شهید عباس کریمی؛ نیست تا ببیند معیارهای انقلاب گم شده است
چکیده : جنازه شهید همت را که از سه راهی مرگ به عقب برگردانند، عباس جایش را گرفت. شد فرمانده لشگر ۲۷ محمد رسول الله. اما این فرماندهی یک سال بیشتر طول نکشید. رفقای قدیمی از پی هم رفتند. خیبر و بدر و کربلای پنج فرماندهان ایران را یکی یکی گرفت. یک سال پس از خیبر باز عباس بود و مجنون. حمید باکری و ابراهیم همت را خیبر گرفته بود. احمد متوسلیان در جادهای دور از جبهههای ایران گم شده بود. او مانده بود و مهدی باکری و بدر و مجنون...
کلمه – گروه دفاع مقدس: جنازه شهید همت را که از سه راهی مرگ به عقب برگردانند، عباس جایش را گرفت. شد فرمانده لشگر ۲۷ محمد رسول الله. اما این فرماندهی یک سال بیشتر طول نکشید. رفقای قدیمی از پی هم رفتند. خیبر و بدر و کربلای پنج فرماندهان ایران را یکی یکی گرفت.
یک سال پس از خیبر باز عباس بود و مجنون. حمید باکری و ابراهیم همت را خیبر گرفته بود. احمد متوسلیان در جادهای دور از جبهههای ایران گم شده بود. او مانده بود و مهدی باکری و بدر و مجنون.
اما ۲۴ اسفند ۶۳ به پایان نرسیده بود که عباس کریمی هم آسمانی شد. او در حالی که آخرین دستور ابلاغی از جانب قرارگاه را در عملیات بدر (منطقه شرق دجله و شمال القرنه) اجرا می کرد، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه سرش مجروح شد و جان را به معشوق تسلیم کرد.
میگویند جمله معروفی دارد که همیشه تکرار میکرده است: «خودمان را بررسی کنیم، ببینیم کجا بودیم، چه بودیم، از کجا آمده ایم و به کجا می رویم. ما که نیروی این انقلاب هستیم.»
او این سخنان را شش سال پس از پیروزی انقلاب گفته است که از این شش سال را پنج سال در جبهههای کردستان و جنوب بوده، با این حال مدام خود را با خط و معیار انقلاب به سنجش میگذاشته تا هرگز فاصلهای با آرمانهای انقلاب نگیرد.
چه خوب که نیست تا این روزها را ببیند. ببیند معیار گم شده است و کسانی دلواپس شدهاند که نمیدانند مرد جنگ و انقلابیبودن یعنی چه؟
همانها که امام شهدا را، روزی به انتقاد میگرفتند امروز به جایی رسیدهاند که وقتی جواب «نه» از مردم میشنوند به منتخب این ملت لقب «پست» میدهند.
شهید عباس کریمی سردار بزرگ جنگ خود را مدام مورد سنجش قرار میداد و از همه میخواست چنین کنند، انگار این روزهای ما را پیشبینی کرده بود. انگار دیده بود که سالها پس از جنگ و انقلاب چه بر سر یاران واقعی جنگ و انقلاب و آرمانهایشان میآید.
میگویند او در سررسید شخصی و به خط خودش نوشته است:«خصوصیات یک فرمانده به این شرح است: سلامتی جسم و فزونی علم، مشورت با نیروها، سعه صدر و نداشتن حس انتقام، برخورد با افراد تحت فرماندهی از راه ارشاد و موعظه، در کنار همه تاکتیکها، از همه مهمتر، فاصله نگرفتن از خداست. فرماندهای که ابتکار عمل نداشته باشد، تسلیم است. ابتکار عمل، سلاح برنده مومن است.»
اینان چارهای جز شهادت نداشتند وگرنه همچون «داوود کریمی» دیگر فرمانده جنگ که از دوستان شهید عباس کریمی بود و سالها پس از جنگ از شدت جراحات شیمیایی به شهادت رسید باید مدتی را در زندان سپری میکردند یا خوندل میخوردند و صبر میکردند تا این روزگار تلخ بگذرد.
آنچه از سردار عباس کریمی فرمانده لشگر ۲۷ محمد رسول الله علاوه بر موارد فوق باید بدانیم این است که در سال ۱۳۳۶ در قهرود کاشان به دنیا آمد. دوران ابتدایی و هنرستان را در این روستا به گذراند. بعد از اخذ دیپلم در رشته نساجی، در سال ۱۳۵۵به سربازی رفت. دوران خدمت وظیفه او با مبارزات مردمی در انقلاب اسلامی ایران همزمان بود. با وجود خفقان شدید حاکم بر مراکز نظامی، اعلامیههای امام خمینی را مخفیانه به پادگان عباس آباد تهران منتقل و آنها را پخش میکرد. پس از فرمان امام، خدمت سربازی خود را رها کرده و به صف مبارزین انقلابی پیوست و در جریان ورود امام خمینی به ایران جزو نیروهای انتظامی کمیته استقبال بود.
به هنگام تأسیس سپاه پاسداران کاشان در بهار سال ۱۳۵۸ به عضویت سپاه درآمد و در قسمت اطلاعات مشغول به خدمت شد. در تابستان سال ۱۳۵۹ داوطلبانه برای مبارزه عازم کردستان شد و در سپاه پیرانشهر با واحد اطلاعات عملیات همکاری کرد. پس از مدتی، به عنوان مسئول اطلاعات عملیات این سپاه معرفی شد. عباس کریمی بعدها همراه احمد متوسلیان و رضا چراغی به جبهههای جنوب عزیمت کرده و به عنوان مسئول اطلاعات عملیات تیپ محمد رسول الله به فعالیت خود ادامه داد.
وی در عملیات فتح المبین از ناحیه پا بشدت مجروح شد و حدود دو ماه بستری بود و در این ایام (به توصیه پدرش) مقدمات ازدواج خود را فراهم کرد. در ۲۱ مهر سال ۱۳۶۱ ازدواج کرد. در تیرماه ۱۳۶۱ با همان وضعیت مجروح به عملیات مسلم بن عقیل بود پیوست.
در عملیات والفجر مقدماتی به عنوان مسئول اطلاعات سپاه ۱۱ قدر (که تازه تشکیل شده بود) معرفی و مدتی به مسئولیت فرماندهی تیپ سوم سلمان از لشکر ۲۷ حضرت رسول منصوب شد. با شهادت محمد ابراهیم همت در عملیات خیبر، از اواخر اسفند۶۲ فرماندهی لشکر ۲۷ محمد رسول الله را به عهده گرفت.














