چرا برجام را کاغذپاره میخوانند؟!
چکیده :هرچه صدا و سیما و امپراتوری رسانه ای سپاه برای به شکست کشاندن برجام بیشتر تلاش می کنند ناخودآگاه بیشتر ثابت می کنند که تحریم های پیشین نیز صرفا به دلیل جهل احمدی نژاد به مناسبات بین المللی و سازوکار شورای امنیت به ایران تحمیل نشد بلکه عده ای آگاهانه در پی امنیتی کردن فضای بین المللی علیه جمهوری اسلامی بودند تا به نام مقابله با تحریم ها و تهدیدهای جهانی فضای پلیسی و نظامی در میهن حاکم سازند و باسرکوب هر صدای منتقد یا مخالف به کاسب کاری سیاسی و اقتصادی خود بپردازند. همان گونه که به صراحت می گویند تنها راه برای جلوگیری از فروپاشی جمهوری اسلامی الگو گرفتن از روش حکومتی استالین است؟...
کلمه – سیدمصطفی تاجزاده:
۱- یک سال پس از آغاز تحریم های نفتی و بانکی از رهبر که هم چنان بر این نظر پای می فشرد که «این تحریم ها موضوع جدید و مهمی نیستند» پرسیدم چنانچه حق با ایشان است و بین تحریم های الزام آور و جهانی شورای امنیت با تحریم های یک جانبه و غیرالزام آور آمریکا تفاوتی نیست پس فروپاشیدن شیرازه اقتصادی کشور را در سال های ۹۰ و ۹۱ چگونه توجیه می کند؟ توصیه مشخصم این بود که ایشان یا به سهم مخرب تحریم های نفتی و بانکی در اقتصاد میهن اعتراف کند و با مذاکره با آمریکا در صدد حل مشکل برآید یا بپذیرد که سه و نیم برابر شدن ارزش دلار و افزایش روزافزون و مهارگسیخته تورم و گرانی و خوابیدن چرخ های تولید در این فاصله صرفا به دلیل بی کفایتی دولت است.
امروز همان پرسش را به نحو معکوس از منصوبان رهبر می پرسم: اگر برجام هیچ دستاوردی نداشته و تحریم ها هم چنان ادامه یافته و بلکه اضافه شده است، آیا نباید به دولت روحانی مدال لیاقت داد که توانسته است در چنین شرایطی و با وجود سقوط قیمت نفت به یک سوم تورم را از ۴۰ درصد به ۱۳ درصد کاهش دهد، بهای ارز و طلا را ثابت نگاه دارد و رشد منفی اقتصاد میهن را متوقف کند؟ آیا نباید دلواپسان حامی احمدی نژاد پاسخ گو باشند که چرا در شرایط مشابه همه شاخص های اقتصادی میهن در دولت او منفی شد؟ به عبارت واضح مخالفان یا باید اعتراف کنند که برجام حتی در همین مدت کوتاه آثار مثبت و بسیار داشته است و آن را به حساب درایت دولت و دیپلماسی صحیح آن منظور دارند یا اعلام کنند که دولت با وجود تحریم ها توانسته است سیر قهقرایی اقتصادی کشور را متوقف کند و در نتیجه به آن مدل لیاقت و مدیریت دهند. آخر مگر می شود که همه فکر و ذکر دولت تدبیر و امید متوجه برجام بوده و آن هم بی حاصل از کار درآمده باشد و در عین حال به رغم کاهش فاحش قیمت نفت آرامش اقتصادی برجامعه حاکم شود؟
۲- طبق اظهارات مخالفان، کاخ سفید به تعهدات خود در برجام عمل نکرده و در آینده نیز عمل نخواهد کرد. سخن فوق بدین معناست که دولت امریکا تعهداتی در برجام پذیرفته است و اکنون با قلدری از انجام آن ها طفره می رود. در چنین حالتی عقل سلیم چه حکم می کند؟ آیا آن گونه که دلواپسان پیشنهاد می دهند جمهوری اسلامی باید لغو برجام را اعلام کند تا بار دیگر همه قدرت های بزرگ جهان علیه ایران اجماع کنند و تحریم های کمرشکن و الزام آور جهانی را مجددا به ما تحمیل نمایند؟ یعنی همان روندی که در دولت احمدی نژاد طی شد و آثار زیان بار آن را دیدیم یا آن که جمهوری اسلامی حداکثر تلاش خود را مبذول دارد و با همراهی کشورهای اروپایی و روسیه، چین، هند، ژاپن و … امریکا را تحت فشار قرار دهد و افکار عمومی را در دنیا علیه آن بسیج کند تا از مانع تراشی در راه اجرای برجام دست بردارند؟ آیا مریدان مصباح هنوز هم درک نمی کنند که بی اعتنایی به قطع نامه های شورای امنیت و کاغذ پاره خواندن آن ها نتیجه ای نداشت جز آن که به تصریح رهبر «جنگی تمام عیار» را به ایران و ایرانی تحمیل نمود؟ پس چرا اینک برجام را کاغذ پاره می خوانند و خواستار فسخ آن از سوی ایران می شوند؟ آیا هدیه ای بالاتر از لغو برجام می توان به نتانیاهو، ترامپ و آل سعود داد؟
