اینجا فرهنگستان هنر؛ جایی که قرار بود پایگاه زایش و رویش باشد
چکیده :هنوز ساختمان افتتاح نشده بود و به قول میرحسین خرده کارهایی داشت. هیجان مرد سالهای جنگ در مقابل معماری و رنگ به چشم همه میآمد. توضیح میداد «از اینجا که نشستهاید باید به موازی بودن خط دیوارها شک کنید. بازی رنگ است...» و جوانان که آمده بودند تا حرف از سیاست و انتخابات و ریاست جمهوری بزنند، ابعادی از وجود کسی را میدیدند که نسل قبل نخست وزیر امام مینامیدش....
کلمه – کسری نورایی:
شاید جوانان اولین میهمانان ساختمان نارنجی خیابان ولیعصر بودند پیش از افتتاح. جوانههای بهار گاهی سرک میکشیدند اما هنوز آنقدر خیالشان از رفتن سرما راحت نشده بود که قد راست کنند و لبخند بزنند. چند روزی مانده به نوروز. هنوز ساختمان افتتاح نشده بود و به قول میرحسین خرده کارهایی داشت. هیجان مرد سالهای جنگ در مقابل معماری و رنگ به چشم همه میآمد. توضیح میداد «از اینجا که نشستهاید باید به موازی بودن خط دیوارها شک کنید. بازی رنگ است…» و جوانان که آمده بودند تا حرف از سیاست و انتخابات و ریاست جمهوری بزنند، ابعادی از وجود کسی را میدیدند که نسل قبل نخست وزیر امام مینامیدش. و شاید همان گرههای لطافت هنر و استحکام مواضع سیاسی بود که وسوسهشان میکرد تا کشفش کنند.
توضیح داد که «پایههای ستونهای این ساختمان را از معماری هخامنشی وام گرفتهام و بدنه آن نیز طرحی از معماری چهارصد سال گذشته است. در بالای ستونها نیز اشعاری حکاکی شده است که به مرور زمان با گرفتن غبار بیشتر هویدا میشوند.»
و امروز سالها از اسفند ۸۷ میگذرد و غبار بر ساختمان فرهنگستان نشسته اما غباری که میرحسین به دنبال آن بود غباری از تنفس چنارهای ولیعصر بود و هوای فرهنگ. غباری از ماشینهای مستاصل در ترافیک ولیعصر و اثر نگاهها بر ساختمانی که رنگ نارنجیاش جلب توجه میکرد. اما غبار نشسته بر ستونها امروز غبار حذف است و غبار تجارب. گرد کینه و خاک اسکناس.

ولیعصر را همگام چنارها پایین میآیم تا طالقانی. سمت چپ. و مکث. حال و هوای اسفند ولیعصر انگار فرق کرده با آن سالها. شاید یادش رفته نوروز در راه است. شاید دلتنگ مرد نقاش است. شاید هم خسته شده و قهر کرده از این همه بیقوارگی در فرهنگستان هنر. فرهنگستانی که متولد شد و قرار بود پایگاه زایش و رویش باشد. تولدی که معمارش، حتی توضیح میداد که رنگ نارنجی را انتخاب کرده تا حس تحرک را القا کند، هیجانی معتدل بیافریند و عشق و مهربانی و انرژی ساتع کند.
قرار بود پایگاه سفیران هنر باشد اما بنگاه اجاره و نشر شده است. اصلیترین نهاد سیاستگذاری فرهنگ و هنر ایران است، ۱۷ سال پیش که تاسیس شد قرار بود از میراث فرهنگی و هنری اسلامی و ملی پاسداری کند، وظیفهاش پیشنهاد سیاستهای کلی و یافتن راهبردها برای ارتقای فرهنگ و هنر اسلامی و ایرانی معرفی شده بود. در سال ۱۳۷۷ فرهنگستان هنر در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست سیدمحمد خاتمی کلید خورد.
سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور خوش ذوق ۸ سال دولت اصلاحات، مدیریت این نهاد را به اهلش سپرد، به میرحسین موسوی، معمار، نقاش و سیاستمداری که هم دغدغه اسلام و فرهنگ اسلامی دارد و هم عرق ملی و ایران.

فرهنگستان هنر یکی از فرهنگستانهای چهارگانه ایران (هنر، علوم، پزشکی، ادبیات) است. این فرهنگستان زیر نظر هیچ وزارتخانهای نیست و مستقیم زیر نظر رئیسجمهوری و وابسته به ریاستجمهوری است. بودجهای آن مستقل تعریف شده و ریاست عالی آن رئیسجمهور است. فرهنگستان هنر نیز مانند سایر فرهنگستانها در سیاستگذاری های خود مستقل است.
