سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » توصیه‌های اخلاقی آیت‌الله دستغیب در آغاز سال نو...

توصیه‌های اخلاقی آیت‌الله دستغیب در آغاز سال نو

چکیده :مؤمن همیشه براى تقوا، برنامه‌ریزى دارد. ما مى‌خواهیم در سال جدید برنامه‌اى براى خود قرار دهیم. برنامه سال گذشته ما اهمیّت دادن به نماز بود و تا آنجا که مى‌شد سعى کردیم و از خدا خواستیم نماز خوبى بخوانیم؛ نمازى با حضور قلب و در اول وقت. مى‌خواهیم در سال جدید کارى کنیم که خدا دوستمان بدارد و ما هم خدا را دوست بداریم؛ «یُحِبُّهُم وَ یُحِبونَه» مى‌خواهیم امسال، سال «محبّت» براى ما باشد؛ پس به حساب روایت باید تقواى الهى در پیش گیریم....


آیت الله دستغیب توصیه کرد که امسال را سال محبت قرار دهیم و برای رسیدن به این هدف تقوای الهی در پیش بگیریم.

مشروح سخنان این مرجع تقلید در جلسه نوروزی با شاگردان خود در روز دوم فروردین ماه که در وب سایت مسجد قبا منتشر شده، بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

شخصى خدمت رسول خدا صلّى الله علیه و آله رسید و گفت: من مى‌خواهم خدا مرا دوست بدارد؛ مردم مرا دوست بدارند؛ مالم زیاد شود؛ بلا از من دور شود؛ عمرم طولانى گردد و در آخرت با شما باشم.

حضرت فرمودند براى این شش خواسته باید شش خصلت در خود ایجاد کنى؛

اگر مى‌خواهى خدا دوستت بدارد، تقواى الهى را رعایت کن؛ اگر مى‌خواهى مردم دوستت بدارند، به آنان نیکى کن و توقعى نداشته باش. براى فراوانى مال، زکات بده؛ براى رفع بلا، صدقه بده؛ به منظور طولانى شدن عمر، صله رحم کن و اگر مى‌خواهى در آخرت با من باشى، سجده‌هاى طولانى بجا آور.

شخصى از آیت الله انصارى خواست چلّه‌اى براى وى معیّن فرماید. ایشان گفتند: «مؤمن همیشه در چلّه است». یعنى این چلّه که تمام مى‌شود چلّه‌اى دیگر را شروع مى‌کند.

مؤمن همیشه براى تقوا، برنامه‌ریزى دارد. ما مى‌خواهیم در سال جدید برنامه‌اى براى خود قرار دهیم. برنامه سال گذشته ما اهمیّت دادن به نماز بود و تا آنجا که مى‌شد سعى کردیم و از خدا خواستیم نماز خوبى بخوانیم؛ نمازى با حضور قلب و در اول وقت. امیدواریم این برنامه تا اخر عمر ادامه یابد.

(قَدْ أفْلَحَ الْمُوْمِنُونَ * الَّذینَ هُمْ فى صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ )
«مومنان رستگار شدند * آنان که در نماز خود فروتنند.»

مى‌خواهیم در سال جدید کارى کنیم که خدا دوستمان بدارد و ما هم خدا را دوست بداریم؛ «یُحِبُّهُم وَ یُحِبونَه» مى‌خواهیم امسال، سال «محبّت» براى ما باشد؛ پس به حساب روایت باید تقواى الهى در پیش گیریم.

براى متصف شدن به تقوا، باید بعد از انجام واجبات و ترک محرمات، صفاتى را در خود ایجاد کنیم و تا آخر عمر آنها را فراموش نکنیم. این صفات در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج‌البلاغه تحت عنوان «صفات متقین» شمرده شده است. در اینجا به برخى از آنها اشاره مى‌شود. امیدواریم بتوانیم بر این صفات تفکّر کنیم و آنها را برنامه زندگى خود سازیم تا به تقواى واقعى نزدیک شویم.

مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ؛ شخص متقى، از زبانش هیچ حرف ناحق و خلافى صادر نمى‌شود. گفتارش صحیح است؛ هجوگو و وقت‌گذران نیست.

وُ غَضُّوا أبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ؛ چشم خود را از آنچه خدا حرام کرده، بسته‌اند و به حرام نگاه نمى‌کنند؛ از جمله هر چه محرک شهوت باشد؛ اعم از تلوزیون، موبایل، عکس و…

وَ وَقَفُوا أسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ؛ به هر چیزى گوش نمى‌دهند، بلکه فقط چیزى را گوش مى‌کنند که برایشان سودمند باشد.

وَ حِرْصاً فِی عِلْمٍ؛ در آموختن حریص است. همیشه سعى مى‌کند چیز جدیدى بیاموزد؛ وقت خود را به بطالت نمى‌گذراند؛ روایتى مى‌خواند؛ آیه‌اى تفسیر مى‌کند یا چیزى که براى دنیایش سودمند و صحیح باشد، مى‌آموزد.

یَمْزُجُ الْحِلْمَ بِالْعِلْمِ؛ با وجود ولعى که براى آموختن دارد و ذخایر عملى خوبى اندوخته، حلیم است؛ یعنى اگر کسى بدى در حقش کرد؛ تهمتش زد یا غیبتش کرد، برآشفته نمى‌شود و بردبارى مى‌کند.

وَ الْقَوْلَ بِالْعَمَلِ؛ به آنچه مى‌گوید، عمل مى‌کند؛ یعنى اگر دیگران را به راستگویى، بردبارى، نماز و دیگر صفات خوب دعوت مى‌کند، خود نیز مطابق آن رفتار مى‌کند.

تَرَاهُ قَرِیباً أمَلُهُ؛ آرزوى‌هاى دنیوى دراز ندارد، امّا براى آخرت امید و آرزوهاى زیاد دارد و از خدا چیزهاى بزرگ مى‌خواهد. درباره دنیا، آروزهایش چنان نیست که از دایره‌ى عمرش تجاوز کند و به اندازه‌ى نیازش مى‌خواهد.

قَلِیلا زَلَلُهُ؛ لغزش‌هایش اندک است. آدمى در هر صورت خطا و اشتباه دارد، ولى شخص مؤمن نسبت به مردم دنیاطلب کمتر مى‌لغزد.

خَاشِعاً قَلْبُهُ؛ خشوع قلب یعنى درباره واجبات و محرمات تسلیم است. اگر گفتند فلان چیز واجب است و فلان چیز حرام، چون و چرا نمى‌کند.

قَانِعَهً نَفْسُهُ؛ نفسش حریص نیست. اگر شبى فقط نان خالى داشت، شکر خدا مى‌کند. اگر همسرش غذایى تهیه نکرد یا اگر پدر نتواست چیزى به خانه آورد، برآشفته نمى‌شود، بلکه صبر مى‌کند تا روزهاى دیگر وضع بهتر شود و چیزى برسد. هم خودش قانع است و هم فرزندانش را به قناعت عادت مى‌دهد؛ افراد خانواده به خاطر کم و زیادها به هم پرخاش نمى‌کنند؛ قهر نمى‌کنند.

مَیِّتَهً شَهْوَتُهُ؛ خود را از شهوت حرام باز مى‌دارد. شهوت جنسى در همه‌ى اعضاى انسان وجود دارد؛ در چشم، زبان، لب، دست، پا و… مطابق روایت هر یک از این اعضاء زنایى دارد و شخص متقى در هیچ یک از آنها شهوتى را که رضاى خدا نیست اِعمال نمى‌کند.

الْخَیْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ؛ خصلت مؤمن این است که امید خیر در او وجود دارد و هر کس به او رجوع کند، مى‌داند اگر کارى از دستش بیاید، انجام مى‌دهد. حتّى گاه خود را به سختى مى‌اندازد تا خیرى به دوست مؤمنش برساند.

وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ؛ دیگران از او در امنیتند؛ هر کس نزدش بنشیند، از شرّش در امان است؛ مطمئن است که عیبش را فاش نمى‌کند؛ غیبتش نمى‌کند؛ از چشم گوش و فکرش در امان است.

