ماجرای افست «کلنل» همچنان ادامه دارد/ محمود دولتآبادی: برای ارشاد متأسفم
چکیده :وضعیت «کلنل» محمود دولتآبادی و اتفاقاتی که برای آن افتاد، همچنان یکی از دغدغههای تلخ این نویسنده است. نویسندهای که سالها برای نوشتن این رمان وقت گذاشت و حاصلش به صورت جعلی حالا به صورت افست در پیادهروها یا مغازههای کتابفروشی دستدوم به فروش میرود....
وضعیت «کلنل» محمود دولتآبادی و اتفاقاتی که برای آن افتاد، همچنان یکی از دغدغههای تلخ این نویسنده است. نویسندهای که سالها برای نوشتن این رمان وقت گذاشت و حاصلش به صورت جعلی حالا به صورت افست در پیادهروها یا مغازههای کتابفروشی دستدوم به فروش میرود.
محمود دولتآبادی درباره این ماجرا میگوید: «اینکه «کلنل» به صورت جعلی و قلابی منتشر شده، مایه شرمساری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. خود این آقایان در جعل و تحریف و انتشار این کتاب نقش داشتند و تأثیر گذاشتند.»
او یکی از مستقلترین نویسندههای معاصر ادبیات ایران است و شاید به دلیل همین تنهایی و استقلال است که درباره «کلنل» نتوانسته کاری از پیش ببرد: «اگر من آدمی یکتنه نبودم و به جناحی وابستگی داشتم، علیه وزارت ارشاد اقامه دعوی میکردم.»
نویسنده «کلیدر» از اینکه در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی که مزین به اعتدال و امید شده، چنین اتفاقی میافتد، اظهار تأسف میکند و میگوید: «من برای خود ایشان هم خیلی متأسفم که با این همه زیرکی… چنین افرادی از دل وزارت ارشادش بیرون آمده، این شرمآور است.»
دولتآبادی بارها پیگیر وضعیت کتابش شده و از مسئولان خواسته در برابر چاپ غیرقانونی آن موضع بگیرند و دست به اقدامی بزنند: «فایدهای نداشت. اصلا به من جواب ندادند و درواقع من با گَنگی طرف هستم که یک بخش آن در وزارت ارشاد، بخشی در مطبوعات به ظاهر متجدد و بخشی در خارج از کشور مستقر هستند. مثلثی که با همکاری هم این بلا را سر کتاب درآوردند تا شکسته شود و احتمالا نویسندهاش زیر ضرب برود. آنها میخواستند حرمت این کتاب را از بین ببرند و این یک دسیسه بود.»
اتفاق تلخ انتشار و پخش غیرقانونی آثار فرهنگی اتفاقی نیست که فقط برای دولتآبادی و «کلنل»ش پیش آمده باشد. پیشازاین نیز بارهاوبارها شاهد این ماجرا بودهایم و دیدهایم بعد از این اتفاق چه ضربهای به صاحب اثر میخورد و از نظر روحی، اجتماعی و مالی چه بلایی بر سر او میآورد.
بااینحال دولتآبادی میگوید نمیگذارد این بلا بر سر او هم بیاید: «آنها درباره من اشتباه میکنند، نمیدانند من بچه کویرم و با گیاه خشک زندگی کردم. من با تحصیلکردههای خارج از کشور و آدمهای نازکنارنجی فرق میکنم، زاده رنجم و بیدی نیستم که با این بادها بلرزم.» اما پاسخ ارشاد به پیگیریهای دولتآبادی چه بوده؟ این پرسشی است که خالق «جای خالی سلوچ» با تلخی به آن پاسخ میگوید: «اصلا وزارت ارشاد نسبت به من و آثار غارتشده من هیچ مسئولیتی احساس نمیکند. گویا میخواهند مرا در این مملکت بیگانه کنند، درحالیکه من از دل این خاک بیرون آمدهام و ریشههایم با این سرزمین، پیوندی جاودانه دارد.»
قصه پردرد «کلنل»
سالهای ۶۲ تا ۶۴. محمود دولتآبادی، دو سال وقت صرف نوشتن «زوال کلنل» کرد اما بیش از ۲۰ سال انتظار کشید ـ و البته هنوز هم میکشد ـ تا این رمان به زبان فارسی منتشر شود. رمانی که اواخر سال ۸۷ از سوی ناشر آثار دولتآبادی، نشر چشمه، به وزارت ارشاد سپرده شد تا مجوز بگیرد اما ناشر و نویسنده یک سالونیم انتظار کشیدند تا کتاب را با ۴۳ مورد اصلاحی پس بگیرند. دولتآبادی به گفته خودش روی آن ۴۳ مورد کار کرد اما وقتی کتاب را دوباره به ارشاد داد، چندی بعد باز هم مجبور شد آن را پس بگیرد، اینبار با ۲۱ مورد اصلاحی تازه.
