فروردین سی سال قبل؛ عروج شهید چراغچی
چکیده : او قبل از شهادت دو چیز را پیشبینی کرده بود که هر دو وقوع پیوست: "این تو بمیری آن تو بمیری نیست و در عملیاتی که در پیش روست برگشتی برای من وجود ندارد." و "چه خوب است تیر بخورد تو سر انسان و راحت پر بکشد"....
کلمه – گروه دفاع مقدس: او قبل از شهادت دو چیز را پیشبینی کرده بود که هر دو وقوع پیوست: “این تو بمیری آن تو بمیری نیست و در عملیاتی که در پیش روست برگشتی برای من وجود ندارد.” و “چه خوب است تیر بخورد تو سر انسان و راحت پر بکشد”.
این جملات را ولیالله چراغچی قائم مقام فرمانده لشگر ۵ نصر روزها پیش از شهادتش گفته بود. عملیات بدر در فروردین ۱۳۶۴ همچنان شهید میگرفت. پیش از این در اسفند قبلاش شهید مهدی باکری و شهید عباس کریمی دو فرمانده مهم جنگ را از ایران گرفته بود و ولیالله چراغچی در روزهای پایانی سال وقتی در حال سرکشی از خط مقدم بود بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر مجروح میشود و به تهران منتقل و در بیمارستان شهدای تهران بستری میشوند. ۲۳ روز در بیهوشی و کما به سر میبرد و در نهایت در روز ۱۸ فروردین به خیل شهدا میپیوندد.
شهید ولی الله چراغچی در زمان شهادت ۲۶ سال داشت اما آنچه از او میگویند چیزی فراتر از سن و تجربه است. خویشتنداری و خونسردیاش در زمانهایی که فشار جنگ و آتش از کنترل خارج میشد زبانزد کسانی است که امروز هستند و آن روزها را روایت میکنند.
میگویند شهید حسن باقری همیشه درباره چراغچی میگفته: “او جزو معدود فرماندهانی است که سختترین نقاط را که برای انجام مأموریت به او محول میکنیم آن را میپذیرد.”
او در جنگ و تا قبل از عملیات بدر، فرمانده گردان، مسئول طرح و عملیات منطقه ۶ سپاه، مسئول طرح و عملیات نصر ۵ خراسان و قائم مقام فرمانده لشکر ۵ نصر بود.
شهید چراغچی بارها در عملیاتهای مختلف مجروح شده بود تا بدر که اصابت گلوله در جزیره مجنون او را آسمانی کرد.














