سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » انتقام‌جویی مدعیان اصول پس از شکست در انتخابات: توهین به تهرانی‌ها با کدام منطق؟...
» نتیجه 88 بود یا کار صهیونیست‌ها؟ و یا توطئه دولت!

انتقام‌جویی مدعیان اصول پس از شکست در انتخابات: توهین به تهرانی‌ها با کدام منطق؟

چکیده :جریانی که نه از اصالت انقلاب بویی برده بود و نه ریشه در آن داشت، در واکنش‌های رسانه‌ای پس از شکست در تهران بیش از همه رخ نمایاند. پس از اعلام نتایج حوزه تهران که همه کرسی‌ها متعلق به لیست امید بود و لیست ائتلاف اصولگرایان سهمی از صندلی‌های سبز بهارستان را نصیب خود نکردند، واکنش‌ها شروع شد و به میزان فاصله از معیار اصولگرای انقلابی به معنای حقیقی کلمه با تندروی، واکنش‌ها در حدفاصل فحاشی تا انتقاد به خود قرار گرفتند....


کلمه – گروه سیاسی: انتخابات دهم مجلس شورای اسلامی و پنجم خبرگان رهبری بیش از آنکه سرنوشت نمایندگان آینده مجلسین را مشخص کند، تعیین کننده خط فاصل تندروی و اصولگرایی در کشور شد. پس از اتفاقات سال ۸۸ و آنچه از اعتراضات خیابانی مردم و قلع‌و‌قمع اصلاح‌طلبان در عرصه سیاست کشور باقی ماند، طیفی از کسانی بودند که با شعار فتنه فتنه در کوره راه انقلاب اسلامی‌ای که خود تعریف کرده بودند، باقی ماندند.

آنان که یاران انقلاب و امام‌خمینی (ره) به شمار می‌رفتند و در تقسیم‌بندی‌های سیاسی نام اصلاح‌طلب بر خود داشتند، یا به گوشه زندان‌ها رفتند یا با برچسب ساکتین فتنه به حیاط‌خلوت سیاست رانده شدند.

آنچه ماند، نه از اصالت انقلاب بویی برده بود و نه ریشه در آن داشت. لیست‌های انتخاباتی اصولگرایان در روزهای پایانی قبل از انتخابات این نگرانی را به همراه داشت که آن تتمه ریشه‌داران انقلاب مانده در جناح راست که دیگر خود را اصولگرا می‌نامیدند در حال حذف بودند.

این داشتن یا نداشتن اصالت در واکنش‌های رسانه‌ای پس از شکست در حوزه پایتخت بیش از همه رخ نمایاند. پس از اعلام نتایج حوزه تهران که همه کرسی‌ها متعلق به لیست امید بود و لیست ائتلاف اصولگرایان سهمی از صندلی‌های سبز بهارستان را نصیب خود نکردند واکنش‌های دور از انتظار حتی اصولگرایان شروع شد.

به میزان فاصله از معیار اصولگرای انقلابی به معنای حقیقی کلمه با تندروی، واکنش‌ها در حدفاصل فحاشی تا انتقاد به خود قرار گرفتند.

در میان واکنش‌ها آن که بیش از همه مورد هجمه قرار گرفت طبقه متوسطی بود که همیشه در کنار جیب خالی دغدغه‌های سیاسی و فرهنگی نیز دارد.

حمله رسانه‌های تندرو عصبانی به تهرانی‌ها

سایت رجانیوز نزدیک‌ترین رسانه به جبهه پایداری بازنده اصلی در حوزه تهران در مطلبی نوشت که :« تهران به عنوان شهر طلاق واعتیاد و جرم، طبیعی است به اصلاح‌طلبان رای بدهد.» نویسنده مطلب حتی نتوانسته بود که خشم خود را لابه‌لای کلمات به خوبی پنهان کند. او طبقه متوسط را مورد حمله قرار داده و نوشته:

«اصولگرایان در تهران انتخابات را نه به خاطر لیست سیاسی یا شعارهای انتخاباتی، بلکه به خاطر غلبه پیدا کردن فرهنگ و سبک زندگی غربگرایانه، شبه مدرنیستی باختند. واقعیت این است که تهران به دلیل مرکزیت و پایتخت بودن، بیش از دیگر استانها هدف انواع برنامه های توسعه غربگرایانه فرهنگی، اقتصادی و … در طول سالهای مختلف بوده و روند سکولاریزاسیون در تهران بیش از هر استان دیگری به بار نشسته، لذا علاوه بر طبقه مرفه و سرمایه دار در شمال تهران، طبقه متوسط شهری نیز که تمایلات آشکار غربگرایانه ای دارد در تهران به قشری تاثیرگذار تبدیل شده و به همین علت است که لیست اصلاحات و حامیان دولت در تهران با اقبال روبرو می شود و این مساله دقیقا ادامه برتری میرحسین موسوی بر محمود احمدی نژاد در انتخابات ۸۸ در تهران است! زمانی که احمدی نژاد در کل کشور بیش از ۱۱ میلیون از موسوی بیشتر رای آورد اما در تهران نتوانست حریف طبقه مرفه و متوسط جدید شود. لذا شکست اصولگرایان از اصلاحات در تهران، یک شکست کاملا اجتماعی- فرهنگی است. وقتی در تهران بنا بر آمارهای رسمی بیشترین میزان جرایم اجتماعی، روزه خواری، طلاق، اعتیاد و … ثبت شده، بدین معناست که این شهر بیشترین فاصله از فرهنگ اصیل دینی و انقلابی را برای خود ثبت کرده و به همین میزان طبیعی است که در چنین شهری به جای افرادی که نخستین وجهه آنها در افکار عمومی شهرت آنها به دیانت و گفتمان انقلاب اسلامی است، چهره هایی وارد مجلس شوند که در افکار عمومی بیشترین فاصله را با این معیارها و مفاهیم دارند.»

این سایت مدعی اصولگرایی در کانال تلگرامی خود هم رای مردم تهران را به ریشخند گرفته و به همراه عکسی، معروفترین گفته امام را درباره انتخابات مورد استهزا قرار داده و نوشته است: «میزان، رای شمیران است.»

اما کانال تلگرامی بسیجی، یک‌باره مرم تهران را اهل کوفه خوانده و فاش‌نیوز اهالی بدتر از کوفه.
حسین قدیریان در بصیرت ۱۱۰ نوشته است: «آهای بسیجی جنوب شهری! که دیروز در خط مقدم نبرد با لعین داعشی، مجال این را پیدا نکردی که در سرنوشت خود شرکت کنی! که رأی بدهی! من سرنوشت تو را می‌دانم! یک دنیا مظلومیت و بعد هم شهادت! ‌ای تاریخ! قلمت بشکند اگر ننویسی که اینجا بهشت اپوزیسیون است! که اینجا بسیجی باید برود جان دهد تا حتی آنکه نظام را قبول ندارد، در اوج امنیت برود رأی دهد!»

اصولگرایان فاصله را حفظ کردند

اما همان فاصله میان تندروی و اصولگرایی واقعی واکنش‌ها را معنی‌دار می‌کند. اهل کوفه خطاب کردن مردم تهران حتی به مذاق برخی از اصولگرایان هم خوش نیامد.

امیر محبیان فعال سیاسی اصولگرا نسبت به رفتار اهانت آمیز برخی اصولگرایان هشدار داد و گفت:

«مقایسه مردم تهران با اهل کوفه با چه توجیه شرعی و عقلی سازگار است؟ واقعا چون تهرانی ها به لیست اصلاح طلبان رای دادند باید آنها را اهل کوفه و اصحاب یزید خواند؟ در دور بعد اگر به اصولگرایان یا آقای احمدی نژاد یا جناب مصباح رای دادند به لشکر امام حسین (ع) برگشته و حر می شوند؟ این گونه تحلیل با کدام منش و تحلیل امام و رهبری و عقل و منطق همخوان است؟ این روش که رقابت را بین لیست رهبری و لیست انگلستان نشان دهیم و بعد هم برنده را انگلیس؟!با کدام عقل همخوان است؟ این که یک شهر ١٢ میلیونی را چون به آقای فلان و فلان رای نداده اند؛ در زمره یزیدیان بدانند چه توجیه شرعی و عقلی دارد؟ من می گویم ؛ هیچ ….
جز آن که سیاست ما به حدی نزول کرده که ملاک و شاخص دین و ایمان این و آن کاندیدا می شوند.
آیا واقعا فکر می کنیم از طریق اهانت به مردم می توان رای گرفت؟ مگر آن که مردم خویش را جمعی مازوخیست بدانیم!»

