یادشان رفته که آقای خامنهای بارها مقابل امام ایستاد و «آویزان» هم نشد
چکیده :کاش یادداشت نویس روزنامه جوان به یاد بیاورد در زمان دفاع مقدس، آیت الله خامنه ای چگونه آزادانه در خطبههای نماز جمعه و سخنرانی های رسمی به مخالفت با فرامین امام خمینی میپرداخت. اما مخالفت با آیتالله خامنهای در این زمانه حتی اگر نوشتن نامه باشد و هشدارهای دلسوزانه و انذارهای برادرگونه با حبس و حصر رو به روست. ...
کلمه – سیدحامد آرین:
هرچند نامه صریح و شجاعانه مهدی کروبی بازتابی در رسانههای رسمی کشور نداشت اما یادداشت کوتاه خالی از ادب محمدرضا کائینی که از وی بهعنوان پژوهشگر و مورخ تاریخ معاصر یاد میشود در روزنامه وابسته به سپاه پاسداران انعکاس گستردهای در فضای رسانهای کشور در پی داشته است.
رسانههای رسمی کشور از بیم تعطیلی و تعلیق از انتشار نامه مهدی کروبی پرهیز کردند، اما روزنامه وابسته به سپاه با فراغت بال با حصار امنیتی که در اطراف خود دارد، توانست نه تنها عملکرد امام خمینی را به سخره بکشد بلکه با ادبیاتی سخیف از دهه اول انقلاب یاد کند. ادبیاتی که تاکنون تنها معاندان با نظام جمهوری اسلامی به کار بردهاند.
کائینی در یادداشت خود با بیان این جمله که “باز خدا پدر این «سید» را بیامرزد که نجیبانه تنها شما را «نانجیب» میخواند،” با طعنه به تعبیر “دوران طلایی امام” که میرحسین موسوی برای توصیف دهه اول انقلاب به کار برده بود، نوشته است که ” اگر در آن دوران طلایی بودید، با چند کلمه فرمان همهتان را آویزان میکردند.”
یادداشتنویس روزنامه جوان که پیش از این نیز در رابطه با یکی از کتابهای آیتالله خامنهای مطلبی در سایت رهبری منتشر کرده است، به نوشتن آن یادداشت توهین آمیز بسنده نکرد و در پاسخ به انتقادهای انجام شده از ادعاهای خود یادداشت دیگری منتشر کرد. یادداشتی که به همراه توضیح مدیرمسئول روزنامه وابسته به سپاه نشان می دهد، اقتدارگرایان نه تنها از بی حرمتی به بنیانگذار جمهوری اسلامی نادم نیستند بلکه بر این بی اخلاقی تاکید و تصریح هم دارند!
یادداشتنویس روزنامه جوان حتی به خود زحمت نداده که تاریخ معاصر را به نقل از منابع رسمی و مکتوب واگوید و آنقدر در پاسخگویی به نامه مهدی کروبی شتاب داشته که اتفاقات قبل از انقلاب و بعد از آن را همزمان دیده و بعد از آن نتیجهگیری کرده است. نتیجهگیریای که یادآور سخنان رهبری است که تاکنون چندین بار به نقل از منابع مختلف در مورد حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی بیان شده است.
آیت الله خامنه ای مدعی است که اگر امام خمینی در قید حیات بودند، سرنوشت سخت تری برای کروبی و موسوی رقم زده می شد. اینکه چگونه رهبری می تواند چنین ادعایی داشته باشد از دایره این بحث خارج است اما اینکه ذوب شدگان در ولایت و حامیان ایشان به خود اجازه می دهند در اثبات ادعای مقتدای خود چنین عملکرد بنیانگذار جمهوری اسلامی را سخره بگیرند جای سوال و تعجب دارد.