۳- من با رهبر هم نظرم که دولت امریکا هیچ رژیم مستقلی را در ایران برنمی تابد مگر آن که مجبور شود یعنی یا حذف آن را ناممکن ببیند یا هزینه های چنین کاری را بیش از منافع آن ارزیابی نماید و به ضرر منافع خویش تلقی کند. اختلاف ما در این است که دیپلماسی هوشمندانه تهران البته متکی بر بنیه اقتصادی، دفاعی، علمی، صنعتی و تکنولوژیک کشور و صد البته با همراهی ملت می تواند امریکا را به جای ایران به گوشه رینگ بکشاند و کشورهای دیگر را بر سرش آوار کند. چرا باید اجازه دهیم همواره روسیه با کارت ایران از امریکا امتیاز بگیرد؟ چرا تهران نتواند با کارت واشنگتن از مسکو و با کارت روسیه از امریکا امتیاز بگیرد؟ همین سوال را درباره اروپا و چین و هند و ژاپن نیز می توان تکرار کرد. آیا اشتیاق دنیا برای گسترش روابط با ایران انکار شدنی است؟ چرا نباید از این علاقه برای امتیاز گرفتن از امریکا بهره گرفت؟ رهبر درست می گوید که رفتار و گفتار مقامات جمهوری اسلامی تغییری در انگیزه ها و آرزوهای دولت مردان امریکایی علیه ما ایجاد نمی کند اما درست نمی گوید که هر نوع مذاکره دوجانبه و هر گونه توافقی با امریکا خسارت محض است و رفتار و گفتار درست ما در رفتار و گفتار سیاست مداران آن دیار اثر نمی گذارد. برای ما نیت و خواست امریکایی ها مهم نیست بلکه عملکرد آنان است که اهمیت دارد.
۴- این واقعیت دارد که بانک های بزرگ اروپایی باوجود لغو تحریم ها تاکنون با ایران همکاری نکرده اند ولی چرا این بانک ها تا سال ۸۸ کمال همکاری را با جمهوری اسلامی داشتند؟ آیا دلیل آن را نباید در ندانم کاری احمدی نژاد و حامیانش دید که نمی فهمیدند با ارجاع داده شدن پرونده ایران به شورای امنیت و صادر شدن قطع نامه های تحریم، بانک های غیرامریکایی نیز تحت فشار بی سابقه کاخ سفید برای قطع همکاری با ایران قرار خواهند گرفت. توجه شود که طی سال های ۸۸ تا ۹۲ خورشیدی (برابر با ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ میلادی) ۱۳۰ بانک آلمانی، فرانسوی، انگلیسی، هلندی، سوئیسی و ژاپنی به دلیل کار با ایران نزدیک به هفده میلیارد و یک صد میلیون دلار توسط امریکا جریمه شدند.(بعیدی نژاد، شرق ۱۸ فروردین) اگر آن مجازات های سنگین نبود بانک های اروپایی در دولت روحانی مانند دولت خاتمی همکاری های خود را بلافاصله در عالی ترین سطوح آغاز می کردند نه این که از ترس جریمه مجدد با کندی بسیار در این زمینه حرکت کنند.
علت چنین وضعی در درجه اول فرصت طلبی امریکایی هاست اما نمی توان نا آگاهی دولت قبل را در فراهم کردن زمینه برای امریکایی ها نادیده گرفت. جالب آن که همان کسانی که معتقد بودند ارتباطات و پیچیدگی مناسبات پولی و مالی جهان اجازه و امکان تحریم بانک مرکزی ایران را به واشنگتن نمی دهد و به این ترتیب تحریم بدون دردسر بانک های ایرانی را برای کاخ سفید ممکن کردند، امروز از آن طرف بام افتاده و ادعا می کنند که تحت هیچ شرایطی امریکا امکان و اجازه بهره برداری از درآمدها و ذخایر ارزی ما را به دولت مان نمی دهد. عجیب تر آن که از گزاره فوق ضروت فسخ برجام را توسط جمهوری اسلامی ایران نتیجه می گیرند. همان مدعیانی که می گفتند نفت ایران جایگزین ندارد و تحریم ها ممکن نیست و البته ممکن شدن آن را دیدند، امروز دوبرابر شدن صادرات آن را نمی بینند و می گویند برجام هیچ دستاوردی نداشته است. و منادیان خارج کردن دلار از چرخه مبادلات اقتصادی ایران با جهان امروز پرچمدار این شعار شده اند که بدون دلار هرگز.
۵- هرچه صدا و سیما و امپراتوری رسانه ای سپاه برای به شکست کشاندن برجام بیشتر تلاش می کنند ناخودآگاه بیشتر ثابت می کنند که تحریم های پیشین نیز صرفا به دلیل جهل احمدی نژاد به مناسبات بین المللی و سازوکار شورای امنیت به ایران تحمیل نشد بلکه عده ای آگاهانه در پی امنیتی کردن فضای بین المللی علیه جمهوری اسلامی بودند تا به نام مقابله با تحریم ها و تهدیدهای جهانی فضای پلیسی و نظامی در میهن حاکم سازند و باسرکوب هر صدای منتقد یا مخالف به کاسب کاری سیاسی و اقتصادی خود بپردازند. همان گونه که به صراحت می گویند تنها راه برای جلوگیری از فروپاشی جمهوری اسلامی الگو گرفتن از روش حکومتی استالین است؟