حتی روزنامه‌ای مانند وطن امروز هم در تندروی ید طولایی دارد این سخن را رد کرد و در بخشی از یادداشت روز خود به این عبارت پرداخت و نوشت:

«سخنی با گروه قلیلی از دوستان خودی. کوفه خواندن تهران، بی‌تعارف بیانگر نوعی «بی‌معرفتی سیاسی» است. یعنی چه این حرف‌ها؟ چطور مردم تهران وقتی ۳ دوره مجلس را به افراد همسو با ما می‌سپارند، شهیدپرور و ولایی و اهل درد و با معرفت خوانده می‌شوند اما کافی است باری علیه من و ما رای بدهند! اگر به «تلک الایام نداولها بین الناس» ایمان داریم، ‌لاجرم باید اندکی تامل کنیم و بعد از سبک و سنگین کردن حرف مد نظر، تحلیل خود را به رشته تحریر درآوریم. لذا صمیمانه از این دوستان عزیز می‌خواهم که «صبوری» را هم به «بصیرت» خود اضافه کنند. اولا صبر و بصر همواره با هم آمده‌اند، ‌ثانیا بساط این انتخابات را نظام جمهوری اسلامی پهن کرده. اگر به بهانه رای شهرستانی‌ها به اصولگرایان حق نداریم ملت ایران را «عقب‌مانده سیاسی» بخوانیم، به بهانه رای تهرانی‌ها به گروه مخالف خود هم حق نداریم حرف‌های نازیبا بزنیم که دست آخر، جز به نتایجی زشت منجر نخواهد شد.»

مسجدجامعی به نمایندگی از تهرانی‌ها تذکر داد

احمد مسجدجامعی نماینده شورای شهر تهران نیز در تذکری در صحن علنی شورا این سخن را مورد انتقاد قرار داد و با بیان اینکه شهروندان تهرانی خطایی نکرده‌اند که مستوجب چنین برخوردی باشند گفت: «مردم بارها شعور سیاسی خود را نشان داده‌اند که تجلی آن در شیوه رفتارشان از جمله در انتخابات اخیر به خوبی دیده می‌شوند و گویی انتخاب‌شوندگان از مجاری دستگاه‌های نظارتی به خوبی عبور نکرده‌اند.لابد انتظار دارند از این پس به جای شورای نگهبان، آنها تعیین کننده صلاحیت‌ها باشند و این در حالی است که نتایج انتخابات مجلس و خبرگان در تهران روشن است. کسانی که بسیاری از مراکز قدرت و رسانه‌های دیداری و شنیداری را یکجا در انتخابات داشتند، سهم قابل توجهی را در انتخابات پیدا نکرده‌اند؛ با اینکه نامزدهای آنها در همان مرحله اول تایید شدند و فضا به گونه‌ای بود که در پایتخت، در، دیوار، تیر چراغ برق و حتی درختی نبود جز آنکه تصویر آنها به آن آویخته شده بود، در حالی که در مقابل آنها جریان سیاسی بود که با کمترین امکانات و بدترین شرایط در عرصه رقابت حاضر شد.»

همزمان با اینکه مدعیان اصولگرایی تنها از تهرانی‌ها سخن می‌گویند و شهروندان را چون دشمنی که از غیب رسیده می‌پندارند و کسانی جدای از مردم این سرزمین معرفی می‌کنند، اصلاح‌طلبان روی سخن خود را متوجه دیگر هموطنان می‌کنند و آنان را مخاطب خود قرار داده و می‌گویند که ما اصلاح‌طلبان به «شهرستانها» می‌بالیم.