افرادی که برای پاره کردن ساختگی عکس امام شهری را به آتش کشیدند و کشوری را با بحران رو به رو کردند، بحرانی که به گفته اقتدارگرایان هنوز هم آثار مخرب آن باقی است و خسرانی برای نظام بوده است، اینک در برابر هتاکی روزنامه تحت امر سپاهیان سکوت اختیار کرده و اجازه می دهند نه تنها عملکرد دهه اول انقلاب مورد نقد غیرمنصفانه قرار گیرد بلکه به بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز تهمتهای ناروا زده شود.
بیشک نقد سازنده و منصفانه از تاریخ انقلاب اسلامی نه تنها مذموم نیست که شایسته بوده و امید است که فرصتی برابر برای همگان ایجاد شود تا با آسیبشناسی و تحلیل تاریخ انقلاب اسلامی از کاستی ها عبور کرده و برای رشد و بالندگی کشور قدم برداشته شود. اما پرسش اینجاست که چگونه است افرادی که طی دو دهه گذشته در تلاشند تا چهرهای قدسی و آسمانی از آیتالله خامنهای ترسیم کنند و هر صدای مخالفی را با خشنترین شیوهها خاموش میکنند و حتی اجازه نمیدهند کمترین انتقادی به عملکرد و سیاستهای ایشان وارد شود، اینگونه گستاخانه بدون در نظر گرفتن الفبای نقد و تحلیل تاریخ با برشی “خودسرانه” از تاریخ انقلاب باز هم در صدد توجیه حصر غیرقانونی و غیر شرعی میرحسین موسوی و مهدی کروبی برمی آیند. چگونه است افراد شناسنامهداری که افتخار نوشتن در سایت رهبری را هم دارند مختارند که اینگونه آزادانه هر آنچه می خواهند به رشته تقریر در آورند و هیچ کسی یارای مخالفت با ایشان را نداشته باشد؟
دشمنی و خصومت اقتدارگرایان با مبانی و ارزشهای انقلاب اسلامی و مخالفت آنان با بنیانگذار جمهوری اسلامی امر پنهانی نیست. به قدرت رسیدن مصباحیون در دوران رهبری آیتالله خامنهای نمونه بارزی از این امر است که چگونه افراد بیگانه با انقلاب و کسانی که در دوران انقلاب کوچکترین نقشی نداشتند، بعد از رحلت امام به مسند نشستند و نزدیکان و یاران امام خمینی که در سخت ترین شرایط در کنار ایشان بودند نه تنها از مصادر امور کنار گذاشته شدند بلکه به حصر و حبس و انزوا مبتلا گشتند. اینک یادداشتنویس روزنامه سپاه بار دیگر بر این حقیقت صحه می گذارد که افراد در حصر جرمشان اعتقاد به آرمانها و ارزشهای انقلاب و وفاداری به امام است. همان امامی که از نظر اقتدارگرایان از شرط “عدالت و انصاف” که ویژگی یک مرجع تقلید است، برخورددار نیست و بی هیچ منطقی می تواند “با چند کلمه”، “همه” را “آویزان” کند!
ای کاش یادداشت نویس روزنامه جوان که مدال افتخار ذوب در ولایت را بر سینه خود دارد به یاد بیاورد در زمان دفاع مقدس، زمانی که کشور با بحران جنگ و دشمنی کشورهای غربی و همسایه رو به رو بود، “مقتدای آنان”، آیت الله خامنه ای چگونه آزادانه در خطبه های نماز جمعه و سخنرانی های رسمی به مخالفت با فرامین امام خمینی میپرداخت و با چه افتخاری خود را نفر صدم آن “نود و نه” نفری می دانست که بر خلاف نظر امام رای داده بودند. نه آیتالله خامنهای به خاطر مخالفت آشکارش با بنیانگذار جمهوری اسلامی “آویزان” شد و نه آن نود و نه نفر با مشکلی رو به رو شدند. اما مخالفت با آیتالله خامنهای در این زمانه حتی اگر نوشتن نامه باشد و هشدارهای دلسوزانه و انذارهای برادرگونه با حبس و حصر رو به روست. حصری که حامیان رهبری به آن افتخار می کنند و آن را مظهر “لطف و مهربانی” ولایی می دانند.
والعاقبه اللمتقین













