تحلیلدرمانی رهبری؛ شش نکته درباره سخنان آیتالله خامنهای
چکیده :مدّتهاست که اسلام و خدا و پیامبر حضور چندانی در سخنان روحانیان حاکم بهویژه رهبر ندارد. بسامد آیات و روایات در سخنانش کم است و به جایش معیارهای مندرآوردی مانند انقلابیگری و نفوذ جایش را گرفته است./ نجیبان امروز که همهی اهرمها را در دست داشتند، پس شروع کردند به نواختن مردم تهران با انواع تهمتها. نانجیبان دیروز که اعلام پیروزی نامزد پیروز را در نیمهشب شنیدند تنها کاری که کردند راهپیمایی سکوت بود....
نویسنده وبلاگ «ایمایان» در خصوص سخنان دیروز رهبری چند حاشیه بدین شرح نوشت:
یک. ادّعای رقابتی بودن انتخابات.
واقعاً هستند کسانی که این ادّعا را باور کنند؟ ردّصلاحیّت بیش از نوددرصد اصلاحطلبان چارهای نگذاشت که آنان افراد معتدلتر رقیب را از ترس تندروان وارد فهرست خود کنند و در خبرگان هم که دلخوشی همه به حذف چند تندرو بود که فقط دوتایشان بیرون ماندند؛ به این میگویید رقابت؟
دو. این انتخابات سالم بود، پس انتخابات سال ۸۸ و ۸۴ هم سالم بود.
من که متوجّه نشدم این چه طرز استدلال است. مشارکت پرشور ۶۲ درصدی به تنهایی برای نشاندادن اینکه چندسال پیش انتخابات با مشارکت ۸۵ درصدی برگزار نشده کافی نیست؟ انجام عملی درست نشان میدهد که پیش از آن عمل نادرستی صورت نگرفته است؟ پس چرا در هر نشستی این موضوع را تکرار میکنید؟ جز این است که افکار عمومی قانع نشدهاند؟
سه. رفتار نجیبانهی بازندگان امروز و رفتار نانجیبانهی بازندگان دیروز.
نجیبان امروز که همهی اهرمها را در دست داشتند، پس شروع کردند به نواختن مردم تهران با انواع تهمتها. نانجیبان دیروز که اعلام پیروزی نامزد پیروز را در نیمهشب شنیدند تنها کاری که کردند راهپیمایی سکوت بود. در کدام کشور صدهاهزار نفر به خیابان میآیند و تنها گزکی که به حاکمیّت میدهند، آتشزدن زبالههاست؟ (که آن هم برای کمکردن اثرات اشکآور بود). چرا به پیشنهاد نانجیبانهی رسیدگی دقیق به برگزاری شیوهی برگزاری انتخابات رسیدگی نشد؟ چرا اجازه داده نشد که موسوی در صداوسیما با مردم سخن بگوید؟ و مگر فراموش کردید که معترضان به نتایج سه نفر بودند و رضایی و کرّوبی که بخت پیروزی نداشتند هم اعتراض داشتند؟ به بیطرف نبودن شورای نگهبان چرا رسیدگی نشد و هزار پرسش دیگر. خوشخیالی است اگر رهبر نظام بپندارد که این پرسشها با یک خطابهی «اینگونه که من میگویم بیندیشید» از بین میرود. نشان به این نشان که حالاحالاها به فتنهی ۸۸ در سخنانش ارجاع خواهد داد؛ چون هنوز فتنهای زنده است.
چهار. احرازنکردن شرایط یک فرد عمل به قانون است.
احرازنکردن دقیق و منضبط بر اساس قانون ملاک است نه احرازنکردنی که صدای سخنگوی شورای نگهبان را هم دربیاورد و منجر به استعفای او شود. همانگونه که احراز بدون دلیل- با معیارهای شما- نمیتواند به پاسخگویی در برابر «خدا» بینجامد، ردّصلاحیّت دلبخواهی هم نمیتواند. به سخنان آیتالله صافی گلپایگانی و آیتالله محفوظی در دیدار با سیّدحسن خمینی مراجعه کنید. دیدار بیسابقهی مراجع تقلید از خمینی جوان و سخنان آنان چه میگوید و این نارضایتی بدنهی سنّتی حوزه چه پیامی برای شما دارد؟
پنج: وظیفهی مجلس خبرگان: انقلابیماندن، انقلابی فکرکردن و انقلابی عمل کردن
در قانون اساسی اثری از این صفات که خامنهای برمیشمرد نیست. مدّتهاست که اسلام و خدا و پیامبر حضور چندانی در سخنان روحانیان حاکم بهویژه رهبر ندارد. بسامد آیات و روایات در سخنانش کم است و به جایش معیارهای مندرآوردی مانند انقلابیگری و نفوذ جایش را گرفته است. نفوذ یعنی فردی چنان بگوید که «دشمن» میگوید. با این وصف مصداق بارز نفوذ ح.شریعتمداری است که موضعش در دوران برجام عیناً همان مواضع اسرائیل و تندروان امریکا بود. از کوزه همان برون تراود که در اوست.
شش. بیاثربودن رفت وآمد غربیان.
یکباره بگویید هرچه در این زمان انجام میشود بیاهمّیّت است و هرچه در زمان آن «نظرنزدیک»بود عالی. سبقت گرفتن غربیان و شرقیان برای حضور در ایران و عقد قرارداد بیاهمّیت است ولی حضور کاملاً کماثر کشورهای عضو پیمان عدم تعهّد مدام گوشزد میشود. آن حضور و جمعشدن کشورها در کنفرانس کشورهای اسلامی کی و کجا به ایران (حتّی ایران احمدینژادی) سودی رساند؟