دفاع جلایی‌پور از شهرستانی‌ها

حمیدرضا جلایی‌پور فعال سیاسی و جامعه‌شناس در یادداشتی می‌نویسد: « اصلاح‌جویان و میانه‌رو‌ها در شهرهای غیر تهران شکست نخورده‌اند. اگر شکست خورده بودند که در مجلس دهم شکل‌گیری اکثریت حامیان دولت (متشکل از اصلاح طلبان و اعتدال گرایان و میانه روها) در برابر اصولگرایان پایدارچی شکل نمی‌گرفت. این پیروزی که تنها با لیست سی نفره تهران به دست نیامده است. لیستی با لیستی بالای صد وپنجاه کرسی ائتلاف که صد بیست تا از آنها از شهر های غیر تهران برامده اند، بدست آمده است.»

سپس او به آسیب‌شناسی این گفته اصولگرایان می‌پردازد که بین تهرانی‌ها و شهرستانی‌ها فاصله‌گذاری کرده‌اند و در بخشی از یادداشت خود می‌نویسد: «غیر از دودلیل فوق ارزیابی کلان من از جامعه ایران موید عقب افتادگی سیاسی شهرهای ایران نیست. ارزیابی من از جامعه ایران این است که این جامعه اعم از شهرهای کوچک و بزرگ ان «مدرن» است و نه عقب افتاده (البته این جامعه مدرن بدقوارگی هایی نیز دارد که در کتاب جامعه شناسی ایران توضیح داده ام). این مدرن بودن به معنای بی نقص بودن نیست بلکه به این معنا است که در ایران بیش دو هزار مرکز جمعیتی است که بیش از ده هزار جمعیت دارد ( یعنی همان شهر های ایران) این مراکز جمعیتی البته مشکلات معیشتی و اجتماعی و فرهنگی دارند و خواهند داشت ولی به رغم این مشکلات از لحاظ رشد اگاهی سیاسی و فردیت و پی جویی مصالح جمعی به ان مرحله رسیده اند که اگر انتخابات سالم و منصفانه برگزار شود به اکثر قواعد رایج مردم سالاری پایبند باشند. لذا اینکه در سطح شهرهای ایران با نابرابریهای اقتصادی و سایر بدقوارگی ها روبرو هستیم به معنای عقب افتادگی سیاسی نیست. « مهندسی کاران» صحنه انتخاباتی درحذف رقیبان دست کاری نکنند نتایج انتخابات در شهر های کوچک و بزرگ و تهران تفاوتی نخواهد داشت.
در ضمن توجه داشته باشید محلات شهر تهران نمونه ای ازکل ایران و یا مراکز شهری ایران است. در تهران میان شمیران و نارمک و اسلام شهر ( که هر کدام از این مناطق جمعیتش از شهرهای متوسط ایران بیشتر است) نابرابری های گوناگونی وجود دارد ولی به رغم این گونگونی مناطق تهران به یکسان ظرفیت پاسخگویی به الزامات مردم سالاری را دارند و منطقه ای نسبت به منطقه دیگر عقب افتاده سیاسی نیست و در این انتخابات هم نبود.»

تا اصولگرایان دنبال منویات رهبری هستند، وضع همین است

اما در این میان حجت الاسلام مرتضی روحانی مدیر مسؤول سایت «ترجمان» در خصوص تحلیل نتایج انتخابات مجلس دهم در تهران فضای کلی‌تری را برای اصولگرایی و آینده سیاسی‌شان به تصویر کشید و در یادداشتی نوشت: « جریان اصولگرایی، جریانی است که از جهت نظری ضعیف و از جهت عملی ناکارآمد است. خواسته‌های بزرگ دارد ولی شعورش کم است. بدن بزرگ و مغز کوچک نیز آدم را ناخودآگاه به یاد انتقراض دایناسور‌ها می‌اندازد. این جریان نه در حوزه اقتصاد سیاسی ـ به عنوان یکی از مهم‌ترین عرصه‌های نظری برای هر دولتی ـ حرف خاصی دارد و نه در باب اندیشه سیاسی از کتاب ولایت فقیه امام جلو‌تر آماده است. در تبیین رابطه حاکمیت با مردم به شدت ناتوان است و حداقل‌اش این است که نتوانسته یک ادبیات نظری مناسب و مقبول برای این مسئله تولید کند.»

