سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خروج دلواپسان از لاک دفاعی؛ پیام هفت اسفند شنیده نشده فراموش شد...
» مروری به مواضع جدید مصباح یزدی، جلیلی و حسینیان

خروج دلواپسان از لاک دفاعی؛ پیام هفت اسفند شنیده نشده فراموش شد

چکیده : بیش از ۴۵ روز زمان لازم بود تا شکستی که تندروهای دلواپس از انتخابات هفتم اسفند در دو مجلس خبرگان و شورای اسلامی در پایتخت خوردند هضم شود و آنها دوباره سر از لاک سکوت بیرون بیاورند. اما معلوم نیست چقدر زمان لازم دارند تا حداقل تغییری در گفتمان و سخنان خود دهند و دست از جملات تکراری بردارند. سخنانی که مردم در انتخابات اخیر با رای خود نشان دادند دیگر خریداری ندارد...


کلمه – گروه سیاسی: بیش از ۴۵ روز زمان لازم بود تا شکستی که تندروهای دلواپس از انتخابات هفتم اسفند در دو مجلس خبرگان و شورای اسلامی در پایتخت خوردند هضم شود و آن ها دوباره سر از لاک سکوت بیرون بیاورند. اما معلوم نیست چقدر زمان لازم دارند تا حداقل تغییری در گفتمان و سخنان خود دهند و دست از جملات تکراری بردارند. سخنانی که مردم در انتخابات اخیر با رای خود نشان دادند دیگر خریداری ندارد.

اظهارات اخیر سعید جلیلی، مصباح یزدی، روح‌الله حسینیان به فاصله یک روز از هم و پس از سکوت سنگین نشان می‌دهد هنوز پیام مردم در انتخابات را درک نکرده و همچنان در برای آنان بر همان پاشنه پیشین در حال چرخش است.

سعید جلیلی روز گذشته در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه گیلان گفته است: “رئیس‌جمهور بودم برجام را امضا نمی‌کردم.” این سخن حکایت از آن دارد کاندیدای شکست خورده دوره قبلی ریاست‌جمهوری هنوز نمی‌داند که برای چه رای نیاورده است و مردم به شعارهای انتخاباتی چه کسی رای داده‌اند.

او همچنان از توافق هسته‌ای و اجرایی شدن برجام عصبانی است. جلیلی پیش از این همه تلاش‌ خود را در کمیسیون برجام مجلس انجام داد تا برجام رای نیاورد. اما تلاش‌هایش بی‌ثمر ماند و مرحله بعدی برای اجرایی شدن آغاز شد. اما این نمی‌تواند برای کسی که ماه‌ها رهبری تیم مذاکره کننده را برعهده داشته و نتیجه همه مذاکراتش تحریم‌های بیشتر برای ایران و مردم بوده، خوشایند باشد.

انتخابات اخیر تیر خلاص برای جریانی بود که جلیلی آن را نمایندگی می‌کرد. با این حال ۴۵ روز پس از آن همچنان زخم این شکست تازه است. از همین‌رو توپخانه خود را به روی ملت و دولت نشانه رفته‌اند و بزرگترین موفقیت یک سال گذشته در دیپلماسی کشور را نشانه رفته‌اند. موفقیتی که حاصل تعامل دولت و مردم بود.

در اسفند گذشته و پس از شکست سنگین رهبر جریان دلواپسی، مصباح‌یزدی در انتخابات خبرگان، او به دفتر سعید جلیلی رفت و سخنان شدیداللحنی علیه رئیس‌جمهور و منتقدان مطرح کرد. اینها تنها واکنشی بود که می‌توانست برآنچه باشد که به اراده مردم رقم خورده است.

نتایج دو انتخابات اخیر یعنی ریاست‌جمهوری و مجلس و خبرگان هر دو نشان از آن داشت که خواست مردم دیگر چندان با مردان نظام همخوانی ندارد. به خصوص آنکه این مردان رنگ دلواپسی هم داشته باشند.

مصباح در بخشی از سخنان خود در دفتر جلیلی بر انتخاب اولیه مردم یعنی رییس‌جمهور منتخب دولت یازدهم تاخت و گفت:”مگر در آدمی زادها سراغ نداریم کسانی را که همه چیز خودشان را در اختیار کسی قرار می‌دهند که قدرتی دارد، پولی دارد، مقامی دارد، ریاستی دارد، تا به بعضی خواسته‌هایشان برسند؟ و کسانی از همین موجود دوپا، که پست‌تر از جنبده می‌شود، اینها نمونه‌هایش هستند. طرف حاضر می‌شود ارزش هفتاد- هشتاد میلیون اهل کشور خودش را تسلیم یک دشمن کند، برای اینکه چند روز بیشتر روی این صندلی بنشیند. پست تر از این چه چیزی هست؟”

اما آتش شکست حتی ۴۵ روز پس از آن هم فرو ننشست و سخنان اخیر مصباح‌یزدی حکایت از آن دارد. از آنجا که اعتراضات مردمی ۸۸ را که آنان فتنه می‌نامند همچون خاری در گلو برای آنان به حساب می‌آید و پس از آن برجام داغ بر نشسته‌ای شد بر دل‌های دلواپسان، وقتی بخواهند بر مردم و دولت بتازند چیزی غیر از این دو ندارند.

