انتخابات ریاست‌جمهوری با تمام قوا و امکانات خود وارد رقابت‌های انتخاباتی خواهند شد. در نتیجه عزم اصولگرایان برای رقابت با آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری۹۶ جزم شده و برای شکست روحانی هم قسم شده‌اند.

به نظر شما اصولگرایان برای رقابت با آقای روحانی از گزینه‌های سنتی خود استفاده خواهند کرد یا اینکه به دنبال چهره‌های جدید خواهند بود؟

اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده به سمت گزینه‌هایی خواهند رفت که دارای شانس در فضای سیاسی کشور باشند. به نظر من اصولگرایان ممکن است روی افرادی مانند محمدباقر قالیباف به عنوان فردی که شناخته شده است برنامه‌ریزی کنند. حتی ممکن است از نیروهای باتجربه خود مانند محمد رضا باهنر استفاده کنند. به همین دلیل بعید است به دنبال مهره‌های سوخته و کمتر شناخته شده بروند.

احمدی‌نژاد در حال ارزیابی افکار عمومی برای بازگشت است و به همین دلیل نزدیکان وی شایعاتی مبنی بر پرداخت یارانه۲۵۰هزارتومانی را مطرح می‌کنند. به نظر شما در شرایط کنونی احمدی‌نژاد به دنبال چیست و چه استراتژی‌ای برای خود تدوین کرده است؟آیا وی موفق خواهد شد به اهداف خود دست پیدا کند؟

اینکه احمدی‌نژاد قصد داشته باشد به قدرت بازگردد مساله عجیبی نیست. احمدی‌نژاد همواره نشان داده به دنبال فرصت برای ابراز وجود و بازگشت به قدرت است. به همین دلیل از نظر احمدی‌نژاد انتخابات ریاست‌جمهوری یک فرصت مناسب برای بازگشت به قدرت است. با این وجود به نظر من بیشتر اصولگرایان دوباره از احمدی‌نژاد حمایت نمی‌کنند. در شرایط کنونی بیشتر اصولگرایان با مشی احمدی‌نژاد و شیوه مدیریت وی موافق نیستند. بخش‌های دیگری از اصولگرایان نیز معتقدند حتی اگر بخواهند از احمدی‌نژاد حمایت کنند شرایط اجتماعی اجازه چنین کاری را به آنها نمی‌دهد.

این عده به این نتیجه رسیده‌اند که اگر قصد داشته باشند از احمدی‌نژاد حمایت کنند در تمام مفاسد اقتصادی که در دولت وی رخ داده شریک خواهند شد و به همین دلیل حاضر نیستند چنین ریسکی را بپذیرند. نکته دیگر اینکه اگر احمدی‌نژاد قصد داشته باشد دوباره کاندیدای ریاست‌جمهوری شود با سوالات زیادی از سوی افکار عمومی مواجه خواهد شد. در یک مقطع زمانی احمدی‌نژاد نیاز نداشت پاسخ هیچ سوالی را به افکار عمومی بدهد. به همین دلیل بسیاری از افراد را بدون اینکه حتی سوالاتش بر واقعیت مبتنی باشد مورد سوال و مواخذه قرار می‌داد. اما در شرایط کنونی احمدی‌نژاد با وضعیت جدیدی روبه رو خواهد بود و باید به بسیاری از سوالات افکار عمومی و مردم پاسخ محکمه‌پسند و قانع‌کننده بدهد. در نتیجه احمدی‌نژاد برای بازگشت به قدرت با شرایط بسیار سختی مواجه خواهد بود. شرایط کنونی تفاوت‌های معناداری با سال‌های ۸۴ و ۸۸ دارد و مردم به راحتی تشخیص خواهند داد چه کسی حقیقت را می‌گوید و چه کسی در حال عوام فریبی است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.