إِنْ کَانَ فِی الْغَافِلِینَ کُتِبَ فِی الذَّاکِرِینَ وَ إِنْ کَانَ فِی الذَّاکِرِینَ لَمْ یُکْتَبْ مِنَ الْغَافِلِینَ؛

اگر در میان غافلان باشد، ذاکر است؛ دلش با خداست و از او مى‌خواهد پرده غفلت دلش را نپوشاند. اگر هم در میان کسانى باشد که اهل یاد خدایند، جزء غافلان شمرده نمى‌شود یعنى در فکر و ذهنش چیزهاى زشت و غفلت‌آور نمى‌آورد.

یَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ یُعْطِی مَنْ حَرَمَهُ؛ سجیه‌ى مؤمن عفو است یعنى هر کس به او ظلمى کرد، مى‌بخشد، مگر آنکه با حجت شرعى بداند رضاى خدا در بخشش نیست. یعنى از اهل شرع مى‌پرسد که در این مورد بخشیدن بهتر است یا تقاص کردن.

یکى از بستگان امام سجاد علیه السلام خدمت ایشان آمد و شروع به ناسزا گفتن به آن جناب کرد. همین که رفت، امام علیه السلام به حاضرین گفتند شنیدید چه گفت؟ من مایلم با هم برویم ببینید من چگونه پاسخ او را مى‌دهم.

گفتند حاضریم. ما مایل بودیم شما پاسخ او را بدهید.

امام کفش پوشید و به راه افتاد. در راه، زیر لب این آیه را تلاوت مى‌کرد (وَ الکاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ) فهمیدم که چیزى به او نخواهد گفت. وقتى به در خانه آن مرد رسید، او را صدا کرد و فرمود: بگویید على بن الحسین با تو کار دارد.

مرد بیرون آمد و آماده بود با هر ناراحتى مقابله کند. یقین داشت مولا براى کیفر عمل زشتى که او کرده بود، آمده است.

امام علیه السلام فرمود برادر! تو هم اکنون پیش من آمدى و چنین و چنان گفتى، اگر راست گفتى از خدا طلب آمرزش مى‌کنم و در صورتى که دروغ گفته باشى، خدا تو را بیامرزد.

آن مرد پیشانى امام را بوسید و گفت: نه؛ آنچه گفتم در تو نیست من شایسته‌ترم به آن نسبت‌ها.

این تعلیم و تربیت امام و روش همه‌ى معصومین علیهم السلام است.

وَ یَصِلُ مَنْ قَطَعَهُ؛ با خویشاوندانى که قطع رحم کرده‌اند، مى‌پیوندد. دست پدر و مادر را مى‌بوسد؛ با برادر و خواهرش معانقه مى‌کند و از آنان عذرخواهى مى‌کند. درباره دیگر ارحام هم همین طور است. هرگز نمى‌گوید آنها به من فحش دادند، چرا من باید عذرخواهى کنم؟

شخصى خدمت امام صادق علیه السلام رسید در حالى که پسر عمویش با او دعوا کرده، ناسزایش گفته بود، ولى او با پسر عمویش رفتار خوبى کرده بود. امام فرمود: تو به خاطر این کارت، صله رحم بجا آوردى و خدا بر عمرت افزود، امّا پسر عمویت بخاطر این رفتار از عمرش کاسته شد.

بَعِیداً فُحْشُهُ؛ به برادر مؤمنش ناسزا نمى‌گوید؛ فحاشى نمى‌کند؛ لقب‌هاى بد به مردم نمى‌دهد. به طور کلى منکرات از او دور و معروف از او ظاهر است.

وَ لا یُضَارُّ بِالْجَار؛ به همسایه ضرر نمى‌رساند. دوستان عزیز باید مراقب باشند که اگر در آپارتمان زندگى مى‌کنند، همسایه خود را اذیت نکنند. حتّى اگر همسایه مراعات حال آنان را نمى‌کند، با اخلاق خوب و گفتار پسندیده با او رفتار کنند؛ اگر احتیاجى داشت، برآورده کنند.
امیرالمؤمنین فرمود: پیامبر آن قدر درباره همسایه سفارش کرد که ما گمان کردیم همسایه از همسایه ارث مى‌برد.