همین وضعیت موجب شد دولتآبادی در گفتوگویی بگوید: «امیدوارم اجازه دهند اسکلت رمان «کلنل» منتشر شود.» در همین ایام بود که بهمن نیرومند کتاب را به آلمانی را ترجمه کرد، اگرچه دولتآبادی آرزو داشت ترجمه آلمانی کتاب همزمان با اصل کتاب در ایران چاپ شود اما این اتفاق نیفتاد و کتاب نه تنها به آلمانی که به انگلیسی هم ترجمه شد، نامزد بوکر شد و جایزههای ادبی بسیاری را برد ولی در ایران هیچ خبری از چاپ کتاب نبود که نبود. بهمن دری، مدیر اداره کتاب سرانجام در یک نشست خبری اعلام کرد، این کتاب قابل چاپ نیست، بهویژه اینکه حالا در خارج از کشور هم منتشر شده است. این سخنان او اگرچه آب پاکی را روی دست نویسنده و علاقهمندان ادبیات ریخت اما نویسنده ناامید نشد و حتی وقتی که ناشر اثر در دولت دهم تعلیق شد. با رویکارآمدن دولت یازدهم، امیدها درباره «کلنل» زنده شد. بهویژهاینکه نشر چشمه هم توانست دوباره به فعالیتش ادامه دهد و حتی خبر رسید «کلنل» تا پیش از پایان سال ۹۲ روانه بازار نشر میشود اما خبر مجوزگرفتن کتاب دولتآبادی، بدون اینکه محقق شود، تبدیل به جنجالی علیه دولت روحانی شد.
ماجرا از روزنامه توقیفشده «آسمان» شدت گرفت. زمانی که این روزنامه عکسی تمامقد از دولتآبادی را در صفحه نخست خود منتشر کرد و تیتر زد: «عبور کلنل از سد سانسور». در خبر روزنامه «آسمان» آمده بود تیراژ اولیه کتاب ۵۰ هزار جلد خواهد بود و کتاب تا پایان اسفند ۹۲ چاپ میشود؛ خبری که البته هیچوقت رنگ واقعیت به خود نگرفت اما دراینمیان اتفاق دیگری هم افتاد و آن، شایعه چاپ این رمان به شکل افست در بازار سیاه بود. گفته میشد ناشری، با ترجمه نسخه آلمانی کتاب به فارسی، آن را در هشت هزار جلد منتشر کرده است؛ خبری که آه از نهاد نویسنده بلند کرد: «۳۰ سال برای انتشار قانونی و به قاعده این کتاب صبر کردم و حالا در آستانه انتشار آن، یک ناشر به صورت غیرمجاز و قاچاقی آن را منتشر کرده است.»
اعتراضها شروع شد. برخی سایتها و خبرگزاریهای منتقد دولتآبادی، شروع به تحلیل رمان کردند و گفتند این رمان، واقعیت انقلاب اسلامی را قلب کرده است اما نقدها وقتی اوج گرفت که حمیدرضا مقدمفر، مشاور فرهنگی، اجتماعی سپاه در سخنانی «کلنل» را ضدانقلابیترین رمان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دانست و گفت: «اشخاصی مانند دولتآبادی که مواضع و رفتارشان بیانگر شخصیتشان است و از سوی جریان رسانهای در داخل، پیوند عمیقی با خارج از کشور دارند، چرا باید به عنوان یک نویسنده برتر مورد توجه قرار بگیرند و رمانی که باید گفت ضدانقلابیترین رمان بعد از پیروزی انقلاب است، مجوز بگیرد؟» بعد از این ماجرا علی جنتی (وزیر ارشاد)، سیدعباس صالحی (معاون فرهنگی) و علی شجاعیصائین (مدیر اداره کتاب) در هر مراسمی حاضر میشدند، با خبرنگارانی روبهرو بودند که از «کلنل» میپرسیدند.
نخستین واکنش را سیدعباس صالحی نشان داد که گفت اگر قرار باشد کتاب چاپ شود، خبرش را منتشر میکنیم. او در یک نشست مطبوعاتی گفت همه آثار دولتآبادی را خوانده و او را یکی از مفاخر ادبیات ایران و خراسان دانست اما بااینحال از او خواست منتظر شود تا موانع یکبهیک برداشته شوند.
نفر بعدی علی جنتی بود که در همایش روابط عمومی به خبر انتشار «کلنل» واکنش نشان داد و گفت: «یک خبر دروغ دیگری که این روزها کار شد، این بود که کتاب «زوال کلنل» آقای دولتآبادی اجازه چاپ دارد، درحالیکه این کتاب از عناوینی است که برای بررسیاش درخواست دادهاند و هنوز در دست بررسی است و ممکن است مجوز بگیرد یا نگیرد و این هم از مواردی است که میتوان با اتکا به آن علیه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دولت فضاسازی کرد. بنابر همین خبر هم میآیند، تحریف میکنند و افکار نخبگانی را که زمینه ملی و دینی دارند، منحرف میکنند و ما هم ناچار میشویم به این مسائل پاسخ بدهیم. از این نمونهها دهها مورد وجود دارد که من به شخصه در پنج ماه گذشته بهطور مرتب با آنها روبهرو بودم و نیاز به تأیید و تکذیب داشتند.»
ماجرای «کلنل» همچنان حلنشده باقی است، آنهم درحالیکه مجموعه داستان او «بنیآدم» جزو کتابهای پرفروش ماههای اخیر بوده است.