روسای فرهنگستان به پیشنهاد رئیسجمهوری و با تائید شورای عالی انقلاب فرهنگی و با حکم رئیسجمهوری ریاستش را آغاز میکند. اما پیگیری امور در هیات امنای موسسه با معاون اول رئیسجمهوری است. این نهاد تا کنون تنها دو رئیس داشته و دو دوره متفاوت را از سرگذرانده است.
در دوره اول یعنی در زمان مدیریت میرحسین موسوی، این فرهنگستان فعالیتهایی متنوع و سطح بالا انجام میشد. همایشهای درخشانی چون همایش تمدن جیرفت، همایش عبدالقادر مراغهای (موسیقیدان بزرگ قرن هشتم و نهم هجری)، همایش شاهنامهنگاری، گردهمایی گنجینههای از یاد رفته هنر ایران، کنگره بینالمللی مولانا، گردهمایی مکتب اصفهان (هنر، ادب و اندیشه) یا برگزاری دوسالانههای بینالمللی در زمینه هنرهای تجسمی و سینما مانند دوسالانه نقاشی جهان اسلام، دوسالانه فیلم جهان اسلام و… برای فراهمکردن بستر پژوهشی و تولید و انتشار مقالههایی انجام شد.
بسیاری از این برنامهها نهتنها برای محققان داخلی برنامهریزی میشدند بلکه با دعوت از پژوهشگران خارجی یا دریافت مقالاتی از آنها در همایشها زمینه ارتباطهای بینالمللی را ایجاد کرده بود. علاوه بر این برنامههای پژوهشی گستردهای نیز همچون گردهمایی مکتب شیراز «هنر، ادب و اندیشه سدههای هفتم، هشتم و نهم هجری قمری» در دوره ۹ ساله مدیریت میرحسین موسوی در این نهاد دولتی برنامهریزی و برگزار شد. در این دوره حدود ۴۵۰ عنوان کتاب منتشر شد کتابهایی که اغلب به منابعی دست اول در هنر و فرهنگ کشورمان تبدیل شدند.

اما این روزها دغدغه این فرهنگستان به گونهای دیگر است. هر روز خبری جدید از تعدیل نیروها منتشر میشود و تالارهای این فرهنگستان برای کسب درآمد اجاره داده میشوند. سالنها به بخش خصوصی اجاره داده شده و تمرکز بر چاپ و فروش کتاب بیشتر به سمت کسب درآمد بالاتر است.
ماجرا از سال ۱۳۸۸ آغاز شد، بعد از کودتای انتخاباتی سال ۸۸، محمود احمدینژاد در راستای سیاستهای تمامیت خواهانهاش به فرهنگستان هنر هم رحم نکرد. احمدینژاد که در سمت رئیس دولت، ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی را هم برعهده داشت، یک ماه قبل از انتخاب ریاست جدید این نهاد، در اساسنامه فرهنگستانها از جمله فرهنگستان هنر دست برد و دو تغییر مهم را اعمال کرد تا هم نحوه انتخاب اعضای فرهنگستان تغییر کند و هم رئیس فرهنگستان که تا آن زمان به پیشنهاد اعضای پیوسته انتخاب میشد، به انتخاب خود او باشد.
پس از میرحسین؛ در«فرهنگستان هنر» چه میگذرد
نهایتا با همین تغییرات علی معلمدامغانی به عضویت فرهنگستان هنر درآمد و در اول دی ماه ۱۳۸۸ نیز احمدینژاد سفر استانی خود به فارس را نیمهتمام گذاشت تا با شرکت در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی کینههای شخصی خود را بر سر فرهنگ و هنر ایران آوار کند. در آن جلسه احمدینژاد، معلمدامغانی را به عنوان رئیس جدید فرهنگستان معرفی کرد. درحال حاضر نیز بعد از اتمام دوره چهارساله اول ریاست معلم بر فرهنگستان هنر در سال ۹۳، او همچنان و برای دوره دوم در این سمت ابقا شده است. این تمامی تغییرات صورت گرفته در فرهنگستان نبود و همزمان مهدی کلهر (مشاور احمدینژاد)، جهانگیر الماسی (بازیگر) و مجتبی رحماندوست (نویسنده و مشاور دیگر احمدینژاد) نیز با این قانون جدید توسط احمدینژاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی به مجموعه اعضای پیوسته فرهنگستان اضافه شدند.

همان زمان سیدمحمد بهشتی که از گزینههای انتخاب حسن روحانی به عنوان ریاست فرهگستان با پایان دوره چهارساله اول معلم بود، نسبت به این مصوبه موضع گرفته و گفته بود: «این مصوبه مصداق بارز تقابل فرهنگ دولتی و دولت غیرفرهنگی است.»