وَ لا یَشْمَتُ بِالْمَصَائِب؛ اگر کسى مصیبتى دید، او را شماتت نمى‌کند و نمى‌گوید این بلا بخاطر کارى بود که در حق من یا فلانى کرد. نصیحت کردن خوب است امّا شماتت خیر.

اِنْ ضَحِکَ لَمْ یَعْلُ صَوْتُهُ؛ خنده‌هاى قهقهه نمى‌کند. در روایت است خنده‌هایى که قلب را بخنداند، مکروه است و دل را مى‌میراند. مؤمن همیشه قلبش محزون است، امّا نه براى دنیا، بلکه براى آخرت؛ براى گناهان؛ براى اینکه آن طور که مى‌خواست، معرفت خدا نصیبش نشد.

یاد خدا

(الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللهِ ألا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ).
«آنان که ایمان آوردند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام است. بدانید که فقط با یاد خدا دل‌ها آرام مى‌گیرد.»

مصادیق یاد خدا عبارتند از :

یاد مرگ؛ در روایت است کسى که در هر شبانه روز بیست مرتبه یاد مرگ کند، جزء غافلان شمرده نمى‌شود.

یاد اوصاف خدا؛ یعنى بگوید خدا ستّار، بخشنده و آمرزنده است ولى نه براى اینکه گناه کند.

قرآن؛ امام صادق علیه السلام مى‌فرماید هر وقت بخواهم با خدا سخن بگویم، نماز مى‌خوانم و هر وقت بخواهم خدا با من حرف بزند، قرآن مى‌خوانم. یکى از نام‌هاى قرآن «ذکر» است.

نماز؛ نماز، چه واجب و چه مستحب، یاد خداست، به شرط آنکه انسان از خدا بخواهد هنگام نماز، قلبش متوجّه او باشد (أقِمِ الصِلاهِ لِذِکری).

توجّه به خدا در مصیبت‌ها و گفتن (اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ).

یاد نعمت‌ها و شکر براى آنها؛ (اِنْ تَشْکُرُوا یَرْضَهُ لَکُمْ ).

خداوند در آیات متعدّد قرآن، دعوت به یادآورى نعمت‌ها و سپاسگزارى از آنها کرده است. (فَاذْکُرُوا آلاءَ اللهِ)

(کَذلِکَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْلِمُونَ )
«این گونه نعمت‌هاى خود را بر شما تمام کرد تا تسلیم شوید!»

توبه؛ خداى تعالى توبه کنندگان را دوست مى‌دارد. منظور این نیست که دائم گناه کند و توبه کند، بلکه بخاطر مکروهات و غفلت‌هایش توبه کند. (اِنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوّابینَ )

هنگامى که به گناهى مى‌رسد، متوجّه خدا شود و خود را باز دارد و چون به واجبى مى‌رسد، آن را انجام دهد.

خدمت به خلق؛ در روایت است از رسول خدا صلّى الله علیه و آله: بهترین بندگان خدا، سودمندترین آنهایند.

زیارت اهل بیت، مطالعه فضائل، معجزات و خصوصیات اخلاقى ایشان و زیارت امام‌زادگان، نیز مصداق یاد خداست.

تفکّر در مخلوقات خدا که هم در قرآن و روایات بر آن تأکید شده است. روزه، دعا، نیایش، خواندن زیارت‌نامه‌ها و تعقیبات نماز، جهاد فى سبیل الله، احسان به پدر و مادر، آموختن احکام دین، شنیدن و خواندن تفسیر قرآن، همه یاد خدایند. همچنین زیارت مؤمن، صله رحم، مخصوصآ اگر قصدش این باشد که سخنى براى خدا بگوید و چیز نافعى بشنود.

‌ ‌


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.