مصباح‌یزدی ناتوان از جلب حمایت مردم دوباره رو به تملق از رهبری گذاشت و در سخنان دیروز خود گفت که: “رهبری بارها گفته‌اند که به نتیجه مذاکرات خوشبین نیستم، و امروز هم عملا می‌بینیم که هر چند در مذاکرات از خطوط قرمز هم عبور شده تا به نتیجه برسد، اما هیچ فایده‌ای نداشته است، و اگر رهبری اصلا به روی آن‌ها هم نمی‌آورد، از بزرگواری ایشان است. مسئولان نیز می‌دانستند که رهبری موافق چنین شیوه مذاکرات نیست، اما گمان می‌کردند که ایشان اشتباه می‌کنند و در جریان کامل روابط بین الملل نیستند!”

مصباح‌یزدی دانسته و تعمدا رهبری را در لفافه‌ای از تملق متهم به مماشات و همراهی با آنچه آنان دشمن می‌خوانند، می کند.

او تاکید می‌کند که: “اگر در داخل کشور نیز خدای ناکرده مسئولینی باشند که باور کرده باشند چاره‌ای جز کنار آمدن با آمریکا و یا به عبارت بهتر باج دادن به آمریکا وجود ندارد، در واقع از دو حال خارج نیستند؛ یا فکرشان تحت تأثیر القائات دشمن قرار گرفته است، و یا از تهدیدات دشمنان (اعم از تحریم یا حمله نظامی) هراس دارند؛ از این رو توجیه می‌کنند و می‌گویند باید تعامل برد – برد داشته باشیم؛ البته از ابتدا نیز می‌گویند که توقع بیجا نباید داشت، چرا که معامله برد – برد بوده و آن‌ها نیز باید برد داشته باشند! آن‌ها معتقدند که چهل سال دشمنی کرده‌ایم، چه فایده‌ای داشته است؟ مگر قدرت آن‌ها را نمی‌بینید که به راحتی نفت ۱۱۰ دلار را به ۳۰ دلار می‌رسانند؟ لذا چاره‌ای جز تسلیم و سازش نداریم؛ و اگر چهل سال است احساسی برخورد کرده و دشمنی کرده‌ایم، اشتباه بوده است! در واقع اصل مطلب همین است، اما اسم آن را معامله برد – برد گذاشته‌اند.”

مصباح‌یزدی درباره چشم‌انداز آینده نیز گفته: “آنچه حائز اهمیت است این‌که گاه ضررها می‌توانند منشأ نفع و خیر و برکت باشند؛ اگر برخی اتفاقات و حوادث تلخ ما را به حرکت در آورد که تنبلی نکرده و برای رسیدن به آرمان‌های انقلاب، تلاش کنیم، می‌توانیم نفع و برکت آن را نیز در آینده مشاهده کنیم؛ لذا نمی‌توان به تنبلی و راحتی عادت کرد و توقع داشت که با یک رأی دادن به کسی که از نظر ما اصلح است، همه مسائل حل شود.”

او تلویحا به یاران‌اش گفته که زمان نشستن نیست و باید برای آینده که قطعا ریاست‌جمهوری آینده است، برنامه داشته باشند.

شاید از همین‌روست که دیگر همفکر این جریان یعنی روح‌الله حسینیان گفته است که: “اصولگرایان جاذبه خود را نزد مردم از دست داده‌اند. اصولگرایان در انتخابات می‌نشینند لیست تهیه می‌کنند و هرچه پیرمرد است را در این لیست می‌گذارند. معلوم است که چنین لیستی هیچ جذابیتی برای مردم ندارد. جامعه ما یک جامعه جوان است؛ بنابراین لیست پیرمردها نمی‌تواند جاذبه‌ای برای مردم ایجاد کند و آنها را وادار کند تا دنباله‌رو این لیست باشند و برای آن کار کنند.”

او که برای عید دیدنی به دفتر محمود احمدی‌نژاد رفته و در گفت‌و‌گو با روزنامه اعتماد این سخنان را بیان کرده، نقش اصولگرایان را در رای آوردن احمدی‌نژاد در آینده ناچیز و در حد ۱۰۰ عدد رای دانسته و گفته: “بسیاری از نزدیکان احمدی‌نژاد معتقدند دلیل شکست اصولگرایان این است که بخشی از این جناح خط خود را از احمدی‌نژاد جدا کرد و منتقد او شد و چون در میان اصولگرایان فقط احمدی‌نژاد پایگاه رای دارد باعث شکست آنها شد.”

۴۵ روز زمان لازم بود تا شکستی که تندروهای دلواپس از انتخابات هفتم اسفند در دو مجلس خبرگان و شورای اسلامی در پایتخت خوردند هضم شود و دوباره خود را در عرصه سیاسی بالا بکشند، اظهارنظر کنند و حتی بتوانند از دید خود تحلیل کنند که میزان شکست مردمی چقدر و تا کجا بوده است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.