این چهره رسانه‌ای اصولگرایان مصداق سخن خود را ناکارآمدی‌های دولت‌های نهم و دهم و مجلس هشتم و نهم عنوان کرده است.
او در بحث اینکه مشکل اصولگرایی کجاست نوشته است: « به نظرم تا زمانیکه دالّ مرکزی جریان اصولگرایی «پیگیری منویات رهبری» است، وضع ما از این بهتر نمی‌شود. تا زمانیکه به دنبال عقلانیت سیاسی نباشیم و سعی نکنیم با فعالیت‌های نظری و عملیِ خودمان بخشی از هزینه‌های رهبری را بر دوش بکشیم، و دائماً به دنبال این باشیم که منویات رهبری را اجرایی کنیم یعنی نمی‌خواهیم مسئولیت کاری را که انجام می‌دهیم بر عهده بگیریم. یعنی می‌خواهیم شخص دیگری تصمیم بگیرد و ما آن را اجرا کنیم. همیشه منتظریم که ایشان فرمایشی داشته باشند تا ما کاری بکنیم. نتیجه این رویکرد چه می‌شود؟ نتیجه این می‌شود که اصولگرایان دائما ادبیات نظری تولید شده توسط رهبر انقلاب را در سخیف‌ترین لایۀ ممکن و در بدوی‌ترین امور هزینه می‌کنند بدون آنکه توانایی آن را داشته باشند که خطی بر آن بیافزایند یا آن را با شرایط کاریشان تطبیق دهند، این می‌شود که حتی شعارهای تبلیغاتیشان نیز بدون هیچ خلاقیتی مستقیم از سخنان رهبری وام گرفته می‌شود. تابع‌اش می‌شود کپی پیست کردن حرفهای رهبری پای عکس‌های جناح مقابل ….»

احمدی‌نژادی‌ها فاصله‌گذاری کردند

این همه ماجرای خرابی‌های پس از طوفان انتخابات برای اصولگرایان نیست. سایت‌های نزدیک به احمدی‌نژاد ساز دیگری دارند. آنان مستقیما اصولگرایی را مورد حمله و انتقاد قرار دادند.

آنان خود را جدای از این جریان می‌دانند. شاید بر این اساس که پیش‌بینی رییس‌شان درست از آب درآمده و احمدی‌نژاد گفته بود که اصولگرایان در انتخابات آینده شکست سختی از اصلاح‌طلبان می‌خورند.

سایت دولت بهار در سلسله مطالبی به واکاوی جریان اصولگرایی در عرصه سیاست پرداخته است.

اینها تعدادی از تیتر مطالب این سایت است: « قبض اصولگرایی، جذب اصلاح طلبی / ناکامی در بازتعریف مفهوم اصولگرایی ناشی از اعتماد به نفس کاذب بود»، « تزویر به شما امان می دهد تا مقاومتتان را بشکند / عاقبت پروژه انحراف یابی!»، « رمزگشایی از سقوط پدرخوانده های اصولگرایی در تهران و ضرب شست طبقه متوسط شهری» و…

کیهان: نتیجه شبکه‌سازی صهیونیست‌ها بود!

در این میان کیهان همچنان ساز خود را می‌زند. او از سناریویی که نوشته هرچند ارکان‌اش بر سر جا خود نباشند ولی حسین شریعتمداری همان را بر روی صحنه می‌برد.« اصولگرایان بخوانند که در تهران با چه پدیده ای رو به رو هستند؟» و در ادامه بازخوانی دارد از غفلت شبکه سازی اجتماعی.

کیهان در مطلب خود باز به قول خودش به فتنه ۸۸ پرداخته و آن را حاصل کار ۲۶ ساله شبکه‌سازی صهیونیست و استکبار معرفی کرده که محصول آخری همین امر نتایج انتخابات اخیر در پایتخت است.

سایت ۵۹۸ این نتایج را توطئه دولت می‌داند در خارج کردن فضای مجازی از شمول قانون که همین امر برگ برنده اصلاح‌طلبان شد.

تندروها همچنان به دنبال مقصر خارجی و داخلی می‌گردند و یک بار حاضر نیستند بایستند، سکوت کنند و اندکی تفکر، تا شاید بتوانند صدای مردم را بشنوند.

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.