برای بانو رهنورد: تو را من چشم در راهم، همه هنگام
چکیده :اگر از من بپرسند بزرگترین افتخارت در زندگی ۴۰ سالهات کدام است بیشک خواهم گفت: بزرگترین افتخارم نمایندگی میرحسین موسوی روی صندوق و فعالیت در ستادش بود. همانگونه که این ۷ سال هم با صلابت و اقتدار این افتخار بزرگ را به زبان آورده و از میرحسین و خط و فکر و عملش حمایت و دفاع نمودهام. به خود میبالم که خداوند نعمت بیداری و آگاهی را بر من عطا کرده و مرا از مریدان شما و خاندان جماران قرار داده است....
یکی از مخاطبان در یادداشتی کوتاه که به کلمه ارسال کرده، نوشته است:
یاد می آرم ز تو ای شمع جان افروز من
ای همیشه سبز و ای بانوی پر از سوز من
هرگز از یادم نرفتی میرحسین قهرمان
زنده باشی و سلامت اسوهی پیروز من
سخنی با بانوی سبزم.
بانوی من هیچ تاریخی قهرمانها را به فراموشی نسپرد شما که جای خود دارید. قهرمان انسانیت… قهرمان عدالتخواهی… قهرمان ظلمستیزی و قهرمان وطنپرستی.
شاید نفسهامان حبس است تا با شما همدردی کنیم اما دلهایمان برایتان میتپد… قلمهامان برایتان مینویسد و چشمانمان شما را انتظار میکشند.
اگر از من بپرسند بزرگترین افتخارت در زندگی ۴۰ سالهات کدام است بیشک خواهم گفت: بزرگترین افتخارم نمایندگی میرحسین موسوی روی صندوق و فعالیت در ستادش بود. همانگونه که این ۷ سال هم با صلابت و اقتدار این افتخار بزرگ را به زبان آورده و از میرحسین و خط و فکر و عملش حمایت و دفاع نمودهام. به خود میبالم که خداوند نعمت بیداری و آگاهی را بر من عطا کرده و مرا از مریدان شما و خاندان جماران قرار داده است.
تو را من چشم در راهم… نه چون نیما که میگوید شبا هنگام… تو را من چشم در راهم… همه هنگام…
ز _ش از چالوس