در ابتدای دولت حسن روحانی زمزمههایی برای تغییر ریاست فرهنگستان هنر شنیده شد اما عملا به دلیل دخالت نهادهای حاکمیتی اجازه تغییر ریاست فرهنگستان به حسن روحانی داده نشد.
اخیرا فرهنگستان هنر همکاری خود را با ٢٨ نفر از کارکنان که در بخشهای مختلف فعالیت میکردند، قطع کرد. یکی از بخشهایی که تحتتأثیر گزینشها، نیروی انسانی بیشتری را از دست داده است، مجموعه پژوهشی فرهنگستان هنر است؛ بخشی که اتفاقا یکی از ارکان اصلی تأسیس این فرهنگستان را تشکیل میدهد.
در سالهای اخیر تعداد زیادی از طرحهای پژوهشی لغو شدند و فرهنگستان هنر بیشتر به سمت چاپ و فروش کتاب پیش رفته است. در این مدت هم غیر از کل آثار انتشاریافته، فقط دو کتاب نفیس که یکی از آنها «شاهنامه طهماسبی» با قیمت یکمیلیون و صدهزار تومان و «شاهکارهای هنری ایران در موزه لهستان»، منتشر شدهاند. ضمن اینکه مجموعه پژوهشی فرهنگستان هنر در دو سال گذشته چهار مدیر عوض کرده است. آخرین آنها، علیرضا اسماعیلی است که مدیر بخش انتشارات نیز هست و با حفظ سمت، سرپرستی بخش پژوهش را برعهده دارد. پیش از او بهمن کاظمی، مرحوم مختار علیزاده و علیاکبر رضایی این بخش را مدیریت میکردند. یکی از اتفاقهایی که در دوران مدیریت بهمن کاظمی روی داد، اختصاص میزان قابلتوجهی از بودجه فرهنگستان هنر به بهمن کاظمی بود تا کتابهای شخصی خود را همچون موسیقی اقوام «عرب»، «ترکمن»، «تالش» و… منتشر کند.
بر اساس گزارشی که چندی پیش روزنامه شرق منتشر کرد، یکی دیگر از فعالیتهای فرهنگستان هنر، اجاره تالارها به بخش خصوصی است. هرچند اجاره تالار و آمفیتئاتر نهادهای دولتی به بخش خصوصی که شاید امکان تأسیس چنین مکانهایی را ندارند، موضوع تازهای نیست، اما اجارهی تالارها حتی با کارکرد این نهاد فرهنگی مطابقت نداشته است. به عنوان مثال تالارهای ایران و باربد که در ساختمان اصلی فرهنگستان هنر واقع در خیابان ولیعصر است و تالارهای مجموعه فرهنگی – هنری آسمان را واقع در زعفرانیه، به بخش خصوصی اجاره داده شده آن هم به شرکتهایی که مطلقا ماهیتی فرهنگی- هنری ندارند بلکه کاملا تجاری هستند. یکی از آنها شرکت هنکل آلمان است که در زمینه مواد شوینده فعالیت میکند.
در سال ٩٠ جمعی از کارمندان فرهنگستان هنر در نامهای خطاب به معلمدامغانی از عملکرد مدیریتی او انتقاد کردند: «باندبازیهای پیدرپی، جابهجاییهای نابجا و سوءمدیریت چنان بر این فرهنگستان تاخت که فرهنگستان هنر مانند نیستانی گرفتار در آتش قدرت به خاکستر افسوس تبدیل شد». آنها در این نامه از برکناری مدیرانی چون بهمن نامورمطلق، حسن بلخاری، عبدالمجید شریفزاده، کیانی، کیاسری، رضایی، یارزاده و حیفومیلهای مالی فرهنگستان هنر بهشدت انتقاد کرده بودند.
از سوی دیگر اتفاقات دیگری مثل تخصیص بودجه ۶٠٠ میلیونی پژوهش تنها به دو نفر که یکی از آنها فقط به مدت یک ماه معاونت این نهاد هنری را برعهده داشت و معلق نگهداشتن پژوهشهایی حول محورهای محلی در ارتباط با شاهنامهخوانی لرستان که در سال٩١ تصویب شد، در سکوت ماند.
حالا از نهادی که قرار بود سیاست ساز عرصه فرهنگ و هنر کشورمان باشد تنها نامی بر جای مانده، نامی که بر فضای غیر فرهنگی کنونی آن سنگینی میکند این نهاد در سالهای اخیر کارنامه بسیار بدی در امور هنری برجای گذاشته و خروجی فعالیتهای آن بیش از آنکه زیبنده نام فرهنگستان هنر باشد در خور فروشگاه هنر است.















