سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حلبچه؛ توقف زمان در نقطه صفر انسانیت...
» سالروز یکی از شرم آورترین نسل کشی های سه دهه اخیر

حلبچه؛ توقف زمان در نقطه صفر انسانیت

چکیده : زمان و مکان در یک آن از حرکت ایستاد. مرگ حتی امان نداد تا مادری به فرزندش برسد و پدری خانواده‌اش را از نابودی به در برد. رزمندگان ایرانی اولین کسانی بودند که پس از بمباران شیمیایی حلبچه وارد شهر شدند. آنچه دیدند از جنایت جنگی چیزی فراتر بود. شوک و بهت اولین واکنش بود. یک شهر پر از جنازه. کودک و پیر و جوان. همه در حال فرار. ناگهان اکسیژن جایش را به گازهایی داد که در لحظه‌ای جان‌ها را گرفت. دیدن صحنه‌هایی که نشا‌ن می‌داد صاحبان ان پیکرهای بی‌جان در حال فرار بودند نفس‌ها را در سینه حبس می‌کرد...


کلمه – گروه دفاع مقدس: زمان و مکان در یک آن از حرکت ایستاد. مرگ حتی امان نداد تا مادری به فرزندش برسد و پدری خانواده‌اش را از نابودی به در برد.

رزمندگان ایرانی اولین کسانی بودند که پس از بمباران شیمیایی حلبچه وارد شهر شدند. آنچه دیدند از جنایت جنگی چیزی فراتر بود. شوک و بهت اولین واکنش بود.

یک شهر پر از جنازه. کودک و پیر و جوان. همه در حال فرار. ناگهان اکسیژن جایش را به گازهایی داد که در لحظه‌ای جان‌ها را گرفت.
دیدن صحنه‌هایی که نشا‌ن می‌داد صاحبان ان پیکرهای بی‌جان در حال فرار بودند نفس‌ها را در سینه حبس می‌کرد.

آنچه ما و دنیا از جنایت حلبچه دیدند حاصل عکسبرداری دو عکاسی بود که در دقایق پس از بمباران وارد شهر شدند.
احمد ناطقی و سعید جان‌بزرگی دو عکاسی بودند که صحنه‌هایی را به ثبت رساندند که جهان را تکان داد و سالها بعد در دادگاه صدام و علی شیمیایی مدرک و سند جرم شد.

هرچند در این راه سعید جان‌بزرگی جانش را از دست داد او به دلیل استنشاق گازهای شیمیایی در زمانی که وارد شهر شده بود، شیمیایی شد و سالها بعد بر اثر شدت صدمات ناشی از گاز به شهادت رسید.

عکس معروفی که مرد کردی را نشان می‌دهد که کودک نوزادی را در بغل دارد از آثار احمد ناطقی است. از روی این عکس تندیسی ساخته شده است و در نقاطی از شهر حلبچه نصب شده است.

داستان حلبچه قصه درد است. کشتار به دست هموطن دردی دارد که تا ابد می‌ماند. دو روز قبل از بمباران شیمیایی به دستور صدام، حلبچه با بمب‌های معمولی مورد حمله وحشیانه قرار داشت. می‌گویند این مقدمه حمله بزرگ شیمیایی بوده است ظاهراً علی حسن المجید تصمیم داشته شیشه ساختمان‌های شهر را بشکند، تا امکان مقاومت در مقابل گازهای سمی به حداقل برسد.

آنچه در حلبچه اتفاق افتاد کشتار سازمان‌یافته بود. بخشی از عملیات انفال علیه کردها توسط صدام. بهانه رژیم این بود که در جریان عملیات‌های ایران در غرب، کردهای عراقی به نیروهای ایرانی کمک کرده‌اند.

در بسیاری از روستاهای کردنشین عراق پیش از این، صدام دستور پاکسازی مردها را داده بود. کامیون‌ها روستا به روستا می‌گشتند و مردها و پسرهای بالای ۱۴ سال را همراه خود می‌بردند، که سالها بعد گورهای دسته جمعی آنان پیدا شد.

اما صدام در حلبچه کار را یکسره کرد و دست به نسل‌کشی زد. در این حمله حدود پنج هزار تن از مردم حلبچه که غیر نظامی بودند کشته شدند.

آنچه نوشته‌ها در این زمینه می‌گویند: « در ۲۴ ساعت صدها بمب شیمیایی بر فراز حلبچه و روستاهای مجاور ریخته می‌شود و مردم بی‌پناه و هر موجود زنده‌ای در منطقه قربانی سیاست سرکوب‌گرانه نیروهای عراقی می‌شوند. ۱۶ و ۱۷ مارس ۱۹۸۸ برابر با ۲۶ اسفند ماه ۱۳۶۶ روزی فراموش‌ناشدنی در تاریخ جنگ‌های مدرن است. روزی است که حلبچه قربانی شیمیایی‌باران نیروهای صدام شد. روزی است که در میان سکوت مجامع بین‌المللی مردم حلبچه قربانی خشن‌ترین روش‌های نسل‌کشی شدند.»


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.